آیا کودکان ما باهوش تر شده اند ؟

 

فيليدا براون می گويد بچه ها ... آنها تمام وقت خود را با بازيهای ويديوئی و رد و بدل نمودن نوشته برای يکديگر صرف می کنند آيا می توان به پای آنها رسید ؟

يک جمله تکراری ، ممکن است ، ولی بايد بپذيريد که اين موضوع واقعيت دارد. بیشتر بچه ها در برنامه ريزی ويديو و set up کردن کامپيوتر ، از پدر و مادرخود بسیار بهتر هستند. آنها می توانند پدر و مادر خود را در بازيهای ويديوئی شکست دهند و  احتمالا فکر می کنند که از پدرو مادر خود باهوشترند. اما باعث شگفتی است که اين بچه ها ممکن است راست بگويند . اگر از تست های IQ چيزی دستگيرمان شود ، نشان    می دهد که جوانان امروزی واقعا" با هوشتر از پدر و مادر خود هستند. مطالعات انجام شده در کشورهای متعددی نشان می دهد که نمرات IQ لااقل از دهه 1950 ميلادی ، درحال افزايش است ، بدين ترتيب اگر فردی دارای IQ متوسط آن دوره باشد ، امروز کم هوش درنظر گرفته می شود. بنظر می رسد که باگذشت هرنسل ، انسانها با هوشتر و با هوشتر می شوند ، ولی نه به اين سرعت.

 هوش یک مفهوم بی ثبات و وابسته به زمان می باشد و بين روانشناسان ، جدالهای جدی ای برسر اين مسئله که چه چیزی بعنوان افزايش ميزان IQ درنظر گرفته شود، وجود دارد برخی از محققان بر اين باورند که ما اصلا" باهوشتر نمی شویم ، بلکه فقط در حل برخی از مسائل خاص ، مهارت می يابيم. با اين وجود، ديگران می گويند که ، آنها بازتاب افزايش ميزان IQ را در دنيای واقعی سنجش هوش ديده اند و برای مغشوش تر ساختن امور، توصيه هايی وجود دارد و زمان آن رسيده که به آنها خاتمه دهيم.

ما بايد با اينها چه کار کنيم ؟ برای پرسش دراين زمينه ، بايد از شخصيت بارزی چون James Flynn ، استاد علوم سياسی دانشگاه Otago درDunedin نيوزيلند استفاده نمود.

وی ابتدا نشان داد که ميزان IQ در اواسط دهه 1980 ميلادی افزايش يافته است. اين روش با توجه به القابی که ديگران به آن داده اند، تحت عنوان اثر فلين شناخته شده است ، يافته ها ، سئوالات جديدی را در اين مورد برانگيخت که آيا تست های IQ قادر به بازگو نمودن یکسری از مسائل هستند يا خير . در رويداد بزرگی که در سال 1987 ميلادی در روزنامه ها بچاپ رسيد ، Flynn بکمک تست های قدرت استدلال افراد ، مقايسه هايی را با جزئيات کامل در 14 کشور انجام داد. اين اطلاعات ازکشورهايی مانند بلژيک و هلند که خدمت سربازی تا سال 1980 ميلادی در آنها جريان داشت ، بدست آمد . ضرورتا" ، هرمرد جوانی ( و در برخی از کشورها ، هر زن جوانی ) مجبور به انجام تست هايی بودند که بر اساس طرحهايی تعيين شده بود ، و از اين رو ، نتايج شاخصی برای آن جمعيت محسوب می شد.

نتايج ، از کشوری به کشور ديگر متفاوت بود ، ولی نتايج آنها را می توان به ميزان IQ تبديل نمود تا بتوان آنها را با يکديگر مقايسه کرد. در کشورهای ديگر ، می بايستی فلين به اطلاعات تست IQ اعتماد نمايد بطور کلی نتايجی را که او در( Psychology Bulletin( p171 ,vol 101  به چاپ رسانيد ، رشد واقعی را در امتيازات ، تا 25  امتياز در يک نسل نشان داد.

با اين وجود ، هنوز نمرات خام کلی ، مطالب زيادی را برای فلين آشکار نساخت . برای افزايش يافته ها ، او به امتيازاتی توجه کرد که هر تست IQ منطقی برای سنجش قدرت کلام ، شمارش و ديد فضايی انجام شده بود . این گروه آخر ، معمولا" ماتريس های Raven را نيز شامل ميشود. اشکال متسلسل که يک قسمت آن گم شده بود. داوطلب می بايستی از بين متغيرها ، يکی را انتخاب کرد. مثلا" اينکه کدام شکل را بايد در ناحيه خالی قرار داد . زمانی که فلين به امتيازات بيشتر دقت نمود ، طرح کلی ، کاملا" واضح بود بيشترين افزايش امتيازات تقريبا" در هرمورد ، مربوط به ماتريس Raven و تست های مشابه به آن بود ، در حاليکه امتيازات شمارشی و کلامی ، افزايش ناچيزی را نشان می داد. از زمان تحقيق نوشته شده در سال 1987 ميلادی فلين ،بيشتر کشورها ، بعلاوه اسرائيل و اخيرا" آرژانتين را مورد توجه قرار داده بود . وی سمت گيری رو به افزايش مشابهی را بدست آورد که علت بيشتر اين افزايشها مهارتهای ديدن فضايی و خيالی بوده است.

فلين از پر معنا بودن اثری که بنام وی نامگذاری شده مطمئن است ولی ، به اين مسئله که ما به مغزهای متفکر تبديل می شويم اعتماد ندارد. او می گويد که اجداد ما از ما عقب نمانده بودند و ما هم نابغه نيستيم . احتمالا" ما ، فقط مهارتها و عادات ذهنی خود را که سبب حل شدن مسائل ذهنی می شود را افزايش داده ايم. مهمتر آنکه اين مسائل را جدی تر می گيريم.

فلين می گويد : انسانها برای حل يکسری از مهارتها پيشرفت نموده اند . دلیل او اين است که با گذشت زمان جامعه ما ، مردم را وادار به فراگرفتن اين مهارتهای ذهنی نموده است . زمانيکه اجداد ما بزرگ می شدند ، مردم مهارتهای ذهنی ديگری چون محاسبات ذهنی یا حفظ کردن لغات متعدد را مهم می دانستند . عکس العمل آنها در برابر برخی از اين مسائل که ما اکنون آنها را جدی می گيريم می توانست اين باشد که حالا فايده آن چيست ؟

فيلن بر اين باور است که در جوامعی که تست هوش بعنوان يک نگرانی در نظر گرفته می شود ، مهارتهايی چون حل مشکلات بطريقه ذهنی ، سريعتر از مهارتهای ديگر رشد می کند. همچنين نياز به توانايی های ديدن فضايی ( سه بعدی ) به اين علت رشد يافته که ما نياز به استفاده از کامپيوتر ، تلويزيون و رانندگی کردن داريم . پس ، انتظار می رود که نسلهای موفق مهارتهای فردی را ، در اين جهت بيشتر از جهات ديگر رشد دهند. او می گويد : تصور نمی کنم که هوش يکباره افزايش يابد. بيشتر روانشناسان پذيرفته اند که ميزان IQ افزايش پيدا کرده ولی در مورد اينکه چه مقدار افزايش يافته است ، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی مانند ، Robert-Howard روانشناس تجربی دانشگاه New South Wales سيدنی به اين موضوع اشاره می کند که هوش عمومی ما ، بر اثر تغذيه بهتر ، خانواده های کوچکتر ، تحصيلات بالاتر و ديگر تغييرات محيطی بالا رفته است. John Rust از کالج Goldsmiths دانشگاه لندن ، براین عقيده است که فقط جبر در انجام فعاليتهای ديد فضايی سبب افزايش ميزان IQ نمی گردد. در بين عوامل فراوانی که وجود دارد ، او معتقد است که با پيچيده تر شدن جامعه ، مردم بايستی بر روی تمام مسائل فکر کنند . همچنين وی اشاره می کند که اگر يک انسان پيشرفته مانند آينشتاين که تئوری نسبيت را کشف نمود ، مفهومی را کشف نمايد برای ما راحتر خواهد بود تا بطريقی ماهرانه تر انديشه نماييم.

بطور کلی ما بايستی ياد بگيريم تا با ايده های پيچيده تر سروکار داشته باشيم. ولی برخی از محققان در تست های IQ به فراسوی جلوه گری انسان می نگرند و به تحقيق در مورد شواهدی در دنيای واقعی پرداخته اند که بيانگر باهوشتر شدن انسانها می باشد.

در مطالعه ای که در سال گذشته به انجام رسيد ، Howard مجموعه ای از شاخصهايی که شامل ميزان بهره وری علمی و حضور در بازيهای فکری نظير شطرنج ، بريج و شطرنج ژاپنی بود را تجزيه و تحليل نمود. وی بطور آزمايشی دريافت که حقيقتا" مردم ، بطور فزاينده ای باهوشتر شده اند. بعنوان مثال ، سن جوانترين و ماهرترين بازيکن شطرنج از سال 1991 ميلادی چهار برابر کاهش يافته است درحاليکه از سال 1950 ميلادی تا آن زمان تغيير ايجاد نشده بود. بايد پذيرفت که هيچکدام از معيارها به تنهايی يک شاهد مجاب کننده برای افزايش هوش نمی باشد. مثلا" افزايش ميزان بهره وری علمی ، بسادگی بيانگر اين حقيقت است که دانشمندان همواره تحت فشار فزاينده ای قرار دارند تا مقالات تحقيقی خود را بچاپ برسانند و تعدادی از اندازه گیری ها ، مانند امتيازات انحصاری ، روند آشکاری را نشان نداده است. با وجود این محدوديتها، Howard تشخيص داد که که واقعيتی به وقوع پيوسته است ، بويژه در مورد مهارتهای ديد فضايی ، که بازيکنان شطرنج ماهر بدان نیاز دارند.

وی می گويد : کودکان از لحاظ ديداری باهوشتر می شوند ، چرا که آنها همواره با موضوعات ديداری سروکار دارند و همانند فلين بر این باوراست که اين امر ، سبب افزايش IQ آنها می گردد. علت زمينه ای هرچه باشد ، بنظر می رسد که اثر فلين حقيقت دارد. زمانيکه مجبور به حل مشکلی باشيد یا موضوع مهارتهای ديد فضايی مطرح باشد ، شما از پدر و مادر خود باهوشتر و از پدربزرگ و مادر بزرگ خود بسيار باهوشتر هستيد ، اما آيا همواره می تواند اينگونه باشد؟ آيا کسی باهوش متوسط امروزی ، در سال 2050 ميلادی بمانند يک کودن است ؟ احتمالا" نه تحقيقات اخير ، Howard را به مسير تحقيقاتی متفاوتی هدايت کرده است. برعکس ، اکنون وی بر این باور است که افزايش هوش ، احتمالا" در کشورهای صنعتی به اوج خود رسيده است . بخشی از نتايج وی از بررسی هايی که بکمک معلمان مدارس صورت گرفته ، بدست آمده است . او می گويد : اگر هوش در حال افزايش باشد ، معلمان بايستی آنرا گزارش دهند.

هیچکس اين مسئله را بطور سيستماتيک از آنها بازخواست نکرده است . به همين خاطر Howard به کمک معلمان دبيرستان های سيدنی که از سال 1979 ميلادی در آنجا کار می کرده اند ، بررسی های را به عمل آورده است . بيشتر آنهايی که به اين سئوال جواب داده اند ، اظهار داشته اند که هوش عمومی افزايش نيافته است . سپس Howard همين پرسشنامه را به معلمان با تجربه در مدارس ابتدايی استراليا ، سنگاپور و کره جنوبی داد. تفاوتها بسيار چشمگير بود . معلمان دبستانی در استراليا اظهار داشته اند چندين سال است که بچه ها باهوشتر نشده اند . ولی معلمان دبستانهای سنگاپور و کره جنوبی به وضوح اظهار داشته اند که در آنجا ، بچه ها باهوشتر شده اند. Howard می گويد: کاملا" بديهی است که بچه های امروزی باهوشتر از بچه های قبل هستند. او معتقد است که اين مسئله در قياس با نظرات معلمان استراليايی ساختگی نيست . " تعبير من اين است که افزايش هوش عمومی درکشورهای صنعتی ساليان سال است که متوقف شده است " . او حدس می زند که در جوامع صنعتی ، تغييرات اجتماعی ای که سبب تحريک افزايش هوش عمومی می شوند، اکنون کاملا" پايدار و مشخص شده است ، فقط مهارت های ديداری ، فضايی رو به بهبود است. بر عکس ، اقتصاد بسيار روبه رشد آسيايی ، در طی 40 سال ، آن جوامع را به جوامع پيشرفته تبديل کرده است و تغييرات سريع ادامه دارد. بعنوان مثال Howard برای حمايت از اين نظريه ، اطلاعات بدست آمده از دانمارک را بيان می کند. هنوز ارتش دانمارک ، مردان جوان را برای خدمت سربازی ضروری احضار می کند ، با اين وجود، تعداد کمی از افراد ، بايستی خدمت سربازی را بر خلاف ميل خود انجام دهند. از سال 1957 ميلادی همه اشخاص 17 ساله ، تست هوش دقيقا" مشابهی را انجام دادند.  که تست های مشابه ماتريس Raven را شامل می شود. همچنين داوطلبان بايستی بتوانند اشکال هندسی اصلی که در بوجود آمدن اشکال پيچيده تر نقش دارند را شناسايی کنند. سئوالات شفاهی نيز دارد. مانند آيا خورشيد همانند ماه برای روز است ؟ و سئوالاتی در مورد سری اعداد مانند 8532 ؟ نتايج اين آزمون ها توسط Tomas Teasdale نوروپاتوبيولوژيست دانشگاه کپنهاک و David Owen که اکنون در دانشگاه نيويورک می باشد ، به دقت بررسی گرديد . در طی دهه های 1960 و 1970 ميلادی ، نمراتی که بر پايه يک معيار مشخص سنجيده شده بود در کشورهای ديگر نيز افزايش يافته بود. اما در طی دهه 1990 ميلادی ميزان رو به بهبود IQ به اندازه یک واحد کاهش يافت(telligence, vol.28 p.115 ) بعلاوه ، امتيازات فقط در ارتباط با سئوالات ديداری . فضايی بهبود یافته بود. اعمال شفاهی و شمارش، اهميت خود را از دست داده اند. همه چيز به اينجا ختم نمی شد. اخيرا" Teasdale گزارش داده است که نمرات از سال 1999 ميلادی به بعد يک کاهش عمومی را نشان  می دهد. وی می افزايد که سال 1999 ميلادی ، اولين سالی است که در آن تعداد نوجوانان دانمارکی ای که پس از 16 سالگی به تحصيلات دانشگاهی می پردازند ، کاهش يافته است . چرا اين مسئله اتفاق افتاده است ؟ يکی از علل آن می تواند آن باشد که برای سنجش ميزان توانايی افراد در اين تست ها ، محدوديت هايی وجود دارد و اکنون نوجوانان دانمارکی در حال رسيدن به آن هستند. ممکن است که يک حداکثر مطلقی برای تواناييهای افرادجهت انجام اين اعمال وجود داشته باشد بدون توجه به اين مطلب که فرهنگ رايج تا چه اندازه آن را مورد تشويق قرار می دهد. ولی بر اساس گفته های Tesadale جواب مسئله اين نيست . اين موضوع روشن نمی سازد که چرا نمرات روند روبه کاهش را پيدا کرده اند. اگر به آن حداکثر نرسيده باشيم ، نتايج تست بايستی آن را تحت فشار قرار دهد ، نه آنکه آن را کاهش دهد.

ترازکننده بزرگ

Howard براين باور است که ترازکننده نمرات IQ در دانمارک ، بدلیل مشکل انگيزه ، پايين می باشد . او از تحقيقات معلمان مدرسه در استراليا يک علامت هشدار دهنده ای را بدست آورد . بيشتر معلمان تصور می کردند که دانش آموزان آنها باهوشتر يا کودن تر از قبل نشده اند. ولی اکثريت قريب به اتفاق از اين مسئله شکايت می کردند که دانش آموزان نسبت به مدرسه علاقه کمتری نشان می دهند. Teasdale با هيپکدام از اين نظريات متقاعد نگرديد. نظر معلمان فقط نمونه ای از تمايل بزرگسالان نسبت به اين مسئله است که جوانان بدترينند. مسئله اين است که حتی در کره جنوبی که معلمان بر اين باور بودند که انگيزه دانش آموزان نسبت به گذشته کاهش يافته است . با این وجود ، بزرگترين و بدترين بخش گمشده در اين معما، نتايج ترک تحصيل کنندگان دوره دانشگاهی است. در سراسر جهان ، نتايج ، درحال بهبود يافتن يا بهتر شدن است يا آنکه به همان ترتيب باقی مانده است ؟ متاسفانه جواب دادن به این سئوال مشکل است . آزمونها در طی سال ها تغيير يافته اند. و به همين ترتيب تعيين اين که داوطلبان اين تست ها را با چه دقتی انجام می دهند نیز مشکل است. و اين مسئله که دريابيم بهترين حدس در اين مورد آن است که اگر روند کلی درحال کاهش نباشد ، تغييری نکرده است.

در ايالات متحده آمریکا ، که تست ترک تحصيل کنندگان نسبتا" بدون تغيير مانده است ، نتايج از دهه 1950 ميلادی بهترين حالت ثبات را نشان می دهد. در بريتانيا تعداد دانش آموزانی که نمرات بالايی را در سن 18 سالگی می گرفتند از سال 1990 بشدت افزايش یافته است . ولی Rust بر اين باور است که اين مسئله بيانگر افول استانداردهای آزمونها برای ورود افراد بيشتری به تحصيلات عالی می باشد . اگر بخواهيد ميزان راهيابی را از 5 به 3% برسانيد ، تنها راه ممکن اين است که استانداردهای ورودی را پايين بياوريم.

فلين شخصا" ازنزديک بر اين يافته ها نظارت دارد. وی در نتيجه گيری شتاب نمی کند بلکه منتظر می ماند تا نتايج بيشتری را از کشورهای ديگر بدست آورد. ولی او از خود سئوال می کند که آیا ما به جايی رسيده ايم که دانش آموزان ، ديگر دوست ندارند ، بيشتر از اين به آنها فشار وارد شود. آيا شرايطی که سبب چنين پيشرفت سرسام آوری در توانايی افراد شده است با رشد و غنی شدن هر چه بيشتر جامعه از بين می رود؟ وی اظهار می دارد که درتاريخ بشريت ، غنی شدن باعث نابودی می شود . به آنچه که بر سر رومی ها آمد نگاهی بيافکنيد : آنها تنبل شدند و يونانی ها را به خدمت گرفتند تا بجای آنها فکر کنند. تا به امروز دلیلی بر صحت اين مطلب وجود ندارد که ما فکر کنيم جوامع صنعتی شده  بدين راه کشيده شوند. اما شايد ، فقط شايد بايستی کمی نگران باشيم !

 

****

منبع : مقاله " آیا کودکان ما باهوش تر شده اند ؟نسل عقب مانده ،نسل نابغه   "- تهيه کننده :  پيام بهزادی و الهام بهزادی -  اطلاعات علمی  فروردين 1383

 

 

 

                      
 

 

 

 

 

 

آموزش علـوم

 

 طبيعت در شهـــر، شهـــر در طبیعت

Leah W. Melber, Science and Children

April 2000

 

همه دانش آموزان، به خصوص آنانی که با طبيعت کمتر ارتباط دارند، باید فرصت مشاهده گياهان و جانوران مختلف را در كلاس درس و زمين مدرسه داشته باشند. بر اساس استانداردهاي ملي آموزش علوم امریکا ( 1996 ) درك شکوه و پرمایگی و هيجان دانستن درباره طبيعت، از جمله مهم ترين اهداف آموزش علوم در مدارس است . كسب چنين تجربه اي براي دانش آموزان ساكن در مناطق شهري اغلب دشوار است . با وجود خيابان هاي آسفالت شده و ساختمان هایي که دسترسي به فضاي باز را محدود می كنند، طبيعت بسيار دور از دسترس به نظر مي رسد . اما، دانش آموزان شهري نيز می توانند به روش های متعددی تجربه های زیست محیطی داشته باشند و طبیعت را در جاهایی كه انتظار آن نمي رود، پیدا كنند. استانداردهای ملی آموزش علوم دانش آموزان را به کنجکاوی علمی فرامی خواند. این فرایند از آمادگی تا پایه چهارم شامل راهکارهای زیر است:

  • پـــرسيدن ســـوال
  • طــرح ريزي و اجــراي آزمايشـــی ساده
  • استفاده از ابـــزار ساده بــراي جمـــع آوري اطلاعات
  • فـــراهم کــردن يک توضيح نهايـــي 
  •  و در آخــر تبــادل نظــرها و توضيـــح ها

انجام دادن پژوهش های پايه، در کنار فرایند عادی یادگیری محتوا، یکی از راه هایی است که دانش آموزان را در دستیابی به این هدف ها کمک می کند . كشاندن کنجکاوی علمی به حياط مدارس بر هيجان درس ها می افزاید و احساس لذت بردن از فضای بیرون را در آنان پرورش می دهد. بنابراين، گر چه ممكن ست دانش آموزان شهري امكان پرسه زدن در هکتارها جنگل را نداشته باشند، این دانش آموزان هنوز هم مي توانند لذت پژوهش کردن در محیط باز را تجربه كنند . طبیعت همواره ما را فراگرفته است، خواه ، سلسله اي از كوه يا حتي فوجی از كبوترهاي خانگي باشد . حشرات و پرندگان در مناطق شهري نيز زندگی می کنند و چه بسا تفاوتي بين اين مناطق و مناطق روستايي قائل نشوند .

طرحهاي ساده ای که در اين مقاله پیشنهاد شده است، ماده اوليه خاصی نمی خواهند؛ سه فعاليت كه به دانش آموزان شهري در یادگیری درباره طبيعت کمک می کنند و هر سه مورد بر اساس استانداردهاي ملي آموزش علوم طراحي شده اند . در فعاليت اول، دانش آموزان الگوهاي مختلف رنگ را در كبوترها مطالعه مي كنند ؛ در فعاليت دوم ميزان ريزش باران در منطقه خودشان را اندازه گيري و با ساير نواحي مقايسه مي كنند و در فعالیت سوم، با مشاهده قطعه ای از چمنزار به مطالعه تنوع ژنتيكي مي پردازد.

 

مشــاهده كبوتـــران

دانش آموزان ساكن در مناطق شهري مي توانند از مزیت فراواني كبوتر بهره گیرند و الگوهاي مختلف رنگ را در آنان تحت مطالعه آماري قرار دهند . تنوع رنگ در اين پرندگان زياد است و اگر چه خاكستري یک دست، طوق هاي رنگي و لکه های تيره در بال ها ممکن است معمول باشد، الگوهاي رنگي ديگری ، از جمله لكه هاي قهوه اي مايل به زرد و سفيد ، خاكستري با لكه هاي قرمز و يا سفيد برفی، نيز دیده می شود.

 

1. درباره چیزها ، جانداران و رویدادهای پیرامونتان بپرسید.

دانش ‌آموزان به طور اجمالي و سريع تركيب هاي مختلف رنگ را در دسته اي از كبوتر ها مشاهده می کنند تا برای الگوهای رنگی که پیدا می کنند، نامي تعيين كنند، مانند " معمولی" یا " با لکه های خاکستری و سفید". به علاوه، دانش آموزان مي توانند از نام های ثبت شده درانجمن هاي پرنده شناسي يا پایگاه های اینترنتی نظیر http://birdsource.cornell.edu كمك بگيرند. سپس ، دانش آموزان تلاش می کنند تفاوت هاي کوچکی را که در پرندگاني با رنگ مشابه وجود دارد، پیدا کنند. مثلا ممكن است دو كبوتر ، هر دو از لحاظ ظاهري لكه هاي خاكستري تيره و سفيد داشته باشند، اما تعداد يك نوع لكه برای مثال، لكه هاي خاكستري يا لكه هاي سفيد نسبت به ديگري بيشتر باشد . معلم مي تواند دانش آموزان را به اين فكر وادارد كه چرا پرندگان از يك گونه چنين تنوع رنگ چشمگیری دارند ؟ البته دانشمندان هنوز جواب مشخصي براي اين پرسش ندارند، اما از زمينه هاي قابل توجه براي آنها ، چگونگي انتخاب جفت در پرندگان است و احتمال مي دهند كه شايد رنگ پرندگان از جمله عامل هاي دخيل در اين امر باشد. اکنون دانش آموزان مي توانند پیشبینی هایی درباره الگوهاي رنگ غالب پرندگان درحیاط مدرسه داشته باشند.

 

2. آزمایش ساده ای طـــرح ریـــزی و اجــرا کنید.

دانش آموزان را به چهار گروه تقسيم کنید و هر گروه محلي از محوطه مدرسه را براي مطالعه خود انتخاب مي كند. فرضا منطقه نزديك به محل غذاخوري ، محل زباله هاي مدرسه يا محلی که با ایمنی بتوان خیابان را دید. در اين مطالعه ، هر گروه انواع الگوهاي رنگي موجود و تعداد پرندگان مشاهده شده با هر نوع الگوي رنگي را ثبت مي كند . برخی از دانش آموزان می توانند برای سرشماری خارج از ساعت مدرسه در مناطق دیگر داوطلب شوند. برای تعداد کبوتر هایی که یک دانش آموز شمارش و در مطالعه خود وارد می کند، محدودیتی وجود ندارد. بنابراین، هر دانش آموزان علاقه مندی به انجام این طرح ترغیب می شود. این مطالعه محدودیت مکان ندارد و دانش آموزان می توانند این مطالعه آماری را همه جا برای مثال، در یک پارک، محوطه اطراف منزل یا محل خرید خانواده انجام دهند. البته، مکان انجام دادن مطالعه باید ذکر شود.

 

3. برای جمع آوری داده ها و گستـــرش دامنه حواس از ابزار و تجهیزات ساده بهـــره گیرید.

دانش آموزان داده های خود را روی برگه جمع آوری اطلاعات ثبت می کنند و عکس ها یا تصاویری را که از الگوهای مختلف رنگ تهیه کرده اند، به آن پیوست می کنند. از دوربین های دوچشمی ساده می توان برای مشاهده پرندگان استفاده کرد؛البته، یکی ازنکته های مثبت مطالعه کبوتران این است که دانش آموزان می توانند پیش از این که کبوتر بترسد و پرواز کند به اندازه کافی به آن نزدیک شوند.

 

4. از داده ها برای ساماندهــــی یک توضیح منطقـــی استفاده کنید.

دانش آموزان می توانند نتایج خود را روی هم بریزند و با برشمردن تعداد کبوترهایی که الگوی خاصی دارند، تعداد الگوی های مختلف مشاهده شده در منطقه را شناسایی کنند. به علاوه، می توانند درصد مربوط به هر الگو را محاسبه و از این طریق الگوی غالب را پیدا کنند. آیا در مکان های مختلفی که مورد مشاهده قرار گرفته اند، الگوی رنگ يكساني غالب است؟ چنان چه داده هایی از خارج مدرسه هم جمع آوری شده باشد، می توان آنها را با داده های داخل مدرسه مخلوط کرد و شایع ترین الگوی رنگ را در شهر به دست آورد.

 

5. دیگــــران را از تحقیقات و توضیح یافته هـــای خود آگـــاه سازید.

همه نتایج را می توان در یک گزارش کلاسی، که با همکاری همه دانش آموزان تهیه می شود، آورد. این گزارش باید شرحی درباره نحوه جمع آوری اطلاعات توسط دانش آموزان داشته باشد. دانش آموزان ممکن است برگه مجزایی برای هر مطالعه ای که خارج مدرسه انجام شده است، به گزارش پیوست کنند. تصویر هایی که دانش آموزان طراحی کرده اند، عکس و حتی قطعه ای فیلم کوتاه نیز می تواند جزو گزارش باشند. معلم می تواند این گزارش را در اختیار کلاس های دیگر قرار دهد و به این ترتیب از تحقیقات یکدیگر آگاه شوند. ارزشیابی به صورت های مختلفی می تواند انجام شود؛ برای مثال، از طریق کتابچه هایی که دانش آموزان فرایند انجام دادن این طرح را در آنها توضیح می دهند یا آزمون های کوچکی که در آنها از دانش آموزان می خواهیم مراحل اصلی تحقیق خود را ذکر کنند. معلم باید شیوه ارزشیابی را با توجه به شرایط کلاس خود انتخاب کند.

 

6. فــــرصت را غنیمت بشمارید.

آزمایشگاه مرکزی پرنده شناسی در حال انجام دادن طرح گسترده ای درباره الگوهای مختلف رنگ در پرندگان با نام طرح مشاهده کبوتر (Project Pigeon Watch) است. شما می توانید به پایگاه اینترنتی این مرکز به آدرس http://www.birds.cornell.edu/programs/urbanbirds/ubs_PIWMainEN.htmlمراجعه کنید، درباره الگوی های مختلف رنگ پرندگان اطلاعات به دست آورید، داده های خود را گزارش دهید، از داده هایی که دانش آموزان دیگر ارسال کرده اند آگاه شوید و دریابید که چگونه می توانید کلاس خود را در این طرح جهانی گسترده شریک کنید.

 

باز باران با تـــــرانه

میزان بارندگی را می توان در مناطق شهری و روستایی انجام داد. حوزه انجام این طرح می تواند از میزان بارش محلی تا میزلن بارندگی کل کشور باشد. فقط به یک ظرف درجه بندی شده نیاز دارید که می توانید با هماهنگی با مرکز هواشناسی نزدیک مدرسه، آن را تهیه کنید. البته، خود دانش آموزان می توانند چنین ظرفی را با کمک یک استوانه مدرج یا هر ظرف دیگری که حجمش روی آن نوشته شده باشد، بسازند.

 

1. درباره چیزهـــا ، جانداران و رویدادهــای پیـــرامونتان بپرسید.

دانش آموزان درباره آب و هوا و بارندگی و این که در چه فصل ها یا ماه هایی انتظار بارندگی دارند، گفت و گو می کنند . برای مثال، آنان ممکن است با توجه به این که در چه منطقه ای زندگی می کنند، بارندگی بیشتری را در بهار یا زمستان انتظار داشته باشند. آنان انتظار ندارند که با نزدیک شدن به تابستان بارندگی رخ دهد. دانش آموزان درباره مناطق مختلف کشور بحث می کنند و جاهایی را نام می برند که انتظار دارند در مقایسه با محل زندگی آنان بارندگی کمتر بیشتر یا مساوی داشته باشند. از طریق پایگاه اینترنتی سازمان هواشناسی می توان به اطلاعاتی در این زمینه دست یافت: http://www.weather.ir

دانش آموزان بر اساس اطلاعاتی که جمع آوری می کنند، درباره تاثیر موقعیت جغرافیایی بر میزان بارندگی و زمان بارندگی در طی سال پیش بینی هایی مطرح می کنند . دانش آموزان با تکیه بر تجربه های خود حدس می زنند که بیشترین میزان بارندگی به کدام ماه مربوط است و با توجه به داده هایی که جمع آوری کرده اند، درمی یابند که در کدام بخش کشور بیشترین میزان بارندگی رخ می دهد. آنان این اطلاعات را در مجله هواشناسی خود دفترچه ای با جلدی که روی آن نشانه های هواشناسی یا پدیده های مربوط به آب و هوا طراحی شده است ثبت می کنند و در پایان این فعالیت به آن مراجعه می کنند.

 

2. آزمایش ساده ای طــــرح ریــــزی و اجرا کنید.

دانش آموزان درباره مدت مطالعه و، تا اندازه ای که امکان داشته باشد، زمانی که می خواهند بارش را اندازه گیری کنند، تصمیم می گیرند. معلمان باید این طرح را زمانی اجرا کنند که دست کم بارش ملایمی وجود داشته باشد. مدت این طرح می تواند یک ماه یا حتی طول سال تحصیلی باشد. یکی از اهداف این طرح می تواند مقایسه میزان بارندگی در فصل ها مختلف سال باشد. به هرحال، کلاس در مورد زمان و نحوه اجرا تصمیم می گیرد.طی انجام طرح، ظرف جمع آوری باران باید به طور مرتب برسی شود. تصمیم گیری درباره برسی روزانه یا هفتگی این ظرف، که از هر دو رویکرد داده های مفیدی به دست می آید، بر عهده کلاس گذاشته شود. دانش آموزان باید درباره روزهای تعطیل، که امکان برسی ظرف وجود ندارد، پیشنهادهایی مطرح کنند. از دانش آموزان بخواهید سنجش مقدار بارندگی را در خانه نیز انجام دهند و داده های خود را با داده های کلاسی مقایسه کنند. از برخی دانش آموزان می توان خواست میزان بارش را در چند نقطه دیگر اندازه گیری کنند.

 

­3. بــرای جمع آوری داده ها و گسترش دامنه حواس از ابزار و تجهیزات ساده بهـــره گیرید.

دانش آموزان روش کار با ظرف اندازه گیری میزان بارش را یاد می گیرند و چند بار تمرین می کنند تا مطمئن شوند ظرف را به نحو درست قرائت می کنند. تصمیم گیری درباره مکان قرار دادن ظرف جهت دست یابی به درست ترین نتیجه، برعهده دانش آموزان است. قرار دادن آن نزدیک یک فواره آب ممکن است باعث سر درگمی شود. قرار دادن ظرف در مکان روباز بسیار مهم است.

 

4. از داده ها برای ساماندهـــی یک توضیح منطقی استفاده کنید.

دانش آموزان در پایان جمع آوری داده ها می توانند میانگین بارش هفتگی یا ماهانه را محاسبه کنند. از آنان بخواهید به دنبال الگوها یا قاعده های کلی باشند؛ آنان ممکن است متوجه شوند بارش در برخی ماه ها بیشتر است. از آنان بخواهید شباهت ها و تفاوت های داده های کلاسی و داده هایی خارج مدرسه را پیدا کنند. دانش آموزان ممکن است شهر دیگری در استان خودشان را برای مطالعه نواحی جفرافیایی مختلف انتخاب کنند یا شهری نزدیک شهر خود را مد نظر قرار دهند تا دامنه تغییرات آب و هوا در دو منطقه نزدیک هم را نشان دهند. دانش آموزان باید داده هایی را که جمع آوری کرده اند، با پیش بینی های آغازین خود مقایسه کنند.

 

5. دیگــــران را از تحقیقات و توضیح یافته های خود آگــاه سازید.

دانش آموزان نتيجه طرح را به صورت پوستر عرضه مي كنند. نمودارهاي ستوني، كه ميزان بارندگي را در مدرسه طي دوره تحقيق مشخص مي كنند، بايد در اين پوستر وجود داشته باشد. به علاوه، روش هاي جمع آوري داده ها و الگوهاي مشاهده شده بايد ذكر شود. دانش آموزان مي توانند استنباط خود را از الگوي بارش يا آب و هواي مناطق مختلف، بسته با تواناي خود، در قالب جمله اي كوتاه يا اظهار نظرهاي پيچيده تر بياورند. براي مثال، " اگر فصل بارندگي را در نظر نگيريم، شمال غربي كشور از جنوب غربي آن پر باران تر است" يا " ميزان بارندگي در آستارا از گنبد كاوس بيشتر است." معلم مي توان عكس هايي از دانش آموزان حين انجام كار تهيه كند و در پوستر بگنجاند.

 

گيـاه شناســي پايـه

با شمارش گياهان و جانوراني كه در ناحيه مشخصي زندگي مي كنند، مي توان تنوع ژنتيكي آن ناحيه را برسي كرد. دانش آموزان مي توانند روي يك چمنزار وسيع يا باغچه كوچك مدرسه، يك طرح مطالعاتي در زمينه تنوع زيستي داشته باشند. بيشتر دانش آموزان يك چمنزار را منطقه اي مي دانند كه از يك نوع گياه، چمن، به تعداد انبوه دارد. اما، اگر فردي مدتي از چمنزار وسيعي مراقبت كرده باشد، مي داند گياهان گوناگوني را در آن جا مي توان يافت. مطالعه تنوع زيستي اين برداشت نادرست دانش آموزان را تصحيح مي كند. از آنجا كه مناطق شهري از چمنزارهاي وسيع بهره اي ندارند، منطقه اي كه گياهان وحشي در آن روييده باشند نيز مي تواند به همان اندازه مفيد باشد و گاهي ممكن است تنوع زيستي بيشتري هم داشته باشد. البته، مي توان يك گردش علمي به يك پارك محلي برگزار كرد يا به دانش آموزان فرصت داد در تعطيلات از يك چمنزار بازديد كنند.

 

۱. درباره چیزها ، جانداران و رویدادهــای پیــرامونتان بپرسید.

معلم قطعه اي كاغذ به ابعاد يك متر مربع به دانش آموزان نشان مي دهد و از آنان مي خواهد تخمين بزنند چه تعداد گياه مختلف در يك متر مربع از حياط مدرسه مي توانند پيدا كنند. آيا آنان حياط مدرسه شان را بايد محيطي با تنوع زيستي بالا در نظر بگيرند.

 

۲. آزمایش ساده ای طـــرح ریزی و اجـــرا کنید.

دانش آموزان كلاس را به گروه هاي 3 تا 4 نفري تقسيم كنيد. با استفاده از چهار قطعه نخ، كه طول هركدام يك متر است، يك چهار گوش يك متر مربعي بسازيد. هر گروه فرضيه خود را درباره تعداد گياهان مختلفي كه مي توان در حياط مدرسه پيدا كرد، ثبت مي كند. سپس بخشي از اين فضا را انتخاب مي كند و فرضيه خود را مي آزمايد. شيوه ثبت يافته ها را خود گروه ها تعيين مي كنند. آنان ممكن است تصميم بگيرند نمونه گياه را جمع آوري كنند، تصوير آنها را طراحي كنند يا آنها را توصيف كنند.

 

 ۳. برای جمع آوری داده ها و گستــرش دامنه حواس از ابزار و تجهیزات ساده بهـــره گیرید.

همان طور كه گفتيم، دانش آموزان مربعي از نخ درست مي كنند و گياهاني را كه درون مربع يك متر مربعي يافت مي شوند، شمارش مي كنند. آنان شاخص هاي مختلفي نظير شكل هاي متفاوت برگ ها ، تفاوت در ميزان سبزي گياهان يا داشتن گل كوچك يا بزرگ را مورد توجه قرار مي دهند و گياهان را از هم باز مي شناسند. در اين طرح مهارت مشاهده اهميت زيادي دارد، زيرا گياهان زيادي شبيه هم به نظر مي رسند.، به علاوه، گياهان يك گونه ممكن است متفاوت به نظر برسند، زيرا ممكن است يكي گل داشته و ديگري نداشته باشد. نوشتن محل انجام دادن مطالعه در برگه نتايج ضروري است. براي مثال، در گوشه راست حياط، نزديك توالت يا در مركز حياط. دانش آموزان در پايان كار مي توانند تصويرهاي دقيقي را كه از گياهان مشاهده شده كشيده اند يا نمونه هاي جمع آوري شده را براي شناسايي گياه به يكي از مراكز نگهداري نمونه هاي گياهي ببرند يا براي آنها پست كنند. البته، دانش آموزان با كمك معلم خود مي توانند از كتاب هاي مرجع براي شناسايي گياهان استفاده كنند. همچنين، مي توان يك گياه شناس را به كلاس دعوت كرد. معلم بايد با توجه به شرايط كلاس، يكي از اين كارها را انتخاب كند.

 

۴. از داده ها برای ساماندهـــي یک توضیح منطقـــی استفاده کنید.

پس از پايان يافتن مطالعه، معلم تعداد گياهان مختلفي را كه هر گروه گزارش كرده است، روي تخته مي نويسد و دانش آموزان را راهنمايي مي كند ميانگين آنها را محاسبه كنند. دانش آموزان ميانگين كلاسي را با پيش بيني هاي خود مقايسه مي كنند و پيرامون اين حقيقت كه چرا در يك چمنزار بيش از يك نوع گياه وجود دارد با هم بحث مي كنند. يكي از آنان ممكن است بگويد:" چمنزار يك محيط طبيعي است و بيشتر محيط هاي طبيعي يك نوع گياه ندارند، مگر اين كه يك نوع گياه در آن جا كاشته شود كه ديگر يك مزرعه است نه يك چمنزار."

 

۵. دیگـــران را از تحقیقات و توضیح یافته های خود آگــاه سازید.

هر گروه پوستري تهيه مي كند كه طرح و نحوه اجراي آن را توضيح مي دهد. دانش آموزان در آن مي نويسنده كه چه چيزهايي ياد گرفتند، فرضيه هاي خود را مي نويسند، مراحل فعاليت را شرح مي دهند و نتيجه را گزارش مي كنند.

 

همه چيــز یا هيچ چيــز

در اين مقاله فعاليت هاي ساده اي را مطرح كرديم كه برخي از مهمترين استانداردهاي آموزش علوم را پوشش مي دهند و در عين حال به ابزار و شرايط ويژه اي نياز ندارند. شما نيز مي توانيد چنين فعاليت هاي ساده اي را طرح كنيد و به نهادينه شدن استانداردهاي آموزش علوم در ذهن و رفتار دانش آموزان كمك كنيد. هدف ما نبايد پركردن ذهن دانش آموزان باشد، بلكه بايد ذهن آنان را چنان پرورش دهيم كه از قابليت هاي خودش استفاده كند.

 

اين ضــرب المثل چينـــي را به خاطـــر داشته باشيد:

" به من بگــو، فــراموش مــي كنم. به من نشان بده، به خاطــــر مــي سپارم. من را در يادگيـــري شــريک كن، من درك مـــي كنم."

 

روانشناسی کودک

 

 تربيت كـودک از تولـد تا نوجوانــی

 

 

تربيت بچه ها وظيفه اي براي والدين است و همه آنها مي خواهند به خوبي از عهده اين كار برآيند. يكي از بزرگترين نگراني هاي والدين اين است كه فكر مي كنند فرزندشان دارد بد بار مي آيد، چون اصلاً به حرف آنها گوش نمي كند و هر كاري خودش دوست دارد انجام مي دهد. در واقع اين سئوال مشترك بيشتر والدين است كه مي خواهند بدانند: اگر من به فرزندم اجازه بدهم كه هركاري خواست انجام بدهد، بد تربيت مي شود؟ و اغلب دوستان و خويشاوندان شما جواب مي دهند: اگر هر وقت كودك شما گريه مي كند، به سراغ او برويد، قطعاً بي ادب خواهد شد! اما تربيت غلط واقعاً به چه معناست؟ بيشتر مردم عقيده دارند بچه هايي كه خودخواه، بي ملاحظه، سهل انگار هستند و هر لحظه درخواست جديدي دارند، بچه هاي بي ادبي هستند.

 

در اينجا مي خواهيم به اين موارد اشاره كنيم كه چطور فرزندانمان را تشويق كنيم به جاي اين كه خودخواه باشند، اعتمادبه نفس داشته باشند؛ به جاي اينكه هميشه ما آنها را تحت كنترل قرار دهيم، با ما همكاري كنند و به جاي اين كه هميشه چيزي از ما بخواهند، كمي ملاحظه كار باشند. بيشتر مردم عقيده دارند توجه نشان دادن سريع به كودكي كه گريه مي كند، او را به گريه بيشتر تشويق مي كند، در واقع اين يك باور قديمي است. البته گريه كودكان هميشه دليل خاصي دارد.كودكان نمي توانند وقتي گرسنه مي شوند خودشان غذا بخورند و يا وقتي درد دارند خود را آرام سازند، آنها به كمك والدين خود نيازمندند؛  بنابراين با گريه كردن به آنها اعلام مي دارند كه به كمكشان نياز دارند. شما نمي توانيد گريه كردن كودكان را عاملي براي بد بارآمدن آنها بدانيد، بلكه  توجه سريع نشان دادن به كودكان به آنها احساس آرامش مي دهد.

 

گاهي والدين فكر مي كنند فرزندان آنها رفتار غيرطبيعي و نامناسبي دارند، درحالي كه رفتار كودكان با توجه به سن آنها بايد مدنظر قرار گيرد، براي مثال رفتار كودك كه اسباب بازيهايش را به اطـــراف پرت مي كند، غيرطبيعي نيست. اين كار ممكن است ما را عصباني كند و براي ما خوشايند نباشد، اما بدان معني نيست كه كودك بي ادب شده است. براي كودك در فاصله سني 14 تا 20 ماهگي تنها نه گفتن و يا سر او فرياد كشيدن كافي نيست.

 

بدين گونه ارتباطي ميان شما و او ايجاد نمي شود. گاه نه گفتن شما بايد با نگاه خشمگينانه يا چهره عصباني همراه باشد. در واقع ارتباط غيركلامي بسيار مهم است. بسياري از مشكلات از ناحيه كودكاني ايجاد مي شود كه نمي دانند چه رفتاري مناسب است. پدرومادر محدوديت هاي آنها را كاملاً مشخص نمي كنند و يا قواعد و مقررات را آن طور كه بايد به كودك انتقال نمي دهند و يا به صورت ناخودآگاه چنان محدوديت هاي زيادي قائل مي شوند كه كودك مي بيند بخش اعظم رفتارش مورد سرزنش قرار دارد و در اين شرايط بسيار طبيعي است كه ناراحت شود.

 

شما هر اندازه فرزندتان را دوست داشته باشيد، گه گاه عصباني مي شويد و خونسردي خود را از دست مي دهيد. در واقع كودكان در عصباني كردن پدرومادر خود استادند، ولي شما نبايد آرامش خود را ازدست بدهيد و زود از كوره دربرويد، بلكه بايد با رفتاري صحيح كودك را به انجام كارهاي درست ترغيب سازيد.

 

آمــــوختن نظــم و تــــرتيب اوليــــه

بدون ترديد بـــزرگترين مشكل والدين با كودكان نوپا، وادار كردن آنها به همكاري و تشريك مساعي است. وقتي كودكان شيطنت مي كنند، شما چه كار مي كنيد و چگونه به آنها مي گوييد كه نبايد بچه هاي كوچكتر را كتك بزنند. بچه ها بايد بتوانند حدو حدود خود را تشخيص بدهند و بدانند كه محدوديت هايي در كار است و نبايد سر ديگران داد بكشند، به آنها ناسزا بگويند و هــر كاري بخواهند انجام دهند. شما براي اين كه در اين راه كودك خود را كمك كنيد نبايد حتماً با داد و بيداد، خشـــونت و يا كتك او را ادب كنيد؛ بلكه معناي واقعـــي ادب كردن ، آمــــوختن و درس دادن است؛ يعني اين كه به فـــرزند خود بياموزيد راه بهتري انتخاب كند.

 

ايجـــاد اعتمــــاد

تربيت كودك از روز تولد او شروع مي شود. رابطه عاطفي و سرشار از عشق و محبت با كودك است كه به ما امكان مي دهد او را در جهترفتار معقول هدايت كنيم. شما وقتي نيازهاي اوليه كودكان رابرآورده مي سازيد، اعتماد و اطميناني براي آنان ايجاد مي كنيد؛ رابطه اي مبتني بر اعتماد و اطمينان كه كودك را به اين نتيجه مي رساند كه شما صلاح او را مي خواهيد. در واقع پدرومادر به سه طريق مي توانند به فرزندان خود آموزش دهند:

 

۱. پــرت كردن حواس كــودک:  

شما مي توانيد حواس كودك را از كاري كه مي كند پرت كنيد. مثلاً اگر او ابراز ناراحتي مي كند، مي توانيد او را در آغوش بكشيد و از اتاق بيرون ببريد و يا مي توانيد به اويك اسباب بازي بدهيد. بچه ها خيلي زود فراموش مي كنند كه چه مي كردند و خيلي زود به شادي دوباره مي رسند. به اين صورت شما مي توانيد با پرت كردن حواس كودك، مانع رفتار قبلي او شويد.

 

۲. هدايت دوبـاره :

براي پرت كردن حواس كودكان نوپا از اين روش استفاده كنيد.از آنجا كه كودك هنوز از توان و مهارت كلامي مطلوب برخوردارنيست، بايد آنها را هدايت كنيد. البته نه اين كه آنها را متوقف سازيد، بلكه در جهت كار آنها حركت كنيد. مثلاً فرض كنيد كودك شما دستش را به سمت ظرف شيريني دراز مي كند و جيغ مي كشد. اگر شما نمي خواهيد به او شيريني بدهيد، مي توانيد خوردني ديگري به او بدهيد كه از آن استقبال كند. با اين رفتار شما در واقع به او مي گوييد: مي دانم كه گرسنه اي، مي توانم كمكت كنم، اما نمي توانم دقيقاً آن چيزي را كه مي خواهي به تو بدهم .

 

۳. گفتگــوي آمـــوزنده :

از دوران طفوليت تا زماني كه كودك به مدرسه مي رود، مهارت هاي فكري و جسماني او افزايش مي يابد و زماني فرا مي رسد كه كودكان دقيقاً مي دانند چه مي خواهند و حاضر نيستند كه به راحتي از خواسته هايشان بگذرند. ما بايد به آنها بياموزيم چگونه از چيزي كه به نفعشان نيست، دست بكشند و رفتارشان را تغيير دهند و نظم و انضباط را نيز رعايت كنند. هنگام طفوليت، وقتي فرزندمان گريه مي كند، بلافاصله بغلش مي كنيم و خواسته هايش را برآورده مي سازيم، اما وقتي كودكان بزرگتر مي شوند، بايد به آنها ياد بدهيم كه رفتارشان را كنترل كنند.

 

لحـــــن قاطــع امــــا با محبـت

شما بايد به فرزند خود كمك كنيد تا خواسته ها و نيازهايش را بشناسد و به گونه اي صحيح خواسته هاي خود را برآورده سازد. آموختن انضباط براي راحتي پدرومادرو يا حفظ آرامش نيست، هرچند به اين امر نيز كمك مي كند. هدف اين است، كه مهارت هاي فرزندتان را افزايش دهيد.

 

اصــلاح اشتباهـــات

اشتباه كردن بخشي از زندگي است و شما يكي از بزرگترين كمك هايي كه مي توانيد به فرزندتان بكنيد، اين است كه به او بگوييد مي تواند اشتباه كند و اشكالي ندارد، به شرط آنكه در مقام اصلاح اشتباهش برآيد.

 

به رفتار خـــودتان تــوجه كنيـد

گاهي اوقات لازم است ابتدا مشكلي را كه در وجود خودمان است، برطرف كنيم.اگر ما براي حل مشكل فرزندمان او را كتك مي زنيم، نمي توانيم از او انتظار داشته باشيم كه براي رسيدن به خواسته خود ساير بچه ها را كتك نزند!

 

توجه كم مــي تواند باعث بـــدرفتاري در كودكــان شــــود

اين درست است كه بچه ها گاهي رفتار بسيار ناخوشايندي دارند، زيرا آنها هنوز مهارت هاي خود را توسعه نداده اند، و نمي توانند ارتباط درستي با بزرگترها برقرار كنند، ولي در اين خصوص ممكن است خود والدين نيز مقصر باشند، بدين صورت كه بي توجهي والدين به فرزندان خود، گاه سبب بروز رفتار نادرست كودكان است. كودكاني كه والدين شان به آنها توجه كافي ندارند، سعي مي كنند با بدرفتاري، توجه والدين را به خود جلب كنند.

 

براي مثال، جيغ و داد راه مي اندازند، اشيا را به اطراف پرت مي كنند و… اين رفتار ممكن است براي والدين قابل قبول نباشد، زيرا كودكان مي خواهند توجه آنها را به خود جلب كنند، حتي اگر اين جلب توجه به قيمت ايجاد عصبانيت براي والدينشان باشد. در واقع، حتي اگر والدين با كودكان خود با عصبانيت نيز رفتار كنند، بهتر از آن است كه هيچ توجهي به آنان نداشته باشند. اگر شما در باره نحوه تربيت كودك خود نگران هستيد، مي توانيد به سوالات زير پاسخ دهيد:

 

۱ـ آيا شما تا به حال به كودك خود گفته ايد كه دقيقاَ چه كارهايي را بايد انجام دهد و چه كارهايي را نبايد انجام دهد؟

۲ـ آيا وقتي فرزندتان كار خوبي انجام مي دهد او را تشويق مي كنيد؟

۳ـ آيا وقت كافي به كودك خود اختصاص مي دهيد؟

 

والديني كه بيشتر به رفتار بد فرزندان خود توجه مي كنند، بايد سعي كنند كه رفتار خوب آنان را نيز در نظر بگيرند و آنها را تشويق كنند، براي مثال وقتي فرزندتان به خواندن كتاب توجه نشان مي دهد، او را تحسين كنيد و به او بگوييد: آفرين! چقدر خوب است. كه از اين كتاب خوشت آمده يا اينكه وقتي كودك از عهده كاري به خوبي برمي آيد، بگوييد: تو پشتكار خوبي داري و يا وقتي اسباب بازي هايش را مرتب مي كند او را تشويق كنيد.

 

توجه زياد نتيجه منفــــي دارد

بعضي اوقات رفتار غلط كودكان در نتيجه توجه زياد والدين به آنهاست. براي مثال، كودكان در سنين پيش دبستاني خودشان مي توانند لباس هايشان را عوض كنند، موهايشان را شانه بزنند و يا اسباب بازي هاي خود را مرتب كنند. انجام اين كارها باعث رشد استقلال در كودكان مي شود و بدين ترتيب آنها احساس مي كنند كه مي توانند از عهده انجام وظايف خود برآيند. در واقع، والديني كه بيش از حد در انجام كارهاي فرزندانشان به آنها كمك مي كنند، مانع پرورش حس استقلال كودك مي شوند و بدين ترتيب فرزندان نيز ياد مي گيرند كه هر روز درخواست تازه اي از والدين خود داشته باشند، درحالي كه والدين آگاه به فرزندانشان ياد مي دهند كه انجام وظايف شان را به عهده بگيرند.

 

اختيار دادن بيش از حد به كودك مي تواند باعث بدرفتاري او شود.
برخي از والدين به كودك اجازه مي دهند هركاري مي خواهد انجام دهد، به اين علت كه:
گاهي والدين براي جلوگيري از دعوا و نزاع اينگونه رفتار مي كنند،عده اي هم عقيده دارند فرزندانشان به هيچوجه نبايد ناراحت شوند،زيرا گمان ميكنند كه كودكان ناراحت به معناي والدين ناآگاه هستند و عده اي ديگر نيز از اين واهمه دارند كه اگر فرزندان خود را بيازارند،آنها ديگر علاقه اي به والدين خود نخواهندداشت؛درحاليكه كودكان بوجود محدوديت وقانونمندي در امور نياز دارند.

 

والدين خـوب نحـــــوه رفتار صحيح با كـودک را مي دانند
والدين آگاه مي دانند در هر سني بايد چه توقعي از فرزند خود داشته باشند، تا چه اندازه در انجام كارها به او كمك كنند، چطور به او توجه كنند، چگونه رفتار قانونمند را به او بياموزند و تا چه ميزان براي او ،محدوديت قائل شوند. ممكن است شما در انجام اين امور دچار خطاشويد، ولي آنچه مهم است اين است كه به اشتباه خود پي ببريد و درصدد اصلاح آن برآييد.شما بايد نسبت به فرزند خود صبور باشيد،در واقع با رعايت اين نكات شما به كودك خود كمك مي كنيد تا فردي خوش خلق، مسئول و مستقل بار بيايد.

 

والدين قاطـــــع
والدين قاطع و سخت گير اغلب كـــودكاني انعطاف پذير دارند، زيرا رفتار اين گونه والدين، با وجود خشونت، قابل پيش بيني است؛ بنابراين فرزندانشان دقيقاً مي دانند كه بايد از چه قوانيني پيروي كنند و چگـــونه خود را با رفتار آنها تطبيق دهند تا دچار دردسر نشوند، در نتيجه اين دسته از كودكان به ندرت تنبيه مي شـــوند، به علاوه آنها مي دانند كه براي والدين شان مهـــم هستند و پدر و مادر به آنها عشق مـــي ورزند، چون آنها اين نكته را به فـــرزندانشان نشان مــي دهند. در نتيجه در كنار قـــوانين خشك، محبت بي قيد و شرط هم وجود دارد.

 

والـديـن مستـبــــــــد
والدين مستبد تقريبا هميشه در برخورد با فرزندان خودعصباني هستند.خيلي اوقات عصبانيت آنها هيچ ربطي به رفتار كودكان ندارد و اغلب تنشهاي خود را با تنبيه و تحقير فرزندانشان آرام ميسازند. تحقير و تنبيه بيش از اندازه والدين بر بعضي كودكان تاثير مخربي دارد و باعث مي شود تا آنها ناخودآگاه در آينده همان گونه كه به آنان نسبت داده شده است، افرادي شرور و خرابكار شوند. پايه روابط در اين خانواده ها براساس اعمال زور و ترس بنا شده است. كودكان فقط بايد همان كاري را انجام دهند كه به آنها گفته مي شود و در غير اين صورت، احتمالاً تنبيه بدني مي شوند.

 

والديـن سهل گيـــــــــــــر
والدين سهل گير بسيار فراوان اند. اين نوع والدين به كودك خود اجازه مي دهند هر كاري دوست دارد، انجام دهد و در واقع فكر مي كنند با اين كار مي توانند محبت و علاقه خود را به او نشان دهند، درحالي كه يكي از موارد مهم در تربيت كودكان اين است كه آنها با محدوديت ها و قوانين آشنا شوند و پدرومادر نخستين افرادي هستند كه بايد اين قوانين را به فرزندان خود آموزش دهند. كودكان بايد ياد بگيرند كه اجازه ندارند هر كاري را بخواهند انجام دهند و در واقع آموزش اين موارد به كودك از علاقه ما به او چيزي نمي كاهد.

 

قـبـــــول مسئــوليت
براي آن كه كودك كم كم احساس مسئوليت كند، بهتر است در كارهاي خانه از او كمك بخواهيد، به اين ترتيب او ياد مي گيرد كه به عنوان عضوي از خانواده بايد كارهايي انجام دهد و مسئوليت بسياري از امور را برعهده گيرد. افرادي كه در كودكي و نوجواني كارهاي خانه را با رضايت كامل و به خوبي انجام مي دهند، در بزرگسالي نيز مي توانند به خوبي از عهده مسئوليت هاي خودبرآيند.


شما مي توانيد از 18 ماهگي تا 2 سالگي وظايف سبكي را به عهده فرزند خود قرار دهيد و به او آموزش دهيد چگونه كارهاي شخصي خود را انجام دهد. مثلاً در 3 سالگي مي تواند هميشه در چيدن ميز به شما كمك كند. سعي كنيد به تدريج مسئوليت هاي او را اضافه كنيد و در موقع لزوم به او خاطر نشان سازيد كه بايد چه كار كند و اگر درست كارش را انجام دهد تشويقش كنيد.

 

كــــــــــــلام آخـــــــــــــــــــــــر
شما بايد علاوه بر آن كه كودكان خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات مي كنيد به آنها آزادي عمل دهيد تا عزت نفس بيابند و بتوانند خود را باور كنند. بدين ترتيب كودكان مي توانند جنبه هاي منحصر به فرد خود را درك كنند و به امكانات بالقوه خود برسند. كودكان بايد اجازه داشته باشند اشتباه كنند، اما در مقام اصلاح خود برآيند و از اشتباهاتشان درس بگيرند تا به موفقيت بيشتري برسند. شما بايد بتوانيد بهترين مربي براي فرزندان خود باشيد، زيرا آنها به والديني احتياج دارند كه بيشترين تلاش خود را مي كنند و مسئوليت اشتباهاتشان را نيز مي پذيرند.

 

مديريت

 

۱۶۰نكته در مديريت

 تــوصيه‌هايــی بــرای مديــران، ســرپرستان و ســرگروه‌‌هايــی كه با انسانها در ارتباط‌ند

 

چكيــــده

يكــي از ويژگي‌هاي دوران معاصر، سرعت و شتابــي است كه زندگــي و كار به خود گرفته است. براساس ويژگي‌هاي اين دوره، حتي ادبيات، روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني نيز تغييراتي كرده ‌است. به عبارت ديگر در حوزه داستان‌نويسي، پس از رمان‌هاي چند جلدي دهه‌هاي نخست قرن بيستم، شاهد ظهور داستان‌هاي ميني ماليستي و كوتاه هستيم، در حوزه روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني هم، خبرنويسي و ارائه اطلاعات با كمترين حجم و بيشترين اطلاعات از پيامدهاي روزگار معاصر است. در اين ارتباط، 160 نكته كاربردي و اجرايي در مديريت را براي مطالعه مديران، سرپرستان و كليه افرادي كه به طور مستقيم با انسانها سروكار دارند، ارائه كرده‌ايم كه مي‌تواند چكيده دهها كتاب و اثر علمــي مديريتــي در اين خصوص باشد.

 

1- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كســي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.

2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.

3- از هــر فرصتي براي استخدام و به كارگيــري افراد برجسته استفاده كنيد.

4- به خاطــر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايـي كارمندان موثــر است.

5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افــراد گـــروه، انگيــزه كاري آنها را از بين نبريد.

6- از مشورت و نظرخواهــي با نيروي جوان ابايــي نداشته باشيد.

7- با رفتارهاي ضد و نقيض، اطمینان و اعتمـــاد زيردستان را از خود سلب نكنيد.

8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.

9- براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهره‌وري آنان، كلاسهاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.

10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.

11- مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفته‌ايد، علاوه بر كاردانــي و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سليقه نيز هست و همان‌گونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بــر زيبايــي و كيفيت آنها نيز اهميت مي‌دهد.

12- در صورت لـــزوم با قاطعيت نـــه بگوييد.

13- سعــي كنيد با اصول ساده روانشناســـي آشنا شويد.

14- طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.

15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افرادبدگويي نكنيد.

16- رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.

17- براي آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي بی ارزش و بي‌اساس، شخصيت آنانرا زير سؤال نبريد. 18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.

19- براي گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.

20- در انجام كارها به۳نكته بيشتر توجه كنيد:اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

21- انتقاد پذيــــــر باشيد.

22- با بي‌توجهــي، تلاش و زحمات زيردستان را بي‌ارزش نكنيد.

23- با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما هرگــز متوقف نمي‌شود.

24- براي حل مشكلات احتمالــي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگــز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.

25- نقش تبليغات گستــرده را در ســــودآوري سازمان ناديده نگيريد.

26- خواسته‌هاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفه‌اي كه به عهده آنان است، مطلع هستند.

27- از هر كس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشيد تا بهتــرين نتيجه را بدست آوريد.

28- وظايف كارمندان را متناسب با توانايي‌هاي فيزيكــي و حرفه‌اي آنان تعيين كنيد.

29- اگــــر از موضوعــي علمــي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد، بدون هيچ شک و ترديدي ســوال كنيد.

30- در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحران‌زدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيش‌بيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.

31- از رفتارهايــي كه شما را در سازمان فردی عصبــي معرفـــي مي‌كند، پرهيـــز كنيد.

32-  هرگــــز انتقامجـــــو و کینــه ای نباشيد.

33- زمان پياده‌سازي تصميم‌گيري‌ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.

34- در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، اطلاعات اشتباه به کسی ندهيد و از گفتن نمي‌دانــم، هراســي نداشته باشيد.

35- با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعدوخلاق،زمينه رشدوخلاقيت آنانرا فراهم كنيد.

36- بدون تفكـــر و درنــــگ پاسخ ندهيد.

37- نحوه چيدمان ميــز كارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند. 

38- حرفه‌اي‌تريــن و بهتريــن حسابـــــدار و مشــاور حقوقـــــي را استخدام كنيد.

39- به مشكلات مالــي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويــق نيندازيد.

40- هميشه به خاطـــر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكـــوه شما مي‌افزايد.

41- اگـــر قاطعيت مدير با مهرباني توأم باشد، تأثير شگفت‌انگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليت‌پذيري مي‌دهد.

42- سامانه‌اي را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به كارمندان اطمينان دهيد كه در كمال رازداري به پيشنهادهاي مطرح شده رسيدگي مي‌كنيد.

43- مطمئن شويد كه حق و حقوق ديگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعايت ميشود.

44- چند ساعت از يك روز مشخص در ماه را به بازديد از سطـــوح مختلف سازمان و گفت‌وگوي رودررو با كارمندان اختصاص دهيد.

45- در سمينارهـــاي مـــرتبط با فعاليت خود شركت كنيد.

46- در كمك رسانــــي‌هاي مراســــم خيــــريه پيشقـــدم باشيد.

47- با درايت و زيركـــي هميشه در كمين شكار فرصتهاي طلايـــي باشيد.

48- صبـــر و حوصـــله را از مهمترين اركان موفقيت تلقي كنيد.

49- مسئــــوليت‌پذيـــــر باشيد.

50- برای اطلاع حاصل كردن از مطالب جديد علمي، در چند سايت اينترنتي مرتبط عضو شويد.

51- چند تكــه كلام اختصاصـــي و جالب براي خود انتخاب كنيد.

52- تفكــــر و تعمق قبل از پاسخگويــــي راحت تر از پيدا كردن چاره‌اي براي تغييـر آنچه عنوان شده مي باشد.

53- وقتي مي‌خواهيد كاري را به كسي محول كنيد، روشي را براي عنوان كردنش انتخاب كنيد تا حس مسئوليت افراد برانگيخته شود.

54- علت شكست‌هاي سازمانـــي را تجزيه و تحليل كنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست، از تكــرار آن جلوگيـــري كنيد.

55- با بــي‌اهميت جلوه دادن كارهاي كارمندان، زحمات آنان را بـــي‌ارزش نكنيد.

56- با انجام ورزشهاي فكـــري، قابليت‌هاي ذهنـــي خود را تقويت كنيد.

57- به هر كس فراخــور فعاليت و بازده كاري‌اش پاداش دهيد و با در نظر گرفتن پاداشهاي مساوي، حركت افراد شايسته گــــروه را كند نكنيد.

58- با به كارگيري مشاورين كـــارآزموده و متعهد، موقعيت بازار كار را تحليل كنيد و استراتژي به كار بگيريد كه هميشه يك گام از رقبا جلوتــــر باشيد.

59- اجازه ندهيد بار مسئوليت كارمندان بـــي‌كفايت و كند بر دوش كارمندان خبره و ساعي تحميل شود زيرا افراد با درك اين بي‌عدالتــي انگيزه خود را از دست مي‌دهند.

60- دانش حرفــه‌اي خود را تا حـــدي بالا ببريد كه در موارد لزوم در مقابل كليه سؤالات حرفــه‌اي و تخصصــی حاضــر جواب باشيد.

61- زمان استخــــدام، افراد علاوه بر تست‌هاي مقـــ-رر شده، تست‌هايي انجام دهيد كه مطمئن شويد كســـي را كه به كار مي‌گماريد، تنبل نيست! زيرا افــــراد تنبل فشار كاري ديگـــران را بيشتر مي كنند.

62- هنگـــام دست دادن، دست افـــــراد را محكـــم و صميمانـــــه بفشاريد.

63- وقتي عصبانـــي هستيد، درباره ديگران تصميم‌گيـــري نكنيد.

64- هميشــه وقت‌شناس باشيد. براي حضور به موقع، مي‌توانيد از ترفند قديمــي 5 دقيقه جلو كشيدن ساعت استفاده كنيد.

65- هرگـــز اميد ارتقا را از زيردستان نگيريد، زيرا به طور يقين، انگيزه آنها براي تلاش از بين مي‌رود.

66- سعي كنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در اين صورت شايد با ايده‌هاي درخشانـــي روبه‌رو شويد.

67- به كارمندان ساعــي و متعهد بگوييد كه چقدر براي سازمــان مفيد هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد کامل داريد.

68- هيچگاه اجازه ندهيد كســـي حالت افسردگـــــي و نااميـــدي شما را ببيند.

69- به شايعات بي‌اساس بـــي‌توجه باشيد و در مورد زيردستان از روي دهن‌بينــــي قضاوت نكنيد.

70- خشكـــي جلسات طولانـــي را با شوخ‌طبعــــي قابل تحمل كنيد.

71- از ســـرزنش كردن ديگــــران در جمع خودداري كنيد.

72- براي همه سطوح سازمان حتــــي خدمه و نامه‌رسانها احتــــرام قائل شويد.

73- از منشـــي خود بخواهيد روز تولد كارمندان، كارت تبريكـــي را كه توسط شما امضا شده است، برايشان ارسال كند.

74- در موقع امضا كردن نامه‌‌ها و مكتوبات آنها را به دقت مطالعه كنيد و از امضا كردن آنها، زمانــي كه حوصله و تمركز نداريد پرهيـــز كنيد.

75- خوش‌‌ژست و خوش‌بيان باشيد و در جمع با انرژي و اشتياق حاضــــر شويد.

76- با قدرداني به موقع از كارمندان،انرژي آنانرا افزايش و حسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد.

77- موقع حرف زدن با اعتمــاد به نفس به چشمان افــراد نگاه كنيد و هميشـــه متبسم باشيد.

78- هرگـــز براي پيشبرد اهداف كاري خود، ديگران را با وعده‌هاي بــي‌اساس فريب ندهيد.

79- سعــي كنيد اسامــي كارمندان را به خاطـــر بسپاريد و در حين صحبت كردن با آنان، اسمشان را به زبان بياوريد.

80- همــــــــواره به خاطر داشته باشيد به كار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتــدار شما نمي‌كاهد.

81- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشـــزد نكنيد.

82- اميـــــن و رازدار افـــــــراد باشيد.

83- روي اشتباهات خود پافشاري نكنيد و بـــي‌تعصب خطاهاي خود را بپذيـــريد.

84- با عبارات كنايه‌آميــــز و نيشدار به ديگـــران درس عبرت ندهيد.

85- با آرامــش و خونســردي به حرفهاي ديگـــران گوش كنيد و براي صرفه‌جويــي در زمان مرتبا حرف آنان را قطــع نكنيد.

86- روش محاسبات مالي را ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليلهاي گزارشات مالي سازمان باشيد.

87- در جلسات دائما به ساعت خود نگاه نكنيد.

88- به نحـــوه پـــــوشش و ظاهـــــر خود توجـــــه كنيد.

89- تا صحت و سقــم مسأله‌اي روشن نشده، كســي را مؤاخــذه نكنيد.

90- معاشــرين چاپلــــوس خود را جدي نگيريد.

91- نكات جالب و پندآموز كتابهايي را كه ميخوانيد، دردفتري يادداشت کنید و در موارد مناسب آنها را به كار ببريد.

92- انعطــــاف‌پذيــــــــر باشيد.

93- بدون توهيـــن به عقايد ديگــــــــران، با آنها مخالفت كنيد.

94- نسبت به قـــول و قــرارهای خود پايبند باشيد.

95- در موقعيت‌هاي بحراني بر خود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.

96- براي حرف زدن زيباتـــرين و خوش‌آهنگ‌تــــــرين الفاظ را انتخاب كنيد.

97- ريسك‌‌پذيــــــــر باشيد.

98- نحوه استفاده از نـــــــرم‌افزارهاي مرتبط با كار خود را بياموزيد.

99- براي ثبت ايده‌هاي درخشانـــي كه ناگهان به ذهن ميرسند، هميشه يك قلــم و كاغذ به همــراه داشته باشيد.

100- كتابخانه سازمان را به روز كنيد و اسامــي كتابهايي را كه اضافه مي‌شود به صورت ليست منتشر شده در اختيار كارمندان قرار دهيد.

101- مطمئن شـــويد ابــــراز رضايت شغلي افــــراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و ســــرپرستان نيست.

102- به واسطه مديــــــر بودن خود، از ديگــــران توقع بيجا نداشته باشيد.

103- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و كدورتهايي كه بين كارمندان پيش مي‌آيد، حكميت كنيد و برقرار كننده صلح و آشتي باشيد.

104- در مصاحبه‌ استخدامـــي افراد به سوابق كاري آنان توجه و به خاطـــر داشته باشيد كارمند موفق كارنامه‌اي پــربار به همــراه دارد.

105- از انحصاري كردن خدمات رفاهـــي سازمان پرهيـــز كنيد و اجازه دهيد همه سطــوح از اين خدمات بهره‌مند شوند.

106- زمان دقيق پياده‌سازي تصميمات اخذ شده را پيدا كنيد، چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب، در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.

107- براي حفظ اطلاعات سازماني، از بهترين و پيشرفته‌ترين سيستم حفاظتي استفاده كنيد.

108- زبده‌ترين كادر بازاريابي را گردآوري كنيد و حتي زمانيكه سوددهي سازمان دروضع مناسبي قرار دارد،از آنان بخواهيدريتم فعاليتهاي خودرا كند نكرده و همچنان بصورت جدي ادامه دهند.

109- برای جلوگيري ازتكروي و رقابتهاي ناسالم،روحيه انجام كارگروهي درسازمان راتقويت كنيد.

110- از عنوان كردن فرامين غيــرقابل اجرا و غيرمنطقــي احتراز جوييد، زيرا جــز خدشه‌دار كردن شخصيت حرفه‌اي شما پيامدي ندارد.

111- عملكرد افراد را در زمان اضافه‌كاري كنترل كنيد تا از سو استفاده افراد ناشايست كه به عنوان اضافه‌كاري در سازمان به انجام كارهاي شخصي يا اتلاف وقت مي پردازند، جلوگيري شود.

112- از نگارش واژه‌اي كه از صحت املاي آن اطمينان نداريد، پرهيز كنيد و براي حصول اطمينان از نگارش صحيح لغاتـــي كه فراموش كرده‌ايد، هميشه يك فرهنگ لغت در دسترس داشته باشيد.

113- وقتي در مورد موضوعي محرمانه صحبت مي‌كنيد، مراقب استراق سمع ديگـــران باشيد.

114- اموال مهــم سازمان را بيمه كنيد.

115- در ســــــلام كردن و ايجاد ارتباط دوستانـــه پيشقــــدم باشيد.

116- مراقب سلامتــي خود باشيد و هرگـــز از ياد مبريد عقل سالـــم در بدن سالــم است.

117- مطمئن شويد كادر مالـــي شما به موقع در پرداخت صورت حساب‌ها اقـــدام مي‌كنند و پرداختها بنا به دلايل غيرموجه، به تعويق نمي‌افتد. چون تأخير در پرداخت‌ها به اعتبار مالـــي شما لطمه جبران‌ناپذيري وارد مي‌كند.

118- عيب‌جو و بهانه‌گيــــــــر نباشيد و اجازه ندهيد اين دو خصلت در شما به عادت مبــدل شود.

119- هرگـــز از خاطر نبريد انسان، اشرف مخلوقات است و با درايت و پشتكار مي‌تواند براي هر مشكلــي، راه حل مناسبي پيدا كند.

120- برخــي از بازنشستگان پس از بازنشستگـــي تمايل به ادامه كار دارند، اگــر مي‌خواهيد اين افراد را به كار بگيريد توجه داشته باشيد توانايــي و انرژي و يا انگيزه‌ كافي جهت نيل به اهداف سازماني در اين افراد وجود داشته باشد و درخواست كار آنها صرفا به دليل رفع نياز مالــي نباشد.

121- همواره هوشيار باشيد كسي در سازمان جهت حفظ عنوان شغلي و موقعيت خود به عنوان ترمز بــراي نيروهاي فعال و پرانرژي عمل نكند.

122- از اشتباهات خود درس بگيريد و آن را به ديگـــــــران نيـــز درس بدهيد.

123- حتــي وقتــي موردي پيش آمده كه به شدت ترسيده‌‌ايد، اجازه ندهيد اطرافيان از اين حس شما مطلــع شوند.

124- افراد متخصص سازمان را براي اخذ نشريه‌هـــاي تخصصــي آبونه كنيد.

125- هيچكس را دست كـــم نگيريد.

126- حامـــي ضعيفان باشيد و اجازه ندهيد حق كســـي در سازمان ضايــع شود.

127- اگـــر در جمعي هستيد كه موضوع مورد بحث را نمي‌دانيد و روشن شدن اين امر به اعتبار علمي شما لطمه خواهد زد، لازم نيست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهي خود را عيان سازيد. مي‌توانيد سكوت كنيد تا در اولين فرصت به تكميل اطلاعات خود بپردازيد.

128- آرام و شمــــرده صحبت كنيد.

129- زمانـــــي كه ازكسي اشتباهــي سر ميزند، با رفتار صحيح و منطقـــي او را شرمنده كنيد، نه با تـــوهين و ناســــزا.

130- به اندازه كافـــي استراحت كنيد و اجازه ندهيد خستگـــي و استــرس به سلامت روحـــي شما لطمه ای وارد كند.

131- هر از چند گاهــي جلسه‌اي به منظور پرسش و پاسخ با حضــور سرپرستان ترتيب دهيد تا از صحبت عملكرد و برنامـــه‌هاي آنان مطمئن شويد.

132- سرپرستان و مسئولين، پل ارتباطـــي مديريت و كارمندان هستند، تا از استحكام اين پل مطمئن نشده‌ايد بي‌محابا گام برنداريد، چون در غير اين صورت ممكن است سقوط كنيد.

133- كارمنــدان را تشويق كنيد تا با ابتكار در انجام كارهايشان راههايي براي صرفه‌جويـــي و پايين آوردن هزينه‌ها پيدا كنند.

134- كتاب قانون تجارت را همیشه در دستـــــرس خود داشته باشيد.

135- با توجه بيش از حد به افـــراد خاص، حسادت ديگــــران را برانگيخته نكنيد.

136- به ديگـــران فـــــرصت جبــران اشتباهاتشان را بدهيد.

137- نقــاط ضعف و قــــوت خود را كشف كنيد.

138- مطمئن شويد هيچ منبع انرژي، بيهوده به هدر نمي‌رود. براي مثال كســـي را موظف كنيد تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شيــرهاي آب پس از اتمام ساعات اداري و خــروج نيروها اطمينان حاصــل كند.

139- با اولين برخورد، در مورد كســــي قضاوت نكنيد.

140- حس ششـــم خود را ناديده نگيريد.

141- هــر كســي را فقط با خودش مقايسه كنيد، نــه با ديگـــران.

142- بــــــراي هــر بخش، يك جعبه كمك‌هــاي اوليه تهيه كنيد.

143- اعجــــاز عبارات تأكيدي و مثبت را ناديده نگيريد.

144- راحت‌تــرين مبلمان و چشم‌نوازتــرين وسايل را براي اتاق خود تهيه كنيد و براي استفاده بهينه از فضا و زيبايــي محيط از طراحان داخلي كمك بگيريد.

145- پنجره‌ها را مسدود نكنيد،اجازه دهيد همگان از نور و هواي تازه كه ارزانتــــرين موهبتهاي الهي هستند، بهره‌مندشوند. گاهــــي وزش يك نسيم مي تواند آرامش چشمگيري براي محيط به ارمغان بياورد.

146-از انجام هــر جابه‌جايي براي نيروي انساني در محيط كار، نمي‌توان نتيجه مطلوب گردش شغلي را حاصل نمود. اگــر جابه‌جايــي كارمندان اصولـــي و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان كاري و دلزدگــي آنان از كارشان مي‌‌شود.

147- مراقب باشيد و اجازه ندهيد سرپرستان و مسئولان براي پياده‌سازي نظرات شخصي و اجراي فرامين خود، خودسرانه دستوري را به اسم شما اعلام كنند، زيرا در اين صورت اگر اين دستورات صحيح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبيت شما كاسته خواهد شد.

148- سرمايه‌هاي مالــي، وقت و انرژي نيروي انسانــي را با آموزشهاي غيرضروري به هدر ندهيد. براي هر كسي آموزشي را تدارك ببينيد تا بتواند از آن در بهبود بخشيدن كارهايش استفاده كند. در غيـر اين صورت وقتي فرصتـي براي استفاده از اين آموخته‌ها دست ندهد، خيلـي زود به ورطه فراموشـي سپرده مي‌شود و هرگــز تبديل به يك مهارت نمي‌شود.

149- بــي‌طرفانه راجع به مسائل تصميم‌گيــري كنيد تا زاويه ديد شمــا وسعت پيدا كند.

150- با هـــر نوع بي‌انضباطـــي مبارزه كنيد.

151- روز خود را با خوردن صبحانـــه‌اي مقـــوي آغاز كنيد.

152- از ايمن بودن آسانسورها و ساير وسايل مهم اطمينان حاصل كنيد و اگـــر احتياج به تعبير يا تغيير دارند، بدون فوت وقت اقــدام كنيد.

153- حتــي اگر سن شما از كارمندان كمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائل و مشکلاتشان برخورد كنيد تا لقب "پــــدر سازمـــــان" را كسب كنيد.

154- جهت حفظ سلامتــي و چالاكــي هر روز حداقل 15 دقيقه نرمــش كنيد.

155- در برخـي از برنامه‌ريزي‌ها و اخذ تصميمات از كاركنان نيز نظرخواهي كنيد تا با اين مشاركت صميميت بيشتري بين مديريت و كاركنان برقرار گردد و حس مسئوليت‌پذيري افــراد افزايش يابد.

156- از كاركنان بخواهيد اگــر با مشكلــي روبه‌رو مي‌شوند ضمن اعلام آن مشكل چند راه حل مناسب نيز ارائه دهند.

157- گاهي اوقات بدون اطلاع قبلي وارد اتاق كاركنان شويد و شخصابا آنان به گفتگــو بپردازيد.

158- با بـــرقراري امنيت شغلـــي در محيط روحيه كاري افراد را بهبود ببخشيد.

159- اگــر به افراد شخصيت بدهيد و با برخوردهاي نادرست عزت نفس آنان را پايمال نكنيد آنان به مثابه اهرم عمل مي‌كنند و قادر خواهند بود مسئوليت‌هايــي كه به عهده آنان است بدون استــرس و فشار روحــي و با كيفيت بهتــري به انجام برسانند.

160- مشــوق و تــرويــج‌دهنده كــار تيمــي باشيد تا هماهنگـــي و همسويــي كاركنان جايگــزين رقابت‌هاي ناسالم شود.

 

 منبــــع: الهــه شيــرخــدا، روزنامه همشـــــهری،‌ شنبــه 24 ارديبهشت 1384.

راز نبوغ اينشتين كشف شد

دكتر بابك هوشمند

لابد قبول داريد كه آلبرت اينشتين يكي از بزرگترين نوابغ عالم است. ولي آيا مي‌دانيد كه تحقيقات نشان داده‌اند كه اينشتين فردي بوده كه در انجام امور بيشتر از سمت راست مغز خود استفاده مي‌كرده است؟ قوي‌ترين كامپيوتر دنيا درست در مابين گوش‌هاي شما قرار دارد. اين كامپيوتر كه ظرفيت آن يك ميليون بار بيش‌تر از قوي‌ترين كامپيوترهاي موجود در دنياست، همان مغز خارق‌العاده انسان است. خيلي جالب است كه هنوز هيچ بشري قادر نشده تمامي ظرفيت‌هاي آن را كشف كند. بحث نيمكره‌هاي مغزي و عملكرد آنان مسلما توجه بسياري از شما را به‌خود معطوف كرده است. جالب است بدانيد كه اكثر نوابغ علمي بزرگ نظير ون‌گوگ، اينشتين و يا اميلي‌ديكين‌سن (شاعر معروف امريكايي) از سمت‌راست مغز خود بيشتر استفاده مي‌كرده‌اند. اما يك سوِال خنده‌دار: آيا تابه‌حال از خود پرسيده‌ايد كه هر فردي چند تا مغز دارد؟ حتما مي‌خنديد و مي‌گوييد كه خب معلوم است كه يك مغز بيشتر ندارد. ولي حقيقت اين است كه مغز توسط يك شيار از وسط به دو نيمكره چپ و راست تقسيم مي‌شود و به‌نظر مي‌رسد كه هر كدام از آنها جهت انجام رفتارهاي ويژه‌اي اختصاصي شده‌اند. مثلا نيمكره چپ مغزي بيشتر جهت انجام اموري نظير تكلم، رياضيات و منطق فعال است، حال آنكه نيمكره راست بيشتر به تصور و تجسم‌هاي فضايي، تشخيص رنگ و چهره، تخيل و موسيقي مي‌پردازند. البته ذكر اين موضوع به اين معنا نيست كه هر نيمكره فقط يك كار مي‌كند و نيمكره ديگر آن كار را انجام نمي‌دهد يا از آن چيزي نمي‌داند، بلكه به‌دليل آنكه اين دونيم كره به‌توسط يك باند ضخيم به‌نام رابط مغزي كه حاوي 002 تا 052 ميليون رشته عصبي است با يكديگر در ارتباطند و اطلاعات را ردوبدل مي‌كنند، هر نيمكره از كاركرد نيمكره ديگر آگاهي دارد. لابد تاكنون با افرادي برخورد داشته‌ايد كه معتقدند چهره اشخاص را هيچ‌گاه فراموش نمي‌كنند ولي در بخاطر سپردن اسم آنها مشكل دارند. اين افراد در واقع جزو كساني هستند كه مغز راست‌شان توانايي‌هاي بيشتري دارد. آرتور كاستر در كتاب معروف خود به‌نام روح در ماشين، ميل‌ به جنگ و ويرانگري را ناشي از عدم رشد نيمه‌راست مغزي مي‌داند، همچنين طبق بررسي‌هاي محققان، ‌افرادي كه فقط با مغز چپ خود فكر يا عمل مي‌كنند، بيش از سايرين بيمار شده و مستعد آسيب و انجام اشتباه در زندگي خود هستند و اصولا خيلي موفق نيستند. ولي در طرف مقابل، افرادي كه با مغز راستشان فكر مي‌كنند،‌سالم‌تر بوده و كمتر مستعد آسيب هستند و اشتباهات كمتري در زندگي خود مرتكب مي‌شوند.در كل، 09 درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر مي‌كنند در حالي‌كه فقط 01 درصد مردم از نيمكره راست مغزشان جهت تفكر استفاده مي‌كنند. اكثر مردم تنها از يك نيمه مغز خود استفاده مي‌كنند و خيلي از طرف مقابل كار نمي‌كشند مگر در موارد خاصي كه نياز به ارتباط بين دو نيمكره باشد كه حتي در آن صورت نيز اين ارتباط توام با ضعف است. بررسي‌ها نشان داده‌اند كه هرگاه نيمكره ضعيف‌تر مغزي ترغيب به همكاري با نيمكره‌ قوي‌تر شود، افزايش فوق‌العاده‌اي در مجموع توانايي و كارآيي آنها حتي تا حد 5 تا 01 برابر ديده مي‌شود. به‌طور كلي، هر نيمكره مغزي داراي امواجي با فركانس‌هاي خاص خود است به‌طوري‌ كه فركانس امواج مغزي در سمت چپ مغز در حدود 02 سيكل‌ در ثانيه است در حالي كه، فركانس امواج سمت ‌راست در حدود 01 سيكل‌ در ثانيه است (فركانس آلفا.) اين فركانس‌ها شبيه به حالتي هستند كه در امواج راديويي وجود دارند. حتما همه مي‌دانيد كه موج اف.ام كيفيت بهتر و بسيار مطلوب‌تري نسبت به موج اي.ام‌ داشته و صداهاي زائد آن را ندارد. در مورد امواج مغزي هم اينگونه تفسير مي‌شود كه امواج فركانس آلفا كيفيت و حالت بهتري دارند. به‌خصوص در افرادي كه نيمكره حاوي امواج آلفا در آنها غالب است،‌اين امواج موجب مي‌شوند كه آن فرد زندگي سالم‌تري داشته و خوشحال‌تر و موفق‌تر باشد. حال حتما اين سوِال به ذهن شما مي‌رسد كه چگونه مي‌توان نيمكره مغزي غالب را تشخيص داد؟ به‌طور كلي اين موضوع كه كدام نيمكره مغزي در امر تكلم غالب‌تر است براي يك جراح اعصاب بسيار مهم است تا قبل از انجام هرگونه جراحي مغزي،‌نيمكره غالب را تشخيص داده و از آسيب‌رساني به نواحي تكلمي جلوگيري كند. يك راه تشخيص نيمكره غالب، انجام آزموني است به‌نام <وادا.> در طي اين تست، يك داروي بي‌هوش‌كننده سريع‌الاثر به‌نام سديم آميتال كه نام ديگرش آموباربيتال است به‌داخل شاهرگ (شريان كاروتيد) راست يا چپ تزريق مي‌شود. شاهرگ سمت راست خون را به نيمكره راست و شاهرگ سمت چپ خون را به نيمكره چپ مغزي مي‌برند. تزريق آموباربيتال به‌داخل رگ موجب به‌خواب رفتن موقتي نيمكره مربوطه مي‌شود. در اين حالت، چنانچه توانايي‌هاي تكلمي فردي در نيمكره چپ غالب باشد، پس از تزريق آموباربيتال به شاهرگ چپ و به خواب رفتن نيمكره چپ، اين فرد ديگر قادر به تكلم نخواهد بود. يك راه ديگر جهت بررسي قابليت‌هاي تكلمي مغزي،‌انجام تحريكات الكتريكي مغز است كه جراحان اعصاب آن را بر روي مغز باز انجام مي‌دهند. در اين روش با توجه به آنكه خود مغز گيرنده درد نداشته و قادر به درك درد نيست،‌جراح مغز يك الكترود را در نواحي مختلف مغز بيمار در حين جراحي قرار داده و از بيمار مي‌خواهد تا چيزي را كه حس مي‌كند و يا به آن فكر مي‌كند را بيان كند. افرادي كه سمت چپ مغزي‌شان براي تكلم غالب است،در صورت تحريكات الكتريكي نقاط مختلف كورتكس (قشر) مغزي سمت چپ تكلم‌شان دچار اختلال مي‌شود. توجه داشته باشيد كه چنانچه فردي فقط از كارآيي يك طرف مغز خود استفاده كند،‌اين موضوع دليل نارسايي و يا ناتواني طرف ديگر نيست،‌بلكه شايد علت آن اين باشد كه طرف ديگر مغزي تمرين كافي جهت استفاده و كاركرد مناسب را نداشته است. شايد يكي از دلايل اينكه ما اغلب كمتر از سمت راست مغز خود استفاده مي‌كنيم اين باشد كه اكثر روش‌هاي يادگيري و آموزشي جامعه كه ما غالبا با آن سروكار داريم بر روي توانايي‌هاي سمت چپ مغز متمركز شده‌اند و متا‡سفانه، اغلب روش‌هاي آموزشي مرسوم در جامعه كمتر حاوي روش‌هايي هستند كه موجب تقويت مغز راست مي‌‌شوند. پس اگر خواهان موفقيت هستيد،‌سعي كنيد كه مغز راست خودتان را قوي كنيد.

 

بارش مغــزی

 

  بـارش مغــزی

 

مقدمــــــــه

بارش مغزی "BRAIN STORMING" يکي از شناخته شده ترين شيوه هاي برگزاري جلسات هم فکري و مشاوره بوده و کاربرد جهاني دارد. اين روش داراي مزايا و ويژگيهايي منحصر به فرد است. در واقع بسياري از تکنيک هاي ديگر منشعب از اين روش است. در اينجا ضمن معرفي کوتاهي از تاريخچه و تعريف بارش مغزي به بررسي قواعد اين روش مي پردازيم. آنگاه ترکيب اعضا و گروه مشخص مي شود و پس آن روند برگزاري يک جلسه بارش مغزي ارايه مي گردد. در نهايت مزايا و معايب اين روش معرفي مي شود تا دبيران و روساي جلسات بتوانند دامنه ي کاربرد آن را ارزيابي کرده و در جاي خود از آن استفاده کنند.


اين روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفي گرديد. در آن زمان بنياد فرهنگي اسبورن اين روش را در چندين شرکت تحقيقاتي، بازرگاني، علمي و فني براي حل مشکلات و مسايل مديريت به کار گرفت. موفقيت اين روش در کمک به حل مسايل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهي به عنوان روشي کارآمد شناخته شد.


فرهنگ لغت " وبستر" تعريف بارش مغزي را چنين بيان مي دارد : تکنيک برگزاري يک کنفرانس که در آن سعي گروه بر اين است تا راه حل مشخصي را بيابد، در اين روش همه ي نظرات در جمع بندي مورد استفاده قرار مي گيرند. روش بارش مغزي امروزه يکي از متداول ترين روشهاي تصميم گيري گروهي است و موجب گسترش و تحول بسياري از روشهاي مرتبط و مشابه گرديده است. دانشمندان زيادي از جمله : اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچکا و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس، و نگاندي و سيج در کتابهاي خود به اين روش پرداخته اند و جهت ارتقا آن کوشيده اند
.

 

 قواعـد بارش مغــزی

اسبورن عنوان مي دارد پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادي در گروه، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادي است. در صورتي که قواعد و مقررات مشخصي براي جلسات بارش مغزي در نظر گرفته و رعايت گردد، اين روش بسيار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزي بر دو اصل و چهار قاعده ي اساسي استوار است. اصل اول مبتني بر تنوع نظرات است. تنواع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقيت مربوط است فعال تر مي کند تا بر تفکر قضاوتي THINKING JUDJMENTAL خود فايق آيد. تفکر قضاوتي در واقع به معني ارزيابيها و نظرات تکميلي نسبت به مطلب مطرح شده است. به اين منظور بعد از آنکه تمامي پيشنهادات جمع آوري گرديد ؛ بررسي و ارزيابي پيشنهادات صورت مي گيرد. اصل دوم کميت، فزاينده کيفيت است. يعني هر چه تعداد پيشنهادات بيشتر شود، احتمال رسيدن به يک راه حل بهتر افزايش مي يابد.

 

چهار قاعــده اساسي بارش مغــزي
۱. انتقال ممنوع:
اين مهمترين قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه کرده و بررسي و ارزيابي پيشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند. ضمن اينکه ملاحظه تبعيض آميز پيشنهادات نيز ممنوع است.


۲. اظهار نظر آزاد و بي واسطه: اين قاعده براي جرأت بخشيدن به شرکت کنندگان براي ارايه پيشنهاداتي است که به ذهن آنها خطور مي کند، به عبارت ديگر در يک جلسه بارش مغزي تمام اعضا بايد جسارت و شهامت اظهار نظر را پيدا کرده باشند و بدون آنکه ترسي از ارزيابي و بعضاً انتقاد مستقيم داشته باشند ؛ بتوانند پيشنهاد و نظر خود را بيان کنند. هر چه پيشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده ي اجراي موفق تر جلسه است.


۳. تأکيد بر کميت : هر چه تعداد نظرات بيشتر باشد، احتمال وجود پيشنهادات مفيد و کارسازتر در بين آنها بيشتر مي شود. موفقيت اجراي روش بارش مغزي با تعداد پيشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقيم دارد. در اين روش اين گونه عنوان مي شود که هر چه تعداد پيشنهاد بيشتر باشد احتمال وجود طرح پيشنهاد کيفي بيشتر است.


۴. تلفيق و بهبود پيشنهادات : اعضا مي توانند علاوه بر ارايه پيشنهاد، نسبت به بهبود پيشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزي اين امکان را به اعضا مي دهد که پس از شنيدن پيشنهادات ديگران پيشنهاد اوليه بهبود داده شود. آنها همچنين مي توانند پيشنهاد خود را با چند پيشنهاد ديگر تلفيق کرده و پيشنهاد بهتر و کاملتري را به دست آورند.

ترکيب اعضای گــروه بارش مغــزی
در هر جلسه بارش مغزي لازم است افراد ذيل حضور داشته باشند : رييس، دبير جلسه و اعضاي گروه، رييس جلسه، قواعد کاري و مسئله مورد بحث مشکل را مطرح مي کند و ناظر بر حسن اجراي آنهاست. دبير، کار ثبت صورتجلسه را انجام مي دهد. بهتر است دبير نزديک رييس جلسه بنشيند، به طوري که بتواند نقش رابط غير مستقيم بين رييس جلسه و اعضا را ايفا کند. بهتر است پيشنهادات به طور گزارشي، نه کلمه به کلمه، يادداشت شوند. اسبورن پيشنهاد مي کند که از افرادي که داراي موقعيتهاي شغلي يکسان هستند براي هم فکري، دعوت به عمل آيد. ضمناً بايد در نظر داشت چنانچه رييس و مرئوس با هم در يک گروه باشند اصل اظهار نظر آزاد و بيواسطه خدشه خواهد يافت مگر آنکه براي آن قبلاً تدابيري انديشيده شده باشد.

 

پيشنهاد ايجاد شده در ذهن يک فرد عادي در گروه ، 2 برابر پيشنهاد ايجاد شده در حالت انفرادي است.

 

رويه برگـــزاری جلسات بارش مغـــــزی
يک گروه 6 تا 12 نفري از اعضا انتخاب مي شوند حتي الامکان از لحاظ رتبه ي اداري همسان باشند. مشکل به روشني تعريف شده و براي شرکت کنندگان توضيح کافي داده مي شود. حداقل يک هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد يعني دستور کار هر جلسه قبلاً اعلام شده باشد. بلافاصله پيش از جلسه اصلي بارش مغزي، براي اعضا، جلسه اي توجيهي برگزار مي شود. با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوري که براي همه قابل خواندن باشد، جلسه بارش مغزي شروع مي شود.


رئيس جلسه 4 قاعده جلسه بارش مغزي را متذکر مي شود. هر يک از اعضا که مايل به ارايه پيشنهاد باشد دست خود را بالا مي برد و در هر نوبت يک پيشنهاد را ارايه مي دهد. رييس جلسه طي يادداشتي 2 کلمه اي و کوتاه، هر يک از پيشنهادات را روي تخته سياه مي نويسد و در همين حال دبير جلسه پيشنهاد را با جزئيات بيشتري ثبت مي کند. در صورت لزوم رييس جلسه مي تواند براي برانگيختن اذهان در ارايه پيشنهادات جديد صورت مسئله با پيشنهادات ارايه شده، را مجدداً طرح کند. مدت زمان جلسه نبايد از حد مجاز، که معمولاً 60 دقيقه است تجاوز کند.

مــزايا و معايب
باوجودي که روش بارش مغزي بسيار متداول است، ليکن تاکنون به طور خاص، در جهت روشن نمودن بهترين شرايط اجراي اين روش، تحقيقات کافي صورت نگرفته است.
مزاياي اين روش عبارتنداز :
۱.با توجه به اصل هم افزايي باعث مي شود خلاقيت گروهي مؤثرتر از خلاقيت فردي عمل کند.
۲.با اين روش، در مدت زمان نسبتاً کوتاهي، شمار زيادي پيشنهاد حاصل مي شود.

 

با نوشتن صورت مسئله بر روي تخته سياه به طوريکه براي همه قابل خواندن باشد، جلسه  بارش مغزي شروع مي شود.

 

معايب و نقايص اين روش عبارتنــد از :
۱. ممکن است ايجاد شرايط جهت اظهار نظر آزاد و بيواسطه دشوار باشد.
۲. گروه معمولاً تحت فشار اکثريت قرار گرفته و موجب مي شود فرد با نظر اکثريت موافقت کند، حتي اگر قوياً احساس کند که نظر اکثريت اشتباه است.
۳. اکثر اوقات تمايل گروه بر حصول يک توافق است، تا دستيابي به پيشنهادات متنوعي که به خوبي مورد بررسي قرار گرفته باشند، در واقع اين حرکت در حال حاضر بخاطر ساختار جلسات، به صورت عادت درآمده است.
۴. هنگام بارش مغزي، اغلب افراد مواردي بديهي يا ايده آل را پيشنهاد مي کنند و اين از تلاش آنها براي بحث بيشتر و در نتيجه ارايه پيشنهادات خلاق مي کاهد.
۵. ماهيت تنوع گراي بارش مغزي، خود به خود مسبب افزايش پيشنهادات مي شود ولي اصلاح و پالايش ساختاري پيشنهادات را در بر ندارند.
۶. اگر گروه از يک رييس جلسه خود برخوردار نباشد ممکن است برخي از افراد جلسه را، به طور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند.
۷. اجراي موفقيت آميز اين روش مستلزم شناخت قبلي افراد از مسأله است.
۸. در اين روش، بهبود مرحله به مرحله " تدريجي " پيشنهادات کمتر مشاهد مي شود.
۹. گاهي اوقات اين روش، به مسايل نسبتاً ساده و پيش پا افتاده محدود گشته و باعث مي شود که روش ارايه شده براي حل مسايل کلي پيچيده و کارآيي کافي را نداشته باشد.
۱۰. براي بعضي افراد، پيروي از قواعد اين روش، يا ارايه پيشنهادات متنوع مشکل است.


روشهــا و تکنيکهــای مشابــه
از بارش مغزي روش هاي گوناگوني مشتق شده است. مثلاً يک روش مي گويد بهتر است شرکت کنندگان پيش از ورد به جلسه پيشنهادات خود را کتباً در اختيار رييس جلسه قرار دهند، رييس جلسه پيشنهادات را بدون اعلام منبع براي همه شرکت کنندگان قرائت مي کند. اين روش که براي از بين بردن معايب بندهاي 2 و 3 مورد استفاده قرار مي گيرد، بارش مغزي گمنام "Anonymous Brains " نام دارد. شيوه هاي ديگري نيز وجود دارد، به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته مي شود، تا نظرات خود را در مدتي کوتاه به رشته تحرير درآورند. اين روش افکارنويسي "Brainwriting" خوانده مي شود.


تلفيقي از افکار نويسي و بارش مغزي نيز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است. اين روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد. در اين روش شرکت کنندگان هر کدام شخصاً فهرستي از کلمات مرتبط به مسأله را تهيه مي کنند. مزيت اين روش بر روش بارش مغزي در اين است که قابليت بسط و گسترش پيشنهادات را دارد. ويليام گوردن به منظور غلبه بر برخي مشکلات بارش مغزي شيوه جديدي را ابداع کرد. رويه آن بدين گونه است که : رييس جلسه، از گروه مي خواهد تا به مفهوم با اصول مسأله پرداخته و مسأله را ريشه اي مورد بررسي قرار دهند، رفته رفته، با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بيشتري پيدا کرده و پيشنهادات جديدي مطرح مي کنند. مزيت عمده اين روش امکان بررسي ساير پيشنهادات و عدم تمرکز بر يک پيشنهاد است. در نتيجه اين روش مانع تصميم گيري ناپخته در فرآيند حل مسأله مي گردد.

 

تلفيقي از افکار نويسي و بارش مغزي نيز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است . اين روش را جوج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.

 

گونه ديگر بارش مغزي شيوه of Problem Elements= Sil Succesive integeration است. اين روش به وسيله هلموت اشليکسوپ از مؤسسه باتل ابداع گرديد. معايب بندهاي شماره 5، 3، 2 با اين روش برطرف خواهد شد. در اين روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباري به طور فزايده ترکيب مي شوند تا اين که گروه به راه حل نهايي مورد توافق دست يابد. توفان فکري عبارت است از بيان تفکرهاي متنوع، در حالي که روش SIL کتبي بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.

  منبــــع: www.edu.tebyan.net