مراحل رشد اخلاقی 

 

 

ژان پياژه

 

 

 

همزماني كه مردم در تواناييهاي شناختي خود رشد مي‌كنند، فهم آنها از مسائل اخلاقي نيز پيچيده تر مي‌شود. كودكان كم سن و سال نسبت به كودكان بزرگتر و بزرگسالان پافشاري بيشتري در ديدگاه خود نسبت به قانون صحيح و غلط خود دارند.

 

 

اخلاق خود مدار (بـزرگترها)

اخلاق ديگـــر مدار (كوچكتـــرها)

 

 

بر پايه روابطي متقابل و دو سويه در بين افراد خود مدار كه معتقدند همه مردم با هم برابرند.

به اين مرحله، نسبي گرايي اخلاقي هم گويند: قوانين محصول توافق دو طرف است، راه براي مذاكره دوباره باز و هر چيز با توافق شخصي مشروعيت مي‌يابد، قوانين وسيله‌اي جهت كارهاي مشاركتي و احترام متقابل است.

كار نادرست بسته به نيت فرد عمل كننده است، كار درست بر يعني رفتار يكسان در برابر نيازهاي افراد، تنبيه متناسب با لغزش انجام شده است.

 

روابط بر پايه اجبار است: مثل، اطاعت كامل كودك از دستورات.

به اين مرحله، واقع گرايي اخلاقي هم اطلاق مي‌شود: قوانين غير قابل تغييرند، يك قدرت خارجي وجود دارد، هيچ گفتگويي جايز نيست، كار درست اطاعت محض از قوانين و بزرگترها است.

كار بر اساس نتيجه عمل قضاوت مي‌شود. كار درست آن است كه مورد قبول بزرگسال باشد، تنبيه سخت و استبدادي نمادي از عدالت است. 

تنبيه نتيجه قطعي سرپيچي است.