روانشناسی یادگیری

 

 روش آموزشی آفرينندگی

 

 

همه روان شناسان پرورشي و متخصان آموزشي متعقدند كه توانايي هاي افريينده و شيوه هاي تفكر و اگرا ( توليد پاسخهاي چند گانه ) را مي توان به افراد به ويژه كودكان و نوجوانان آموزش داد. در اينجا پيشنهادهاي مهم صاحب نظران را درباره روشي و فنون ايجاد آفرييندگي يا خلاتقيت از نظر مي گذرانيم.

 

الف : تجارب دانش آموزان را به موفقيتهاي خاص محدود نكنيد.

كارهاي بديع و تخلات دانش آموزان را تشويق كنيد. سوال هايي ازآنها بپرسيد كه مشوق تفكر واگرا آنها بسيار اثر مي گذارد سوال هايي بپرسد كه با چرا و چگونه آغاز مي شوند نه كجا نه چه كسي يا چه وقت سوال هايي طرح كنيد كه داراي سوال هايي كه جوابهاي متعدد را در ياد گيرنده بر مي انگيزد مشربق تفكر واگرا و افرييندگي اند.

 

ب : براي طرح سوال و انديشه هاي غير معمول و بديع ارزش قائل شويد.

دانش اموزان خود را تشويق كنيد تا سوالهاي گوناگون از شما بپرسند فراتر از اطلاعهات و دانش هاي معمول آنها بر نمي آييد نهراسيد و با همكاري دانش آموزان براي يافتن جواب انها اقدام كنيد.

 

ج: فرصتهايي براي خود اموزي و ياد گيري اكتسافي در اختيار ياد گيرندگان قرار دهيد.

يكي از ويژگي هاي افراد آفريينده استقلال شخصي و توانايي پيدا كردن راحل براي مساوئل به طريق اكتشافي و از راه خود آموزي است بنابراين بخشي از امتياز هاي تحصيلي را به اين گونه فعاليتها اختصاصا دهيد اگر تنها حفظ خواهند شد اما اگر انديشه هاي اصليل مورد تاييد قرار رگيرند دانش آموزان به فعاليتهاي خلاق مبادرت خواهند كرد.

 

د: نسبت به تفاوتهاي فردي ياد گيرندگان با احترام برخورد كنيد.

از وارد كردن دانش آموزان به رقابت و هم چشمي با يكديگر بپرهيريد هر يك از دانش آموزان داراي استعداد خاص خودش است كه شايد از اين خبير بادنش آمو زان ديگر متفاوت باشد در پرورش اين استعداد هاي ويژه ي دانش آموزان بكوشد.

 

هـ: رفتارهاي آفريينده را براي كودكان سر مشق قرار دهيد.

پلون و ونيستايين در اين باره گفته اند كه دانش آموزن كلاس پنجم ابتدايي پس از مشاهده رفتارهاي خلاق نشان داده شده در يك فيلم يا از سوي رفتارهاي خلاق از خود نشان داده اند.

 

و: از روشهــــا و فنون ويژه بالا بردن سطـــح آفريندگــــي استفاده كنيد.

معروفترين روشي پرورشي استعدادهاي خلاق دانش آموزان روش بارش مغزي است در اين روش معلم مسئله اي را به دانش آموزان مي دهد و دانش آموزان را براي دادن راه حل ها اظهار نظرهاي متفاوت ياري مي كند ولي پيش از ارائه تمام راه حلهاي دانش آموزان در درباره  انها هيچگونه اظهار نظري نمي كند.

 

روش آمــــوزشي ديگر آموزش مهارتهاي پژوهشــــي است.

آموزش مهارتهاي پژوهشي به طرح و آزمودن فرضيه از سوي يادگيرندگان كمك مي كند روشهاي ردست طرح فرضيه آزمودن فرضيه به وسيله دانش اموزان به ايجاد طرز تفكر آفريينده در آنها منجر مي شود. علاوه بر مهارتهاي پژوهشي روش مطالعه افرينده نيز روش موثري در آموزشي خلاقيت است مي توان به دانش آموزان آموزشي داد تا مطالب را به طور آفريينده بخوانند.

 

 

روانشناسی آموزش خواندن

 

 رفع اختلالات خواندن در دانش آموزان

 

فاطمه رحيمی

 

از آن جايي كه خواندن مهارت پيچيده اي است كه مانند ساير مهارتها، يادگيري آن در نتيجه تمرين و ممارست به دست مي آيد، لذا جهت يادگيري مهارت خواندن راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود كه عبارتند از: قرار دادن يك ساعت فوق برنامه در بين ساعات مدرسه يا خارج از ساعات مدرسه جهت تمرين خواندن انواع متون فارسي از قبيل نظم و نثر متون تاريخي، داستان ،مقاله، مجله و ... با استفاده از روش همياري زير نظر دبير مربوط به عنوان قسمتي از درس ادبيات فارسي با محاسبه نمره آن. براي اين كار ابتدا گروههاي هميار را بر اساس تمام وي‍ژگي هايي كه يك گروه هميار بايد داشته باشد در كلاس تشكيل مي دهيم گروه هايي 3 يا 4 نفره در هر گروه يك دانش آموز قوي، يك دانش آموز ضعيف و يا دو دانش آموز متوسط. هر گروه وظيفه دارد كه متن مشخص شده اي را در مدت زمان معيني به صورت روان بخواند.

 

هر كدام از اعضاي گروه بايد قادر به پاسخگويي به سوالات خاص يا استنباطي از متن و خواندن صحيح و روان متن باشد و محتوا و انديشه هاي موجود در مطالب خوانده شده را به زبان خود باز گو كند اين روش علاوه بر اينكه دقت و توجه دانش آموزان را هنگام خواندن بيشتر ميكند باعث تقويت مهمترين مشخصه هاي يادگيري در آنها ميشود كه عبارتند از:

۱- وابستگي مثبت.           

۲- پاسخگويي فردي و مهارتهاي اجتماعي كه براي خوب عمل كردن در گروه به آن احتياج دارند.

۳- دومين راهكار ارائه شده مي تواند بدين گونه باشد كه هر هفته يك گروه از دانش آموزان يكي از حكايتهاي گلستان سعدي را در كلاس بخوانند و اصل حكايت را به زبان خود بيان كنند.

۴- آموزش مهارتهاي گوش دادن و تمركز حواس كه منتج به توسعه و بهبود خواندن مي شود.

۵- برگزاري مسابقه روان خواني هر ماه يكبار.

 

راهكارهایي جهت بهبود قدرت تكلم دانش آموزان:

۱- برگزاري مسابقه سخنراني در بين دانش آموزان پيرامون موضوعات گوناگون فرهنگي، آموزشي، اخلاقي، اجتماعي و ...

۲- ايفاي نقش مجري گري توسط دانش آموزان و انتخاب بهترين مجري هفته، ماه و سال اين نقش را مي توانند در برگزاري جشنها، مراسم مذهبي و.... ايفا نمايند.

۳- برگزاری انشای شفاهي در كلاسهای انشا.

 

سنجش و اندازه گیری

 

 اهميت و ضرورت بازنگری ارزشيابی تحصيلی در آموزش و پرورش

دكتر محمدی

 

هر نسلي آموخته هايش را نه فقط بر اثر يادگيري ازمربيان و معلمان بلكه بر اثر بر قراري رابطه با همكلاسان، مردم كوچه و بازار، رسانه هاي عمومي و به دست مي آورد و نسلهاي بعدي نيز از همين طريق اكتسابات ترتيبي نسل قبل را دستخوش تغيير قرار مي دهند و به يادگيريهاي تازه تري نايل مي شوند. يادگيريهاي و پيشرفتهايي كه با تحولات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تأثير مي گذارند و از آنها تأثير مي پذيرند. بنابر اين محدود نمودن فرايند ياد دهي ـ يادگيري به محدوده مفاهيم كتابهاي درسي و اطلاعات علمي شناخته شده، منطقي و معقول به نظر نمي رسد. با توجه به اينكه عمر مفيد اطلاعات در جهان امروز دو تا سه سال است وقتي بچه ها فارغ التحصيل مي شوند، نيمي از اطلاعاتي كه آموخته اند بيهوده و كهنه شده است، در حاليكه آنها بيش از آنكه نياز به دانش و اطلاعات داشته باشند به مهارتهاي كسب دانش و توليد دانش نياز دارند. بنابراين فرايند ياد دهي ـ يادگيري بايد علاوه بر يادگيري براي دانستن به يادگيري براي عمل كردن است، زيستن و با هم زيستن نيز توجه نمايد. در غير اين صورت دستآورد نظام آموزشي و تربيتي، افرادي نا كارآمد خواهد بود كه نمي توانند از معلومات خود براي حل مسائل زندگي استفاده كنند، قادر به توسعه و كاربست اطلاعات در عمل نيستند، سهمي در توليد دانش ندارند و ...

 

چناچه نظام آموزشي ـ تربيتي بخواهد وظايف خود را بدرستي انجام دهد نيازمند ايجاد تغيير بر اساس فلسفه جديد تعليم و تربيت، با زنگري و باز توليد مفاهيم اساسي آن از جمله برنامه ريزي، تعيين اهداف، محتوا، نقش معلم، دانش آموز، اولياء، ارزشيابي از آموخته ها و ارزش گذاري بر جريان رشد و است. به نظر مي رسد نظام ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در ايران نقطة خوبي براي شروع و پيگيري تغيير و تحولات لازم باشد كه تحول آن لزوم و حساسيت تحول ساير عناصر سيستم و اصلاح سيستم را ضرورت مي بخشد. هدف اصلي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي تواند جمع آوري اطلاعات مناسب و لازم در مورد داستان سفر يادگيري باشد به گونه اي كه بر اساس گزارشهايي كه از طريق ارزشيابي تهيه مي شود باهم انديشي يادگيرندگان پيشروي آنان را براي كسب يادگيري هاي تازه تر امكان پذير مي سازد.

 

داستان سفـــر يادگيري چيست ؟

با نگاهي به يادگيرنده كه همچون يك سيستم عمل مي كند عناصر آن عبارت است از: 

1ـ وروديهاي به اين سيستم كه عبارتند از شناخته شده ها ( اعم از معلومات و مسايل آشكار شده )

2ـ فرايندي كه هوشياريهاي دروني فرد در برخورد با وروديها به آن شكل ميدهند و طي اين فرايند تلاش مي شود تا اطلاعات جديدتري توليد شود. مشخصه اصلي اين فرايند نقد آموختنيها است.

3ـ خروجيها كه در قالب نتايج يادگيري ( مهارت تصرف در اطلاعات و ماده بر اساس معرفتهاي كسب و توليد شده، مهارت كشف و اختراع و بهبود بخشي به زندگي، عمل مطابق معرفتهاي كسب شده ) مورد انتظارند.

وظيفة ارزشيابي، مستند سازي داستان سفر يادگيري، طي جريان آن است كه با ثبت رشد، پيشرفت و تحول طي فرايند يادگيري انجام مي شود. يادگيري امري تدريجي است و تكوين آن طي زمان محقق مي شود. تدريجي بودن روند يادگيري نشان ميدهد كه بررسي و تفسير نهايي مستندات مي تواند به منظور ارائه باز خوردهاي اصلاحي انجام گيرد. بنابراين لازم است بررسي و تفسير نهايي مستندات يادگيري تا وقوع كامل آن به تعويق افتد و بر اساس بررسيهاي ضمن تكوين با ارائه بازخوردهاي مناسب، شرايط بهبود روند يادگيري و تلاش مؤثر تر فراهم شود.  

 

بازخوردهــــا چه هستند ؟  

مبناي آموزش و شروع يادگيري مي تواند يك مسئله اساسي باشد كه از متن زندگي انتخاب مي شود. انتخاب وارائه مسئله ممكن است از طرف معلم باشد و يا با توجه به شرايط و موقعيت موجود با همفكري دانش آموزان انتخاب شود. مسئله مي تواند نشأت گرفته از داخل مدرسه و كلاس و يا بيرون از آن باشد. پس از انتخاب و ارائه مسئله، لازم است دانش آموزان با كمك آموزگار آموخته هاي تأييد شده و مرتبط با آن را مورد بررسي دقيق قرار دهند تا نياز به آموخته هاي بيشتر و جديدتر در آنها بر انگيخته شود. به گونه اي كه پيشروي و تلاش براي يادگيري بيشتر آغاز شود. سپس دستاورد هاي جديد ناشي از تلاش براي حل مسئله تبيين شود و با دخل و تصرف در محيط، در راستاي حل مسئله اقدام شود. طي اين فرايند ـ كه مستلزم صرف وقت است ـ دانش آموزان گزارشهاي پيشروي خود را از طرق مختلف به معلم ارائه ميكنند. معلم ضمن بررسي اين گزارشها جهت ترغيب دانش آموزان به تعميق يادگيريهاي خود، با طرح سؤالات جديد از آنها مي خواهد اطلاعات كسب شده را مقايسه كنند، تشابهات و تفاوتهاي آنها را فهرست كنند، از اطلاعات مشابه قاعده بسازند و ارايه باز خوردها پس از بر رسي گزارشها و دستا وردها دانش آمو زان در هر مرحله مي تواند آغاز يك تلاش جدي و مستمر ديگر با شد. فرايند ي كه ياد گيرند گان را به سو ي ياد گيري عميق تر، كار برد آمو خته ها در عمل و تلا ش براي ايجاد زندگي بهتر براي خود و ديگران سوق دهد.  

 

كليات ارزشيابــــي از سفــــر يادگيــــري :

با توجه به ( ناشناخته ها ) و ( ناممكنها ) در حوزه آموزش، مبحث مهمي است كه داشتن (استراتژي و سمت) را به جاي (هدف) مطرح نموده و مفهوم (يادگيري) را از (پيروي) از پيشرفت ديگران و يا (سبقت از پيشرفت ديگران) خارج ساخته و به فرايند همواره ( شدن) نه (بودن) اشاره مي نمايد. به عبارتي حركت در مسير هدف يا سمت بي انتها و توانايي متوقف نشدن در ادامه حركت با حفظ سمت، پيشرفت در يادگيري است، ‌لذا ارزش و زيبايي يادگيري در حين آن است نه در انتهاي آن. در واقع يادگيري، راه است نه مقصد و سمت آن قابل درك است نه اوج و مقصدش، از اين روست كه آدمي مكلف به كوشيدن است نه مكلف به نتيجه. با چنين ديدي نسبت به يادگيري قطعاً طراحي آموزشي ( مهارتهاي قبل،‌حين و بعد از تدريس ،‌روشها و ارزشيابي و ) تغييرات بنيادي خواهند داشت به عبارتي چنين نگاهي به يادگيري كه فرايند شدن فرايند شدن ( ارزشيابي )‌ داوري نيست بلكه خود اطلاعات و مستند سازي كوششهاي دانش آموزان است. ( برخي از تفاوتهاي اين نوع ارزشيابي با ارزشيابي نتيجه مدار در جدول صفحه بعد ترسيم شده است). با چنين رويكردي كه قدمت آن به اوايل دهة 60 مي رسد بايستي علاوه بر پي آمدهاي آموزشي به فرايندها ، راهبردها و نيت ها نيز توجه نمود. ( استيك 1967 )

 

از سويي با نگاهي ديگر به فرايند يادگيري مي توان چنين اذعان داشت كه با عنايت به رخ دادن سه اتفاق مهم در داستان يادگيري ( كسب اطلاعات ) ( يادگيري براي دانستن ) تصرف در اطلاعات ( يادگيري براي انجام دادن ) تصرف در ماده وشئونات زندگي ( يادگيري براي زيستن و باهم زيستن ) ارزشيابي كار آمد بايستي توانمندي توصيف تمام داستان يادگيري را داشته باشد كه ارزشيابي نتيجه مدار گوشه اي از آن را بيان مي دارد لذا ضمن اينكه هر دو نوع ارزشيابي در جاي خود قابل ارزش بوده، ارزشيابي در سطح سوم بنام « ارزشيابي مرتبط با درس خارج از كلاس مطرح مي گردد كه براي سنجش تصرف در ماده است و با انتخاب مسائلي از زندگي و محيط اطراف، تلاش براي حل مسئله با توجه به اطلاعات كسب شده و تصرف در آنها به سنجش دست مي يازد بنابراين بايستي به دنبال مدلي بود كه هر سه ارزشيابي را دامن بزند.

 

انتقـــادهاي وارد بر ارزشيابـــيهاي مــــوجـــود :

ارزشيايي هاي موجود ازكل داستان يادگيري، فقط به دنبال مستند كردن نتايج يادگيري هستند و نتيجه يادگيري هم به حفظ معلومات شناخته شده ( همانگونه كه هستند ) محدود شده است. لذا عمدتاً بر ارزشيابي هاي پاياني تأكيد دارد كه فقط محفوظات را اندازه مي گيرد . ميزان معلومات و محفوظات ملاك داوري و ارائه نمره است كه نمره گرايي و اضطراب امتحان را در پي خواهد داشت. از سوي ديگر نتايج حاصل از اين نوع ارزشيابي ها در پايان يادگيري به دست مي آيد و اطلاعات كاملي را نيز فراهم نمي كند. در نتيجه نمي تواند در بهبود جريان يادگيري مورد استفاده قرار گيرد، زيرا هم فرصت تمام شده و هم اطلاعات ناكافي است. اين نوع ارزشيابي با تأكيد بر نتايج يادگيري حاصل از محفوظات، قادر به توصيف وروديها، فرايند پردازش و تغيير و كاربست آنها نيست. زيرا تدريسهاي انتخابي و يادگيري هاي انتخابي را ترويج مي دهد. معلمان و دانش آموزان بر اساس سوالات امتحاني سالهاي قبل تلاش خود را براي آموزش و يادگيري بذر موضوعات خاصي متمركز مي كنند و از يادگيري كامل باز مي مانند.

 

تفاوتهاي ارزشيابي فرايندمدار نتيجه گرا و ارزشيابي نتيجه مدار

ويژگيهاي ارزشيابي فرايند مدار نتيجه گرا

ويژگيهـــاي ارزشيابـي نتيجه مـدار

1ـ ارزشگذاري به جريان رشد است.

1ـ ارزشيابي از نتيجه رشد است.
2ـ به فرايند رسيدن به پاسخ، توجه ميشود. 2ـ به پاسخ توليدشده توجه ميشود.

3ـ پايش و مستند سازي فعاليتهاي ياددهي ـ يادگيري است ( ثبت و توصيف و سنجش است. 

3ـ بار ارزشي دارد و داوري است و سنجش و قضاوت را باهم دارد.
4ـ به پيشروي و تلاش توجه ميگردد. 4ـ به پيشرفت توجه دارد.
5ـ بيشتر تصرف در اطلاعات را مي سنجد. 5ـ بيشتر كسب اطلاعات را مي سنجد.
6ـ در واقع، آموزش و روش تدريس نيز هست. 6ـ منفصل از آموزش است و نتيجه آموزش را در نظر دارد.
7ـ در اين شيوه، روش تدريس با تأكيد بر فرايند طرح مسئله است. 7ـ روش تدريس نهايتاً با تأكيد بر حل مسئله خواهد بود.
8ـ مسئله محور است. 8ـ موضوع محور است.
9ـ به تفكر واگرا توجه دارد 9ـ به تفكر همگرا توجه دارد.
10ـ بر اساس تئوري « مستند سازي رشد » است. 10ـ بر اساس تئوري « مهندسي اجتماعي » است.
11ـ بر اساس منطق رياضي ( اگر ـ آنگاه ) است. ( رابطه ها دليل و مدلولي است ) 11ـ بر اساس منطق ارسطويي است. (رابطه علت و معلولي است )
12ـ معلم به عنوان « شريك يادگيري » دانش آموز است. 12ـ معلم به عنوان « هادي يادگيري » است.
13ـ در اين مدل استراتژي و سمت مطرح است. 13ـ در اين مدل، اهداف مشخص، مطرح است.
14ـ محتوا و جريان يادگيري به اكتشاف نظر دارد. 14ـ محتوا و جريان يادگيري انتخاب شده است.
15ـ يادگيري انتها ندارد بلكه مرحله دارد و ارزشيابي در طول يادگيري است و باز خوردي است. 15ـ يادگيري فضاي مشخصي دارد و ارزشيابي در انتها انجام مي گيرد.
16ـ دانش آموزان را متجانس مي كند. 16ـ رقابت بين دانش آموزان را دامن مي زند.
17ـ هدف به معني راه است. 17ـ هدف به معني مقصد است.
18ـ سؤال به حوضه ناشناخته ها دامن مي زند و موجب بروز خلاقيت مي گردد. 18ـ سؤال از حوزه شناخته شده هاست و خلاقيت را دامن مي زند.
19ـ ماهيت سؤالات با تأكيد برخود ارزيابي و فرايند است. 19ـ ماهيت سؤالات با تأكيد بر دگر ارزيابي و نتيجه است.
20ـ مدل آموزشي تأكيدبرآن داردكه از هيچ به وجودآورد. 20ـ مدل آموزشي تأكيد دارد كه آنچه را وجود دارد تبديل به احسن كند.
21ـ الگوي يادگيري بر اساس مدرسه بودن حصار طراحي مي گردد. 21ـ الگوي يادگيري براساس مدرسه « نظام مند » طراحي مي گردد.

 

شيوه اجــــرايي طـــــرح در كلاس:

طرح پس از هماهنگي با خانواده ها چهار مرحله ذيل را طي خواهد نمود: مرحله بازخورد، مرحله توصيف، مرحله ارزشگذاري، مرحله گزارش پاياني.

 

1 ـ مــــرحله پايش و بازخــــورد

1ـ1ـ در طول دوره تحصيلي ( نوبت، ترم، نيمسال و يا سال ) پايش به منظور ارائه بازخورد به دانش آموزان انجام مي گيرد و در واقع بازخورد دهنده با طرح سوالات جدي در مورد عمل كرد دانش آموز، او را به تلاش بيشتر ترغيب مي نمايد. بدين منظور انجام امور زير ضروري است:‍

* چند گروه تشكيل داده و براي هر نوبت حداقل يك مسئله خارج از كلاس و يك تكليف فرايند محور طرح مي نمايد. ( نتايج كار گروهي جهت استفاده همگاني در كلاس طرح مي شود. )

* براي هر گروهي يك پوشه كار ( مجموعه عملكرد دانش آموزان ) در نظر گرفته و مستندات جمع آوري مي شود.

* براي هر گروه مسئله خاصي تدوين گرديده و هر مسئله از زاويه دروس مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد.

* فعاليتهاي خارج از كلاس را در صورت امكان بصورت گروهي و با فردي تعيين مي نمايد.

 

2 ـ مــــــرحله تــــوصيف :  

* در پايان دوره يادگيري ( 15 ـ 10 روز قبل از امتحانات ) معلم با بررسي مجموعه عملكرد دانش آموز با تأكيد بر معيارهايي چون ميزان استمرار تلاش، پشتكار براي كشف حقيقت، ارج گذاري به اطلاعات، قاعده ساختن از اطلاعات مشابه، مثال ساختن از قواعد، جابجايي دليل و مدلولها و ارزش تلاش براي يادگيري را توصيف مي كند.

* ابزار مورد نياز مراحل مانند پوشه كار راهنمايي توصيفي ارزشيابي، چك ليست، مصاديق نمونه و در شماره هاي بعدي ارسال خواهد شد.

 

3ـ مــــرحله ارزشگـــــذاري :

معلم مي تواند آزمونهاي پاياني را با تأكيد بر مسائل زندگي دانش آموزان ارائه كند . ليكن در ارزش گذاري، نيمي از نمره را به پاسخ صحيح توليد شده و نيمي از نمره را به فرايند پاسخ و يا به عبارتي به گزارش دانش آموز درباره اينكه چگونه جواب را يافته است؟ چقدر از درستي جواب خود مطمئن است؟ راه حلهاي احتمالي ديگر را چه مي داند؟ اختصاص دهد.

 

4 ـ مـــرحله گـــزارش پايانـــي :

در پايان، ضمن ارائه كارنامه اي كه شامل نمرات دانش آموز است گزارش توصيفي از نحوه كوشيدن وي براي رسيدن به آن نمرات ارائه مي شود كه اين امر تصوير روشنتري از فرايند طي شده توسط دانش آموز و خصوصيات وي را مطرح مي نمايد.

 

مدیریت

 

 MBA

 

Master of  Business  Administrator

                                                                   

 

مقدمــــــه:
توسعه بر مبناي هر کدام از الگو هاي موجود، بدون توجه و در اختيار گرفتن يک فرآيند برنامه ريزي شده و مديريت شده امري محال و غير ممکن است. بهينه سازي استانداردهاي زندگي در جامعه و کار در سازمان مستلزم بهبود و ارتقاء کيفيت مديريت در سازمان هاي اقتصادي و اجتماعي است. و براي رسيدن به چنين موقعيتي ناچار از بهينه سازي و اصلاح ساختار بينشي، دانشي و عملي در مقوله مديريت هستيم تا بتوانيم بهره وري را افزايش دهيم و از ظرفيت ها، فرصت ها و امکانات موجود کالا و خدمات بيشتري را توليد نماييم و موقعيت هاي اقتصادي بيشتر و بهتري را براي کشور يا سازمان خود فراهم سازيم.

 

الگوي توسعه بر مبناي دانايي محوري در سالهاي اخير به عنوان الگوي برتر دنيا شناخته شده است و بيشتر کشورها سعي مي کنند با شناسايي اين الگو آن را  پياده سازي کنند. آنچه که در مديريت کلان يک کشور و يا سازمان نسبت به مقوله دانايي محوري بيش از هر چيز خودنمايي ميکند توانايي به کار گيري و بهره وري از دانش به عنوان اصلي ترين سرمايه ملي و سازماني است. با رسيدن به اين بينش با مقوله جديدي بنام مديريت دانش مواجه خواهيم بود با توجه به رسالت اصلي سازمانها که بر مبناي توسعه کسب و کار و توسعه اقتصادي است مديران ارشد سازمانها وظيفه دارند ميان دو مقوله مديريت دانش سازمان و اقتصاد رابطه مناسبي را پيدا کنند. به عبارت بهتر مديران بايد بتوانند با داراييهاي موجود خود بهترين راه حلهاي ممکن که منجر به موفقيتهاي اقتصادي مي شود را پيدا کنند و در بازار رقابتي از حداقل فرصتها، حداکثر موفقيتها را بسازند.

 

رسيدن به چنين جايگاهي نياز به در اختيار داشتن مديراني آينده نگر، دقيق و کاردان، برنامه ريز و فرصت شناس و شجاع دارد. رشته MBA به عنوان يک رشته عام مي تواند زمينه اي را براي پرورش چنين روحيه و نگرشي را در افراد با تخصص هاي پايه اي مختلف فراهم آورد و آنها را براي مديريت تخصصي با شاخصهاي ذکر شده آماده سازد. متاسفانه در کشور ما به علت جو مدرک گرايي هنوز ديدگاه روشني نسبت به خيلي از رشته هاي مقطع کارشناسي وجود ندارد و بسياري از افراد پس صرفاً به دلايلي غير از علاقه شخصي وارد رشته تحصيلي خود مي شوند اما اين فرهنگ را حداقل در مقطع کارشناسي ارشد مي توان تغيير داد و با ايجاد شناخت درست در افراد به انها فرصت داد رشته مورد علاقه و کارايي را دنبال کنند.

 

MBA هم جزو آن دسته رشته هايي است که علي رغم حدود 11 سال از عمر تدريس آن در ايران هنوز به طور کامل شناخته نشده است و اکثر افراد بدون داشتن اطلاعات کافي و آگاهي از توانايي هاي خود وقت خود را صرف شرکت در کنکور اين رشته مي کنند اما نتيجه مطلوب را حاصل نمي کنند ما در اين مقاله سعي مي کنيم اطلاعات پايه اي مختلفي را به علاقه مندان اين رشته ارائه کنيم تا با ديد روشن تري اقدام به صرف هزينه و وقت خود براي ورود و ادامه تحصيل در آن نمايند.

 

تاريخچــــــه MBA :

قدمت MBA در دنيا به حدود 100 سال مي رسد اولين تلاش ها براي راه اندازي اين رشته در آمريکا و همراه با تغيير و تحولات صنعتي و بينش هاي جديد مديريتي رخ داده است و بنا بر نقل قول هاي موجود در Wharton Business School وابسته به دانشگاه پنسيلوانيا متولد شده باشد. گسترش سريع اين رشته در سالهاي دهه 60و 70 ميلادي منجر به اين شد که در ايران نيز در دهه 70 ميلادي مرکزي تحت عنوان ICMS و با همکاري دانشگاه هاروارد راه اندازي شود که متاسفانه بعد از انقلاب مورد بي توجهي قرار گرفت و منحل گرديد. دومين گام در اين راستا توسط سازمان مديريت صنعتي برداشته شد که در اواخر دهه 60 شمسي اقدام به راه اندازي دوره مديريت اجرايي( Executive MBA) EMBA نمود ليکن به دليل عدم تبليغات مناسب و نيز شرايط دشوار ورود جاي چنداني در ميان فارغ التحصيلان جديد  باز نکرد. سرانجام در اول دهه 80 شمسي دانشگاه صنعتي شريف به اتکاي وجهه منحصر به فرد خود اقدام به راه اندازي اين رشته با توجه به نياز شديد کشور نمود. علي رغم اين تلاشها، هنوز تا رسيدن به کشورهاي توسعه يافته و حتي بسياري از کشورهاي در حال توسعه راه درازي در پيش رو داريم. در حالي که MBA امروزه يکي از معيارهاي رشد کشورها محسوب مي شود، در سنگاپور با 4 ميليون نفر جمعيت حدود 30 دوره MBA و در آمريکا 700 دوره وجود دارند در ايران تعداد دوره ها و ظرفيت هاي مورد پذيرش و شرايط بسيار محدود و دشوار است.

 

MBA چیست؟

رشته تحصیلی MBA در حدود ده سال است که در دانشگاه های ایران تدریس می شود و اخیرا نیز با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است.MBA  مخفف عبارت Master of Busines Administrator می باشد و دارای گرایش های متعددی می باشد که دانشجویان در سال دوم تحصیل می توانند گرایش مورد نظر خود را برای ادامه تحصیل در این  رشته برگزینند. MBA یکی از پرطرفدارترین و پر سود ترین رشته های تحصیلی است و برای تحصیل در آن شما با هر مدرک لیسانسی می توانید در آزمون های مربوطه ثبت نام کنید. رشته MBA به دلیل تفاوت های ماهیتی از ظاهر آسان و جذابی نسبت به سایر رشته های برخوردار است ولی در عمل برای موفقیت در کنکور و تحصیل در آن نیازمند توانمندی های هوشی و ذاتی خواهید بود که می تواند تضمین کننده موفقیت یا شکست شما در این رشته باشد. رشته MBA درکنکور سراسری کارشناسی ارشد ایران جزو رشته های قرار گرفته که افراد می توانند بدون توجه به مدرک تحصیلی دوره کارشناسی خود به عنوان انتخاب دوم (52 رشته در این دسته قرار دارند) گزینش نمایند.

 

هدف از فـــــــراگیری MBA

بگذارید این موضوع را با مثالی باز کنیم. شما حتما با نام آقای قلمچی دارنده بزرگترین مرکز آموزش کنکور آشنا هستید. قلمچی تا ده سال پیش یک دبیر ساده ریاضی و فیزیک بود که گاهی اوقات در ساعات فراغت از مدرسه به تدریس خصوصی می پرداخت اما امروز با در آمد سالانه حدود 4 میلیارد تومان یکی از مشهورترین و پر درامد ترین افراد ایران است که نحوه درآمدش هم کاملا آشکار است و اتفاقا مردم با میل و رقبت حاضر هستند به موسسه او پول بپردازند سوالی که مطرح می شود این است که چطور این اتفاق می افتد ؟چرا از میان این همه دبیر فقط یک نفر می تواند تا این حد موفق عمل کند؟در واقع کار MBA همین است ام بی ای به شما به عنوان یک فرد عادی در هر تخصص و دانشی امکان میدهد تا ذهن خود را متوجه خلاء ها، نیازها، شکاف ها و کمبودهای بازار کنید و بر اساس تکنیک ها و تاکتیک هایی که بازار و کسب و کار شما می طلبد بهترین راه برای توسعه کسب و کار خود را پیدا کنید و سهم خود را از بازار افزایش دهید. مثالهایی ایرانی و خارجی از این دست بسیار هستند هایدا بزرگترین Fast food زنجیره ای در ابتدا فقط یک ساندویچی ساده بود اما از همان ابتدا ایده ای بزرگ بود و یا ebay یک سایت معمولی بود ولی هم اکنون یکی از پر سود ترین سایت های اینترنتی دنیاست.

 

MBA تا حد کمی به شما می آموزد که در ایجاد یا توسعه یک کسب و کار چگونه اولین باشید اما تا حد بسیاری به شما یاد می دهد چگونه در کسب و کار خود و در بازار رقابتی بهترین باشید.MBA به شما آموزش مي دهد تا قادر به  اداره و راهبري موثر و کارآمد سازمان يا يک بخش تخصصي از آن  نظير بخش هاي توليدي، بازاريابي و فروش، اطلاعات و مالي باشيد. بتوانيد در بخش تخصصي سازمان خود ايجاد تحول کنيد و يا بر اساس تخصص خود راه حل هاي مناسبي را به صورت مشاوره در اختيار بخش هاي مختلف يک سازمان بگذاريد. MBA به شما کمک مي کند با فراگيري تجارب علمي مديريت فرآيند تحول سازمان را طراحي، هدايت و رهبري کنيد. MBA قصد دارد از خلاقيت و توانايي شما براي کارآفريني و ايجاد فعاليت هاي جديد در درون سازمان استفاده کند و در نتيجه آن زمينه توسعه کسب و کار را فراهم آورد، رسيدن به توانايي لازم براي ارائه خدمات مشاوره اي و مطالعاتي در زمينه هاي مختلف به مديران سازمانها از جمله ديگر اهداف اين رشته است.اين اهداف تقريبا" در تمام جهان يکسان هستند. به عنوان نمونه (Harvard Business School(HBS که يکي از معتبر ترين Business School هاي جهان مي باشد،هدف دوره و  قابليتهاي مورد نظر فارغ التحصيلان خود را به شرح زير مي داند:

1- A transformational experience for students who will go on to change the lives of those around them

2- Builds a foundation for a life time of leadership

3- Developing abilities to look beyond the present, envisioning what might be and how to accomplish it.

 

چـــــرا MBA :

اگر مي خواهيد خود را قانع کنيد که چرا بايد MBA را انتخاب کنيد، کار دشواري نخواهيد داشت. جايگاه MBA در دنياي امروز امکان ادامه تحصيل در برترين دانشگاههاي داخل و خارج را در اختيار شما رار خواهد داد. در صورتي که زمينه شغلي مد نظر شما باشد، با توجه به اينکه اين رشته بسيار نوپاست و با استقبال شديد سازمانها نيز مواجه شده است مي توان بازار کار بکر و دست نخورده آن نظر داشت، هرچند در آمريکا علي رغم سابقه 80 ساله هنوز بازار کار بسيار وسيعي در اختيار فارغ التحصيلان قرار دارد. در ايران نيز آمارهاي فعلي نشان از تضمين شغل در آينده دارد. MBA قابليتهاي شما را وراي تخصصي که اکنون داريد توسعه خواهد داد و شما را به شخصي مبدل خواهد کرد که هيچ سازماني قادرنخواهد بود به راحتي از روي تخصص شما عبور کند. اين نکته که قادر هستيد MBA را به عنوان رشته  دوم همراه با رشته اصلي خود امتحان دهيد نيز قابل توجه است. هرچند MBA ارزشي وراي رشته هاي تخصصي و فني در دنياي امروز دارد.

 

مديريت اجـــــرايي (Executive MBA) چيست؟

مديــــــريت اجرايي يا EMBA در ابتدا براي مديــــران ارشد توسط دانشگاه شيکاگو در سال 1943 راه اندازي شد ولي امروزه توسط دانشگاههاي مختلفي در سراسر دنيا ارائه مي شود. مديرت اجرايي در واقع شاخه اي از MBA است که به صورت پاره وقت آموزش داده مي شود. اما متاسفانه تمايز بين مديريت اجرايي و MBA براي مردم جا نيافتاده است. رشته مديريت اجــــرايي مناسب حال افرادي است که ترجيح مي دهند بدون ايجاد وقفه در برنامه هاي کاري خود و ضمن کسب تجربه هاي کاري به تحصيل در زمينه هاي مديـــريتي نيز بپردازند. بر خلاف  MBA اين افراد موقعيت هاي بهتــــري براي تجربه و تحصيل توامان دارند.

 

ظوابط پذيـــــــرش :

پذيرش در دوره هاي MBA بر اساس معيارهاي مختلفي همچون شرکت در آزمون هايGMAT ، سوابق مهم کاري، تحصيلات دانشگاهي در حد کارشناسي و بالاتر، مقالات و در نهايت مصاحبه هاي حضوري است.برخي از مراکز به فعاليت هاي فوق برنامه و اجتماعي دانشجويان نيز خيلي اهميت مي دهند.

 

تست GMAT چيست؟

GMAT که مخفف عبارت Graduate Management Admission Test است يک آزمون استاندار شده براي تعيين ميزان استعداد تحصيل در مديريت کسب و کار به شمار مي رود. GMAT معمولاً به صورت جي-مَت jee-mat تلفظ مي شود. بيشتر مراکز آموزش MBA در دنيا از GMAT به عنوان آزمون پذيرش دانشجو استفاده مي کنند. GMAT يک آزمون منطبق بر رايانه است که براي سنجش استعداد و توان انجام کاري هاي بزرگ در افراد استفاده مي شود. به طور متداول شامل بخش هاي ساده اي است در ابعاد کمي و استنتاجي است.

 

محــــدوده MBA

برنامه هاي آموزشي MBA دانشجويان را در مقابل موضوعات مختلفي همچون علوم اقتصاد، رفتارهاي سازماني، بازاريابي، حسابداري، سرمايه گذاري، استراتژي، کسب و کارهاي بين المللي، مديريت فناوري اطلاعات و سياست گذاري دولتي قرار مي دهد.

در مدل قديمي MBA آمريکا، دانشجويان محدوده وسيعي از اين مباحث را به عنوان برنامه سال اول تحصيل خود مي خواندند و سپس در سال دوم گرايش مورد نظر خود را به صورت تخصصي دنبال مي کردند. در ساير نقاط دنيا معمولاً اين دوره ها کوتاه تر هستند مثلاض در اروپا اين دوره ها در حدود 11 الي 16 ماه به طول مي انجامند.

 

MBA در دانشگاههـــــای ایــــــران

در حال حاضر 9 دانشگاه در ایران در رشته MBA و در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می پذیرند. که عبارتند از:

 

۱- دانشگاه شــــریف:

دانشگاه شریف یکی از اولین و فعال ترین  دانشگاههای ایران در توسعه این رشته است. رشته MBA در 11 گرایش مختلف در این دانشگاه تدریس می شود و به دو روش دانشجو می پذیرد یکی به صورت رایگان که معمولاً 50 نفر به این روش گزینش می شوند و دیگری به صورت غیر انتفاعی که در حدود 70 تا80 نفر نیز از این طریق وارد این رشته می شوند و هزینه تحصیل برای این گروه قریب به 9 میلیون تومان خواهد شد. کلاس های این رشته در دانشکده اقتصاد و مدیریت شریف برگزار می شود. آنچه بعد از قبولی در هر دو روش اهمیت دارد لزوم شرکت در مصاحبه هایی است که از قبول شدگان انجام می شود. داشتن حداقل 3 سال سابقه کار و سوابق اجرایی جالب توجه در کسب وکارهای مختلف نیز می تواند از جمله دلایل موفقیت شما باشد. گرایش های یازده گانه دانشگاه شریف شامل موارد زیر هستند:

  • عمــــومی
  • فنـــــاوری اطلاعات (IT ) 
  • فنـــاوری
  • بازاریابــــی
  • تجــارت
  • مدیـــریت منابـــع انسانــــی
  • کارافرینــــی
  • مدیــــریت استــــراتژیک
  • اقتصاد مدیــــریت
  • مدیـــریت پروژه
  • مدیـــریت اجـــــرایی ( EMBA ) 

 

۲- دانشگـــاه تهـــــران

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران فقط در یکی از گرایش های MBA یعنی مدیریت اجرایی اقدام به جذب دانشجو می نماید. که از طریق کنکور سراسری اقدام به پذیرش دانشجو می کند. برای تحصیل غیر رایگان در دوره های نوبت دوم این دانشگاه باید در حدود 6 میلیون تومان هزینه کنید.

 

۳- دانشگاه علامـــــــه طباطبایــــی

دانشکده مدیریت علامه طباطبایی نیز فقط در گرایش مدیریت اجرایی رشته MBA دانشجو می پذیرد. و وجه تمایز این دانشگاه در گزینش افراد شاغل با سابقه 3 تا 4 سال مدیریت است. که البته دوره های نوبت دوم در این دانشگاه هم با شهریه در حدود 6 میلیون تومان برگزار می شود.

 

۴- دانشگاه علـــم و صنعت

دانشگاه علم و صنعت نیز از طریق کنکور سراسری و با دوره های رایگان و غیر رایگان اقدام به گزینش دانشجو می کند که البته گویا به زودی از طریق آموزش الکترونیک نیز در این رشته دانشجو خواهد گرفت که در حدود 7 میلیون تومان هزینه در بر دارد. در این دانشگاه فقط گرایش مدیریت اجرایی تدریس می شود.

 

۵- سازمان مدیــــریت صنعتـــــی

این سازمان با سابقه درخشان در زمینه آموزش های مختلف مدیریت در رده های کارشناسی و ارشد چند سالی است که دوره های MBA را نیز آموزش می دهد. این سازمان در گزینش دانشجویان خود قید 3 سال تجربه کاری و مدیریتی را لحاظ کرده است و در حدود 5 میلیون تومان شهریه از دانشجویان دریافت می کند. دراین سازمان فقط گرایش مدیریت اجرایی تدریس می شود.

 

۶- دانشگاه علـــوم و فنـــون مازنـــــدران

این دانشگاه با همکاری دانشگاه ITTK هند دوره های بسیار خوبی را برای رشته MBA پیاده سازی و اجرا کرده است که در حدود 6 میلیون تومان برای تحصیل در دوره های غیر رایگان آن باید هزینه کنید.

 

۷- دانشگاه کیـــــش

۸- دانشگاه مــــالک اشتـــــــر

۹- دانشگاه شاهـــــرود

تحصیل در رشته MBA در سه دانشگاه ذکر شده در حدود 4 میلیون تومان برای شما هزینه در بر دارد. البته دانشگاه مالک اشتر تعداد معدودی را نیز به صورت رایگان پذیرش می کند.

 

۱۰- دانشگـــاه آزاد

دوره های MBA این دانشگاه در واحد علوم و تحقیقات ارائه می شود و گرایش آن نیز مدیریت اجرایی می باشد.

 

ضــــرایب و دروس امتحانـــــی MBA

برای شرکت در آزمون سراسری و آزاد شما باید همانند همه کنکورها به سوال های چهار گزینه ای پاسخ دهید ولی علی رغم اینکه این دروس بسیار ساده به نظر می رسند بسیاری از افراد علاقه مند نمی توانند از این آزمون موفق بیرون آیند.

 

رشتـــه و ضـــــریب درس

MBA

مدیریت اجرایی

ریاضیات 1 و 2

2.5

0

زبان عمومی و تخصصی مدیریت

2

1

تست GMAT

2

2

تئوری های عمومی مدیریت

1.5

1

دانش مسائل روز مدیریت

0

2

ادبیات فارسی

0

1

 

بازار کـــــــار MBA

اگر به بازار کار MBA در ایران نظر بی افکنیم ایران حداقل تا 10 سال آینده نیازمند متخصصین این رشته خواهد بود این پیش بینی با توجه به تراکم زیاد مهاجرت فارغ التحصیلان این رشته از کشور برای کار یا ادامه تحصیل در خارج کشور و نیاز شدید سازمان های بزرگ و اقتصادی  و شرکت های دولتی و خصوصی که تعدادشان کم هم نیست بسیار با وسواس صورت گرفته است. اما بازار کار MBA در خارج از کشور نیز از جایگاه مطلوبی برخوردار است و کشورهای آمریکا و کانادا در جذب متخصصین این رشته درنگ نمی کنند.  از خاطر نبرید که بسیاری از دانشجویان این رشته از همان ابتدای تحصیل دعوت به کار می شوند.

 

ادامـــــه تحصیل در MBA

برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای MBA باید از ایران خارج شوید و در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکایی، کانادایی، استرالیا و هند به تحصیل بپردازید.

 

  منبع :http://www.farnood.com/Persian/itpapers/art17.htm

دکتر حسابی :

استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.


شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.






استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.


پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.


در زمينه تحقيق علمي: ۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است. استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار

روانشناسی آموزش خواندن

 

 چگونگی اصلاح و گسترش مهارتهای خواندن

نویسنده : Patrick T. Magee 

گـردآورنده: الهـام لاله زا

 

خواندن گـــروهي از کلمات در يک نگاه:

ثابت شده که چشمان ما وقتي از حرکت مي ايستند مي توانند اطلاعات را ذخيره کنند. پس همواره اين روش اجرا مي شود: حرکت، توقف، خواندن، حرکت، توقف، خواندن. اين امر را خيلي راحت مي توانيد امتحان کنيد. فقط کافيست مقابل دوستتان و چشم در چشم او بايستيد و کتابي را بالا نگاه داريد و هنگامي که دوستتان در حال خواندن است در چشمهايش نگاه کنيد. راه حل به حداقل رساندن تعداد توقف ها و به حداکثر رساندن تعداد کلماتي که در يک توقف ديده مي شوند را در تمرين هاي زير مي توان يافت:

 

تمـــــرين اول: شخص به هر لغت فقط يک بار نگاه مي کند.

تمرين دوم: شخص يکبار به هر لغت نگاه ميکند اما همراه با لغات اطرافش.

تمــــرين سوم: شخص در هنگام خواندن فقط به لغات کليـــدي توجه مي کند (خواندن به شکل عمـــودي يا افقــــي).

 

اما کسي که تمرين اول را انجام مي دهد درک و فهم بيشتري از متن نسبت به کسي که به تمرين سوم رسيده است دارد. کمي در اين باره فکر کنيد.جواب "شايد" است! اگر کسي که به تمرين سوم رسيده واقعا دو تمرين قبل را انجام داده باشد سرعت بالاي خواندنش به خاطر انتخابي خواندنش است و اين فرصت را پيدا مي کند که بيشترين انرژي ذهني خود را صرف ايجاد ارتباط با متن مربوطه کند.پس آرام خواندن به معناي بهتر فهميدن نيست.

 

" ويليام جيمز " مي گويد :" هنر باهوش و خردمند شدن هنر دانستن چيزي است که نمي دانيم ". يک خواننده زيرک کسي است که از روش سوم استفاده مي کند. يعني تمام کتاب يا يک فصل را به طور دقيق نگاه و مطالعه مي کند. سپس به عقب برگشته و ترکيبي از دو تمرين اولي را انجام مي دهد تا موارد مرتبط به هم را در آن بخش از کتاب پيدا کرده و روي آنها تاکيد کند. براي با هم به کار بردن تمرين دوم و سوم بايد تمرين هايي براي قوه بينايي به کار برد. شما بايد سکوت کنيد و بدون صدا بخوانيد و ياد بگيريد که به چشمانتان اعتماد کنيد. اين بدين معناست که فعاليت خواندن را از " ديدن، گفتن، فهميدن " به فقط " ديدن، فهميدن " تغيير دهيد. يک راه براي ايجاد اين تغيير بالا بردن قدرت ماهيچه هاي بينايي است. همين طور يکي از راه هاي ترک عادت بلند خواندن اين است که سرعت حرکت چشمانتان را بر روي کاغذ بالا ببريد و تا آنجا که نياز به بلند خواندن نداريد اين کار را ادامه دهيد. در واقع مي توانيد کلمات را در حين خواندن در سرتان بگوييد.اين بدين معناست که از آغاز حرکت چشم تا جايي که به استراحت و توقف نياز پيدا مي کند بايد گروهي از لغات را به ذهنتان منتقل کرده باشيد اين گروه کلمات نبايد حتما از يک خط باشند بلکه بهتر آن است مربوط به چند خط مختلف باشند.

 

انتخابي تر خــــــواندن:

اصل موضوع اين است: " هر چه ميزان اطلاعاتي که به مغز وارد مي شود بيشتر شود نياز به دقيق تر بودن بيشتر مي شود و بايد اطلاعات ورودي را دقيق تر و با سطحي بالاتر نگريست و در رابطه با مطالعه جزئيات انتخابي تر عمل کرد. " وقتي ما چيزي را مي خوانيم هدفمان فقط نگاه کردن به کلمات و عکس ها با تمام سرعتي که مي توانيم نيست. بلکه هدف تا حد ممکن مشخص کردن و فهميدن منظور اصلي نويسنده است و سپس انتقال اين اطلاعات به حافظه دراز مدت و يادداشت کردن آنها براي مراجعه در آينده.

 

تصور کنيد که به کنار يک درياچه بزرگ رسيده ايد و به شما گفته مي شود که جايي در آب گنجي مدفون شده است. براي پيدا کردن آن مي توانيد وارد آب شده و يا بر قايق تندرويي که مجهز به سيستم رادار است سوار شده و هر چيز را که شبيه گنج است در زير آب رديابي کنيد. اين کار اين امکان را به شما مي دهد که با سرعتي نسبتا زياد تمام درياچه را بپيماييد. نقاط تعيين شده را معين کنيد و سپس به تک تک آنها برگرديد لنگر بيندازيد و شنا کنان زير آب برويد. اينگونه شانس بيشتري براي پيدا کردن گنج داريد چون شما بخشهاي مورد نظرتان را از قبل انتخاب کرده ايد.وقتي شروع به خواندن مي کنيد بخش نيمه هوشيار مغزتان نقش همان رادار را بازي مي کند و براي زماني که شما اطلاعات را به مغزتان منتقل مي کنيد برنامه ريزي شده است. البته وقتي انتخابي شروع به خواندن مي کنيد مهم ترين چيز آن است که بدانيد در قسمت درستي از درياچه شنا مي کنيد. در واقع ما مي خواهيم بدانيم که چگونه سمت چپ مغزمان را به امر خواندن نزديک کنيم. از آنجايي که امور غير منتظره مربوط به سمت راست مغز مي باشد يکي از راهها اين است که زمان محدود و خاصي را به اين امور اختصاص دهيم.هنگامي که حس مي کنيم  نسبت به زمان بي تفاوت شده ايم در واقع سمت راست مغزمان به کار افتاده است و اگر براي فعاليتهاي مربوط به سمت راست مغزمان زمان محدودي در نظر نگيريم اين بخش از مغز تمايل پيدا مي کند که هر گاه مايل است کار مربوط به خود را انجام دهد.

 

مطالعــــه طبقه بندی شده:

علاوه بر استفاده از رادار بخش نیمه هوشیار ذهن شما می توانید با استفاده از طبقه بندی مطالعه انتخابی تر بخوانید. اینجا 4 توصیه عمومی برای طبقه بندی مطالعه ارائه شده است:

 

نگـــاه سطحـــــی:

هر صفحه کتاب را در یک ثانیه یک نگاه گذرا و سطحی بکنید و ساختار و ریتم آن را معین کنید.سعی کنید با تمرین کل کتاب را در 5 دقیقه از نظر بگذرانید.

 

مـــرور قبلــی:

حال باید آنچه را که گذرا دیده اید عمیق تر ببینید.فصل اول را مرور کنید (هر صفحه در 4 ثانیه). توجه خاصتان روی شروع و پایان قبل که شامل مقدمه و نتیجه گیری و جمله آغازین پاراگرافها و بخشهاست باشد. می توانید بخشهای کلیدی را با ماژیک زرد یا چسب زدن مشخص کنید.

 

خــواندن:

اگر فصلی از کتاب نیاز به توجه بیشتری داشت به عقب برگردید و آنرا با هر سرعتی که راحت تر هستید بخوانید.

 

دوره:

بهتر است پس از مطالعه یک مطلب جدید یک دوره کوتاه انجام دهید. این کار حجم اطلاعات ورودی به حافظه درازمدت را بیشتر می کند. دیدن هر ورق از مطلب مزایای بسیاری دارد. این کار باعث می شود که اندکی ترسمان از ندانستن و نفهمیدن موضوع برطرف شود.همچنین باعث می شود که آسان تر مفهوم را درک کنیم و وقتی چشمان ما دوباره مطلبی را می بیند سرعت حرکتشان نسبت به یک بار خواندن بیشتر می شود و بالاخره سمت راست مغز ما از چنین وضعی راضی تر است چون در این حالت لااقل اطلاعات اندکی از متن و یا تصویری از مطالب موجود را به دست می آورد. به عقیده بعضی ها فقط با یک سرعت خواندن مثل ماشینی است که فقط با یک دنده حرکت می کند.در واقع خواندن طبقه بندی شده بدین معناست که در امر خواندن انعطاف پذیر باشیم یعنی با توجه به هر مطلب نوشته شده یکی از روشهای خواندن را به کار بریم. در اینجا چند پیشنهاد اضافی برای انتخابی تر خواندن ارائه شده است :

 

* روی لغات کلیدی تمرکز کنید و با بقیه لغات کاری نداشته باشید. بیشترین معنای جمله توسط چند لغت کلیدی منتقل می شود. لازم نیست همه " است ها " و " واو ها " را بخوانید.

* به آنچه قبلا می دانستید کاری نداشته باشید. هنگامی که شما اطلاعات بیشتر و بیشتری را به حافظه درازمدتتان منتقل می کنید می توانید کمی از بخشهای قبلی را حذف کنید و بدین ترتیب حرکت شما در طول منحنی یادگیری سریع تر می شود.

* مطالبی که به کارتان نمی آید را حذف کنید.

* مطالب گیج کننده را حذف کنید و یا اگر لازم است دوباره به آن بخشها برگردید و دوباره مرور کنید.

* دادن یک زمان محدود به بخش نیمه هوشیار مغز باعث کمک شایان توجهی به فهم سریع تر مطالب می شود.

 

مديريت

 

 مديريت تكنولوژی

 

مهندس عليرضا بوشهری

    

 

مديريت تكنولوژي يك مبحث بين ‌رشته‌اي است كه علوم، مهندسي، و مديريت را به ‌هم پيوند مي‌زند. از ديدگاه مديريت تكنولوژي، تكنولوژي اصلي‌ترين عامل توليد ثروت است و ثروت چيزي بيشتر از پول است كه مي‌تواند عواملي همچون ارتقاء دانش، سرمايه‌ي فكري، استفاده‌ موثر از منابع، حفظ منابع طبيعي و ساير عوامل موثر در ارتقاء استاندارد و كيفيت زندگي را شامل شود.

 

مديريت تكنولوژي، در واقع مديريت سيستمي است كه خلق، كسب، و به‌كارگيري تكنولوژي را ممكن مي‌سازد و شامل مسووليتي است كه اين فعاليت‌ها را در راستاي خدمت به بشر و برآورده ساختن نيازهاي مشتري قرار مي‌دهد. تحقيق، اختراع، و توسعه، اساسي‌ترين مولفه‌هاي خلق تكنولوژي و وقوع پيشرفت‌هاي تكنولوژيك هستند. اما در مسير توليد ثروت، مولفه‌ مهم‌تري نيز وجود دارد كه همان به‌كارگيري يا تجاري‌سازي تكنولوژي است. به بيان ديگر، مزاياي تكنولوژي هنگامي تحقق مي‌يابند كه نتيجه‌ي آن به دست مشتري برسد. مشتري مي‌تواند فرد، شركت، يا يك نهاد دولتي همچون سازمان‌هاي دفاعي باشد. اختراعي كه در قفسه نهاده شود، ثروت توليد نمي‌كند و ايده‌اي كه بروز مي‌كند و به كار بسته نمي‌شود ـ حتي اگر به‌عنوان اختراع به ثبت برسد ـ بازده مالي ندارد. تكنولوژي هنگامي به توليد ثروت منجر مي‌شود كه يا تجاري شود و يا در مسير تحقق اهداف استراتژيك يا عملياتي يك سازمان به كار بسته شود.

 

هر چند در مبحث مديريت تكنولوژي فرض براين است كه تكنولوژي مهم‌‌ترين عامل در سيستم توليد ثروت است ولي عوامل ديگري نيز در اين سيستم دخيل هستند. مثلاً، تشكيل سرمايه و سرمايه‌گذاري، نقش مهمي در رشد اقتصادي ايفا مي‌كنند. نيروي كار، عامل موثر ديگري در رشد اقتصادي است. ملاحظات اجتماعي، سياسي و محيطي نيز برفرايند توليد ثروت تأثير مي‌گذارند. در مبحث مديريت تكنولوژي با تكنولوژي به‌عنوان بذر اوليه‌‌ي توليد ثروت برخورد مي‌شود. با پرورش صحيح و محيط مناسب، اين بذر اوليه به درخت تنومندي تبديل مي‌شود. ساير عوامل موثر در توليد ثروت شامل سرمايه، نيروي كار، منابع طبيعي، سياست‌هاي عمومي، و غيره در واقع محيط حاصلخيز و ساير مايحتاج اين گياه را تشكيل مي‌دهند. هر يك از اين عوامل، داراي رشته‌ي تخصصي و آموزش‌ها و پژوهش‌هاي خاص خود هستند. مديريت تكنولوژي، به‌عنوان يك مبحث بين‌رشته‌اي، دانش موجود در تمامي اين رشته‌ها را با هم تركيب مي‌كند. يك دوره‌ي يادگيري مديريت تكنولوژي در سطح پيشرفته به مطالعه‌ عميق هر يك از اين عوامل نياز دارد.

 

مديريت تكنولوژي داراي ابعاد ملي، سازماني و فردي است. در سطح ملي يا دولتي (سطح كلان)، مديريت تكنولوژي به شكل‌گيري سياست‌هاي عمومي كمك مي‌كند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ايجاد و تثبيت بنگاههاي رقابت‌پذير مي‌انجامد. در سطح فردي، به ارتقاء ارزش فرد در جامعه كمك مي‌كند.

 

مديريت تكنولوژي در سطح بنگاه

شوراي تحقيقات ملي آمريكا، مديريت تكنولوژي را چنين تعريف كرده است: "يك حوزه‌ بين‌رشته‌اي كه با طرح‌ريزي، توسعه و پياده‌سازي توانمندي‌هاي تكنولوژيك براي شكل دادن و تحقق اهداف استراتژيك و عملياتي يك سازمان سروكار دارد."

 

مديريت تكنولوژي به اين دليل يك حوزه‌ بين‌رشته‌اي محسوب مي‌شود كه دانش حاصل از رشته‌هاي علوم، مهندسي و مديريت اجرايي را تركيب مي‌كند. مديريت تكنولوژي بر بسياري از اجزاء كاركردي سازمان همچون تحقيق و توسعه، طراحي، توليد، بازاريابي، مالي، پرسنلي، و اطلاع‌رساني تأثير مي‌گذارد. گستره‌ي آن، هم مقولات استراتژيك و هم مقولات عملياتي سازمان را شامل مي‌شود. ابعاد عملياتي با فعاليت‌هاي روزمره‌ي سازمان سروكار دارند و ابعاد استراتژيك بر موضوعات بلندمدت متمركز هستند. سازمان بايد به هر دو بعد توجه داشته باشد.

 

بررسي‌ها نشان داده‌اند كه اكثر مهندسان و مديران صرفاً به ابعاد عملياتي و نتايج كوتاه‌مدت توجه دارند و به مقولات استراتژيك بي‌توجه هستند. اين كوته‌بيني موجب شده است كه تأثيرات اقدامات امروز خود را بر آينده‌‌ي سازمان ناديده بگيرند. مديريت تكنولوژي با تأكيد بر اهداف استراتژيك سازمان، به حذف اين نارسايي از سيستم مديريت كمك مي‌كند. مديريت تكنولوژي، مديران را در تلاش‌هايشان براي بهبود بهره‌وري، افزايش اثربخشي، و تقويت جايگاه رقابتي بنگاه هدايت مي‌كند.

 

در دهه‌‌ 1970 و 1980، صنايع آمريكا به تدريج جايگاه رقابتي خود را در مقابل محصولات ژاپني و حتي محصولات برخي ديگر از كشورهاي آسيايي از دست دادند. اين رويداد، بسياري از سازمان‌هاي آمريكايي را تحت تأثير قرار داد و آن‌ها را برآن داشت كه رويكردهاي گوناگوني را براي كمك به صنايع آمريكا و بازيافت جايگاه رقابتي آنان در پيش گيرند. از ميان اين سازمان‌ها مي‌توان به شوراي تحقيقات ملي، فرهنگستان ملي مهندسي، بنياد ملي علوم، بسياري از سازمان‌هاي صنعتي، و نهادهاي آموزشي آمريكا اشاره كرد. تلاش اين سازمان‌ها، آنان را متوجه جهان نمود. در گزارش شوراي ملي تحقيقات كه در سالي 1987 منتشر گرديد، پيشنهاد شده بود كه بايد شكاف دانش و عملكرد را بين مهندسي و علوم از يك طرف، و بين كسب‌و‌كار، و كشاندن تكنولوژي در قالب محصولات و خدمات به صفحه‌ بازار، به توليد ثروت مي‌انجامد.

 

به نظر مي‌رسيد كه در پارادايم‌هاي صنعتي، سياست‌هاي دولتي، و نهادهاي آموزشي، ارتباط بين تكنولوژي و كسب‌وكار ناديده گرفته شده است. برنامه‌هاي آموزشي در رشته‌هاي مهندسي و مديريت، و ساختارها و نهادهاي صلب مرتبط با آن‌ها، كارايي خود را از دست داده بودند و به بازنگري‌هاي جدي نياز داشتند. علاوه ‌بر اين، معلوم شده بود كه به برنامه‌هاي آموزشي دست اولي نياز است كه مديران و مهندسان را براي برخورد با تحولات تكنولوژيك و نفوذ در بازارهاي جهاني آماده سازد. روش‌هاي جديدي براي تفكر درباره‌ اين برنامه‌ها و محتويات آن‌ها پيشنهاد گرديد. ظهور برنامه‌هاي جديد تخصصي در زمينه‌ مديريت تكنولوژي، يكي از دستاوردهاي اين خودارزيابي است.

 

مديريت تكنولوژي در سطح ملي يادولتي

از ديدگاه كلان، مديريت تكنولوژي به تعريف كلي‌تري همچون تعريف زير نياز دارد: "حوزه‌اي از دانش كه با تعيين و اجراي سياست‌هاي لازم براي توسعه و به‌كارگيري تكنولوژي، و طبيعت سروكار دارد و هدف آن، ترغيب نوآوري، ايجاد رشد اقتصادي، و رواج كاربرد مسوولانه‌ي تكنولوژي براي رفاه بشر است." مديريت تكنولوژي در سطح ملي بيشتر بر نقش سياست‌هاي عمومي در پيشبرد علم و تكنولوژي متمركز است و تأثيرات كلي تكنولوژي بر جامعه ـ و به‌ويژه نقش آن در توسعه‌ي اقتصادي پايدار، را مورد بحث قرار مي‌دهد. مديريت تكنولوژي در سطح ملي مقولاتي همچون تأثير تحولات تكنولوژيك بر مردم، نيازهاي آموزشي آنان در ارتباط با تكنولوژي، تأثير تكنولوژي بر سلامتي و ايمني، و پيامدهاي زيستدمحيطي تكنولوژي را در برمي‌گيرد. سياست‌هاي تكنولوژي در سطح دولت و سازمان در واقع چارچوبي براي استفاده از تغييرات تكنولوژيك در جهت منافع جامعه و كاركنان سازمان هستند.

 

چارچوب مفهومي مديريت تكنولوژي

شكل زير مفهوم اساسي مديريت تكنولوژي را به‌عنوان يك حوزه‌ بين‌رشته‌اي ( براي مطالعه و كاربرد عملي ) نشان مي‌دهد. چنانكه از اين شكل بر مي‌آيد، مديريت تكنولوژي يك حلقه‌ي ارتباطي بين رشته‌هاي علوم، مهندسي و مديريت ايجاد مي‌كند. از ديدگاه دانشگاهي، شكل فوق نشان مي‌دهد كه رشته‌هاي مرسوم در علوم و مهندسي در اكتشافات علمي و خلق تكنولوژي دخيل هستند. رشته‌هاي مرسوم مديريت نيز با مقولات مديريت بنگاه و مباحث اقتصادي، مالي، و بازاري و همچنين سياست‌‌هاي عمومي سروكار دارند.

 

دانش مبتنــــي بر رشتـــــه:

  • حسابداري
  • مالي
  • مديريت
  • بازاريابي
  • اقتصاد
  • حقوق
  • تجارت

دانش بين‌رشتـــــه‌اي:

  • مقولات استراتژيك بلندمدت مرتبط با تكنولوژي
  • سياست علم و تكنولوژي
  • فرآيند نوآوري‌هاي تكنولوژيك
  • مديريت تحقيق و توسعه
  • زير ساخت‌هاي تحقيق و توسعه و تحولات تكنولوژيك
  • كارآفريني تكنولوژيك و ايجاد شركت‌هاي جديد
  • چرخه‌ عمر فرآيند و محصول
  • پيش‌بيني و طرح‌ريزي تكنولوژي
  • انتقال تكنولوژي (درون‌بنگاهي)
  • انتقال بين‌المللي تكنولوژي و نقش شركت‌هاي چند مليتي
  • تحليل و ارزيابي ريسك تكنولوژيك
  • تحليل اقتصادي تكنولوژي
  • مقولات انساني، اجتماعي و فرهنگي مرتبط با تكنولوژي
  • آموزش و تحصيل درزمينه‌ مديريت تكنولوژي
  • مديريت تكنولوژي در صنايع ساخت و توليد
  • مديريت تكنولوژي در صنايع خدماتي
  • تكنولوژي اطلاعات و ساير تكنولوژي‌هاي در حال ظهور
  • بازاريابي ساخت و ارتباطات پس از فروش
  • تحولات تكنولوژيك و ساختار سازماني
  • مديريت پروژه‌هاي فني
  • تأمين منابع مالي تكنولوژي و تصميم‌گيري مالي
  • مقولات كيفيت و بهره‌وري
  • روش‌شناختي‌هاي مديريت تكنولوژي
  • راندمان و پايداري زيست‌محيطي

 

دانش مبتني بر رشتـــــه:

  • رشته‌هاي علوم
  • تكنولوژي مواد
  • تكنولوژي محصول
  • تكنولوژي توليد يا فرايند
  • تكنولوژي اطلاعات
  • تكنولوژي محيطي

مديريت تكنولوژي، رشته‌هاي ناظر بر خلق تكنولوژي را به رشته‌هاي ناظر بر تبديل تكنولوژي به ثروت پيوند مي‌زند. در مباحث مديريت تكنولوژي تلاش مي‌شود به سوالات زير پاسخ داده شود:

 

۱- تكنولوژي چگونه خلق مي‌شود؟

۲- چگونه مي‌توان آن‌را براي ايجاد فرصت‌هاي كسب‌و‌كار به كار بست؟

۳- چگونه مي‌توان استراتژي تكنولوژي را با استراتژي كسب‌ و كار يكپارچه نمود؟

۴- چگونه مي‌توان از تكنولوژي براي كسب مزيت رقابتي استفاده كرد؟

۵- تكنولوژي چگونه مي‌تواند انعطاف‌پذيري سيستم‌هاي توليدي و خدماتي را بهبود بخشد؟

۶- چگونه مي‌توان سازمان‌هايي طراحي نمود كه با  تحولات تكنولوژيك سازگار باشند؟

 

چه ‌وقت بايد به سراغ تكنولوژي رفت و چه ‌وقت بايد آن ‌را كنار نهاد؟

در ايالت متحده، جلسات منظمي توسط شوراي تحقيقات ملي، بنياد ملي علوم، دانشگاه ميامي، و چندين دانشگاه و سازمان تخصصي ديگر براي بحث پيرامون مديريت تكنولوژي منعقد گرديد. نتيجه‌ي اين جلسات، تعيين مهم‌ترين موضوعات يا سرفصل‌هاي مديريت تكنولوژي بود. اين سرفصل‌ها در شكل صفحه‌ قبل (ذيل مديريت تكنولوژي) فهرست شده اند.

 

سياست‌هاي علم و تكنولوژي، تأثيرات عمده‌اي بر رقابت‌پذيري كشورها دارند. ازاين‌رو، فرايند، نوآوري‌هاي تكنولوژيك بايد به خوبي درك شود. زيرساخت و مديريت تحقيق و توسعه، موضوعي كليدي است و كارآفريني نيز براي توسعه تكنولوژي‌هاي جديد ابزاري حياتي به‌شمار مي‌آيد. چرخه‌‌ عمر تكنولوژي و نيز چرخه‌هاي عمر محصول و فرايند روزبه‌روز كوتاه‌تر مي‌شود و از ‌اين‌رو نقش پيش‌بيني تكنولوژي در طرح‌ريزي تكنولوژي اهميت بيشتري پيدا كرده است. ساير مباحث مهم در شكل مشخص شده‌اند.

 

تمامي اين سرفصل‌ها در يكديگر تنيده‌اند و بافت مديريت تكنولوژي را تشكيل مي‌دهند. اين مقولات داراي پيامدهاي مهمي براي مديران و مهندسان هستند. مهندسان با مولفه‌هاي فيزيكي تكنولوژي سروكار دارند ولي بايد بتوانند تكنولوژي را با سيستم‌هاي اقتصادي و بازار مرتبط سازند. مديران نيز بايد بتوانند پيامدهاي تكنولوژي را براي كسب ‌و كار خود پيش‌بيني كنند. ضروري است كه همه‌ي دست‌اندركاران درك كاملي از ارتباط تكنولوژي با بازار و توليد ثروت داشته باشند و مفاهيم پايه‌ آن ‌را بشناسند.

 

ضرورت مديريت تكنولوژي

دنيا در حال تغيير است و سرعت اين تغيير روزبه روز بيشتر مي‌شود. تكنولوژي‌هاي جديدي ظهور مي‌كنند و معادلات بازرگاني را برهم مي‌زنند. سيستم‌هاي مديريت نيز بايد بتوانند با اين تغييرات كنار بيايند. مهمترين تفاوت دنياي امروز با ديروز، سرعت تحولات تكنولوژيك عنوان شده است. اين موضوع با تغيير در قلمرو به‌كارگيري تكنولوژي همراه است. رقابت جهاني نيز تقريباً مقوله‌ جديدي است. در دهه‌هاي 1980 و 1990، با ظاهر شدن كشورهاي جديدي در صحنه‌ بين‌الملل، رقابت جهاني شدت گرفت. از آن به بعد، موازنه‌ قدرت اقتصادي دائماً در حال تغيير بوده است. هم‌اكنون اكثر كشورهاي جهان تجارت آزاد جهاين را تجربه مي‌كنند و شكل‌گيري بلوك‌هاي تجاري به يكي از ويژگي‌هاي بارز عصر حاضر تبديل شده است. به‌عنوان جمع‌بندي مي‌توان گفت كه مهمترين دلايل توجه به مديريت تكنولوژي در دنياي كنوني عبارتند از:

  • ســـرعت گرفتن تحولات تكنولــــوژيک
  • تغييــــر در قلمـــرو (از توليد انبوه به انبوه‌سازي طبق سفارش)
  • تغييـر در رقابت (حضور كشورهاي جديد در صحنه‌ رقابت )
  • شكل‌گيــــــري بلوك‌هاي تجاري

 

منبــــع :

Khlil, Tarek M., “Management of Technology”, McGraw Hill, 2000.

 

روانشناسى كودک

 

 فرياد كمک كودكان در لابلای نقاشی

 

نازخند صبحی

 

 

واقعيت اين است كه در دنياي امروزي انتقال انديشه تنها از راه كلام و نوشته ميسر نيست بلكه نقاشي، مجسمه سازي،  عكاسي، سينما و تئاتر و ... به مراتب بهتر از گفتن و نوشتن احساسات ما را به ديگران منتقل مي كند. در اين ميان نقاشي فعاليتي است كه مي توان آن را از ديدگاههاي متفاوت بررسي كرد. امروزه روانشناسان تجربي متقاعد شده اند كه رفتارهاي گوناگون كودك در دوراني كه كودك رفتاري ساده و ذاتي و يا پيچيده دارد بستگي كاملي به تحولات ارثي و رشد نظام هاي مغزي وي دارد.


« ژان پياژه » در پژوهشهاي خود به اين باور رسيده  است كه: فرايند منطق و ادراك كودك به طور دقيق ناشي از تحريكاتي است كه در اطراف كودك وجود دارد و با تغيير آن مي توان اين فرايند را كند و يا تندتر نمود.


« آنا اوليوريو فراري » نيز دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن، بازي كردن، خط خطي كردن و نقاشي كردن را امري غريزي و يا وابسته به دنياي مخصوص كودكان مي داند قدر مسلم اين است كه در بسياري از عكس العمل ها، فعاليت ها و اشكال رفتاري كودك اثر آشكاري از تكامل گرايي ديده مي شود به طوري كه قبل از چهار دست و پا رفتن مي تواند شنا كند، قبل راه رفتن روي دو پا مي تواند چهار دست و پا راه برود و قبل از حرف زدن مي تواند راه برود. به اين ترتيب اجتماعي كردن رفتار كودك به امكان ارتباط او به وسيله خطوط و علائم بستگي دارد. رسم خط (خط خطي كردن) و اصولاً هر نوع فعاليت بدوي هنري مي تواند معرف يكي از اشكال و يكي از مراحل بازي به صورت تكامل يافته تر و خلاق تر آن باشد و كودك بطور ناخودآگاه مسائل و مشكلاتي را كه در ارتباط با بزرگسالان برايش بوجود مي آيد مطرح مي كند و نقاشي كه به منزله نوعي بازي براي كودك به صورت يك فعاليت اجتماعي در مي آيد و ادراك، حافظه، تخيلات، خلاقيت و نيز نيروي عضلاني تحت تأثير اين فعاليت هاي نمايشي قرار مي گيرد. نقاشي به كودك امكان شناسايي محيط و شركت خود در آن را فراهم مي سازد و يا سوالاتي برايش مطرح مي سازد. اين چنين است كه نقاشي كودكان معني دار مي شود و مي توان آن را شبيه خواب و رويا معني كرد.


به همين دليل آموزش نقاشي به كودك بر پايه تصحيح نقاشي او اشتباه بزرگي است. با مجبور كردن كودك به كپي و تقليد امكان برقراري هر نوع گفتگو با او را از بين مي بريم. درحالي كه اگر به كودك آزادي عمل بدهيم و قوه ابتكار او را با مشاركت و كار گروهي و بيان موضوعات عمومي و در اختيار قراردادن وسائل و لوازم كار كامل ـ جهت مطلبي كه او مي خواهد عرضه كند ـ تقويت كنيم، شخصيت كودك ساخته مي شود و او به پختگي فكري مي رسد.


« آنا اوليوريو » نويسنده كتاب نقاشي كودكان و مفاهيم آن معتقد است كه نقاشي هاي كودكاني كه دچار آشفتگي رواني هستند بيشتر از ديگر كودكان همسان خواب و رويا است، زيرا كودك دنياي ترس و دلهره خود را با نقاشي نشان مي دهد. همچنان كه آثاري كه « ونسان ونگوگ» در زماني كه در بيمارستان رواني بستري بود، خلق كرده است، علاوه بر نشان دادن خلاقيت او بيانگر دلهره اي است كه او از جهان دارد. به ويژه در تابلو « درختان سرو » و « زنبق زار » به همين ترتيب آزمايش هاي رفتاري كه بر اساس تجزيه و تحليل نقاشي هاي كودكان انجام مي گيرد، از وسيله بيان مخصوص روحيه  كودكان بهره مي گيرد. با دقت در نقاشي كودكان به معاني روشني دست مي يابيم كه حكايت از نشانه ها و علائم خاصي دارند. شايسته است نقاشي كودكان را جدي بگيريم تا نداي كمك آنان را بشنويم.


تفسيـــر نقاشـــی كــــودكان
زماني كه جهت آموزش زنان روستايي به روستاي سجاسرود استان زنجان مي رفتم، به كودك ۸ ساله اي كه همراه مادرش در كلاس حضور داشت كاغذ و چند مداد رنگي دادم، كه سرگرم شود. در پايان كلاس ،نقاشي فوق را به دستم داد. ملاحظه مي فرمائيد كه كاملاً فضا روستايي است. پدر و مادر و دو خواهر مشغول به كار و پدر برجسته تر از ديگران و برادر كه حضور ندارد و خود كودك مشغول كمك به پدر، وقتي از آمنه ۸ ساله خواستم كه نقاشي را توضيح دهد علت برجسته بودن تصوير پدر را به صورت عشق و ستايش يافتم و نبود برادر را اعتياد او، كه مادرش توضيح داد: آمنه برادرش را خيلي دوست دارد و اينكه عكس او را نكشيد شايد بيماري اوست كه تمام اعضاي خانواده را ناراحت مي كند. درك و فهم نقاشي هاي كودك يعني چيزي كه او مي خواهد بيان كند، براي والدين و مربيان بسيار لازم است زيرا شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود. در هنگام تعبير نقاشي كودك به سه مرحله بايد عنايت داشت:

 

۱- كنايه هاي آگاهانه يا ارادي: برجسته نشان دادن تصوير پدر در نقاشي آمنه.

۲- كنايه هاي مبهم: در حاشيه بودن خود آمنه شايد كمك به پدر.

۳- كنايه هاي ناخود آگاه: نبود برادر در تصوير.


در بيشتر نقاشي هايي كه كودكان از خانواده به ويژه خانواده خود ترسيم مي كنند يك شخصيت برجسته مي شود كه كودك بيشترين توجه خود را به او دارد. چه علاقه و چه نفرت و بعضاً نگراني از وضعيت او. زيرا آن شخصيت از ديگران مهمتر است و فضاي روحي رواني كودك را اشغال كرده است. به همين علت اين فضا به صورت برجسته تر و يا رنگ هاي زنده تر نشان داده مي شود. در بررسي نقاشي هاي كودكان به نكات ارزشمندي كه فضاي روحي و رواني او را اشغال كرده پي مي بريم كه به خوبي مي توانيم نداي كمك او را از لابلاي تصاوير بشنويم. كودكي كه در خانواده درهم ريخته و متشنج پرورش مي يابد، در نقاشي خود عوامل تشنج و خشونت را معرفي مي كند.


خانم آصفي كه مربي مهدكودك است چندين برگ نقاشي كودكان را در اختيارم گذاشت. در يكي از آنها ،كنار تصوير پدر دو رشته دندان كشيده شده بود و مادر هم سرش روي پاهايش قرار داشت و خود كودك نيز در كنار مادر و چسبيده به او و جالب تر اينكه درختي در تصوير بود كه شاخه هايش واژگون بود. اين نقاشي فضاي غم انگيزي را نشان مي داد. در ارتباطي كه با خانواده كودك برقرار كردم، دريافتم كه پدر مردي بداخلاق و به شدت عصبي است. خارج شدن دندان از دهان او نشان دهنده اوج خشونت پدر است. ضمناً تصوير پدر نيز نسبت به تصاوير ديگر برجسته تر بود. اين برجستگي از جهت نفرت از خشونت پدر بود.


در نقاشي ديگري تصاوير متعددي از پدر كشيده شده بود كه چوبي نيز در دست دارد به حالت هاي گوناگون و هيچ فرد ديگري در تصوير وجود نداشت. اين كودك نيز داراي پدري خشن بود و آن چوب نيز وسيله اي بوده كه پدر با آن مادر و خواهر او را كتك مي زده است. رفتار خشن پدر آنچنان كودك را مشوش كرده كه كودك ديگر به كسي نمي انديشد. فقط پدر به عنوان واقعيت بيروني در مغز كودك وجود داشته است.


در نقاشي سميه ۶ ساله نيز نقش زني مكرر كشيده شده و پاك شده بود در حالي كه فضاي خانه به طور منظم رسم شده بود. سميه نزد مادر ناتني خود (همسر پدرش) زندگي مي كند و نگهداري سميه به عهده زن باباي اوست كه سميه ناخودآگاه آرزوي نبودن او را دارد. در نقاشي عباس نقش پدرش بسيار تيره بود و چهره او در سايه افراطي محو شده بود و در بررسي به عمل آمده معلوم شد كه عباس پدر ندارد.در نقاشي فرامرز هم تصاوير چندين دوچرخه در هم كشيده شده ديده مي شود و فرامرز بزرگترين آرزوي خود را داشتن يك دوچرخه عنوان مي كند.


در نقاشي آیسا نيز آدم ها بسيار كوچك و با چشمان خالي از نگاه ترسيم شده بودند. روان شناسان كودك مي گويند: كودكاني كه منزوي و در خود فرورفته هستند، تصاوير انسانها را در حد و اندازه هاي كوچك نشان مي دهند و فرهاد هم در نقاشي اش بر اثر فشار بيش از حد بر كاغذ سوراخ ايجاد كرده بود و اين نشان از پرخاشگري او بود كه خانم آصفي هم آن را تأييد نمود.


در نقاشي سارا ۶ ساله در كنار آدم هاي با لباس روستايي و مرداني كه شيئي شبيه داس به دست دارند و گوسفند، گاو، تلويزيون، ماشين لباسشويي، اتومبيل كامپيوتر نيز ديده مي شود و در بررسي وضعيت زندگي سارا خانم آصفي مي گويد كه سارا تا ۵ سالگي در روستا زندگي مي كرده است.


در نقاشي محمود شخصيت هاي نقاشي اش با اندازه هاي بزرگ و گل هايي كه پر از تيغ و خار و حيواناتي كه هيولا مانند هستند، ديده مي شود. خانم آصفي درباره رفتار محمود مي گويد: محمود پسري بسيار مضطرب، هيجان زده و پرخاشگر است. او دائم در حال جنبش و تصميم گيري هاي شتاب زده است كه فوري هم از آنها پشيمان مي شود.


در نقاشي مريم هم نكته بسيار جالب و شگفت انگيزي را مشاهده كردم. در فضاي خانه اي كه ترسيم كرده بود خود را در مقابل دستشويي بدون دست كشيده بود و مادرش را نيز با دست هايي كه دستكش سياه به دست داشت. خانم آصفي با خانواده مريم همسايه بود. علت بدون دست بودن و دست هاي پوشيده مادر مريم را در وهله اول نتوانست تفسير كند . بعد از مدتي تفكر خانم آصفي به خاطر آورد كه مادر مريم زني به شدت وسواسي است و اين حالت را در رفتار مريم نيز مشاهده كرده است و آخرين نقاشي متعلق به ليلا بود كه مادرش را در حال رفتن نشان مي داد و اين تصور نياز به هيچ تفسيري نداشته، چون مادر شاغل هرگز در كنار كودك نيست.


در تفسير نقاشي كودكان از اساتيد فن - « ساكولنيا » عضو انستيتو آندر آموزش هنري مسكو مي گويد: كودكان بالاتر از ۶ سال نيز نكاتي بسيار ارزشمندي در جهت بيان احساسات و حالات روحي آنان مشاهده مي شود.


كودك ۸ ساله اي كه خانه اي به شكل قصر و بسيار مجلل و اشيايي با نظم خاص كشيده شده بود، نشانگر اين است كه كودك در يك خانواده مرفه و بدون دغدغه بسر مي برد و كودك ديگر كه خانه را در پشت ميله ها ترسيم مي نمايد نشانگر آن است كه محيط خانه براي او امن نيست. مطمئناً اين كودك ۸ ساله نمايي از زندان نيز در فيلم ها و يا تصاوير روزنامه يا مجله ديده است.


كودكاني كه شادند معمولاً خانه هاي وسيع و كوچه هاي وسيع ترسيم مي كنند. چون كوچه نماد فرار و گريز است ولي كودكاني كه داراي خانواده گسسته و ناهماهنگ هستند، معمولاً كوچه هاي كج و باريك مي كشند. شايان ذكر است كه تفسير نقاشي به معناي اين نيست كه آنچه را كه يك نقاشي در بردارد به صورت جملات معمولي و قابل فهم مي توان بيان كرد . بلكه جستجوي يك معناي مخفي توسط يك كليد رمز كمك مي كند تا يك نقاشي تفسير شود. كليدهاي رمز به اعتقاد پياژه ابزار تفسير نقاشي ها هستند كه به كمك آنها تحليل نقاشي يعني روانكاوي كودك ممكن مي شود. هنگام تفسير نقاشي كودك مقطع سني كودك مي بايستي دقيقاً در نظر گرفته شده و مهمتر بررسي وضعيت خانوادگي كودك است.


فهم طراحي كردن، قبل از هر چيز به معناي درك فهم كافي و دقيق نسبت به ساختار، شكل، رنگ، جزئيات اختصاصي و موقعيتي كه دارند بستگي پيدا مي كند.


در مشاهده تعدادي از نقاشي هاي كودكان متوجه مي شويم كه موضوع هايي مانند خانه، خورشيد، ابر، درخت، جاده و ... غالباً بارها بي آنكه براي كودك كسل كننده باشد تكرار شده است. تكرار يك موضوع معمولاً داراي معناي خاصي در ارتباط با كودك است . ترجيح دادن ثابت يك موضوع و در موضوع هاي ديگر در سنين مختلف و در نزد كودكان مختلف تفاوت دارد. اما بيشتر نقاشي ها يك نوع تكرار قالبي كه بيانگر مشكلات عاطفي و يا كشمكش دروني حل نشده است، ديده مي شود كه در تعقيب نقاشي پس از رها شدن كودك از آن مشكل مشاهده خواهيم كرد. به تدريج تكرار قالبي كاهش مي يابد و در مرحله اي كلاً قطع مي شود.


همانطوري كه ذكر آن رفت در تصاوير كودك امنيت و يا ناامني خانه به وضوح ديده مي شود. خورشيد نيز در بيشتر نقاشي هاي كودكان وجود دارد كه نشان از خوشحالي و يا گرما و بنا به نظر پژوهشگران نماد پدر و يا فرد مطلوب در ذهن كودك است كه وقتي رابطه بين كودك و فرد مطلوب كه مي تواند مربي يا برادر بزرگتر و يا پدر بزرگ و ... خوب باشد.در اين موارد خورشيد به طور كامل در حال درخشيدن است وبعضاً با چشم و ابرو است و لبخندمي زند اما حالت تيره بودن روابط كودك با بزرگان و يا پدر خورشيد به پشت كوه يا قوسي در افق ديده مي شود. اگر كودك از پدر يا ناپدري و يا مربي اش ترسيده باشد رنگ خورشيد نيز جز رنگ هاي تيره مثل قرمز تند و يا سياه درمي آيد. از آنجايي كه درخت داراي سه قسمت است. در نقاشي كودكان از اهميت خاصي برخوردارند و توجه به جزء درخت مثل ريشه تنه و شاخه و برگ هركدام نشان از حالات روحي خاصي از كودك را بيان مي كند. كودكي كه در نقاشي خود به ريشه درخت بيشتر توجه مي كند، معمولاً كودكي آرام است . بسياري از كودكان نيز درخت را بسيار بلند مي كشند و در انتهاي آن چند شاخ و برگ ترسيم مي كنند. روان شناسان اين گروه كودكان اگر در سنين دبستان باشند را كودكاني واپس گرا و آرزومند بازگشت به كودكي معرفي مي كنند و درهم و برهم بودن برگ درختان را نيز نشان از در خود فرورفتگي كودكان مي دانند و كج بودن درخت نقاشي را نيز از عدم ثبات كودك و اما اگر كودكي درختان واضح با شاخه هايي از هم گسسته ترسيم كند نمايانگر آن است كه اين كودك كودكي سازگار با محيط است.


نتيجــــــه:
با جمع بندي مطالبي كه در خصوص مطالعه نقاشي كودكان به دست آورديم، درمي يابيم كه نقاشي تنها وسيله تشخيص ناسازگاري كودك و يا ناراحتي روحي او از محيط خانواده و اجتماع و مدرسه نيست، بلكه خود عامل بالقوه خلاقيتي است كه وسيله درمان موثر هم مي شود. «اشترن» روان درماني نقاشي را براي درمان كودكان ناثابت و عقب مانده توصيه كرده است و نتيجه حاصله از پيشنهاد اشترن جهت استفاده از نقاشي در درمان ناراحتي هاي رواني كودكان نيز اعجاب انگيز بوده است . زياد نقاشي كردن به كودك امكان مي دهد كه قدرت و قابليت خلاقيت خود را بشناسد و در نتيجه حل مشكلات آموزش برايش سهل تر جلوه كند و همچنان كه يك كارشناس بهداشت عمومي مي گويد: جهان پر از كودكان باهوش و خوش ذهن است كه با ذوق خود به زندگي، معني مي دهند. اي كاش براي كمك به آنها با دست خودمان موجب نابودي آنها نشويم.


در پايان از زني سخن مي گويم كه با كودكي كه در آغوش داشت نزد پيامبر آمد و گفت:براي ما از فرزندان سخن بگو و پيامبر گفت: فرزندان شما به حقيقت فرزندان شما نيستند. آنها دختران و پسران زندگي اند در سوداي خويش. اين جوهر حيات است كه به شوق ديدار خويش هر دم از گوشه اي سر بر مي كند. آنها از كوچه  وجود شما مي گذرند اما از شما نيستند و اگر چه با شمايند به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار كنيد،  اما انديشه هايتان را براي خود نگه داريد. زيرا آنها را نيز براي خود انديشه اي ديگر است. چه آنها را در خانه خود مسكن دهيد اما روح آنان را آزاد گذاريد. زيرا روح آنان در خانه «فردا» زيست خواهد كرد كه شما حتي در رويا نمي توانيد به ديدار آن برويد. ممكن است تلاش كنيد كه شبيه آنها باشيد اما بكوشيد كه آنان را مانند خود بار بياوريد. زيرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و يا ديروز درنگ نخواهد كرد.


" پس كودكان را جدي بگيريم حتي نقاشي هايشان را، نداي كمك آنها را از لابلاي تصوير رسم شده توسط آنها بشنويم و به ياريشان بشتابيم."

 

منابــــــع:
۱- ا.ل.كرمن. نقاشي كودكان، كاربرد تست ترسيم خانواده در كلينيك، مترجم: دكتر دادستان.

۲- كلين دي. توماس. آنجل.ام.جي. سيگر مقدمه اي به روان شناختي نقاشي كودكان، مترجم: عباس مخبر.

 

روانشناسی بازی

 

 بازی تفكر كودک است

 

مينا اشرفی مهابادی

 

« چون كه با كودک ... » بقيه اش را مي دانيد. ما مكرر در كلاسهاي آموزشي، جلسه ها، گردهماييها، كتابها و نشريات ويژه معلمان، اين بيت دلنشين و پرمعني را مي شنويم و ميخوانيم. اما آيا تا به حال به ابعاد گوناگون زبان كودكي فكر كرده ايم، در واقع آيا ميدانيم اين زبان چگونه زباني است و چگونه بايد زبان بگشاييم كه كودكان حرفهاي ما را درك كنند؟ با كودكان به زبان هاي گوناگون مي توان حرف زد: زبان قصه، زبان شعر، زبان متل و ... اما بهترين و گوياترين زباني كه همه كودكان در سنين گوناگون و با بهره هاي هوشي متفاوت مي توانند آن را درك كنند، زبان بازي است.

 

بازي، جوهر زندگي و پنجره اي به دنياي كودك است. در بازي، كودكان استقلال دارند، نظر مي دهند و مشكلات خويش را حل مي كنند. بازي، مؤثرترين و پرمعناترين راه يادگيري كودكان است. هنگام بازي، كودك فكر مي كند، برنامه ريزي مي كند، راه هاي تازه اي مي يابد، تجربه مي كند، پرورش فكري، عاطفي، جسمي و اجتماعي مي يابد و ... بازي هايي كه در كلاس درس و محيط مدرسه و براساس برنامه هاي درسي و تحقق هدف هاي آموزشي و پرورشي و به شكل هوشمندانه و برنامه ريزي شده مورد توجه قرار گيرند، « بازي آموزشي » ناميده مي شوند و مي توان از آنها در فرايند ياددهي ـ يادگيري به شكل شايسته اي استفاده كرد.


مينا اشرفي مهابادي، آموزگاري است كه كاربرد بازي هاي آموزشي در كلاس او جايگاه خاصي دارد. صفحه فرهنگ و آموزش امروز با انديشه ها و تجربه هاي خانم اشرفي، هم بازي شده و در مورد بازي و بازي هاي آموزشي، با وي به گفت وگو نشسته ايم.


به نظر ميرسد براي شروع بحث، ارائه تعريفي از بازيهاي آموزشي مناسب باشد.


تعريفي دقيق و قطعي براي بازي و بازي هاي آموزشي وجود ندارد. نظريه هاي كلاسيك درباره بازي كه به قبل از جنگ دوم جهاني برمي گردند، از بازي به عنوان تخليه انرژي مازاد، تفريح، پيش تمرين و... ياد كرده اند، اما پژوهش هاي سال هاي اخير نشان داده اند، بازي هاي آموزشي در تجزيه و تحليل فكري و سازمان دادن كوشش هاي خودآگاهانه براي متكامل فكر كردن بسيار مؤثرند. همچنين علماي تربيت معتقدند: استفاده از تحرك به عنوان وسيله اي براي كمك به كودكان، در از ميان بردن مشكلات يادگيري بسيار مؤثر است.


آيا شما بازي هاي آموزشي مورد استفاده خودتان را از قبل طراحي مي كنيد و يا هنگام كار با دانش آموزان، به صورت بداهه آنها را به كار مي بريد؟ به عبارت ديگر مي خواهم بپرسم، بازي هاي آموزشي در طرح درس از پيش نوشته شما چه جايگاهي دارند؟


معمولاً همه بازي هاي آموزشي با برنامه ريزي خاص و براي نيل به هدف هاي درسي طراحي مي شوند. اين بازي ها براي سهولت انتقال مفاهيم آموزشي و تسهيل روند ياددهي ـ يادگيري فراگيران به كار مي روند. براي من اين طور بوده كه غالباً جرقه اوليه طراحي هر بازي آموزشي، به وسيله گروه ها و يادگيري آموزشي فراگيران در يادگيري يك مفهوم ذهني زده شده است. از بازي هاي آموزشي در جايگاه هاي گوناگوني در فعاليت هاي آموزشي و پرورشي كلاس هايم استفاده مي كنم، مثلاً به هنگام ايجاد انگيزه براي شروع تدريس، استفاده از راهبردهاي ياددهي ـ يادگيري، به كار بستن ارزشيابي تشخيص، فعاليت هاي پس از تدريس، ارزشيابي پاياني و حتي تعيين تكليف. همچنين، علاوه بر اين كه با برنامه از پيش تعيين شده به كلاس مي روم، ولي گاهي اوقات با توجه به شرايط خاص فكري دانش آموزان، اتفاقات خاص كلاس و يا نظرات جالب و خلاقانه دانش آموزان طرح بازي را تغيير مي دهم و هنگام اجرا آن را كامل تر يا به شكلي جديدتر و حتي با طرح خاص ديگري كه مطلوب نظر بچه ها و البته مبتني بر هدف هاي درس باشد، تبديل مي كنم. در واقع دانش آموزان من، هميشه بهترين مكمل براي بازي هاي آموزشي ام بوده اند.


همراهي بچه ها با كاربرد بازي هاي آموزشي در كلاس درس چگونه است. آيا اين كار شما باعث نمي شود، بچه ها درس را جدي نگيرند و همه درسها را به نوعي شبيه درس ورزش و يا هنر و كاردستي ببينند.


جديت در تدريس اين نيست كه ما در جايگاه معلم هميشه با ديواري خاص از دانش آموزان خود فاصله بگيريم يا دانش آموزان هميشه مثل انسان هايي بي روح، ساكت و آرام و بي تحرك، به حرف هاي ما گوش بدهند. مگر نه اين است كه ما مي خواهيم، فراگيرانمان را به هدف هايي آموزشي برسانيم و يادگيري صورت بگيرد، پس چرا از دنياي ذهني آنها وارد نشويم؟ چرا خود دانش آموزان با دنياي بازي، اطلاعات خود را بهتر پردازش نكنند و به معنا و مفهوم درس پي نبرند؟ جديدترين تحقيقات نشان مي دهند، بازي هاي آموزشي جديت، اهتمام، تصميم گيري، حل مسئله، همكاري و ابتكار در يادگيري كودكان را افزايش مي دهند. وحشت بزرگ همه همكاران آموزگار در همين است كه احساس مي كنند، با استفاده از بازي هاي آموزشي، تدريس و كلاس درس، جايگاه خود را از دست مي دهند و به شخصيت معلم خدشه وارد مي شود. در صورتي كه اگر اول براي معلم و سپس براي دانش آموزان، جايگاه بازي هاي آموزشي و هدف هاي آن بيان شود، نه تنها مشكل برانگيز نيست، بلكه دانش آموزان هيچ مرز و فرقي ميان اين فعاليت ها و ديگر فعاليت هاي آموزشي قائل نخواهند شد. من در تجربه هاي عيني خود اين مسئله را به خوبي لمس كرده ام و ديده ام بچه ها به هيچ عنوان سوءاستفاده نمي كنند.


آيا تاكنون تلاش كرده ايد به نوعي بازي هاي آموزشي را از كلاس هاي درس به منزل دانش آموزان خود بكشانيد؟ در واقع آيا دنبال كاربرد عملي بازي هاي آموزشي در زندگي بچه ها هم هستيد؟


يكي از دغدغه هاي ما آموزگاران اين است كه دانش آموزان در منزل مفاهيم آموزش را تكرار و تمرين كنند و وقت خود را بيهوده هدر ندهند. معمولاً دانش آموزان زرنگ و باهوش، اين كار را به طور مستقيم با مطالعه درس ها و تكرار تمرين ها انجام مي دهند. ولي مشكل ما با دانش آموزان ضعيف، با ضريب هوشي پايين و بي حوصله است كه معمولاً وقت خود را با فعاليت ها و بازي هاي بي هدف مي گذرانند. ارائه بازي هاي آموزشي از طريق آموزگار باعث مي شود، بدون اين كه از دانش آموزان خواسته شود، اين بازي ها را در منزل و با خواهر و برادر و اقوام خود تكرار كنند و غيرمستقيم درگير مفاهيم آموزشي شوند. در حين همين تفريح و تفنن است كه مفاهيم و نكات اصلي درس تكرار و تثبيت مي شوند. در واقع، اغلب تدريس هايي كه من با استفاده از بازي هاي آموزشي ارائه مي كنم، نوعي ياددهي ـ يادگيري در هم تنيده هستند و كمتر با اين كارها، در تثبيت يادگيري مشكل داشته ام.


از بازيهاي آموزشي، در ارائه تكليف به دانش آموزان خود چگونه بهره مي گيريد؟


در بيشتر تكاليف من، به نوعي استفاده از بازي وجود دارد كه تكرار محض بازي در منزل، ساخت وسايل بازي، بازي گروهي با اعضاي خانواده و در ميهماني ها، از آن جمله اند. براي مثال، در پايه چهارم اجراي بازي حباب صابون و حل تمرينات ضرب چند رقم، بازي فايده هاي شخم زدن زمين كه توأم با حركات ساده بدني است، ساخت وسايل پازل نقشه ناهمواري هاي ايران در پايه پنجم، ساخت كيسه كسرها و خاله بازي كردن با كسرهاي كوچك تر و مساوي و بزرگ تر از واحد، قايم باشك بازي و مساوي كردن سه كسر با مخرج نامساوي، نمايش بازي گروهي شكل سه حالت ماده در پايه پنجم، ايستادن به شكل سلول در پايه چهارم، برخي از نمونه هاي تكاليفي هستند كه بچه ها به شكل بازي انجام مي دهند.


ببينيد، مثال هايي كه شما مي زنيد، خيلي شخصي و قائم به فرد هستند. در واقع اگر فرد ديگري بخواهد آنها را در كلاس خود اجرا كند، بايد از جزئيات بازي شما و سناريوي اجرايي آن آگاهي داشته باشد و اين امكان پذير نيست، مگر با مستندسازي و ماندگار ساختن تجربه ها از طريق ثبت و ضبط بازي ها و يا نگارش سناريوي آنها و يا حتي فيلمبرداري از توضيحات شما درباره شيوه ها و مراحل اجرايي هريك از اين بازي ها. آيا تاكنون تلاشي براي مستندسازي و نگهداري تجربه هاي خود در زمينه هاي بازي هاي آموزشي كرده ايد؟


تا امسال اين كار را نكرده بودم. ولي وقتي در جايي خواندم كه در مورد كتاب هاي سابق علوم دوره ابتدايي كه قريب ۳۳ سال در كشور ما تدريس شدند، حتي يك مجموعه تجربه مستندسازي وجود ندارد، تصميم گرفتم شرح بازي هاي خودم را در دفترچه اي بنويسم و قيد كنم كه هركدام مناسب چه درسي است. از اين گذشته، شنيده ام براي شركت در طرح معلمان پژوهنده هم، بايد تجربه ها ثبت و ضبط شوند. به همين خاطر الآن سعي دارم شيوه استفاده از بازي هاي آموزشي را به همراه دهها بازي كه خودم در كلاس هايم انجام مي دهم، مكتوب كنم تا اگر خواستم، به راحتي بتوانم در طرح معلمان پژوهنده شركت كنم.


استقبال اوليا از طرحهاي شما چگونه است؟


اوليا، چون به طور مستقيم در جريان بازخورد روند اين يادگيري هستند تا به حال بسيار خوب استقبال كرده اند و تمايز كلاس امسال فرزندشان با سال هاي قبل را در اين مي دانند كه فرزندشان با ذوق و شوق فراوان از درس جديد و بازي تازه اي كه ياد گرفته است، سخن مي گويد و اعضاي خانواده و اقوام را نيز درگير كار مي كند. اوليا مي گويند، حتي گاهي مجبوريم با او بازي كنيم تا مطالب درسي برايش تكرار شوند.


آيا با منابع آموزشي و پژوهشي در مورد بازي و بازي هاي آموزشي آشنا هستيد؟


تا آنجايي كه من دنبال كرده ام، مطالب خيلي كم و پراكنده اي وجود دارند و كمتر در اين زمينه كار شده است. تنها چند كتاب ترجمه شده را شاهد هستيم كه به بازي پرداخته اند. البته كتاب درباره درماني بيشتر موجود است. « از جمله منابع مي توانم به بازي و رشد كودك» تاليف مك لكان ترجمه محمدعلي احمدوند، « بازي و رشد »، ترجمه مهدي قراچه داغي، « بازي هاي آموزشي قبل از دبستان »، تاليف مصطفي مقدم و مرحوم منوچهر تركمان اشاره كنم. در كتاب يادگيري فعال ترجمه خانم فروغ تن ساز نيز خيلي جالب و متناسب با سن دانش آموزان، برخي بازيهاي آموزشي ارائه شده اند. همچنين در مركز آموزش عالي فرهنگيان دارالفنون تهران، پايان نامه اي ديدم كه كار خانم فهيمه شمالي و براي دريافت مدرك كارشناسي بود. در اين پايان نامه، صد بازي آموزشي مربوط به دوره ابتدايي جمع آوري شده است.