شهروندی

 

 

آموزش شهروندی، ضرورت جامعه امروز

 

نازيلا خطيب زنجانی

 

 

starting kindergarten

 

 

  

امروزه در كشورهاي بزرگ جهان بخش عظيمي از تحقيقات و منابع مصروف كشف اين حقيقت مي شود كه شهروند مطلوب بايد داراي چه خصوصياتي باشد و چگونه مي توان اين ويژگي ها را در اقشار مختلف جامعه توسعه داد. در مطالعه اي كه با مشاركت بيش از بيست كشور جهان تحت عنوان «مطالعات شهروندي» انجام گرفته است. اهميت تخصيص موارد فوق آشكار مي شود و اين در حالي است كه متأسفانه اكنون توجه چنداني به آموزش بنيادين شهروند خوب نمي شود. شهروندي مفهومي چندبعدي و داراي معاني مختلف است كه اين اختلاف از تفاوت فلسفه هاي حاكم بر هر جامعه و ارزش هاي آن نشأت مي گيرد. اما فاكتوري كه بيشتر مورد توجه جامعه شناسان است انطباق تعريف شهر با شهروند است. نتايج مطالعات نشان داده كه مفهوم شهروندي حداقل شامل چهار عنصر اصلي «هويت ملي، تعلقات اجتماعي و فرهنگي و فرامليتي، نظام اثربخش حقوقي و مشاركت مدني و سياسي است.» اين مفاهيم داراي ارتباط دروني و تعامل با يكديگرند و در حقيقت چهار انعكاس يك واقعيت هستند، يعني مفهوم شهروندي.

 

 

ادامه نوشته

مدرسه

 

 دانش آموز مدرسه سالم

 

غلامحسين عدالتی

 

   

 

هر مدرسه‌اي به مثابه يك كشتي است كه بايستي هدفي را دنبال كند. مدرسه‌اي كه دماغه‌ كشتي خود را در جهت مشخص نگرفته است در درياي مواج سرگردان خواهد ماند. ابتدايي‌ترين و اصلي‌ترين كاركرد يك رهبر آموزشي، داشتن چشم‌اندازي از آينده و انتقال اين چشم‌انداز به مربيان، والدين، دانش‌آموزان و جامعه است. مدرسه‌اي كه فراتر از ملاك نمره، افزايش درصد قبولي، كنكور تيزهوشان و... معياري ندارد مثل جزيره‌اي تنها و دور افتاده از بطن اجتماع و تحولات شتابنده جامعه پيراموني و جامعه جهاني، دانش‌آموزي به جامعه تحويل خواهد داد كه «ناتوان از زندگي كردن» است. مدرسه‌ اثربخش ابتدا آينده را تصور مي‌كند و سپس آن را مي‌سازد و در اين زمينه بيشترين نقش را به خود دانش‌آموزان مي‌دهد تا با هدايت و حمايت اوليا و مربيان بتوانند براي زندگي در شرايط جديد جامعه خود را مهيا سازند.

 

ادامه نوشته

آموزش سلامتی

 

 آموزش سلامت جنسی در مدارس 

 

 

گفتگو با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد

و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده 

 

 

آموزش سلامت جنسی در مدارس

 

اگر امروز زن و شوهرهایی را می‌بینیم که علی‌رغم عشق و عاطفه کافی نسبت به هم، قدرت برقراری ارتباط صحیح عاطفی و زناشویی ندارند، باید به زمان کودکی و نوجوانی آنها بازگردیم. زمانی که نخستین پایه‌های تربیت روانی و عاطفی فرد گذاشته می‌شود و اگر از همان زمان این پایه‌ها به درستی گذاشته نشود، ممکن است فاجعه بزرگی در انتظار خانواده‌ها و جامعه‌مان باشد. مدرسه نه تنها فارسی و ریاضی بلکه می‌تواند موضوعات بسیار گسترده‌تری را نیز به فرزندان ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم آموزش دهد. از جمله این موارد آموزش مسایل مرتبط با سلامت جنسی است. در مورد این موضوع و نقش مشاوران در این زمینه با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده گفتگو کردیم.

 

ادامه نوشته

سال نو مبارک

مدرسه پيشرو

  مدرسه پیشرو 

 

مهدی خاتمی فوق ليسانس آموزش و پرورش تطبيقی

 

امروز در سطح بين‌المللي با اصطلاح ”مدرسه پيشرو“ مواجهيم. مدرسه پيشرو مدرسه‌اي است كه در آن نقش مدير، ساختار مدرسه، كاركردها و اصول و مباني حاكم بر آن به شكل نويني تعريف و بازسازي شده است.مدرسه پيشرو مدرسه‌اي است كه مي‌تواند كاركرد خود را با توجه به نيازهاي روز جامعه و كودكان تغيير دهد و آن را ارزيابي كند. آنچه مدرسه پيشرو را از مدارس صنعتي متمايز مي‌سازد، تفاوت در ساختار و كاركردهاي مدرسه است.

 

ادامه نوشته

آ.پ

 ویژگی‌های آموزش جهانی

امیرعباس میرزاخانی 

 

آموزش جهانی، راهکارهای آزمایش شده یی را برای بهبود محیط یادگیری و غنی سازی یادگیری مطرح می کند. از این رو از ابزارهای یادگیری استفاده بهینه می شود و اهداف علمی، مهارتی، رفتاری و ارزشی به طور موثرتری شناخته می شود. تاکید بر تشکیل گروه های کاری، یادگیری مشارکتی، تقویت و اتکا به نفس، تنوع یادگیری و ایجاد یک محیط توام با بازی و سرگرمی در کلاس باعث تشویق دانش آموز، تقویت انگیزه آنان و در نهایت حصول نتایج بهینه در یادگیری های شناختی و تاثیرگذار به لحاظ اجتماعی خواهد شد.


 

ادامه نوشته

آ.پ

 عصر دگرگونی‌ها درآموزش و پرورش

حمیده احمدیان راد 

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد.

 

ادامه نوشته

روش تدریس

 ادغام روشها، بهترین الگوی آموزش 

غزاله مرعشی

 

بسیاری از معلمان در تلاشند تا فرآیند آموزش را از حالت منفعل بیرون بیاورند و دانش آموزان را ترغیب كنند تا به صورت فعالانه در یادگیری مطالب درسی مشاركت داشته باشند.یكی از الگوهای آموزش «دانش آموز محور»، الگوی تجربه و گفت وگو است. در این الگو تمامی فعالیت های آموزشی برپایه تجربه و گفت وگو بنیان نهاده شده است. تجربه به دو بخش عملی و مشاهده تقسیم می شود و گفت وگو نیز شامل دو بخش گفت وگوی درونی و گفت وگو با سایر دانش آموزان است.

 

ادامه نوشته

معلم

 چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

بهارک طالب لو

کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد.

 

 

ادامه نوشته

فلسفه

 

 اندیشه های تربیتی یوهان فردریش هربارت

 

فاطمه اسلامیه

 

جان فردریش هربارت

 

 

اصل بنیادین آموزش و پرورش هربارت این است که « آموزش، محتوای ذهن را می سازد؛ و تربیت، منش را. اما اگر اولی نباشد، دومی هم نخواهد بود. هربارت کوشید تا آموزش و پرورش را بر بنیاد روانشناسی استوار کند. از اینروست که پیش از پرداختن به روش آموزش، به بررسی چگونگی فهمیدن می پردازد. وظیفه تربیت از نظر هربارت در وهله اول، حفظ و صیانت حیات فرد است و هدف غایی آن، هدایت شکل گیری نگرش ها و ترکیب تضادها در یک مجموعه یا کل هماهنگ، همچنین ایجاد انضباط و نظم درونی است که مایه شخصیت اخلاقی است. «هربارت» معتقد است هدف نهايى از آموزش و پرورش بايد تربيت اخلاق و تكوين خصلت و سرشت كودك باشد و نيز داراى دين و ايمان گردد.

 

ادامه نوشته

ICT

  نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش

 

 

عصر ما، عصر انتقال از جهان واقعی به دوران زندگی در فضایی دوجهانی است. گرچه هنوز نهادها و سازمان های مجازی شکل نگرفته اند، اما ظهور جهانی نو به نام جهان مجازی را در دور و بر خود احساس می کنیم. جهان مجازی هویت معلم و فراگیر را به شدت تغییر می دهد و وظایف و نقش های جدیدی برای آنها پدید می آورد. سازنده گرایان با تاکید بر فعالیت یادگیرنده در فرآیند یادگیری معتقدند که دانش از بیرون به فرد منتقل نمی شود، بلکه آن چه وی از طریق حواسش دریافت میکند، براساس فردیت خویش تفسیر و پردازش میکند. آنها نقش معلم را مربی کنار میدان و تسهیل کننده یادگیری میدانند و بر یادگیری موقعیتی تاکید میکنند.

 

ادامه نوشته

آموزش و پرورش جهان

 

 ويژگی‌های مديريت مدارس آلمان

 

ليدا كاكيا 

كارشناس ارشد تعليم و تربيت تطبيقی‌

 

امروزه بسياري از متفكران و متخصصان تعليم و تربيت كه طرفدار برداشت و ديد نو در زمينهِ اصلاحات آموزشي هستند، براين باورند كه برنامه‌ريزي اصلاحات براي تجديدنظر اساسي در عملكرد گذشته و كنوني نظام‌هاي تعليم و تربيت هركشور، بايد در پرتو بررسي پيشينهِ تاريخي تحولات آموزش و پرورش و تحليل وضعيت كنوني نظام آموزشي و همچنين بررسي عملكرد آموزشي ساير كشورها و ممالك دنيا، صورت پذيرد، در اين صورت مي‌توان با ديدي نو و جامع، عواملي را كه موجب ركود فعاليتهاي فرهنگي و علمي و شكل‌گيري دشواريهاي كنوني نظام آموزشي شده است، شناسايي كرد. امروزه، <خودگرداني مدارس> به عنوان راهي براي حل و فصل رضايتبخش امور آموزشي، در آلمان قبل از هركشور ديگري مورد توجه دست‌اندركاران تعليم و تربيت است. مديران مدارس آلمان از اختيارات وسيعي در ادارهِ امور آموزشي و اداري برخوردارند و تمامي نهادها، كه به نحوي در تحقق اهداف تربيتي مؤثرند، در مديريت و اداره امور آموزش و پرورش چه به طور مستقيم و چه غيرمستقيم مشاركت دارند.

 

ادامه نوشته

كار گروهی در مدرسه‌

 

 فوايد كار گروهی در مدرسه‌

 

بتول مرادی

 

انسان نمي‌تواند به تنهايي زندگي كند و اين واقعيت سر منشاء شكل‌گيري تمامي گروهها، جمعيت‌ها و جوامع بشري از گذشته‌هاي دور تا به امروز بوده است. تمامي انسان‌ها در هر گروه و جامعه‌اي با توجه به توانايي‌ها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كرده‌اند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفق‌تر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحت‌تري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيك‌هاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب مي‌شود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزه‌ها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفق‌تر عمل كند.

 

ادامه نوشته

نقش پژوهش در تدریس

 

 نقش پژوهش در تدریس

 

نويسنده : دكتر محسن شيرعلي

عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مبارکه

 

 

مقدمه:

بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيمترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط ميباشند. آموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم و ارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه ميباشد. با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليتهاي آموزشي، مشخص ميشود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليتهايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليتهاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشند. با توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيد. اين تأييد عموماً از طريق استفاده از روشهاي علمي،  قابل دسترسي است. براي كنترل، نظارت و ارزشيابي، فعاليتهاي اين نهاد گسترده و پيچيده و همچنين حصول اطمينان از صحت اجراي برنامههاي آن، شيوهها و تدابير قابل اتكايي وجود دارد كه مهمترين آنها «پژوهش» ميباشد. ضرورت و اهميت «پژوهش» در نظام آموزش و پرورش احساس شده و حمايت بيشتري را ميطلبد.

 

ادامه نوشته

معلم

 

   معلم پژوهنده  

 

 

 


معلم پژوهنده به هر معلم يا دست‌اندركار آموزش و پرورش گفته مي‌شود كه به نحوي با مسائل آموزش و پرورش سروكار دارد و علاقه‌مند است براي بهسازي و اصلاح وضعيت نامطلوب به اقدام‌هاي علمي (اقدام پژوهي) دست بزند تا نتيجه آن منجر به تغيير و اصلاح وضعيت گردد. 
در طول هفت‌سال برگزاري برنامه معلم پژوهنده تلاش مسئولان و دست‌اندركاران براين بوده است كه ضرورت و اهميت فلسفه و روش اقدام‌پژوهي را به آگاهي معلمان و ديگر كاركنان آموزش و پرورش كشور برسانند و اقداماتي از قبيل انتشار انتشار فراخوان، تدوين و انتشار جزوه‌هاي علمي و نشر خبرنامه ويژه معلمان پژوهنده، هماهنگي و همكاري در برگزاري همايش‌هاي گوناگون در استان‌هايي سراسر كشور، تأليف كتاب ويژه اقدام پژوهي، برگزاري كلاس‌هاي آموزش ضمن خدمت براي معلمان علاقه‌مند و فعاليت‌هاي تبليغي و ترويجي انجام گرفته است كه در استقبال گسترده فرهنگيان مؤثر بوده است. 

 

ادامه نوشته

روشهای مطالعه و یادگیری

 

 چگونه و کجا مطالعه کنیم؟

 

 

یکی از نخستین پرسش‌های پیش روی جوان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن می‌تواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آن‌ها تاثیر بسزایی داشته باشد. بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته می‌شوند و کتاب را رها می‌کنند و شاید مطالعه کتابی را به نیمه نرسانده، آن را کنار می‌گذارند. رعایت نکردن شیوه درست مطالعه و همچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولا خواننده را پس از مدتی از مطالعه کتاب‌های قطور و علمی، دلسرد و خسته می‌کند و در نتیجه آن‌ها را از ادامه مطالعه بازمی‌دارد. توصیه‌های که در زیر می‌آید نکاتی است که رعایت‌کردن آن‌هابه زعم کارشناسان مطالعه، می‌تواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد.

 

ادامه نوشته

روشهای مطالعه و یادگیری

 

 تمرکز حواس در کلاس

 

   

يکي از شايع ترين مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهاي درس، جلسات سخنراني، سمينارها و کنفرانس هاست. بيشتر افراد با آن که با اشتياق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند که دقايقي چند گذشته و در اين مدت کاملاً در جاي ديگري بوده اند. شايد در يک جلسه دو ساعته، شما چهل دقيقه با تمرکز عالي به جذب مشغول باشيد و هشتاد دقيقه ديگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهني خودتان باشيد. اگر شما بتوانيد در همان کلاس، تمامي مطالب را بگيريد، خود باعث مي شود که حجم عمده اي از فعاليت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شايد تا به حال با افرادي برخورد کرده باشيد که فقط در کلاس حضور مي يابند و بسيار کم در منزل مطالعه مي کنند.

 

ادامه نوشته

کارآفرینی

 

 شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی 

 

حميده احمديان راد

 

 

تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد. ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.

 

ادامه نوشته

روشها و فنون تدریس

 
 
 الگوی كار و بحث گروهی
 
 

 

كار و بحث گروهی، در عین این كه یك روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. كار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می كند. انسان موجودی اجتماعی است. كار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشكلاتی كه در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می كند و راه مقابله و برطرف كردن مشكلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی كوچك برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان كار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم كار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شركت در كار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود.

 

ادامه نوشته

روشها و فنون تدریس

 

 

 روش پرسش و پاسخ

 

 

 

هدف: در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است. پرسش های ما، در واقع بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است. اصولا˝ منشأ تولید علم و دانش بشر را می توان همین كنجكاوی و میل درونی دانست. اهمیت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم به حدی است كه آن را یكی از روش های مهم آموزش علوم می دانند. این روش، به روش سقراطی معروف شده است و ریشه ی تاریخی نیز دارد. در روش سقراطی، مربی با طرح پرسش های هدفدار، یادگیرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت می كند.

 

ادامه نوشته

معلم

 

 ویژگی های معلم در قرن 21

  

صدیقه هوشیار

کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب

 

در فضای آموزشی قرن 21 مقوله های سرعت، دقت، مهارت و اطلاعات و فناوری های نوین مطرح است. در این فضا، کلاس درس، تحت عنوان سلف سرویس عمومی و مدرسه، تحت عنوان جمهوری دانش نام می گیرد که از استانداردهایی خاص پیروی می کنند که باید در به کارگیری آنها دقت های لازم اجرائی ویژه لحاظ گردد. لذا وجود خصوصیات و شرایط لازم در فرایند یاددهی ـ یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران می باشد، طبق استاندارد سازی یعنی تعیین آنچه که باید انجام شود و اجرای آن، باید به بهترین وجه ترسیم شود. در این فضای آموزشی عقیده بر این است که به منظور تدوین استانداردها بالاخص در یک کلاس و فضای آموزشی باید برنامه و نیازهای فراگیران لحاظ گردد.

 

ادامه نوشته

تکنولوژی آموزشی

 

 تكنولوژی در خدمت معلم

 

جاستين پاركينسون

ترجمه ناصر گوهری

 

 

بعضي ها آينده تدريس را به گونه اي تصور مي كنند كه كلاس ها به محيطي مناسب جهت مشاركت فعال و بديهه گويي تبديل شده است. اين نوع كلاس ها نياز به افزايش مهارت معلمان و شاگردان خواهد داشت. عده اي ديگر اين كلاس ها را بسيار بغرنج خواهند يافت. در تصور آنها جوانب غيرضروري باعث افزايش كار و زحمت آنها خواهد شد. در اين ميان به نظر مي رسد كه دولت ها نيز طرفدار ترقي و بهبود كيفيت تدريس هستند. به عنوان مثال از طرف دولت انگليس اعلام شده كه قرار است تا سال ۲۰۰۶ مبلغ ۹۰۰ ميليون يورو براي ارتقاي تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات (ICT) هزينه شود. در اين ميان مبلغ ۲۵ ميليون يورو صرف تبديل تخته هاي سفيد (وايت بورد)ها به صفحات نمايشي خواهد شد كه مي توانند كامپيوتر، تصوير، صدا، فيلم و لينك هاي اينترنتي را به هم ربط دهند. از همين حالا مي توانيد نامي براي اين وايت بورد پيدا كنيد. با استفاده از اين روش جديد، كلاس درس در كانون تكنولوژي قرار مي گيرد.

 

ادامه نوشته

روشهای مطالعه و یادگیری

 

 چرا يادداشت برداری میكنيم ؟

 

زهرا شاهرخی

 

 

فرا گيري تكنيكهاي مختلف يادداشت برداري خود يك هنر است. چنان چه نظام منظمي از يادداشت برداري را متناسب با نوع مطالعه خود پيدا كنيم و در موقعيت هاي مختلف، يادداشت برداري نماييم به طوري كه آنها صحيح و قابل درك باشند ، گام بزرگي در موفقيت و پيشرفت خود برداشته ايم. ما هنگام مطالعه، اطلاعات زيادي را بدست مي آوريم، ولي به ياد سپردن تمامي آنها غير ممكن است. بنا براين مهارت در يادداشت برداري به سود ما خواهد بود . البته يادداشت برداري به اين معني نيست كه تمام كلماتي را كه استاد مي گويد و يا از كسي مي شنويم و يا تمام مطلب طولاني يك قسمت از كتاب يا مجله را بازنويسي كنيم ، بلكه بايد اصول يادداشت برداري را بياموزيم و آن اين است كه تصميم بگيريم چه زمان، چگونه و با چه طول و تفضيلي يادداشت برداريم. براي يك يادداشت برداري خوب به تمرين زيادي نياز داريم.

  

ادامه نوشته

مدارس هوشمند

 

 مدرسه هوشمند، يک ضرورت

 

محمد ابوطالب

 

 

سالها پيش با بروز ناكارآمدي روش‌هاي سنتي در آموزش، روش دانش‌آموز محوري به عنوان الگويي پيشرفته براي تحول نظام آموزشي، معرفي گرديد. اما هيچ‌گاه اين روش، مطابق آن‌چه تجربه شده بود، در ايران به منصه ظهور نرسيد. شايد يكي از دلايل اين امر گرايش كلي نظام آموزشي به علوم انتزاعي و حتي تدريس علوم تجربي به شكل انتزاعي باشد كه مغايرت اساسي با روش‌هاي مبتني بر تجربه فردي دانش‌آموز دارد. اكنون ابزار رايانه و اينترنت، تحولي را در نظام آموزشي جهان رقم زده كه بومي‌سازي آن در ايران نيز به سرنوشت روش دانش‌آموز محوري دچار شده است.

 

ادامه نوشته

خوشنویسی

 

 چگونه بچه‌ها خوش‌‌خط می‌شوند؟

مهين يونس‌زاده مطلبی

 

خوش‌خطي از جمله صفاتي است كه برخي آن را ارثي مي‌دانند. مي‌توان شواهدي براي اثبات اين مدعا يافت. اما ذاتي بودن خط‌خوش به آن معنا نيست كه اين صفت قابل يادگيري نباشد. در واقع مي‌توان از ابتدا كه بچه‌ها دبستان مي‌روند، با توجه به يك رشته ملاحظات و انجام تمرين‌هايي چند، دانش‌آموزان را به اهميت خط خوش واقف و اين قابليت را در آنان تقويت كرد. در مطلبي كه در پي مي‌آيد، آموزگاري توصيه‌هايي را براي واداشتن دانش‌آموزان از بدخطي و تشويق آنان به خوش‌خطي عرضه مي‌كند. مخاطب برخي از اين توصيه‌ها آموزگاران و  والدين و برخي ديگر خود دانش‌آموزان است.

 

ادامه نوشته

آموزش منش

 

 تربيت شهروند خوب از طريق آموزش منش

 

Kenneth Burret & Timothy Rusnak

ترجمه: يحيی فرادی

 

آموزش منش، فرايند بلند مدتي است که طي آن به کودکان و جوانان کمک مي‌شود با دانستن، انديشيدن و عمل به ارزش‌هاي اخلاقي، ويژگي‌هاي خوبي هم‌چون احترام گذاشتن به ديگران، مسؤوليت‌پذيري، درست‌کاري، صداقت، خود ارزشي و خود انضباطي را در خويشتن پرورش دهند.

 

ادامه نوشته

معلم

 

 پنج نگرش معلمان اثربخش

  

بونی گورنئو از دانشگاه داكوتای شمالی

ترجمه: اسماعيل سليمی ساعتلو

 

  

تصور مي­شود مسئوليت آماده­سازي معلمان بر عهده­ برنامه­هاي تربيت معلم در نهاد­هاي آموزش عالي است. اگرچه امروزه دانشجويان دوره ليسانس مقدمتا در يك دوره­ تدريس ثبت نام مي­كنند آنها پيش از اين حداقل در چهارده سال دوره­ تحصيل خود، معلمان زيادي را تجربه كرده­اند. پس از اينكه اين دانشجويان به اين ذخيره از فرصتهاي آموزشي دست يافتند، آنها مي­توانند به عنوان منابع معتبر در شناخت نگرشها و كنشهايي كه به وسيله معلمان اثربخششان در كلاسهاي سابق اعمال مي­شدند به خدمت گرفته شوند. هنگامي كه از معلمان كارآموز يا داوطلبان معلمي پرسش ميشود، "چرا شما مي خواهيد معلم شويد؟" عموما پاسخ اين است: "من مي­خواهم اين توانايي را داشته باشم تا تفاوت مثبت در زندگي دانش آموزانم ايجاد كنم." بسياري از داوطلبان معلمي ادامه ميدهند به گفتن اينكه آنها مي­خواهند معلم اثربخشي باشند بهتر از معلماني كه خودشان آنها را تجربه كرده­اند.

 

منبع: وبلاگ معلم و جامعه

ادامه نوشته

انشا

 

 نوشتن انشاهای خلاق

 

افسانه علی پاشازاده

 

 

انشاء به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشاء گفته میشود از نخستین معنای آن(ایجاد)گرفته شده است. انشاء به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است. معادل فارسی انشاء دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد.در اصطلاح ادبیات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.

 

منیع: آموزش انشا نویسی

ادامه نوشته

تكنولوژی آموزشی

 تكنولوژی در آموزش 

 

 

جامعه در حال خيزش ما به شدت نيازمنديك ديدگاه آموزشي جديد و در عين حال شاداب است كه هم نوعي فلسفه توسعه آموزشي ـ پرورشي باشد و هم بتواند چشم انداز روشني از آينده آموزش كشور ترسيم نمايد. شرايط جديد, ملت ها را در برابر دو ديدگاه آموزشي زير قرار داده است :ديدگاه آموزش با تكيه بر فناوري اطلاعاتي و ارتباطي و ديدگاه يادگيري دائمي و مادام العمر و ژرف.

 

منبع: سایت فناوری آموزشی

ادامه نوشته

روانشناسی

 

 مراحل رشد شناختی

 

ژان پياژه

 

 

1. مـــــرحله اول حسي ـ حركتي : Sensorie Motor Stage 

2. مــــرحله دوم پيش عملياتــــي Preopertional Stage

3. مرحله سوم مرحله عمليات عيني يا ملموس Converte Operation Stage  

4. مرحله چهارم مرحله عمليات انتزاعي يا صوري : Forma Operation Stage 

 

ادامه نوشته

روانشناسی

 

 نظريه رشد شناختی

 

ژان پیاژه

 

 

پياژه از جمله روان شناسان بوده كه اعتقاد به وجود مراحل گوناگون در فرايند رشد دارد و هر مرحله را از نظر ساختار شناختي متمايز از مراحل ديگر در نظر مي گيرد نتايج عمده كه پياژه بر اساس آن نظره خود را شكل داده است بيشتر از طريق مصاحبه باليني با كودكان بوده و از طريق پرسش و پاسخهايي كه كودكان مطرح مي كردند نظريه اش مشخص شده است نظريه پياژه بر اساس يك سري اصول و قواعد ايجاد شده است.

 

ادامه نوشته

روانشناسی

 

 روانشناسی رشد

 

( قسمت دوم )

 

 
انـسـان داراى ابـعـاد و جـنـبـه هـاى مـتـفـاوتـى اسـت. اگـر چـه در عـمـل، مـا بـا انـسـانِ يـكـپـارچه و غير قابل تفكيك مواجه هستيم، اما ضرورتهاى خاص مطالعه و سهولت آن و تمركز در تحقيقات ايجاب مى كند كه اين ابعاد متفاوت به صورت جداگانه مورد مـلاحظه قرار گيرد. بررسى كامل رشد هر يك از اين ابعاد نيازمند فرصت مستقلى است. لذا در ايـنـجـا، بـه طور خلاصه، تنها ابعاد كلى رشد ذكر مى شوند و ضمن آن، به نظرياتى كه درباره هر يك از اين ابعاد مطرح است اشاره اى خواهد شد.

 

ادامه نوشته

روانشناسی

 

 روانشناسى رشد

 

( قسمت اول )

 

 

يـكـى از مـبـاحـث مـهـم روانشـنـاسـى، مطالعه رشد روانى است؛ زيرا رفتار و ويژگيهاى شـخـصـيـتـى بـزرگسالان تحت تاءثير رويدادهايى است كه در نخستين سالهاى زندگى براى آنـهـا اتـفـاق مـى افتد. روان شناسان مى گويند: كودكى، پدر انسان است اين سخن، نشان دهنده پيوستگى عميقِ بين دوران كودكى و بزرگسالى است. بنابراين، براى درك فرايندهاى روانـى بـزرگـسـالان يـعـنـى امورى مثل انگيزه ها، هيجانها، ادراك و تفكر، شيوه هاى رفتارى و مـانـنـد آنـهـا بـايـد بـدانـيـم سـرچـشـمـه ايـن فـرايـنـدهـا از كـجـاسـت، چـگـونـه شكل مى گيرند و با گذشت زمان، چگونه تحول پيدا مى كنند.عـلى رغـم آنكه تفاوتهاى فردى بين افراد بسيار مشهود است، روان شناسان غالباً ميزان رشد مـتـوسـط و يـا نـوعـى را مـورد مـطـالعـه قـرار مـى دهـنـد؛ يـعـنـى بـه دنـبال الگوهايى هستند كه به طور معمول ؛ بر مردم حاكمند، هر چند به طور خاص، در برخى افراد، ويژگيها و اختصاصاتى هم مشاهده مى شود.

 

ادامه نوشته

ICT

 

 تاثير فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی

 

 مهدی محمودی

 

  


يكي از ويژگيهاي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،‌اينست كه باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان، همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد. فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت تحول‌پذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا كه مي‌تواند با دانش‌آموزان داشته باشد، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است. درباره تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات درحوزه تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد. رويكرد اول كه به رويكرد اصلاح‌گرا نام گرفته، براين باور است كه اثر فناوريهاي جديد ( اطلاعات و ارتباطات ) بر آموزش و پرورش تدريجي بوده و اين پديده باعث مي‌شود كه آموزش به شيوه سنتي، تنها به گونه‌اي كارآمدترانجام شود. بعبارت ديگر ICT باعث تسريع اصلاحات در آموزش و پرورش مي‌شود.

 

ادامه نوشته

ICT

 

 نوآوری در کلاس درس با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

طيبه امام جمعه 

 

 

در پژوهشي که توسط سو هريس و آليسون کينگتون با عنوان " استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در کلاسهاي درس نوين" در مدارس اين کشور در سال 2002 انجام شد به مشارکت کشور انگلستان در پروژه سايت ماژول دو و نتايج آن اشاره شده است. در اين مطالعات بيشتر از همه به روشهاي گوناگون بهره‌گيري از فناوري در مدارس ابتدايي و متوسطه و نيز بر مطالعه نقش آن در تقويت ياددهي ـ يادگيري تاكيد شده است. به همين منظور گروه تحقيق به بررسي دقيق هر يک از اين موارد پرداخته و تغييرات حاصل از آن در نقش معلمان و دانش‌آموزان را مورد شناسايي قرار دادند. هر يك از اين مطالعات موردي نشان داد که چگونه معلمان مي‌توانند از قابليتهاي فناوري براي معرفي شيوه‌هاي جديد آموزش استفاده کنند. همچنين نتايج اين تحقيق به تاثيرات كاربرد فناوري در افزايش انگيزه دانش‌آموزان، بالا رفتن اعتماد به نفس، تقويت مهارتهاي اجتماعي، بالا رفتن مهارتهاي گروهي و مشارکتي و افزايش عملکرد علمي آنها اشاره دارد. به کارگيري شيوه‌هاي نوين آموزش مبتني بر فناوري در اين مدارس در معلمان اين انگيزه را به وجود آورد كه مهارتهاي خود را در زمينه فناوري توسعه دهند، تمايل به تغيير شيوه‌هاي کنوني خود داشته باشند، دانش‌آموزان را در تغيير نقش و فعاليتهايشان مورد حمايت قرار دهند، اجراي فعاليتها توسط دانش‌آموزان را نظارت كنند و براي مشکلات احتمالي راه حل ارائه نمايند.

ادامه نوشته

روشها و فنون تدریس

 

 انواع روشهای تدريس

 

 

الگوی عمومی تدريس

 

الگــــوي تدريس چيست؟

الگو، معمولاً به نمونه کوچکي از يک شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار گفته مي شود که ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است که عناصر مهم تدريس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب يک الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت. تدريس يک فرآيند است و فعاليتي است که در داخل يک الگو صورت مي پذيرد، الگوهاي تدريس متعددي توسط صاحبنظران معرفي شده اند که به مهمترين آنها اشاره خواهيم کرد. 

 

ادامه نوشته

روشها و فنون تدریس

 

 نظريه های تدريس

 

 

( شناخت نظريه ها در تدريس )

 

 

تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد، بر اساس طرحي منظم و هر معلم، براي ايجاد تفسير در رفتار شاگرد، در فرايند تدريس، نکته مهم اين است که معلم مشخص کند چه بايد ياد گرفته شود تا براساس آن محتواي آموزشي وفعاليت هاي متناسب با درک و فهم شاگردان فراهم گردد.

 

ادامه نوشته

آموزش و پرورش در ایران

 

علل افت كيفيت آموزشی و پرورشی در مدارس

 

حسين زاده و اسلامی


 

در هر جامعه باتوجه به طرز تفكـر احاد جامعه و بافت فلسفي فكـري و ريشه هاي عقيدتي آنهـا نظامهايي روي كـار مي آيند و اين نظامها فـارغ از محاسن و معايب خود در آن جامعه اقدام به طراحي برنامه ها و اهداف غايي در قالب كتب درسي و مكتبي و فكري براي دانش آموزان خود مي نمايند در اين بين ساخت نظام آموزشي يك جامعه اعم از نگرشها و باورها‎‎‎، برنامه ها وآيين نامه ها مي توانند همگي برسيستم كلي تقسيم و تربيت تأ ثيري شگرف بگذارندكه بعضي ازآنها آثار خود را در كـوتاه مدت و بعضي در بلند مدت نمايان مي سازند و اين تا ثيـرات اعـم ازمطلوب يا نامطلوب صحيح يا غلط در بافت آينده جامعه تأ ثيري بسيار عميق خواهند گذاشت.

 

ادامه نوشته

مدیریت

 

 مدیریت بر مافوق

 

 

فاطمه السادات میرعباسی

 

بعضی ها در محیط کار مدیرند و بعضی ها در خانه، بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها مدیرند و بعضی ها مدبر. بعضی پیپ مدیریتی دارند بعضی ها تیپ آن. بعضی مدیرند و منشی دارند و بعضی ها تنها مدیرند و در اصل تنها منشی اند. بعضی ها مدیرند و ماشین مدیران را دارند و بعضی ها در اصل تنها ماشینند و ماشین مدیران می رانند. بعضی ها خدادادی مدیرند و بعضی ها مادرزادی ( یعنی تنها بواسطه پدرشان یا بستگان شان). بعضی ها حکم مدیریتشان از جنس کاغذ و امضای ما فوق است و بعضی ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه.بعضی ها مدیرند و یک دنیا ارزش و بعضی ها تنها مدیرند وبس. بعضی امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی عملکردشان یک عمر . بعضی عشق مدیریت و بعضی مدیر عاشق اند. بعضی بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها بر قلب کارکنان سازمان. بعضی مدرک مدیریت دارند و بعضی درک مدیریت. راستی! انصافاَ جایگاه من و شما و ما در کجاست؟!

  

ادامه نوشته

مديريت

 

 مدیریت تعارض

 

 

تعارض را به‌صورت نبرد و اختلاف نيروهاي متضاد و تضاد موجود بين غرايز با اخلاقيات تعريف مي‌كنند.در واقع تعارض، تعاملات ارتباطي افرادي است كه به همديگر وابسته‌اند و احساس مي‌كنند علايقشان متضاد يا ناسازگار است. دلايل تعارض يا ناشي از افراد است يا ناشي از تفاوت در نحوه‌ انجام كار.

 

ادامه نوشته

معلم

 

 نقش معلم در آموزش مبتنی بر کامپیوتر

 

 

در مدارس و آموزشگاه ها، معلم يكي از مهمترين فاكتورهاي موفقيت محسوب مي شود. تا جائي كه بسياري از آموزشگاه ها حاضرند مبالغ كلاني بپردازند تا نام يك معلم معروف را در فهرست مدرسانشان داشته باشند، و البته ساختار معلم مدار آموزش سنتي نيز همين را مي طلبد. در سيستم آموزشي كه بار اصلي آموزش تقريبا بر عهده يك مولفه است، طبيعي است كه هر تغيري در آن مولفه، تغير در كل كيفيت آموزش را به همراه دارد. باور عمومي اين است كه با روي آوردن به ابزارهاي جديد آموزشي و مشخصا آموزش مبتني بر كامپيوتر( نرم افزار هاي آموزشي، آموزش آنلاين و ... ‌)، نقش مدرس كمرنگ خواهد شد. البته اين باوري است كاملا منطقي و پذيرفتني. اما ميزان اين كمرنگ شدن مهم است.

 

ادامه نوشته

معلم

 

 تعليم و تربيت برتر

 

 

ترجمه سها دادمند

 

شايد يكي از شاخص‌ترين تفاوت‌هاي تعليم و تربيت در گذشته و حال، لزوم توجه آموزگاران به مشكلات متعدد تعليم و تربيتي دانش‌آموزان باشد، كه اين امر ناشي از درگيري دانش‌آموزان امروزي با نابساماني متعدد، اعم از آموزشي و پرورشي است. در نگاهي كلي مي‌توان مشكلات آموزشي ـ پرورشي كودكان و نوجوانان را از مواردي چون ناتواني در فراگيري آموزش‌ها تا انواع نابساماني‌هاي روحي- رواني دانست، كه به اين ترتيب جاي بحثي نمي‌ماند كه آموزگاران موظف‌اند بخشي از نيازهاي اين دانش‌آموزان را پاسخ گويند. از نگاهي ديگر اگر آموزگاران نخواهند تا نتوانند نابساماني ذهني ـ جسمي دانش‌آموزان‌شان را برطرف كنند، بي‌ترديد دانش‌آموزان به دليل درگيري‌هاي ذهني‌شان آنچه را كه آموزش داده مي‌شود، فرا نمي‌گيرند.

  

ادامه نوشته

روشها و فنون تدریس

 

 الگوهای تدریس 

  

مهندس جمشید مختاری

 

 

از بدو پيدايش انسان تاكنون, روشها و فنون در تعليم و تربيت و يادگيري به عنوان امري مستمر و دائمي معمول و متغير بوده است و در اعصار مختلف, انسان براي سهولت يادگيري و انتقال مفاهيم از ابزارهاي مختلف استفاده ميكرده است. يكي از ويژگيهاي انسان, اثرپذيري و اثرگذاري آن در خانواده, مدرسه, اداره, جامعه, و جهان است. برقراري ارتباط در محيط هاي آموزشي صورت مي پذيرد كه نتايج آن معادل كردن مسائل عاطفي, روحي و ذهني انسان ها باشد؟ و با كدام روش مي توان رفتارها و برخوردهاي مطلوب و منطقي ايجاد كرد كه نتايج آن متعادل كردن رفتارهاي غيرمتعادل, عادات ناپسند, و عكس العملهاي منفي انسانها باشد؟ با كدام روش ميتوان در گفتار, رفتار, و اعمال خود تغيير ايجاد كرد كه نتايج آن در محيطهاي كاري شوق, شادي, و خشنودي همراه داشته باشد؟

 

شكل گيري روند طبيعي انسان, چون خوگرفتن, عادت كردن در محيطهاي خانوادگي, مدرسه, و سازمان امري طبيعي و خصيصه اي انساني است كه در موقعيتهاي مختلف زندگي شكل ميگيرد. حال اگر ضرورت تغيير در روشهاي انجام دادن كار به لحاظ سرعت, دقت, صحت, و كيفيت انجام كار پيدا شود در نخستين وهله واكنش نشان ميدهد. چون آشنايي و تسلط در استفاده از روشهاي جديد انجام دادن كار را ندارد. خواهان حفظ وضع موجود است و در برابر هرگونه تغيير و تحول در وضع موجود است و در برابر هرگونه تغيير و تحول در شيوه هاي انجام كار معترض ميباشد. در اغلب دستگاههاي اداري مقاومت در برابر تغيير و تحول و به كار نگرفتن روشها و شيوه هاي مطلوب ديده ميشود. متاسفانه در بخش آموزشي كماكان همان روشهاي قديمي و سنتي استاد ـ شاگردي و متكلم وحده بودن را در برنامه هاي آموزشي بطور يكسويه به كار مي گيرند.

 

در حاليكه انسان معاصر امروزي در يك چرخشگاه تمدني قرار گرفته است كه همه امور در حال گذر و ناپايدارند. به اين معني كه هدف ها, راهبردها, موازين, اصول و روابط اجتماعي, عهدنامه ها و ميثاق هاي اجتماعي, محيط زيست, فنون, تكنيك ها, اطلاعات, سيستم ها و روش هاي انجام كار در حال تغيير و تحول هستند. در عصري حركت مي كنيم كه هر لحظه پديده هاي جديدي در زمينه هاي مختلف وارد بازار كار و مصرف مي شود. حال در شرايط كنوني چگونه ياد دهندگان به خود اجازه مي دهند كه با ابزارهاي گذشته در برنامه هاي آموزشي حرفه اي و تخصصي از روشهاي جديد آموزش استفاده نكنند و بعد تصور كنند كه در كارشان اثربخشي, كارآيي و بهره وري دارند؟ فعلاً روش برخورد استادان و مدرسان در كلاس ها بيشتر تئوريك است تا كاربردي, هر چند زمينه هاي تئوريك و كاربردي, تعامل گريزناپذير با يكديگر دارند. اما بحث بر سر ارتقاي سطح علمي فراگيران است كه استادان و مدرسان در ارائه مطالب تئوري بيشتر در كلاس هاي عملياتي و كاربردي با استفاده از روش هاي مربوط برخورد مي كنند.

 

ناكارآمدي روش ارائه مطالب تئوري, تجربه سال هاي گذشته كشورهاي پيشرفته است كه به صورت تحكمي و تعبدي برخورد مي كردند ولي امروزه به لحاظ مشاركت مستقيم فراگيران در امر يادگيري تحول چشمگيري در خلاقيت و نوآوري و كشف پديده هاي جديد به وجود آمده است. البته لازم به ذكر آنكه بايد اين نكته را نيز به خاطر داشت كه در انتخاب روش هاي تدريس فقط توانايي ها و قابليت هاي ذهني و فيزيكي مدرسان و استادان مورد توجه قرار نمي گيرد, بلكه در اجراي فرآيند يادگيري, شخصيت, منش, نحوه برخورد از لحاظ روحي, عاطفي و ذهني نيز مورد نظر هستند و مضافاً اينكه متناسب با نيازها, سطح, و تفاوت هاي فردي فراگيران بايد روش هاي آموزشي مناسب انتخاب شود تا حداكثر استفاده بهينه از عوامل موثر در امر آموزش هاي حرفه اي بشود. زيرا برخي از فراگيران به لحاظ تفاوت هاي فردي فقط با ديدن (تصاوير, نمودارها, جداول آماري و دادن نمايش و به تصوير كشيدن كلمات روي وايت برد) زمينه و قدرت يادگيري دارند و بعضي از فراگيران با شنيدن صوت و آهنگ صدا (سخنراني ها, گفت و شنودها, شعارها, راديو و تلويزيون, و ساير وسايل صوتي) بيشتر قدرت يادگيري دارند. عده اي از فراگيران از طريق حركات بدني (به كار بردن دست, پروژه هاي حركتي ورزشي و تكان دادن سر و صورت, گردش هاي علمي و كارهاي كارگاهي و عملياتي) زودتر از ديگران به نتيجه مي رسند و تعدادي هم در شرايط طبيعي طبق برنامه آموزشي از قبل تعيين شده بر اساس اصول و ضوابط خاص و نظام حاكم بر امور آموزشي ياد مي گيرند. در نهايت بعضي فراگيران در شرايط بهتر يادگيري قرار مي گيرند كه در انتخاب موضوع, تنوع مطالب آموزشي, زمان, مكان و شيوه هاي حضوري و غيرحضوري خود نقش دارند.

خلاصه آنكه مدرسان و استاداني مي توانند در تدريس موفق باشند كه به انواع فنون و روش هاي يادگيري آگاهي و تسلط داشته باشند تا در اجراي فرآيند آموزشي هدف هاي آموزشي تحقق پيدا كند. يادگيري در واقع نتيجه دادوستد اطلاعاتي بين فراگيران و فرادهندگان و محيط آموزشي است كه فراگير ياد بگيرد و فرادهندگان ياد بگيرند كه چگونه ياد بدهند.

 

نظــــام آمــــــوزش و پـــــرورش

منظور ما از نظام آموزش و پرورش، نظام رسمي آموزشي كشور از مقطع ابتدايي تا پايان دوره دبيرستان مي باشد. تأثير شگرف و اساسي نظام آموزش و پرورش به خصوص در مقطع ابتدايي و راهنمايي در باروري و شكوفا سازي فرآيند اعتماد انكار نكردني است. مدرسه اولين مكاني است كه كودكان در آن به طور منظم آموزش مي بينند. بنابراين نحوه برخورد، سطح معلومات، شيوه تدريس و روان سالم معلمان در دانش آموزان تأثير عميق بر جاي مي گذارد. كودكان و نوجوانان شيوه گفتار و رفتار معلمان خود را به عنوان راهنماي عمل مي پذيرند و در اكثر موارد از آنها تقليد مي كنند. بنابراين ضروري است كه در تدوين قوانين آموزشي، استخدام معلمان و دبيران مجرب و خلاق، محتواي دروس، انتخاب مديران شايسته، برنامه درسي، نحوه تدريس و ساعات تدريس، دقت و وسواس بسياري روا داريم. در باب نقش مثبت و منفي نظام تعليم وتربيت رسمي، علماي تقليد و تربيت، فلسفه، روان شناسي و جامعه شناسي، مطالب بسياري را عرضه نموده اند و از جانب مختلف كاركردهاي اين نظام را بررسي كرده اند.

 

يكي از متفكران برجسته اي كه در دهه 70 ميلادي، ايده هاي بكر و ارزنده اي را در اين زمينه مطرح نمود، «ايوان ايليچ» انديشمند روسي بود. وي معتقد بود كه نظام آموزش و پرورش رسمي، روحيه خلاقيت ابتكار و اعتماد به نفس را در دانش آموز از بين مي برد و در عوض وقت آنها را با مواد آموزشي كه هيچگاه به درد زندگيشان نمي خورد تلف مي كند. وي معتقد به مدرسه زدايي از جامعه بود. به نظر وي بايد شيوه اداره مدارس و محتواي دروس تغيير مناسبي نمايد. بسياري از ايده هاي « ايوان ايليچ » در مورد پارهاي از نظام هاي آموزشي در جهان هنوز هم مصداق دارد. مؤلف كتاب « هنر و علم خلاقيت » در اين زمينه مي نويسد :


" يكي از توجيه پذيرترين اتهامهايي كه ميتوان عليه نظام آموزشي ما عنوان كرد فراموش كردن آفرينشگري ذاتي نوجوانان و يا غالبا فرونشاندن آن است. "

 

بنا به دلايل مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و تاريخي نظام آموزش و پرورش رسمي كشور ما نيز افتهاي بسياري دارد كه مجال بسط آن در اين مختصر نميباشد. اما بطور گذرا اشاره ميكنيم كه عموم رشد روحيه خلاقيت، شكوفايي، ابتكار، نوآوري و اعتماد به نفس در دانش آموزان (كه سرانجام دانشجويان فردا خواهند بود) ايفا نمايد، لازم است موارد زير در مدارس و دبيرستانها مورد نظر قرار گيرد:


ايجــــاد خـــلاقيت:

علماي تعليم و تربيت معتقدند كه خلاقيت و آفرينش گري در يك دانش آموز متوسط، به اندازه خلاقيت در يك نابغه، امري طبيعي است. خلاقيت را از دو راه مي توان در آموزش و پرورش رسمي وارد كرد. راه اول، تدريس آن به عنوان يك درس و بامهارت تازه و راه دوم، تغيير شكل برنامه هاي تحصيلي فعلي است. دو دليل براي برتري راه دوم وجود دارد:
1ـ هنوز آگاهي ما درباره خلاقيت و افزايش گري چندان نيست كه بتوانيم آن را به طور مؤثري به عنوان موضوع درسي مجزايي تدريس كنيد.

2- مهمتر از آن افزايش گري فرآيندي مجزا نيست بلكه تركيبي از بسياري فعاليتهاست. اگر قرار است شخص از تمامي استعدادهاي خود بهره گيرد بايد بياموزد كه در موقعيتهاي مختلف و درباره موضوعات متنوع، خلاقانه فكر كند. به عبارت ديگر ذهن دانش آموز هم زمان با اينكه تربيت مي شود تا منطقي بينديشد،بايد تربيت شود تا خلاقانه فكر كند.

 

ايجــــــاد ابتكـــــار:

بايد دانش آموزان را به دانش ايده ها، انديشه ها وتفكرات جديد وبكر تشويق نماييد. معلم لازم است در تمامي دروس علاوه بر اينكه خودش انديشه هاي جديد و بكري را ارائه مي دهد پذيراي ايده هاي جديد دانش آموزان خود باشد و به انديشه هاي آنان احترام بگذارد.
مثلاً مي توان از دانش آموزان خواست كه به جاي ارائه گزارش توضيحي از يك كتاب، مجله يا مقاله، آنهارا شخصا ارزيابي نموده و مورد نقد و بررسي قرار دهند، هدف اين است كه كلاس را وادار كنيم تا خواهان بدست آوردن كتاب و مطالعه آن شوند، اين خطر وجود دارد كه معلمان به سبب اصرارشان در انتقال دانش پذيرفته شده خيلي زود جريان انديشه هاي كودك را قطع كرده و آنها را سانسور كنند و بدين ترتيب به ريشه هاي تفكر خلاق، آسيب بزنند.

 

نظام آموزش و پرورش، تفكر صحيح را بيش از حد مورد تأكيد قرار داده است و كمتر ابتكار را مد نظر قرار داده است. براي مسائلي كه فقط يك راه حل و يك روش عمل دارند اهميت زيادي قائل بوده و خيلي كم به مسايلي پرداخته است كه نيازمند گوناگوني روش ها و راه حل ها هستند. لازم است معلمان، دانش آموزان را به تفكر وتعمق عادت دهند تكيه صرف بر حافظه دانش آموزان و انتقال معلومات به آنها، قدرت آفرينندگي و ابتكار را در آنان ايجاد نمي كند. هنر يك معلم موفق و مجرب اين است كه شيوه فكر را به دانش آموزان بياموزند، براي اين كار لازم است در ذهن دانش آموزان ايجاد سؤال نمود و كنجكاوي آنان را برانگيخت. تشويق دانش آموزان به مطالعه و نگارش مطالب متنوع و ايراد كنفرانس وسخنراني در كلاس درس، روحيه ابتكار و اعتماد به نفس را در آنان بارور مي نمايند. خوشبختانه معلمان هر روز درباره اين نكته آگاهي بيشتري كسب مي كنند كه انتقال مطالب درسي به رغم ضرورت خود في نفسه كافي نيست. يكي از عناصر اساسي تعليم و تربيت توانا كردن افراد براي هضم و جذب شرايط جديد، تجربه هاي نوين، انديشه هاي تازه و توانايي ابتكار عمل است.

 

ايجـــــاد رقــــــابت

ايجاد رقابت، همكاري گروهي، انجام پروژه هاي دسته جمعي و پذيرش مسئوليت در مدرسه توسط دانش آموزان، اعتماد به نفس آنان را افزايش خواهد داد، چرا كه در رقابتهاي سالم و جهت دار هر دانش آموزي با توجه به توانايي ها، استعدادها و ظرفيت وجودي خويش سعي مي كند موفقيت را نصيب خويش سازد و در اين فرآيند، زمينه شكوفايي استعدادها و اعتقاد به خود فراهم مي شود. علاوه بر اين در فعاليتهاي گروهي هر فردي علاوه بر اينكه نقاط ضعف خود را كاهش مي دهد، سعي مي كند نقاط ضعف ديگران را نيز رفع نمايد.در فعاليت و رقابت گروهي اين حقيقت به وضوح نمايان مي شود كه افراد قوي هم ، مواضع ضربه پذير دارند ،بنا بر اين دليلي ندارد كه دانش آموزان ضعيف و متوسط توانائيهاي بالقوه خود را ناديده بگيرند معلمان با ايجاد چنين فضايي به نحوه مطلوب مي توانند اعتماد به نفس را در دانش آموزان خود پرورش دهند.

 

بــــر انگيختن حـــس كنجكـــــاوي:

يكي از رسالتهاي مهم آموزش و پرورش خلاق، برانگيختن حس كنجكاوي و نوجويي دانش آموزان نسبت به خويشتن، جهان هستي و جامعه است. معلم موفق بايد آرامش ذهني دانش آموزان را بر هم زند، در حقيقت «سيال سازي ذهن» دانش آموز يكي از وظايف معلمان انديشمند است. به عنوان سؤال مي توان از دانش آموز پرسيد كه اگر برخي از شرايط زندگي آنها تغيير كند، چه اثري بر آنها خواهد گذاشت؟ ويا اگر مي توانستيد ذهن مردم را بخوانيد و يا آينده راپيش بيني كنيد، يا اگر بال در مي آورديد و اگر درجه حرارت به صفر برسد و… چه اتفاقي مي افتاد؟ معلم بايد دائما عقايد كنوني دانش آموز را با مورد سؤال و ترديد قرار دهد، براي اين منظور، معلم بايستي پيوسته، دانش آموز را با شواهدي روبرو سازد كه با اطلاعات قبلي او در تعارض باشد. برانگيختن حس كنجكاوي و نوجويي باعث مي شود كه دانش آموزان از استعدادها و توانايي هاي نهفته و بالقوه خود استفاده نموده و آنها را در عالم خارج به فعليت برسانند.

 

تشـــــويـق سختكوشـــــي و پشتكـــــار:

اعتماد به نفس علاوه بر شرايط ذهني و رواني، شرايط عيني و بيروني هم دارد. يكي از شرايط مهم عيني، تلاش، پشتكار، سخت كوشي، نظم پايدار در ميدان عمل است. نوجوانان و جوانان بايد بياموزند كه اعتماد به نفس بدون تلاش و جديت صرفا روحيه اي ذهني است و در مقام عمل ارزش چنداني ندارد. فردي كه مي تواند سرمايه هاي عظيمي از استعدادها و خلاقيت در اختيار دارد، اما هيچكدام از اين استعدادهاي خدادادي را بكار نمي گيرد هيچ فرقي با يك انسان فاقد استعداد نمي كند. بايستي معلمان اين نكته مهم را به دانش آموزان بياموزند كه انسانهاي موفق خلاق و كارآمد در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، علمي، فرهنگي و ديني با تلاش و جديت به كمال و شكوفايي رسيده اند. بدين ترتيب دانش آموزان پي مي برند كه آفريده هاي مهم و اساسي، خلق الساعه شكل نگرفته اند، بلكه محصول كار سخت، پيگير، آزمون مداوم و استفاده درست از موفقيتهاي ديگران است.

 

خــــــود شكـــــوفايـي:

يكي از وظايف بسيار مهم نظام آموزش جامعه، ايجاد خود شكوفايي در ذهن نوجوانان و جوانان است. خود شكوفايي را مي توان «بروز خود بعنوان يك شخصيت بي همتا دانست.» خود شكوفايي، نيازمند خود آگاهي است. مدارس، دبيرستان ها و دانشگاه ها بايد دانش آموزان و دانشجويان رانسبت به توانايي ها واستعدادشان آگاه سازند. آنان در آغاز تحصيل بايد اين حقيقت مهم را بدانند كه خود بي همتايي را مي سازند وآينده بي همتايي را هم خواهند داشت. همين كه دانش آموزان بالغ شد، بايد اساس بي همتا شدن را در او عميق و كامل كرد. او بايستي از همان سال اول مدرسه، به بي همتايي هر يك از اطرافيان خود نيز پي ببرد. بدون اعتقاد به زيستن براي خود شكوفايي و ياري ديگران در شكوفا سازي خويش، تلاش براي پرداختن به خود، به نوعي انحطاط ناسالم خود پرستي منجر مي شود. خود خلاق براي شكوفايي درست، به خودهاي ديگر نيازمند است. نكته ديگري كه به عنوان حسن ختام اين بخش از نوشته، مي توان مطرح نمود اين است كه تمامي مواردي كه شرحشان رفت، زماني مفيد فايده خواهند بود كه معلمان، دبيران، مربيان و اساتيد خودشان عملا آنها را دروني نموده و بدانها پايبند باشند. مربيان بايستي خلاق، مبتكر، كنجكاو، محقق، با اعتماد به نفس، سخت كوش و خود شكوفا باشند، در غير اينصورت رهنمودهاي تربيتي بلا اثر خواهند بود.

 

تغييــــر جهــت در مهــــارتهـا و روش شغلــــــي

مشاغل در حال تغيير و وظايف شغلي متغير, نيازمند تحولات سريع در استعدادها و تواناييهاي كاركنان است. در عصر صنعت كه فعاليتهاي عمدتاً در چكش كاري, سوهان كاري, دريل كاري, ضربه كاري و غيره متمركز بود. تلاش انسانها اساساً از فعاليتهاي مربوط به حيطه روان حركتي ناشي ميشد, اما در عصر حاضر كه عصر رشد و ظهور فعاليتهاي اتوماسيون و پردازش اطلاعات است ضروري مينمايد كه نيروي انساني از فكر و مهارتهاي فكري و خلاقه او تغذيه شود. اشكال يكنواخت, تكراري و قالبي كار كه حالتهاي ماشيني دارد و جزء ويژگيهاي فهاليتهاي صنعتي سنتي محسوب ميگردد, در حوزه هاي مربوط به تكنولوژيهاي برتر جايي ندارد. در عوض روابط ساختاري بين وظايف كوچك و كل مجموعه و مهارتهاي خلاقه براي اجراي وظيفه در دست انجام, اموري حياتي و ضروري ميشوند. همانطور كه سابقاً كاردانان و صنعتگران هميشه يك دست ابزار دستي همراه داشتند, لازم است كارگران تكنولوژي جديد (كارگران فكري) نيز همواره مجموعه اي از «ابزارهاي فكري» در قالب مهارتهاي شناختي, تفكرات انتزاعي و بصيرتي به همراه داشته باشند.


علاوه بر اين كارگران جديد بايد مهارتهاي خودآموزي را در خود تقويت كنند تا بتوانند در تصميم گيريهاي كارساز, آميزش امور مجزا بر يكديگر و تلاش در جهت يافتن موقعيت هايي براي ابراز خلاقيت, به جاي اطاعت كوركورانه, نقشي فعال ايفا نمايند. به عبارت ديگر, لازم است كارگران امروزي, به گونه اي مستقل تر و با درايت و هوشياري بيشتر, در يافتن راهها و شيوه هاي نوين تلاش كنند و مانند گذشته صرفاً به عنوان ابزاري بدون اراده در كارخانجات مشغول به كار نباشند. بي ترديد اگر كارگران اجراي مهارتها را در ارتباط با دانش فني و مربوط درك كنند در آينده قادر خواهند بود با پر كردن خلاء موجود در زمينه هاي چون توسعه, نگهداري, برنامه ريزي تجهيزات, توليد آزمايشي و كنترل كيفيت, كاري را كه بينابين وظايف يك مهندس و يك كارگر ساده است, انجام دهند.

 

در تحقيقي كه اخيراً در زلاندنو پيرامون مهارتها و دانش موردنياز براي يك تكنسين مدرن انجام شده است, صاحبان شركتها (كه اكثرشان حدود 500 نفر را در استخدام دارند) اين ويژگيها را براي كارگران موردنظر خود اعلام كرده اند:

- قدرت انتقال اطلاعات به ديگران (85 درصد پاسخها).
- توانايي كارهاي عملي و مهارتهاي فني (72 درصد پاسخها).
- مهارتهاي سرپرستي و نظارت (37 درصد پاسخها).
- دانش حقوقي, حداقل تا حدي كه بداند چه نكند و در چه موقعيتي در جستجوي كمكهاي حقوقي در شرايط پيچيده تجاري باشد (در حد زياد).
- مهارتهاي تشخيص نواقص (در مقايسه با سالهاي قبل كه در اولويت مطرح بوده اينك در رده هاي پايين مطرح است)

 

مركز ملي تحقيقات آموزش هاي حرفه اي دانشگاه اوهايو در آمريكا در تحقيقي پيرامون صنايع, گزارشي ارائه داده كه در آن صاحبان صنايع, مهارتها و دانش موردنياز براي تكنسين ها را به شرح زير اعلام كرده اند:

- آگاهي فني پيشرفته, رياضيات و آمار در سطح بالا, داشتن تفكرات سيستمي.
- قدرت استدلال و مهارتهاي فكري در سطح عالي, مهارتهاي كنترل و كيفيت توليد, مهارتهاي حل مسايل و ارتباطات, سواد كامپيوتر, مهارتهاي استفاده از ورودي هاي كامپيوتر و استفاده از آن, مهارتهاي برنامه ريزي و كاربرد, توانايي دسترسي به اطلاعات و استفاده ماهرانه از آن.
- مهارتهاي الكتروني سطح بالا, مهارتهاي مربوط به علم ربات ها.
- توانايي تشخيص نواقص و اشكالات و قدرت تجويز و راه حل مرتفع ساختن نيازهاي آموزشي و بهينه كردن اطلاعات پا به پاي آخرين پيشرفتهاي تكنولوژي.
- در يك جمع بندي مي توان گفت كه ضروري است نيروي كار در تكنولوژي پيشرفته ويژگيهاي زير را دارا باشد: دانش فني عميق تر, مهارتهاي چندگانه گسترده تر, قدرت كاربردي بيشتر, قدرت قضاوت نافذ و سرعت انتقال و سازگاري.

 

تجــــــارب کشـــــورها

ژاپن با توجه به گسترده تر بودن شيوه اتوماسيون در كارخانجات خود, در حال تامين و تربيت تعداد زيادي كارگر است كه اصطلاحاً كارگران ماهر عمومي ناميده مي شود. كارگر ماهر عمومي كسي است كه دانش و مهارتهاي كار را در كل زنجيره كار دارا باشد و نيز صاحب چندين مهارت بوده با تئوريها و دانش موردنياز براي گذراندن دوره هاي فني آشنا باشد, كارگر ماهر عمومي بايد قادر باشد كه تغييرات رخ داده در تكنولوژي هاي توليد درباره خوي اعمال كند, مراحل كار را براي كارگران نيمه ماهر و غيرماهر أماده و تنظيم كند, همچنين بتواند در سرعت بخشيدن به پيشرفت كامل توليد نقش موثر داشته باشد, و بالاخره بتواند به توان كارگري رهبري كننده, عمل كند و روحيه گروه را بالا برد. ژاپن همچنين براي كارخانجات ديگرش كه كوچك يا متوسط هستند ولي كل كار يا جزئي از آن به صورت اتوماتيك انجام مي شود, به دنبال كارگران يك مهارته يا «چند مهارته» است.


" منظور از كارگــــر يك مهارته كسي است كه مي تواند مهارتش را در كار و در ارتباط با دانش فني با دقت و صحت بيشتري بروز دهد و كارگر چند مهارته كسي است كه مهارتهاي را با دقت و صحت در چندين كار مرتبط به هم همراه با دانش فني موردنظر داشته باشد. تفاوت چنين كارگري با كارگر ماهر عمومي در اين است كه كارگر ماهر عمومي تمام كارهاي كارگر چند مهارته را انجام مي دهد و علاوه بر اين وظايف مورد نياز در امر داوري را هم ايفا ميكند. "

 

اين حقيقت كه ژاپن تاكيد خاصي به توسعه «مغزها» و «مهارتها» در نيروي كار دارد تا بتواند از عهده ابداعات و نوآوري هاي تكنولوژيكي برآيد, حقيقتي آشكار است. به سختي مي توان گفت كه ژاپن داراي يك رده مشخص از كارگراني باشد كه بتوان آنها را معادل «طبقه تكنسين ها» دانست. نيروي كار موردنياز در ژاپن از طبقات مهندسان و كارگران ماهر انتخاب و با ديدن آموزش هاي ضمن خدمت فشرده به «كارگران ماهر عمومي» (معادل تكنسين) تبديل مي شوند. با توجه به توسعه صنايع مربوط به تكنولوژي برتر, نياز به چنين نيروهايي به گونه اي روزافزون احساس مي شود. در ژاپن خود اشتغالي مبتني بر كار در خانه, كه قبلاً هم وجود داشته است, باز هم رو به رشد است. استراليا در حدود سال 1974 (1353 شمسي) دريافت كه انقلاب تكنولوژيكي كه در آينده رخ مي دهد تاثيرات عظيمي بر ساختار اقتصادي, صنعتي و اجتماعي آن كشور خواهد گذاشت. اگر اين مسئله مورد بررسي قرار نمي گرفت و به سمتي ديگر تغيير جهت نمي داد, تاثير سوء بسياري بر جاي مي گذاشت و منجر به بيكاري خيل عظيمي از كارگران يقه آبي مي شد, علاوه بر اين امر مي توانست منجر به مهارت زدايي و لطمه به مشاغل آنهايي كه باقي مانده بودند, بشود.


استــــراليا اينك بسيار تلاش دارد كه نيروي كارش داراي مهارتهاي چندگانه و با شناختي در سطح بالا باشند و اين دانش و مهارت را عملاً به كار برند تا كارهاي چندگانه را با ماشينهاي چندمنظوره كه هر روز به تعداد فزاينده اي مورد استفاده قرار مي گيرند, انجام دهند.


زلاندنو دريافته است كه تكنولوژي متحول, مستلزم اين است كه نيروي كار از يك سو به سمت مهارت زدايي سوق داده شود و از سوي ديگر به سمت چندمهارتي شدن حركت كند. همچنين بر تقويت سازگاري, انعطاف پذيري, تحريك پذيري, مهارتهاي ارتباطي خوب و انساني در ميان نيروي كار تاكيد فراواني انجام مي گيرد, تا افراد بتوانند با شرايط تكنولوژي جديد و نوآوري هاي آن انطباق يابند, صاحبان صنايع نيز براي اين خصايل ارزش والايي قائلند.


در كره با مطرح شدن اتوماسيون (شيوه توليد خودكار), مهارتهاي سنتي از ارزش افتاده اند. صنايع اين كشور بر اين نكته تاكيد دارند كه مفهوم «كارگر چندمهارته» امروزه بايد شامل افرادي شوند كه دانش, مهارت و توانايي حل مسايل در ارتباط با شغل مربوط را داشته باشند و علاوه بر اين از تواناييهاي اجرايي هم برخوردار باشند.


در فيليپين اين نظريه مطرح است كه نيروي كار در تكنولوژي پيشرفته بايد داراي طيف وسيعي از مهارتهاي چندگانه اي باشند تا بتوانند تخصصهاي متمركز براي نوع كاري به خصوص را پشت سر بگذارند.در به كارگيري نيرو, نبايد صرفاً تاكيد بر اين باشد كه كارگران «چه چيز را انجام بدهند» و «چگونه انجام بدهند» بلكه كارگران ضمن داشتن طيفي گسترده از سواد تكنولوژيكي, بايد از «چرايي» كار خود نيز باخبر باشند. درباره تشخيص نياز به كارگران چندمهارته در ساير كشورها نيز ترديدي وجود ندارد. به طور كلي به نظر مي رسد كه تكنولوژي متحول مستلزم اين است كه نيروي كار از يكسو به سمت مهارت زدايي (Deskilling) و از سوي ديگر به سمت چند مهارتي شدن حركت كند.

 

همگامــــــي ايـــــران با تحــــولات جهانـــــي:

با توجه به اين واقعيت كه تا سال 1400 تشكيل دهكده جهاني به واقعيت مي پيوندد, ايران نيز متاثر از اين جهاني شدن صنعت و اقتصاد بايد به طور طبيعي عواملي را كه در تحولات اقتصادي و اجتماعي جهاني شدن وجود دارد در برنامه هاي آموزشي خود منظور نمايد. از آنجا كه نظام آموزشي باشد در خدمت توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور باشد, لذا ساز و كاري بايد ايجاد شود كه از آن طريق بتوان ارتباط مستقيمي بين توسعه اقتصادي, اجتماعي و توسعه آموزشي برقرار كرد. از طرفي با توجه به اينكه نظام حكومتي ما جمهوري اسلامي است و بسياري از تعاليم عاليه اسلامي نقش موثري در تعالي بشري دارند, لذا در طرح نظام آينده آموزشي بايد از رهنمودهاي تعاليم عاليه اسلامي استفاده شود. همچنين به منظور دست يافتن به آرمانهاي جمهوري اسلامي و با در نظر گرفتن تحولات اجتناب ناپذير ويژه در بخش فني و حرفه اي كه نقش موثرتري در حل معضل بيكاري و توسعه اقتصادي دارد, تعيين گردد. مبناي برنامه بيست و پنج ساله اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي, سياسي جمهوري اسلامي ايران بر پايه توسعه نيروي انساني, طي برنامه 25 ساله (1400-1376) تدوين گرديد كه با توجه به اهميت هر يك از بخشهاي آن, همكاري هماهنگ و منسجمي از سوي بخشهاي مختلف كشور ضروري مي باشد. در ادامه به گونه اي موجز به هدفهاي كيفي كه بايد در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي همواره مدنظر باشد و نيز به استراتژي ها و راهبردهاي لازم در اين بخش اشاره مي شود:


- پرورش جنبه هاي فرهنگي, رفتاري, مهارتي در هنرجويان بر اساس ملاكهاي اسلامي و نيازهاي برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي تا سال 1400.
- ايجاد فرصتهاي مساوي براي كليه افراد جامعه در دسترسي به آموزش هاي فني و حرفه اي در زمينه هاي موردنياز فردي و جامعه.
- افزايش كارايي دروني و بيروني آموزش هاي فني و حرفه اي افزايش مشاركت و نظارت مردم در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي و ارتقاي آموزش هاي فني و حرفه اي.
- اشاعه دانش فني و گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي رسمي و غيررسمي در قالب يك نظام سازمان يافته.
- افزايش نسبت كاركنان فني و تخصصي جامعه و اصلاح ساختار هرم شغلي تخصصي جمعيت شاغل كشور.
- انطباق برنامه هاي درسي و محتواي آموزش ها با نيازهاي جامعه و مقتضيات ناشي از توسعه علوم و تكنولوژي.
- بهبود شاخصهاي كيفي و كمي آموزشي در كليه سطوح.
- مدرنيزه كردن آموزش هاي فني و حرفه اي بر اساس توسعه اقتصادي, اجتماعي.
- تدارك لازم جهت اجراي دقيق نظام آموزش متوسطه.
- اجراي تناسب آموزش فني و حرفه اي در راستاي نيازهاي توسعه كشور.
- افزايش سهم زنان در آموزش هاي فني و حرفه اي.
- نزديك نمودن بخش آموزش به بازار كار.

 

استــــراتـــــژي و راهبـــــردهـا:
1- اخذ عوارض آموزشي در تجارب و صنعت به منظور افزايش كمك به آموزش هاي فني و حرفه اي.
2- ارائه دوره هاي آموزشي براي ارتقاي دانش معلمان فني و حرفه اي با توجه به آموزش هاي نو.
3- يكي نمودن ارزش آموزش غيررسمي و رسمي آموزش هاي فني و حرفه اي از طريق كنترل و يكسان نمودن محتواي دروس برنامه.
4- ارائه انعطاف پذير آموزش هاي فني و حرفه اي و روشهاي آزاد يادگيري آموزش هاي فني و حرفه اي كه مي تواند به ارتقاي يادگيري كمك نمايد.
5- ارائه دوره هاي آموزشي نوين در زمينه مشاوره شغلي و تحصيلي مدارس فني و حرفه اي.
6- ايجاد مراكز مشاوره شغلي.
7- افزايش تعداد مشاوران شغلي و تحصيلي.
8- استفاده از نرم افزار كامپيوتري به منظور توسعه آموزش.
9- تاكيد بر آموزشهاي زبان خارجه به منظور استفاده بهينه از اطلاعات و يافته ها.
10- كم كردن حجم دوره هاي آموزشي رسمي ـ غيررسمي از طريق تلفيق آموزش با نيازهاي صنعتي.
11- تجديد ساختار استانداردهاي آموزشي.
12- آموزش مربيان و مدرسان آموزش هاي فني و حرفه اي در رشته هاي مربوط به تكنولوژي جديد.
13- توسعه و بهبود سطح زير ساخت هاي (فضاهاي) آموزشي.
14- انتقال تكنولوژي مناسب در راستاي توسعه مناطق روستايي.
15- توسعه سيستمهاي اطلاعاتي.
16- تربيت نيروي انساني در سطح مهارتي و سطوح مياني مديريتي.
17- استفاده از سيستم آموزشي چند رسانه اي با نرم افزارهاي كامپيوتري.
18- استفاده از شبكه به منزله ابزاري جهت تامين نيازهاي مربوط به مواد درسي مناسب و كافي.
19- آموزش نيروي انساني در زمينه هاي مشخص مهارتي جهت تامين نيازهاي بنيادي.

 

استفاده از روشهاي كاربردي در آموزشهاي فني و حرفه اي و تخصصي

روشهاي آموزشي, بخشي از تكنولوژي آموزشي را تشكيل مي دهد و از آنها مي توان به عنوان ابزار تسهيل كننده براي يادگيري و تغيير در نگرش ها, بينش ها و ارزش هاي از پيش تعيين شده استفاده بهينه كرد. روشهاي آموزشي در تعامل عوامل موثر در امر آموزش, زماني مي تواند موثر باشد كه اجزاي آن يعني ياد دهندگان, يادگيران, موضوع يادگيري, زمان و مكان يادگيري و منابع مالي, فيزيكي و انساني براي يادگيري در ارتباط متقابل باشند. روشهاي آموزشي در جدولها و نمودارها نشان داده شده اند؛ هر يك از آنها مي تواند در ايجاد توانايي ها و مهارتهاي شغلي مديران و كاركنان مفيد و سازنده باشد. نقش مربي, مدرس, و استاد در بهره گيري از اين روش ها در برنامه هاي آموزشي به منظور مشاركت, همفكري, برخورد انديشه و تفكر مديران و كاركنان موجب مي شود انگيزه فراگيري و مشاركت براي بحث در فراگيري به وجود آيد. استفاده از روشهاي آموزشي در برنامه هاي آموزشي حرفه اي و تخصصي از طريق مربيان, مدرسان, و استادان در راستاي تحقق هدف هاي آموزشي و ايجاد مهارتهاي ادراكي رفتاري و فني مي تواند رشد و پرورش ذهني, فكري, عاطفي و روحي مناسب را در فراگيران تغيير دهد و در آنها تحول ايجاد كند.

 

راهبــــردهـاي كل مديــــــريت آمـــوزشــــي:

عصر ما عصر ارتباطات و اطلاعات است كه به سرعت نور در تعامل اند. تغيير و تحولات ناشي از آن در زمينه هاي اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي قابل توجه است, به نحويكه زمينه هاي ذهني و فكري ما همواره تحت تاثير پديده ها و يافته هاي جديد قرار ميگيرد و در تعاملات فكري مفاهيم جديد جايگزين مفاهيم گذشته ميشود. امروزه سرعت, دقت, و كيفيت امور تابع تحولاتي است كه صاحبان حرفه, صنعت, و فرهنگ در پي كشف بهترين روشهاي ساده و كيفي كردن امور هستند كه در كوتاهترين زمان ممكن به هدفهاي خود دست يابند, اين موضوع ممكن نخواهد شد مگر اينكه تحولي ماهوي و محتوايي در هدف هاي كلان, راهبردها, و برنامه هاي تاكتيكي و عملياتي در امر آموزش سازمانهاي دولتي به وجود آوريم. چگونگي استفاده از روشهاي آموزشي, با توانايي و تسلط مدرسان و استادان در نحوه استفاده از آنها در برنامه هاي آموزشي ارتباط مستقيم دارد تا متناسب با هدفهاي آموزشي, ميزان تغييرات رفتاري تعيين شده در فراگيران حاصل شود. يا به عبارت ديگر استاد و مدرس در كلاس, مهارت استفاده از منابع (نوشتاري, ديداري, و شنيداري) را با استفاده از تكنيكها و ابزارهاي آموزشي به گونه اي داشته باشد كه هدف هاي رفتاري (دانش, توانايي, و بينش) محقق شود. افراد آموزش دهنده كه سالها منابع و امكانات آموزشي را تجربه كرده اند يقيناً خود را در معرض چند سئوال قرار ميدهند.


- آيا در چگونگي اجراي برنامه هاي آموزشي به لحاظ اهميت در ماهيت و نوع آموزش هاي كاربردي و علمي تغيير لازم به وجود آمده است؟
- آيا معيارها و شاخص هاي اندازه گيري براي ايجاد مهارتهاي رفتاري, ادراكي, و فني در اختيار مسئولان آموزشي قرار گرفته است؟
- آيا سازمان هاي آموزشي از منابع صرف شده مالي, فيزيكي, و انساني حداكثر استفاده بهينه را در تحقق هدف هاي آموزشي كرده اند؟
- آيا ميزان تغييرات رفتاري فراگيران را پس از پايان دوره نسبت به آغاز دوره سنجيده ايد؟
- آيا ارزيابي از برنامه آموزشي را در فرآيند ارزشيابي نهايي و پيگيري مشخص كرده اند؟

 

طرح اينگونه سئوالها اولاً, نوعي زمينه سازي و بسترسازي مفهومي براي مسئولان آموزشي است ثانياً, مسئولان آموزشي مذكور با فراهم كردن امكانات و منابع مناسب در جهت رفع نيازهاي شغلي و ايجاد توانمندي ها چه تمهيداتي را در پاسخ به سئوالهاي فوق به وجود آورده است؟ ضمناً اين نكته نيز قابل توجه است, راهبردهاي كلان مديريت آموزشي مركز كه با دورانديشي و تدبير در سه دهه فرهنگ سازي, حرفه اي كردن, و توسعه مديريت تا پايان برنامه سوم توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور برنامه ريزي شده است, تمهيدات جديد را نياز دارد. در اين راستا مسئولان آموزشي و مدرسان در مراكز آموزش مديريت بايد از به كارگيري روش هاي آموزشي يكسويه و انتقال اطلاعات ذهني به صورت انتزاعي پرهيز كنند. روش هاي كاربردي, عملي, و مشاركتي در برنامه هاي آموزشي به گونه اي استفاده شود كه فراگيران در حل مسائل, بررسي موارد خاص, ايفاي نقش, و روش هاي ديداري, شنيداري و نوشتاري مشاركت داشته باشند تا هدفهاي رفتاري (دانش, بينش و توانش) تحقق يابد.


نگارنده اين مقاله را به لحاظ اهميت و ضرورت موضوع در مديريت آموزشي به رشته تحرير در آورده است كه استفاده درست از روشهاي آموزشي مي تواند تغييرات رفتاري و قابليتهاي فراواني را در فراگيران به وجود آورد و نتايج حاصل از آن همان بهبود كيفيت, خلاقيت, نوآوري, بهره وري, بالندگي و پويايي مديريت در سازمانهاست.

 

منبـــــع: www.physicm7.persianblog.com            

قصه گویی و نمایش خلاق

 

 

 کودک و نمايش

 

 

الناز میثمی

 

 

نمايش براي كودكان به مثابه پرورش خلا‌قيت و انگيزه در ذهن و فكر آنهاست به نحوي كه در مسايل تربيتي، روانشناسي و رشد استعدادها و خلا‌قيت‌هاي كودكان نفوذ چشمگيري دارد. نمايش كودك موجب فعاليت خرد و قوه تعقل و انديشه آنها مي‌شود و جوهر فكري آنها را با تلنگر به قلقلك وامي‌دارد به طوري كه كودكان علا‌قه‌مند شده و تشنه كسب تجربه درهمين زمينه مي‌شوند. نمايش كودكان به مانند تمامي‌اجراهاي دراماتيك داراي تحول شخصيت‌ها، تعليق، كشمكش، گره‌گشايي و ديگر عناصر تئاتري است.

 

كودكان داراي روحيه‌اي ظريف و شكننده هستند و از نظر روانشناسي موجوداتي پيچيده با نگاهي ساده كه با يك سري عملكردهاي گوناگون در مواجهه با محيط پيرامون خود عكس‌العمل‌هايي خاص را نشان مي‌دهند و در برابر شخصيت‌هاي خلق شده در آن با گرگ، ديو، جادوگر و شير حس وحشت و ترس را تجربه مي‌كنند و با بره، خرگوش، دختر شاه پريون و ديگر شخصيت‌هاي مثبت حس مهرباني و شجاعت و زيركي را به خوبي لمس مي‌كنند به گونه‌اي كه پس از پايان يك اجرا آنها خود را به جاي شخصيت‌هاي اصلي و قهرمانان حقيقي قرار مي‌دهند و با آنها تخيلشان را به كار انداخته و در تصوير ذهني خود را به مثابه قهرماني شجاع قلمداد مي‌كنند. درواقع كمتر كودكي را مي‌توان يافت كه شخصيت منفي و بد نمايش را به عنوان الگو درنظر بگيرد و با آن همذات‌پنداري نمايد.

 

شيوه‌هاي اجرايي مختلفي در زمينه نمايش كودكان وجود دارد كه هر كدام ارتباط مستقيم و زنده‌اي را با ذهنيت كودكان برقرار مي‌سازد. اين شيوه‌ها در كليت خودداري خصوصيات مشتركي است كه هر كدام از اين خصوصيات از ويژگي‌هاي منحصر به فردي برخوردار است. مهمترين اين ويژگي‌ها ارتباط زنده و سهيم كردن كودكان در طول اجرا و فعاليت آنها به صورت مستقيم و هماهنگ با ريتم زنده اجرا و اعمال بازيگران است كه موجب شادي دروني و آزادي و رهايي آنها در طول لحظه‌هاي هيجان‌برانگيز يك درام مي‌شود به نحوي كه تحرك وجودي كودك را با ضرباهنگ‌هاي فراوان به شدت مي‌رساند و موجب خلا‌قيت مي‌شود و همين خلا‌قيت سهيم به سزايي را در پرورش انديشه آنها بر دوش دارد كه پاكسازي روان را در آينده كودك ايجاد مي‌كند.

 

" نمايش كودكان با بداعه‌پردازي، روند داستان و جهت آنرا با هدفي خاص به نقطه اوج ميرساند و باعث شعف فراوان در درون آنها مي‌شود. "

 

در حقيقت نمايش براي كودكان بايد از سطوح مختلف آموزش و پرورش به وجود آيد و با تزكيه روح و روان و آموزش صحيح اخلا‌قيات و رشد و پرورش ذات و جوهره اصلي كودكان باعث انديشه و تفكر شود تا كودكان از همان ابتدا با شگفتني و ايجاد انگيزه در درونشان به سمت اين هنر ارزنده جذب گردند. پس اي كاش مسئولين و مدرسين و كارگردان‌هاي اين گونه نمايش با بررسي همه‌جانبه وضعيت كودكان در جامعه و با نگاهي آناليزوار و دقيق به عمق افكار آنها دست يافته و با ارايه روايت‌ها و داستان‌ها و افسانه‌هاي كهن در قالب امروزي موجبات رشد فكري و تحول انديشه را در خلا‌قيت كودكان به وجود آورده و آنها را به سمت آينده‌اي روشن و ديدگاه‌هايي متفاوت رهنمون سازند تا آنها زمينه‌ساز فردايي بهتر براي آيندگان باشند.

 

در حقيقت اجراي نمايش كودك از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است كه يكي از آنها آشنايي كودكان با يك فعاليت جسمي و اجتماعي است كه در راستاي هدفي مشترك نهفته است كه درتركيب اين هدف طراحي صحنه، نور، رنگ، لباس، عروسك و موسيقي به همراه شخصيت‌هاي اصلي و فرعي موجب تاثير در نگاه مي‌شود و با وجود اين تاثير كه يا مثبت است و يا منفي تفكر را به وجود مي‌آورد و كودكان با اجراي يك نمايش و ديدن روايت يك افسانه نوعي ديگر از زندگي را تجربه مي‌كنند. زندگي كه تمامي‌هدف آن ايجاد شور و نشاط در درون كودك و برقراري ارتباط با دنياي افسانه‌ها و داستان‌هاست به طوري كه قوه تخيل كودك به كار افتاده و او مدام با شخصيت‌هاي خيالي پس از اتمام نمايش زندگي مي‌كند و با گفت و گو كردن و اظهارنظر به نوعي تخليه روحي مي‌رسند و خود را بزرگ‌تر از سنشان تصور مي‌كنند و به عبارتي با وجود دوستان تخيلي كه از افكارشان نشات مي‌گيرد يك مورد مخفيانه و به دور از كنجكاوي‌هاي رايج والدين براي خود دارند كه همين حس بزرگي را در آنها به وجود مي‌آورد و در اين ميان وظيفه والدين و مسئولين مرتبط بيشتر مي‌شود زيرا با همراهي كودك در كتابخانه‌ها، فرهنگسراها و پارك‌ها و مكان‌هايي كه براي اجراي نمايش اختصاص يافته موجبات تمامي‌آنچه كه تاكنون بيان شد را بر عهده دارند زيرا براي فرهيخته شدن آيندگان جامعه خود تلا‌ش مي‌كنند.

 

منبع: روزنامه حیات نو   

سنجش و اندازه گیری

 

 ارزشيابی تکوينی

 

 

نويسنده چريل ال اسپالدينگ

ترجمه محمد رضا نايينی و اسماعيل بيابانگرد

 

امروزه نتيجه مداري چيزي است كه ذهن و انديشه تربيتي ما را در مدارس شكل مي دهد و به همين دليل ارزش يابي هاي پيشرفت تحصيلي بر نتيجه نهايي يادگيري متمركز شده و امتحانات پاياني نقش اصلي را ايفا مي كنند و پايه قضاوت در مورد آن چيزي قرار مي گيرند كه دانش آموزان به آن دست يافته اند . در اين نوع ارزش يابي ها دانسته ها تنها چيزي هستند كه مورد سنجش قرار مي گيرند و چگونه دانستن ، توانستن و عمل كردن در جريان آن محو و ناپيدا مي شود. ارزشيابي تكويني با پيش بيني سهم براي فرآيند يادگيري در ارزش گذاري به جريان رشد دانش آموزان رويكردي را به وجود آورده است كه از طريق آن مي توان هويت فردي دانش آموزان را نيز مورد توجه جدي قرار داد . توجه به فعاليت هاي مستمر دانش آموز در قالب سنجش عملكرد و نحوه كوشيدن دانش آموزان ضمن آشكار كردن سرمايه منحصر به فرد فطري هر كدام از آن ها امكان توليد دانش و نو آوري و خلاقيت را فراهم مي كند.

 

ارزشيابي تكويني يا مستمر با فر آيند ياددهي ـ يادگيري يك پارچه مي شود و در سرتاسر دوره آموزش تداوم مي يابد. اين نوع ارزشيابي، هم بر فرآيند يادگيري و هم به بازده يا فر آورده هاي يادگيري تاكيد دارد. نتايج آن براي معلم و دانش آموز بازخوردي فراهم مي كند كه نشان مي دهد هدف هاي آموزشي تا چه اندازه تحقق يافته است. معلم با استفاده از اين بازخورد در مورد انطباق برنامه و روش هاي آموزشي با سطح يادگيري و نيازهاي دانش آموزان تصميم مي گيرد. بازخورد حاصل از ارزيابي تكويني به دانش آموزان فرصت مي دهد تا نسبت به آنچه ياد مي گيرند توجه كنند ، مهارت ها و توانايي هاي فكري خود را پرورش دهند و با كسب آگاهي از نقاط قوت و ضعف خود، در جهت رسيدن به اهداف آموزشي ، رفع نارسايي ها و پرورش و تقويت جنبه هاي مثبت خود گام بردارند.

 

بازخورد مثبت و منظم ، بخش ارزشمند فرآيند ياددهي ـ  يادگيري است و به دانش آموزان كمك مي كند تا از ميزان يادگيري خود آگاه شوند. بازخورد توصيفي عبارت از ارائه اطلاعات به دانش آموزان در باره كيفيت پيشرفت آنهاست. شيوه بازخورد در مورد كيفيت عملكرد دانش آموزان اطلاعاتي را در اختيار آن ها مي گذارد كه در چه زمينه اي خوب و يا ضعيف عمل كرده اند و اين در حالي است كه تا پايان در مورد كيفيت فعاليت هيچ داوري صورت نمي گيرد. ديگر آن كه بازخورد اغلب شامل پيشنهادهايي است كه چگونه دانش آموز مي تواند در كارهاي آينده عملكرد خود را بهبود بخشد. همين كه دانش آموز احساس كند به سوي موفقيت پيش مي رود، سطح اعتماد به نفس وي افزايش مي يابد و نياز به پاداشهاي بيروني به تدريج جاي خود را به انگيزه دروني مي دهد. از آنجا كه دانش آموزان ابتدايي و سالهاي اول راهنمايي تحصيلي بيش تر برای رسيدن به هدف هاي كوتاه مدت تلاش مي كنند و كم تر در مورد هدفهاي بلند مدت مي انديشند ،لذا به ارزشيا بيهاي مستمرو منظم واكنش مثبتتري نشان ميدهند. به همين دليل، تاكيد نظام آموزشي در اين سطح بايد بيشتر به ارزشيابيهاي تكويني و مستمر معطوف باشد.

 

ارزشيابي تكويني با استفاده از فنون مختلف مانند تهيه گزارشهاي كتبي يا شفاهي، اجراي طرح هاي تحقيقي، مشاهده رفتار دانش آموز، چك ليست، كارنما و ... انجام مي گيرد. در اين نوع ارزشيابي معلم ممكن است رفتار دانش آموزان را در موقعيتهاي مختلف آموزشي مشاهده و مشاهداتش را به طور منظم يادداشت كند. او بر اساس مشاهده رفتار دانش آموزان اطلاعات جامعي را در باره رفتار آنان از طريق چك ليست جمع آوري مي كند. او ممكن است از آنها بخواهد كه با جمع آوري نمونه هايي از تكاليف و يا پژوهش هايي كه انجام مي دهند، به تدريج كار نمايي فراهم كنند و به معلم ارائه دهند. روشهاي اخير به ويژه موجب مي شود كه دانش آموزان در قبال يادگيري و پيشرفت خود احساس مسئوليت كنند و بدين وسيله احساس مسئوليت در آنان پرورش مي يابد.

 

ضــــرورت ارزشيابـــي تــــوصيفي و ارزشيابــــي آن :

منظور از روشهاي توصيفي در ارزشيابي توجه به رويكردي است كه در آن معلم تغييرات و تحولات ايجاد شده در دانش آموز را با فنون متفاوت بررسي كرده و به صورت مشروح بر اساس شاخص هاي پيشرفت و يا اهداف از پيش تعيين شده به اطلاع دانش آموز و ولي مي رساند  بررسي نظام ارزشيابي كشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد استفاده از كارنامه توصيفي امري رايج و داراي سابقه اي طولاني است . در كشور فرانسه روش نمره گذاري استفاده از طيف با عبارات توصيفي : بالاتر از استاندارد ، مطابق استاندارد ، ناسازگار با استاندارد و ... مي باشد . در آلمان شش مقوله ويا طيف و در ژاپن استفاده از پنج مفهوم همراه با جملات توصيفي است. خلاصه اينكه در بسياري از كشورهاي مختلف جهان، كارنامه فقط نمرات خام را شامل نگرديده و تمامي فعاليت ها و مهارت ها و نگرش كودك، توصيف و ارزشيابي مي شود. ارائه نمره صرف ضمن ايجاد رقابت و اضطراب، يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان راتحت الشعاع قرار داده و با ايجاد افسردگي، بخش زيادي از منابع و استعدادهاي بالقوه انساني و اقتصادي را تلف مي نمايد . برخورد معلمان و والدين و ارزش بيش از حد قائل شدن به امتحان و تكراربيهوده آن و استفاده  ابزاري از آن باعث ايجاد دلسردي از تعليم و تربيت و امتحان با اين سبك و سياق، نقطه پايان رهايي از درس و تحصيل محسوب مي شود. در اين طرح معلم فعاليت هاي خود را در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش در چهار بعد شخصيت ( عقلاني ، اجتماعي، عاطفي و جسماني ) سازمان داده و به منظور آگاهي از ميزان تحقق اهداف در ابعاد شخصيت از اطلاعات كمي و كيفي با توجه به منابع زير استفاده مي نمايد.

 

چك ليستهـــــــا:

عبارت است از فهرست مفاهيم، مهارتها، فر آيندها و نگرشهاي ويژه . از چك ليست ها مي توان در موقعيتهاي خاص استفاده كرد و از آن ها به عنوان ارزشيابي تكويني استفاده نمود . يعني اطلاعات به دست آمده را براي بهبود مراحل بعدي آموزش مورد استفاده قرار داد. اگر چك ليستها نسبتا مكرر در طول يك دوره ي تحصيلي اجرا شود دور نمايي از وضعيت دانش آموز به دست مي دهند. همچنين فهرست رفتار به معلم كمك مي كند كه از اهداف تربيتي بسيار دور نشود و براي تحقق آن ها بكوشد.

 

 بـــــرگه هــــــــاي ثبت گــــــــزارش :

عبارتند از توضيحات نوشته شده از جريان رشد و پيشرفت دانش آموز كه معلم آنها را تهيه و نگهداري مي كند. به عبارت ديگر، گزارش توصيفي از مشاهده دانش آموز در موقعيتهاي مختلف مي باشد كه معلم مي تواند آنها را در دفترچه يا پوشه نگهدارد. اطلاعات به دست آمده از طريق برگه هاي ثبت گزارش براي آگاهي بهتر از جنبه هاي عاطفي و اجتماعي دانش آموز مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

پــــوشه كـــار يا كـــارنمـــا :

مجموعه اي هدفمند از فعاليت هاي دانش آموز است كه نشان دهنده تلاش ، پيشرفت و دستاوردهاي او در يك دوره زماني معين است. كارنما شامل كارهاي منتخب خود دانش آموز است كه تفكرات او در مورد فعاليتهايش و همچنين نظريات معلم در باره آنها را در بر مي گيرد. كارنما نشان مي دهد كه دانش آموز با استفاده از دانش و مهارتهايش قادر به انجام چه كاري است و عادات كاريش چه قدر موثر هستند. كارنما راهي براي دنبال كردن پيشرفت دانش آموز در انواع گوناگون ارزشيابي در طول سال است.

 

کـــــارنامه ارزشیابـــــی تـــوصیفــــی:

اگر شخصيت را داراي چهار بعد عقلاني، اجتماعي، عاطفي و جسماني بدانيم، رشد همه جانبه زماني اتفاق مي افتد كه همه ابعاد شخصيت يك فرد رشد يابد. كارنامه ارزشيابي توصيفي به منظور كمك به معلم جهت توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان تهيه شده است. اين كارنامه شامل حداقل اهدافي است كه معلم ميتواند براي رشد همه جانبه دانش آموزان سال اول  ابتدايي، تدارك ببيند. از معلم انتظار مي رود در چهار مرحله از سال ( هر دو ماه يكبار ) ميزان پيشرفت دانش آموزان را در كارنامه ارزشيابي توصيفي، ثبت كند. كارنامه ارزشيابي توصيفي، در هر مرحله با استفاده از اطلاعات بدست آمده از طريق چك ليستها، برگه هاي ثبت گزارش، پوشه كار و ديگر ارزيابيهاي تكويني با استفاده از علائم درحد انتظار نزديك به انتظار نياز به تلاش بيشتر تكميل مي گردد.

 

روانشناسی کودک

 

 خلاقيت و اهميت آن در كودكان

 

 

مقــــدمــــه:

خلاقيت وچگونگي پرورش آن موضوعي است كه در نظام آموزش ما به ان توجهي نمي شود و اهميت بسزايي را كه دارد ناديده مي گيرند. بدون شك بخشي از ناكارآمدي اين نظام هم مربوط به همين كوتاهي و بي توجهي است. بنابراين بر برنامه ريزان و مسئولان آموزش و پرورش از پائين ترين تا بالاترين سطوح واجب است كه به گونه اي عمل كنند كه اين نقصه برطرف شود خصوصا در سيستم آموزشي كودكستان و ابتدايي يايد اين موضوع مورد توجه فراوان قرار گيرد چون خلاقيت خصيصه اي است كه در همان اولين سالهاي زندگي مي توان به بهترين شكل ممكن انرا پرورش داد و بارور كرد. و اساسا بخش عمده اي از شخصيت كودك در همان 6 سال اول عمر او شكل مي گيرد. دوره اي كه كودك درك خود از دنياي اطرافش را افزايش مي دهد زبان ياد مي گيرد و بتدريج ديگر توانائيهايي را كه دارد كسب ميكند. خلاقيت يكي از ويژگيهاي بارز انسان و از دسته فرآيندهاي عالي مغز او مي باشد. كه نقشي بسزا در شكل گيري شخصيت و منش كودك و آينده او بازي ميكند به همين جهت لازم است كه اين خصيصه ارزشمند بخوبي شناخته شود و حداكثر تلاش را براي پرورش آن در كودك بعمل اورد. يكي از كساني كه در اين زمينه كار كرده است گيلفورد است. وي معتقد است كه ذهن انسان دو نوع تفكر انجام ميدهد:

 

1- تفكـــــر همگـــــرا

كه در آن معمولاً فقط يك نتيجه گيري يا يك جواب وجود دارد و به عنوان تنها راه حل،مورد توجه قرار مي گيرد و فكر در جهت آن هدايت مي شود و براي رسيدن به آن كنترل مي گردد.

 

2- تفكـــــر واگـــــرا

كه متوجه جهات مختلف مي باشد و زماني كه ما از راههاي معمول و مرسوم موفق به حل مسئله يا مشكلي نمي شويم،از اين شيوه ي تفكر استفاده مي نماييم. از نظر گيلفورد تفكر واگرا، مترادف« خلاقيت» مي باشد.

 

پيشرفتهاي بشر اختراعات و اكتشافات او، همه مديون اين نوع تفكر مي باشند. ولذا ضروري است كه به شناخت و پرورش اين ويژگي ذهن انسان توجه بيشتر مبذول شود و نكته جالبي كه اينجا مطرح مي شود، اين است كه اكثر انديشمندان و متخصصان تعليم و تربيت و روانشناسي معتقدند كه خلاقيت در همه افراد بشر بصورت بالقوه وجود دارد و همانگونه كه گفته شد از خصائص بارز بشري است  ولي در اكثر آنها امكان رشد و شكوفايي پيدا نمي كند. آندرسون مي گويد : «خلاقيت در كودكان امري همگاني است درحالي كه در بين بزرگسالان تقريباً وجود ندارد. به همين جهت اين سوال پيش مي آيد كه : چه بر سر اين توانايي عظيم و همگاني بشر مي آيد؟ »

 

خلاقيت در نظام آمــــوزشـــي:

يكي از مشكلات ما در نظام آموزشي ناكارآمدي كه داريم اين است كه  اغلب سيستم هاي آموزشي ما به جاي تأكيد بر استفاده از قدرت شگفت انگيز مغز براي ايجاد افكار جديد و ايده هاي نو و تبديل آنها به واقعيت، به انباشتن و ذخيره سازي اطلاعات مي پردازند. ولي در عصري كه ما زندگي مي كنيم با توجه به تغيير و تحولات سريع و انفجار دانش و اطلاعات و استفاده از تكنولوژي هاي جديد كه امكان دسترسي به هر نوع اطلاعات را در آن واحد براي ما ميسر مي سازد، نيازمند كسب مهارتهاي تفكر خلاق، قابل انعطاف و دقيق هستيم و نكته مهمي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه خلاقيت قابل پرورش و رشد باشد و اين مستلزم تغيير و تحول در نظام آموزشي و به كار گيري شيوه هاي خاصي است كه بايد دست اندر كاران تعليم  و تربيت از سطوح  بالاتر گرفته تا مديران و  معلمان  مدارس و حتي  اولياي دانش آموزان به آن توجه نمايند.

 

خــــــلاقيت و هـــــــــوش :

تعــاريف خلاقيــت:

۱- خلاقیت را شيوه اي در حل مسئله ميدانند كه همراه با نوآوري و ارزش اجتماعي است.

۲- خلاقيت حل يك مشكل يا سلسله اي از مسائل كوچك و بزرگ است.

۳- خلاقيت تحولات دامنه دار و جهت دار در فكر و انديشه انسانهاست، بطوري كه فرد توانايي تركيب عوامل قبلي به طرق جديد را بدست مي آورد.

 

در ارتباط با خلاقيت سوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا بين خلاقيت و هوش رابطه اي وجود دارد يا نه؟ برخي از متخصصان  يك «الگوي آستانه اي » از خلاقيت ارائه داده اند. طبق اين الگو ميزان هوش فرد بايد از حد معيني بالاتر باشد تا بتواند آثار خلاقي در رشته خود ارائه دهد و براي اين مسئله بهره هوشي 120 را عنوان كرده اند. فراتر از آستانه هوش، دستاوردهاي خلاق به عوامل ديگري نظير سيالي انديشه ها و به متغيرهاي شخصيتي بستگي دارد. همچنين در مورد تواناييهاي مختلف، آستانه هوشي لازم براي ايجاد دستاوردهاي خلاق متفاوت است.

 

در علم روانشناسي اعصاب معتقدند كه تفكر رياضي و كلامي (صحبت كردن، خواندن و نگارش معمول) عموماً در نيمكره چپ مغز انجام مي شود در حالي كه تفكر فضايي، كل نگرانه و خلاق در نيمكره راست صورت مي گيرد. «ند هرمان» در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه افراد از دو قسمت مغز با يك شيوه و با يك فراواني استفاده نمي كنند. دانش آموزاني كه نيمكره چپ مغزشان مسلط است با خواندن درباره يك موضوع ياد مي گيرند در حالي كه دانش آموزاني كه نيمكره راست مغزشان مسلط مي باشد با تماشاي نمايش يا انجام فعاليتهاي عملي ياد مي گيرند. لذا مي توان در زمينه ي آموزش دانش آموزان به اين ويژگيها توجه داشت. تايلور نيز براي افراد خلاق ويژگيهاي شخصيتي خاصي را مطرح مي نمايد. از نظر تايلور افراد خلاق از ويژگيهاي خوش خلقي، باذوقي، كنجكاوي، جويندگي، مهارت در بازسازي عقايد، خودمختاري، استقلال، اثبات خود، پذيرش مثبت از خود و زبردستي، برخوردارند. در مجموع افراد خلاق داراي شخصيتي بسيار پيچيده هستند. همچنين بين خلاقيت و پيشرفت تحصيلي همبستگي مثبتي وجود دارد.

 

چگـــونه مي توان خلاقيت را پــــرورش داد ؟

توسعه سيستم مخابراتي و ماهواره اي و دستاوردهاي  تكنولوژيك سبب شده است كه پيشرفت هاي شگرفي در زمينه آموزش و پرورش پديد آيد. اينترنت و  فناوري ارتباط با حذف فاصله هاي جغرافيايي، دانش آموزان را قادر مي سازد تا به اطلاعاتي دست يابند كه قبلاً در كلاسهاي درس يا در كتابخانه ها به آنها دست مي يافتند و ديگر نمي توان تنها با تكيه بر اطلاعات و دانش و روشها و نيازمنديهاي گذشته با واقعيتها و مشكلات آموزشي و پرورشي رويا رو گرديد. فرايند يادگيري دستخوش تغيير است و معلمان نيز يا بايد با اين تغيير همسو شوند يا شكست خورده و عقب بمانند. خلاقيت موهبتي خاص به عده اي خاص از جانب  خداوند نمي باشد، بلكه  نوعي تخصص و مهارت است كه افراد مي توانند آنرا در خود، شكوفا كنند.

 

تثبيت بــــاورهاي غلط :

علت شكست و ناكامي اكثر معلمان در مقابل نو آوريهاي آموزشي، بويژه روشهاي پرورش تفكر، باورهاي غلط و از پيش ساخته آنان است كه در اثر تكرار در طول سالهاي متمادي در آنان تثبيت شده است. مثلاً اكثر معلمان به جاي اينكه روش آموختن و انديشيدن را به شاگردان بياموزند،آنان را در مقابل دانسته ها و واقعيتهاي علمي قرار مي دهند. به عقيده «برونر»، مهم نيست كه فراگير چه مي آموزد، بلكه مهم اين است كه چگونه مي آموزد. چگونه آموختن با انتقال اطلاعات و حفظ و تكرار آنها حاصل نخواهد شد. اگر شرايط يادگيري فراهم شود، شاگردان خود به يادگيري خواهند پرداخت (مهارتهاي آموزشي) معلمان بايد شيوه انديشيدن را به آنان بياموزند. تنها با گفتن، «فكر كنيد» تفكر حاصل نخواهد شد، بايد ذهن پوياي كودكان را در برابر آنچه در دنياي اطراف انها مي گذرد به تفكر و انديشه واداشت افراد جز در حالتي كه با  مسأله اي رو برو مي شوند، به فكر  كردن  نمي پردازند. معلم  بايد طرح مسئله كند و از اين طريق  عشق به انديشيدن را در دانش آموزان ايجاد و تقويت نمايد. متأسفانه در سيستم آموزشي به رغم پذيرفتن اين مسئله كه فكر كردن اهميت زيادي دارد و كاري ارزشمند است ولي عملا  چندان توجهي به تشويق دانش آموزان به تفكر نمي شود. معلمان نيز با روشهاي قالبي و ايجاد محيط سخت انضباطي موجب حفظ طوطي وار مطالب درسي در دانش آموزان مي شوند و جلوي هرگونه تفكر سالم و خلاق را مي بندند.

 

"در واقع نظام آموزشي ما از ابتدايي تا دانشگاه، در بهترين حالت خود فقط دانش آموختگاني را بيرون ميدهد كه مانند يك حافظه كامپيوتري؛ تنها انباره اي از اطلاعات هستند بگذريم كه همين اطلاعات هم به روز نبوده و گاه منسوخ و بلا استفاده هستند! "

 

در نظام آموزشي بايد بجاي انتقال و انباشتن حقايق علمي به ذهن دانش آموزان به آنان چگونه فكر كردن و  چگونه ياد گرفتن و چگونه زيستن و چگونه بكار بستن را بياموزند. اساسا هدف نظام آموزشي بايد اين باشد كه به كودك و دانش آموز و دانشجو ، ابزار حل مشكلات را بدهد نه اينكه جواب يك مسئله را به او ياد بدهد مسئله اي كه ممكن است ما به ازاي خارجي هم نداشته باشد. پژوهشهاي انجام  شده در زمينه  آموزش دهيِ خلاقيت، عمدتاً به اين نتيجه رسيده است كه خلاقيت را مي توان آموزش و پرورش داد. «تورنس و تورنس» (1973)  اشاره مي كنند كه طي 15 سال تجربه در مطالعه و آموزش تفكرات خلاق، شواهدي را ديده اند، كه نشان مي دهد،خلاقيت را مي توان آموزش داد. «فلدهوسن و همكارانش» (1986) مي گويند كه پاسخ به اين سوال كه « آيا خلاقيت را مي توان آموزش داد؟» مثبت است. « سندرز و سندرز» در كتاب «آموزش خلاقيت از طريق استعاره» تأكيد مي كنند كه براي پرورش خلاقيت بايد به كودكان و نوجوانان امكان تفكر داد و  آنان را از انجام فعاليتهاي قالبي و از پيش تعيين شده تا حد امكان برحذر دانست. (پژوهشهاي روان شناختي)

 

مــــوانعي كه بر سر راه رشد خلاقيت در كـــودكان وجود دارند:

موارد زير توسط تورنس پيشنهاد شده است :

۱- احترام گذاشتن به سوالات كودكان و راهنمايي آنها جهت يافتن جوابهاي خود.

۲- احترام گذاشتن و توجه به عقايد اصيل و غير عادي دانش آموزان.

۳- ارزش گذاشتن به عقايد كودكان و پذيرفتن عقايدي كه پذيرش آنها در كلاس ممكن است.

۴- هرگز قضاوتي در مورد رفتار كودكان بدون اين كه علل و نتايج آن تشريح گردد، نبايد به عمل آورد.

۵- گاهي اوقات بايد كودكان را آزاد گذاشت تا كارهايي را كه خودشان مي خواهند، انجام دهند.

مهمترين نكته اي كه تورنس مطرح مي كند اين است كه استفاده از اين اصول  بايد بگونه اي مرتب و مداوم و هماهنگ صورت گيرد.

 

مــــوانع خلاقيـــت :

۱- يكي از موانعي كه بر سر راه خلاقيت دانش آموزان وجود دارد، نحوه ي نگرش و تفكر دانش آموزان درباره خودشان است، ايجاد خودپنداره مثبت و كاهش اضطراب مي تواند در اين زمينه موثر باشد.

۲- گاهي معلمان نسبت به دانش آموزان تيزهوش و با استعداد كلاس احساس منفي دارند و نسبت به آنها سوگيري منفي انجام مي دهند.

۳- كمبود پشتكار و تحمل اندك دانش آموزان از ديگر موانع خلاقيت مي باشد.

۴- محدود كردن بيش از حد كنجكاوي كودكان، چه در محيط خانه و چه در محيط آموزشگاه و همچنين سركوب قوه تخيل و خيالبافي كودكان.

۵- استفاده از نمره امتحاني به عنوان اهرم فشار در جهت ايجاد همنوايي بيشتر بين دانش آموزان و تأكيد بيش از حد بر دروس نظري و بي توجهي به دروس عملي.

 

راههــــاي پـــرورش خلاقيـــت در كـــودكان :

 ۱- پـــرورش نيـــروي تخيــل:

يكي از راههاي پرورش خلاقيت در كودكان پرورش نيروي تخيل مي باشد. طرح سوال به شكل پاسخ نگاري يا انشايي، موجب ياد آوري اطلاعات و سازمان دادن آنها و نوشتن منظم و سيستماتيك توسط دانش آموز مي شود. « بهره وري درست از نوشتن انشاء، تشويق و اهميت دادن به داستانهاي تخيلي بچه ها و ايجاد فرصت براي شاخ و برگ دادن به مطالب ياد گرفته شده، نقاشي و پرداختن به امور هنري زمينه هايي براي پرورش نيروي تخيل است.»

 

۲- تحــــريك حسِ كنجكاوي و كنكاش ذهني كـــودكان:

درگير نمودن فعالانه دانش آموزان در فرايند آموزشي. دانش آموزان بايد از حالت « شنونده و منفعل » به حالت « گوينده و فعال » تبديل شوند.

 

۳- تنـــوع منابــــع درســـي:

« نكته مهم ديگر كه سبب موفقيت دانش آموزان در امر آموزش و خلاقيت مي شود، مسئله آزادي عمل نسبي در انتخاب كتابهاي درسي است. معلم بايد بتواند از كتابهاي گوناگون همراه با كتابهاي اصلي و از قبل تعيين شده در كلاس بهره بگيرد، از دانش آموزان بخواهد كه در كلاس گزارش دهند و جلسه بحث و گفتگوي علمي براي دانش آموزان ترتيب دهد.»

 

۴- تغييــــر در نحـــوه ارزشيابـــي نظـــام آموزشــي:

از ديگر عوامل پرورش خلاقيت در دانش آموزان تغيير نوع ارزشيابي آنها  مي باشد. در ارزشيابي به جاي تأكيد بر سطوح پايين يادگيري از قبيل دانش و درك و فهم به سطوح بالاي يادگيري چون تركيب و ارزشيابي  تأكيد گردد.

 

۵- تنوع شيـــوه هاي آموزشي:

لازم است كه معلمان در فعاليتهاي آموزشي از شيوه هاي مختلف و متنوع از قبيل روش حل مسئله، روش تهيه طرح يا پروژه، روش بحث علمي و روشهاي گروهي، و بارش فكري به تناسب موضوع و موقعيت درسي استفاده نمايند.

 

منابـــــــــع:

۱. اتكينسون، ريتال، «زمينه روانشناسي»، جلد دوم، انتشارات رشد، 1368.

۲. بودر، آلن، ترجمه خان زاده، علي، «خلاقيت در آموزشگاه»، انتشارات چهر، 1358.

۳. حائري زاده، خيريه بيگم، «تفكر خلاق و حل خلاقانه مسئله» نشرني، 1381.

۴. شعباني، حسن، « مهارتهاي آموزشي و پرورشي»، انتشارات سمت، 1371.

۵. ماهنامه پيوند، شماره 279، دي ماه 1381 و شماره 275، تابستان 1381.

۶. ماهنامه رشد معلم، شماره3، سال بيست و يكم، آذرماه 1381، شماره 3، سال نوزدهم آذرماه 1379.

۷. ماهنامه پژوهشهاي روان شناختي، شماره هاي 1 و 2، تابستان 1372.

 

 

آموزش ریاضی

 

 آثار عدم استفاده از وسايل كمک آموزشی در درس رياضی

 

 

عدم استفاده از وسايلي كمك آموزشي يك از علل افت در درس رياضي مي باشد. براي آگاهي از چگونگي تأثير اي نعلت در افت درسي بچه ها، ابتدا بايد با مفهوم وسايل كمك آموزشي، اهميت و فايده وسايلي كمك آموزشي، آشنا شويم.

 

مفهــــوم وسايل كمك آمــوزشي:

هرچه كه بتواند كيفيت تدريس ويادگيري را افزايش دهد وسيله اي براي كمك به آموزش ايت. رسانه هاي نوشتاري از اولين رسانه هايي بودند كه در مار تعليم و تربيت از آنها استفاده مي شده است، و سپس رسانه هاي ديگري از قبيل تصاوير، نقشه ها، اسلايد، فيلم، تلويزيون و بسياري از رسانه هاي ديگري كه وارد جريان تعليم وتربيت شده اند.

 

اهميت وسايل كمك آموزشي:

تحقيقاتي كه تا به حال به عمل آمده است نشان مي دهد كه از طريق تدريس معمولي تنها  % 30 مطالب از مطالب مورد تدريس ياد گرفته مي شود در حالي كه اگر يادگيري با استفاده صحيح از وسايل ارتباطي به عمل آيد ميزان يادگيري افراد را تا % 75 بالا مي برد. درس رياضيات از جمله دروسي است كه داراي وسايل كمك آموزشي زيادي چه دست ساز و چه آماده بوده و عدم استفاده از آنها نقش بسياري بر افت تحصيلي اين درس خواهد داشت.

 

فـــــوايد استفاده از وسايل كمك آموزشـــي :

1- وسايل كمك آموزشي بازده آموزشي را از لحاظ كمي و كيفي افزايش مي دهد.

2- وسايل كمك آموزشي مي تواند يادگيري را انفرادي كند.

3- وسايل كمك آموزشي آموزش را با قدرت بيشتري عملي مي سازد.

4- وسايل كمك آموزشي دسترسي به فرهنگ و آموزش را به طور يكسان براي همه ميسر مي سازد.

5- وسايل كمك آموزشي اساس قابل لمس را براي تفكر و ساختن مفاهيم فراهم مي سازد و در نتيجه از ميزان عكس العمل گفتاري دانش آموز مي كاهد.

6- مورد علاقه زياد و فراون شاگردان هستند و توجه به آنها را به موضوع اصلي معطوف مي سازد.

7- اساس لازم را براي يادگيري تدريجي و تكميلي آماده مي سازد و در نتيجه يادگيري را دائمي مي كند.

8- تجارب واقعي و حقيقي را در اختيار شاگردان قرار مي دهد و در نتيجه موجب فعاليت ايشان مي شود.

9- پيوستگي افكار را موجب مي گردد.

10- در توسعه و رشد معني در ذهن شاگرد مؤثر هستند.

11- مهارتــي را به طور كامل و مؤثر به دانش آموزان مي آموزد.

12- تجاربي را در اختيار شاگردان قرار ميدهد كه از راههاي ديگر امكان ندارد.

 

استفاده از وسايل آموزشي موجب مي شود كه دانش آموزان از همه حواس خود جهت يادگيري مطالب استفاده كنند . از آنجا كه % 75  از يادگيري مطالب توسط چشم و بينايي ياد گرفته مي شود، اين موضوع باعث شد كه معلمان بيشتري به استفاده از وسايل كمك آموزشي و وسايل بصري روي آوردند. يكي از عللي كه تعدادي از معلمان از وسايل كمك آموزشي استفاده نمي كنند اين است كه فكر مي كنند كه منظور از وسايل كمك آموزشي همان وسايلي است كه فقط به منظور آموزش دانش آموزان و با هدف وسيله كمك آموزشي از قبل ساخته شده مي باشد. ولي اين فكر اشتباهي مي باشد، زيرا با وسايل دور ريختني و مازاد نيز مي توان يك وسيله كمك آموزشي ساخت كه به اهداف مورد نظر درس برسيم. اگر بخواهيم نتيجه تحقيقات پياژه و ساير محققين ارزشمند را در مورد تدريس رياضيات به كودكان، در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوئيم: وسايل كمك آموزشي را به مدارس ببريم. هيچ معلمي نبايد در تدريس رياضيات بويژه در سالهاي اوليه دبستان، بدون وسيله كمك آموزشي باشد. البته بيدرنگ بايد تذكر دهيم كه منظور ما اين نيست كه معلم نمي تواند بدون داشتن وسايل از پيش ساخته و تعيين شده  رياضيات را تدريس كند، بلكه يك معلم در صورتي كه مفاهيم را به درستي درك كند و روش تدريس صحيح داشته باشد، مي تواندحتي از نخودولوبيا و چوب كبريت نيز در تدريس رياضيات استفاده كند.

 

افت در دروس ديگــــر و تأثيـــر آن بر رياضيات :

دانش آموزاي كه در درس فارسي ( خواندن ) مشكل دارد، مسلما" در درس املاء و نگارش مشكل خواهدداشت، چون كسي كه نتواند به درستي كلمه يا جمله اي را بخواند هيچ موقع نخواهد توانست درستي آن را درك كند و بنويسد. تحقيقات نشان مي دهد كه بيشتر دانش آموزاني كه در درس رياضيات ضعيف هستند در درس املاء و فارسي نيز مشكل دارند و يا بر عكس. كه البته عكس اين قضيه بيشتر صارق است. يعني دانش آموزاني كه در درس املاء فارسي ضعيف هستند هم مشكل دارند. دانش آموزي كه نتواند سؤال ( پرسش ) به درستي بخواند، نخواهد توانست درك كند و در نتيجه نخواهد توانست آن را تحليل نمايد و در نهايت از حل مسئله عاجزخواهدبود. گفته اند فهم و درك سؤال ( مسئله ) نصف حل آن است. يعني وقتي كه مسئله را فهميدي به راحتي مي تواني جواب آنرا هم بدهي. از طرفي ديگر دانش آموز كه از يك درس غير از رياضي ضعيف باشد به دلايل مختلف مثل يأس، ناميدي و ...... ممكن است نظر او نسبت به ساير دروس برگردد و باعث شكست او در ساير دروس شود. كه در اينجا معلم دلسوز و فداكار او مي تواند با گرفتن نقاط قوت او باعث تشويق وي شود. و با شناسايي و رفع ضعفهاي او باعث پيشرفت او گردد.

 

فــــراموشي و عدم توجه كافي در هنگام نوشتن و حل تمـــرينها

الف) فــــراموشي :

  • كودكان از نظر نيروي يادآوري و حفظ مطالب با يكديگر فرق دارند.
  • كودك هرچه باهوشتر باشد حفظ كردن مواد درسي برايش آسانتر است.
  • اما هوش تنها عامل نيست بلكه روش تدريس نقش مهمي دارد.

 

انــــواع فراموشـــي :

  • فراموشي با علم به اينكه مطالب را آنقدر نميدانيم كه بتوانيم آنرا به خاطر آوريم.
  • فراموشي با اطلاع به اينكه موضوع را خوب مي دانيم ولي به عللي نمي دانيم در حال حاضر آن را به ياد آوريم.
  • فراموشي همراه با ميلي ناخودآگاه براي فراموش كردن.

 

علل فــــراموشــــي :

1- تــداخل :

پيش از آنكه بخواهيم مطلبي را اضافه بر مطالب ديگري كه قبلا" آموخته ايم، فراگيريم لازم است آن اندازه به مطلب نخست مهلت بدهيم تا در ذهن جايگزين شود.

 

2- كاستـــي :

حافظه در اثر زمان دچار كاستي يا ضعف مي شود. كاستي در صورتي پديد مي آيد كه به مطلب آموخته شده كم مراجعه مي شود. هر چه آموخته هاي گذشته را كمتر به كار بريم  زودتر آنها را فراموش مي كنيم.

 

3- كمبــــود وقت بـــراي يادآوري :

براي يادآوري يك مطلب به زمان لازم و زمينه مناسب نياز است در غير اين صورت آموخته ها ممكن ايت از ذهن دور شوند و به راحتي نتوانيم آن مطلب را ياد آوريم.

 

4- تـــرس هنگـــام يادآوري و ســـركوبي :

هرگاه تجربه گذشته در ما احساس شديد اضطراب يا گناه به وجود آورده باشد، مي خواهيم خاطره آن تجربه را از ضمير خود دور سازيم و آن را فراموش كنيم. اعتماد به حافظه كمك مي كند مثلا" ترس از امتحان به سبب ناتواني فرد و بي اعتمادي به خود پديد مي آيد. هر چه بتوانيم اعتماد يادگيرنده را بيشتر جلب كنيم امكان دارد ترس او كمتر شود. كودكان از نظر نيروي يادآوري و حفظ مطالب با يكديگر فرق دارند. كودك هر چه با هوش تر باشد حفظ كردن مواد درسي برايش آسان تر است. اما هوش تنها عامل نيست بلكه روش تدريس نقش مهمي دارد.

 

تشكيل صـــورتهاي ذهنـــــي :

هر يك از حواس ما داراي صورت ذهني خاص خود است. مثلا" وقتي تصوير شيئي را كه در زمان گذشته ديده ايم در فكرمان مجسم مي كنيم، ادراك ما يك تصوير بصري است. يا وقتي صدايي را به خاطر مي آوريم كه در گذشته آنرا شنيده ايم، تجربه ما يك تصوير سمعي است. هنگامي كه احساس شيئي را در خاطر زنده كنيم كه در گذشته هم آن را لمس كرده ايم يك تصويري لامسه اي را در ذهن مجسم مي كنيم. بويي را كه در گذشته استشمام كرده ايم اگر دوباره به ذهن برگردانيم يك تصوير بوياي است. و به خاطر آوردن مزه خوراكي كه قبلا" آن را خورده ايم يك تصوير چشايي است. اگر احساس عضلاني را در ذهن مجسم كنيم تجربه ما يك صورت ذهني از جنبش ماهيچه اي است. هنگام درس شاگردان را وادار كنيم تا حد امكان حواس مختلف خود را بكار ببرند.

 

حافظه به تداعـــي بستگـــي دارد :

حافظه به تداعي يا همخواني مربوط است. براي به يادآوردن مطالب يك موضوع خاص به نيروي پيوندهايي كه هنگام آموختن به وجود آمده است بستگي دارد. هر چه اين همخوانيها نيرومندتر باشد، مطالب زودتر و آسان تر به يادآورده مي شوند.

 

تداعــــي در مــــوارد زير به وجود مي آيد :

1- مجـــاورت :

يكي از راههاي كمك به كودكان براي ايجاد بيان مطالب آن است كه اين مطالب را با هم بياوريم و نشان دهيم. در نتيجه شنيدن و ديدن واژه ها و يا اعداد كه با يكديگر نشان داده شده اند ، كودكان پيوندي بين اين دو مطالب بوجود مي آورند.

 

مثـــال :     5  =  3  : 15        15  = 5  +  3 

 

2- مشـــــابهت :

به خاطر سپردن و به ياد آوردن واژه name  در زبان انگليسي از آن جهت براي كودك ايراني آسان است كه با واژه (( نام )) در زبان فارسي شباهت دارد. هر چه بيشتر بتوانيم راههايي را نشان دهيم كه مطالب تازه بيشتر مطالبي باشد كه كودكان قبلا" با آن آشنايي داشته اند. 

 

3- تضــاد :

هرگاه مطالب تازه متضاد با چيزهايي باشد كه كودك به آنها آشنايي داشته است، مي توان از اين راه به حافظه و يادگيري او كمك كرد.

 

۴- اثـــر علاقــــــه :

هرچه كودك به رياضي علاقه داشته باشد به آن توجه بيشتري مي كنيد و آنرا بهتر به خاطر مي سپارد. پس بايد زمينه علاقمند شدن دانش آموزان را به درس رياضيات فراهم آوريم.

 

۵- تازگــــي و تكــــرار :

كودك درسي را كه ديروز آموخته است ممكن است درس شش هفته پيش خود بهتر به خاطر داشته باشد ولي اگر درس شش هفته پيش نيز به حد كافي دوره شود، شاگر اگر از درس روز گذشته بيشتر به خاطر نداشته باشد، كمتر به ياد نخواهد داشت بنابراين معلم درس رياضيات بايد وقت فراواني را به دوره اختصاص دهد.

 

۶- اهميت يـــــاد آوري :

بايد دانش آموزان را وادار كنيم تا مطالبي را كه آموخته اند بياد آورند. بياد آوردن بيشتر از گوش دادن كوشش و فعاليت لازم دارد و هرچه شاگردان در اين باره بيشتر كوشش كنند معلومات دريافتي را بهتر به ذهن مي سپارند و كمتر فراموش مي كنند.

 

ب) عـــدم توجــه :

تعدادي از دانش آموزان با اينكه عمليات مربوط به رياضي را به خوبي مي دانند، اما به علت عدم توجه كافي دچار اشتباهاتي مي شودند كه نمره آنها را در درس رياضي كاهش مي دهد. مثالهاي زير نمونه هائي از اين اشتباهات هستند :

1- عــدم تـــوجه به علامتهـــا :

 

                                                     97  ×                         97   -

                                                     4                              79    

                                                    101                           176 

 

2- عـدم دقت به ستونــها :

 

                                                   97                             97  

                                                79   +                             79  -

                                               1049                             707  

 

 

3- عـــدم توجه به نوشتن كامل اعــداد :

 

                                                         97 

                                                        79  +

                                                      76

 

 

4- جا انداختن اعـــداد :

 

                                          97                         97 

                                         79  -                      79  +

                                         88                         106 

 

 

5- محاسبه نكــــردن يك عدد :

 

                                                                  97 

                                                                  3     ×

                                                                  921

 

 

6- به كار بــردن نادرست عضـــو خنثـــــي :

 

                                                                  91 

                                                                  13  + 

                                                                  93 

 

 

7- اشتباه در اثر مجــاورت نويسي :

 

                                                       14 

                                                 36+ 15  +

                                                 43 9  2

                                                 979 

 

 

اين قبيل دانش آموزان در واقع عمليات مربوط به رياضي را مي دانند، اما توجه و دقت كافي ندارند. و معلم بايد در اينگونه دانش آموزان دقت آنان را پرورش دهد. و آگاه باشد كه تمرين بيشتر و تدريس دوباره درس براي آنان بي فايده و حتي مضر خواهد بود.

 

فلسفه

 

 كار فلسفی با کودکان از نگاه فيليپ کم 

 

ناتاشا رابينسون

 

 

جستار زير توسط "ناتاشا رابينسون" درباره آموزش فلسفه به کودکان از نگاه "فيليپ کم " نگاشته شده است. " کم " از رويکردی به نام "فلسفه با کودکان" که در كنار رويکرد متيو ليپمن ، يعنی " فلسفه برای کودکان " ناميده می شود استفاده می کند. در شرايطی که طرفداران فوتبال يونان در خيابان ها مشغول انجام حرکات موزون بوده و تپه های آتن را برای برگزاری المپيک آماده می کنند، مدارس استراليا از سقراط استمداد می طلبند تا برنامه تدريس فلسفه در مدارس اذهان جوان را با مبداء تجارب انسان و جستجوی مفاهيمی از قبيل حقيقت، عدالت، وظيفه، انصاف و معنويت آشنا کند.

 

" فيليپ کم" استاد فلسفه از دانشگاه نيو وست ويلز، سيدنی شروع به نوشتن برنامه ای تازه برای دانش آموزان بزرگتر از 10 سال کرده است  که اين روش پس از تحولي اساسي در سطوح آکادميک و مدارسی که اين روش ها را به کاربرده اند به مدارس استرليای غربی، کوينزلند، نيو وست ويلز و جزيره تاسمانی رسيده است. پروفسور" کم" می گويد : به طور اساسی هدف اين برنامه، بر اين اصل استوار است که کودکان بتوانند به پرس وجو بپردازند، خودشان براي خودشان فکر کنند و  در زندگی اهل تفکر باشند. دانش فلسفي مرسوم برآنست كه کودکان نمی توانند تا سن 12 سالگی  فرآيندهای پيچيده اخلاق را درک کنند، " کم" با اين ايده مخالف است. روش آموزش  فلسفه وی از سال های ابتدائی مدرسه آغاز می شود که کودکان شروع به آموختن بررسی دلايل احساسات و افکارشان می کنند. "کم" برای نشان دادن اين فرآيند، گفت وگويی را در کلاس سوم ابتدايي شکل می دهد. کودکان از پيش با يک موجود به نام " الفی" آشنا شده و همه  می دانند که الفی موجودی است که هنگام خواب خود را به شکل يک گلوله جمع می کند. آنها بايد حدس بزنند الفی چه نوع حيوانی است.

 

- سوزان: " فکر می کنم الفی خرگوش است".

- معلم: " سوزان، چرا فکر می کنی الفی خرگوش است؟ "

- سوزان : " به خاطر اين که اين جا گفته شده که الفی هنگام خواب خود را جمع می کند و اين کاری است که خرگوش ها انجام می دهند".

- رابين: " سوزان اين مسئله هيچ چيز را ثابت نمی کند".

- سوزان: " فکر می کنم همين مسئه ثابت می کند الفی خرگوش است".

- رابين: " نه اين طور نيست. پس بچه گربه ها چی؟ آنها هم هنگام خواب خود را جمع می کنند اما خرگوش نيستند".

- تام: " من با رابين موافقم؛ چون من هم خودم را هنگام خواب جمع می کنم و مسلماً خرگوش نيستم".

از آنجا که گربه ها خرگوش نيستند، " کم" می گويد مشکل  استدلال سوزان اين است که او يک فرض را مسلم گرفته است.

 

او می گويد: ذهنی تامل نمي كند و بدون مقدمات به سرعت به نتيجه مي پرد  و تصميم می گيرد، شخص را دچار استدلال ها و شيوه های غير قابل اتکا می کند . در مقياسی وسيع تر، او دچار بيماری های  فراگيری چون پيشداوری و تبعيض می شود. " کم " برای چنين فرايندی يک واژه تازه به وجود آورد. وی اين فرآيند را " سقراطی نبودن" می خواند." کم" می گويد: "سقراط بود که گفت زندگی بدون تجربه ارزش زيستن ندارد". او می افزايد : " اگر کودکانی که از مدارس فارغ التحصيل می شوند قادر به خواندن، نوشتن و شمردن نباشند، جامعه وحشت زده خواهد شد. اما اگر آنها هنگامی که فارغ التصحيل می شوند  سقراطی نباشند هيچ کس توجهی به اين امر نخواهد کرد. مقصودم از اين واژه توانايی تفکر درباره موضوعات مهم زندگی، توانايی درک معانی ژرف موضوعات وتوانايی اتخاذ تصميم به تفکراست. ما اميدواريم اين توانايی به نوعی به وجود آيد، اما در حقيقت کسی بدان توجهی ندارد". " کم" می گويد : اين نوع آموزش از مرکز بحث های ملی- سياسی بر سر ارزش ها در آموزش و پرورش عبور می کند. " جان هاوارد" اوايل امسال با اعلام اين که مدارس ملی از لحاظ سياسی مناسب  هستند و از لحاظ ارزش خنثي هستند، يک بحران سياسی به وجود آورد.

 

" کم" با اين امر موافق است که نياز مبرمی برای تاکيد بر ارزش ها در آموزش وجود دارد و دولت از ابتدا آن را نادرست پايه ريزی کرده است.وی می گويد: " يکی از اشتباهای ما در تدريس ارزش ها اين است که برای بزرگسالان ارزش ها به مثابه نوعی قانون هستند و  آنها اين قوانين را به کودکان تلقين می کنند. تعليمو تربيت مبتني فلسفه، کاری که کودکان انجام می دهند اين است که برای يادگيری خود ارزش قائل شوند، به ايده و عقايد خود ارزش بگذارند و ياد  بگيرند که برای يکديگر به عنوان اعضاء يک جامعه ارزش قائل شوند. کودکان دائماً درباره عادلانه بودن، حق بودن و خوب بودن امور سوال می کنند. آنها فعالانه به نوعی درگير فرآيند های اخلاق هستند و رفته رفته اين ابزارها برای تفکر بيشتر و بهتر، به آنها شناسانده می شود.

 

دپارتمانهای آموزشی در سراسر استراليا از برنامه های فلسفه پشتيبانی میکنند و با نتايج آکادميک مدارس به اعتبار اين روشها افزوده میشود. نمونه اين امر مدرسه " بومودا استيت" در حواشی بندر" بريزبين" است. مدرسه برمودا در امتيازات تحصيلي از سطح ميانگين مدارس استراليا پايينتر بود، اما پس از ورود برنامه های آموزش فلسفه به اين مدرسه، نمرات ديگر دروس و بويژه در مهارتهاي رياضي افزايش پيدا کرد. از ديگر مدارسی که از اين برنامه استفاده کرده میتوان به " پرس ويزلی کالج" اشاره کرد که " استفان ميلت" رئيس دپارتمان فلسفه اين مدرسه میگويد، نتايج اين برنامه شگفت آور است.

 

" ميلت" می گويد: استفاده از اين برنامه يک نوع تحول و نتايج آن چشم گير بود. وی هم اکنون مشغول نوشتن يک برنامه تحصيلی تازه فلسفه است که موضوعات انتخابی را در اختيار دانش آموزان سال آخر قرار می گيرد که هنوز آزمون ورودی سوم را پشت سر نگذاشته اند. "ميلت" به دانش آموزان ابتدائی تا دانش آموزان سال آخر، فلسفه درس می دهد. وی می گويد : " دانش آموزان به مثابه گل هستند. برخی از آنها زمان زيادی برای شکوفايی نياز دارند و هنگامی که شکوفا می شوند، متوجه می شويد که آنها اين مدت مديدی را به تفکر سپری کرده اند. همواره ازدرک ژرفی که کودکان دارند شگفت زده می شوم. هنگامی که آنها متوجه می شوند ايده هايشان افکار غنی است، اعتماد به نفس بيشتر پيدا می کنند". او افزود:  دانايی و خردی که کودکان در تعامل در کلاس درس از خود نشان داده اند آنقدر ژرف بود که هيچ گاه آنها را نمی توانم فراموش کنم. ما بحثی در باره اين موضوع  داشتيم که پس از مرگ چه اتفاقی می افتد.  يکی از پسرها گفت :" زمانی که می ميريم روح بدنمان را ترک می کند". ديگری گفت : " اين طور نيست هنگام مرگ " نفس" ما از بين می رود ".  به آنها گفتم : " آيا شما درباره يک چيز صحبت می کنيد؟ " اولی گفت : "خير چون روح  چيزی است که همه ما از آن برخور دار هستيم، انرژی است که شما را زنده نگاه می دارد. اما " نفس"  چيزی است که از من ، من می سازد و وجود من را تشکيل می دهد".  "ميلت" می گويد: " برنامه فلسفه به تحکيم برخی الگوها در مدارس کمک کرده است. کودکان با وجود چنين برنامه هايی ياد گرفته اند که می توانند با ايده های فردی مخالف باشند بدون اين که نسبت به وی احساس انزجار داشته باشند و اين امر باعث شده تا نزاع هايی که در زمين بازی به و جود می آمد متوقف شود.

 

فلسفه "کم" برای برنامه های مدارس به 5 زبان ترجمه شده. او در ماه آگوست به سنگاپور سفر خواهد کرد تا روش خود را به معلمان آنجا معرفی کند. گفتنی است که دو جلد از کتابهای فيليپ کم به نام " کندوکاوهای فلسفی کودکان و نوجوانان " که راهنمای کتاب داستانی به همين نام است توسط احسانه باقری ترجمه و انتشارات امير کبير آن را منتشر کرده است.

 

آموزش فارسی

 

 فارسی اول دبستان و تغيير سيمای زنان

 
محمد هادی محمدی

 


فارسي اول دبستان مهمترين كتاب درسي ايرانيان است. هيچ كسي هم دراين موضوع شك ندارد. اما سال هاست كه اين كتاب ازتمام جنبه ها و ابعاد كهنه شده است. سازمان كتابهاي درسي هم خود به اين موضوع پي برده است و خواهان دگرگوني اساسي درصورت ومحتواي اين كتاب است. من همراه با آقاي فرشيدمثقالي، براي مدت ده جلسه دو تا سه ساعته به همراه عده اي ديگر، به دعوت آموزش وپرورش گرد هم آمديم، تا درباره چگونگي و دامنه دگرگوني بحث كنيم. اگرچه من به عنوان نويسنده و پژوهشگر ادبيات كودكان تنها وظيفه اي كه داشتم، كمك به ساخت زبان كتاب بود، اما به ناگزير درگير بحث هايي شدم كه براي خودم چند چيز را روشن كرد. مهمترين آنها اين بود كه كتاب فارسي اول دبستان ديگر پاسخگوي نيازهاي جامعه ايران نيست. چهره اين كتاب ايران امروز و جامعه شهري و يا به طوركلي جامعه مدرن رابيان نمي كند. ارتباط موضوع هاي درس ها پراكنده و غيرخلاق است . نقش آدم ها به ويژه زنان دراين درسها درحد زيادي كنش پذير و انفعالي است، تا فعال وكنشگر.

 

علت اينكه من همكاري خود را با اين عده براي تغييركتاب فارسي اول ادامه ندادم، عدم شناخت آنها از چگونگي تغيير و فقدان راهبرد اساسي و قابل دفاع از تغييري است كه بايد صورت بگيرد. تقريبا" امروز در سازمان كتاب هاي درسي هيچ كسي نيست كه بتواند نظريه هاي عميقي در مورد جايگزيني آنچه كتاب فارسي اول دبستان نبايد باشد و آنچه بايد باشد، ارائه دهد. همه مي گويند كتاب بايد تغيير كند، اما تقريبا"هيچ كسي نمي داند، چگونه؟ صاحب نظراني هم كه در تدوين و تاليف كتاب حاضر شركت داشته اند، يا درقيد حيات نيستند يا ازميهن دورند يا اگر هستندبه علت رنجش هايي كه ديده اند، حاضربه همكاري نيستند. اكنون ديگر مي دانم تنها اين كتاب در يك صورت به طور اساسي و عميق تغييرخواهد كرد. اين كه سازمان كتابهاي درسي، پروژه رابه طوركلي به بخش خصوصي بسپارد. آدمهايي كه درسازمان به روي اين پروژه سرگرم هستند، درخوشبينانه ترين حالت، كار را نمي شناسند. و در بدبينانه ترين حالت، به دنبال منافع مادي اندكي هستند كه ممكن است ازاين طريق بدست بياورند. به ويژه اين كه اين آدم ها تقريبا"هيچ تفاهمي باهم ندارند.


اما براي اينكه به طورملموسترسخن گفته باشم، به موضوع سيماي زنان دركتاب فارسي اول دبستان مي پردازم . فارسي اول دبستان، مثل تمام كتابهاي درسي، يك ماكروساختاراست كه درون خود ميكروساختارهايي دارد. براي مثال كتاب فارسي اول دبستان به سه پاره يا ميكروساختار، آموزش لوحها، آموزش حروف الفباي فارسي و روان خواني تقسيم مي شود. و خود اين پاره ها نيز در شكل درس هاي مجزا، هركدام براي خود ميكرو ساختاري است. در ماكرو ساختار كتاب، نقش زن ايراني كهنه و سنتي است. همان نقشي كه زن در عصر قاجاريه داشته در اين كتاب وجود دارد. به جزيك مورد استثنايي كه زن درنقش آموزگاراست، و در تصوير اول كتاب و ص 52 اين نشان داده شده است ، نقش هاي ديگر زن به اين ترتيب است. درص 4 درشش لوح زني نشان داده مي شود كه تشت لباس به دست دارد و در حال پهن كردن رخت روي بنداست . در موردهاي بعد مادر كنار سفره نشسته وبراي خانواده غذامي كشد. درص 22مادر چتر به دست نشان داده مي شود. درص 25 دو دخترمشغول توت خوردن هستند. درص 27باز مادر با چتر در زير باران ديده مي شود. درص 30 زني سوزن گرفته و رخت مي دوزد و دختر هم نگاهش مي كند. درص 31 اكرم با نمكدان نمك مي ريزد. درص 33 اكرم و پري توپ بازي مي كنند، اما چه توپ بازيي ! انگار كه توپ بيچاره آن ها رابه بازي گرفته است . درص 36 اكرم دوات مي آورد. درص 40 مادر براي اكرم به مديردبستان نامه مي نويسد. ودرص 41مادر در آش سبزي مي ريزد. و بقيه كتاب هم همه همين است ، يا مادر آبگوشت مي پزد، يا درفضايي سرد و غم انگيزطاهره بالباس بيرون در بستربيماري افتاده و بقيه دخترها كنار او نشسته اند. اين تمام نقش زن ايراني دركتاب فارسي اول دبستان است . درنگاه اول شايد بهترين جايگزين اين باشد كه جايگاه زن عوض شود و مثلا در كتاب فرضي در آينده تغيير يافته زن درنقش پزشك، پرستار، استاد دانشگاه و غيره نشان داده شود. شايد منظور وزير هم درمصاحبه اخيرشان همين بوده است .

 

بايد گفت كه زن مي تواند در دو نقش كنشگر يا كنش پذيرباشد. كنش پذيري همين نقشي است كه فعلا زن دركتاب حاضردارد. براي تغييرنقش به كنشگري تنها ارائه شغل هاي جديد و امروزي مثل پزشك و استاد كافي نيست . بلكه بايد ظرفيت اين باشد كه پشت چهره اين زن تفكر زن امروز هم قرارداشته باشد. اين موضوع درس هاي كتاب رابه نقص اساسي ديگري پيوند مي دهد. درس هايي كه ازجنبه موضوعي به نمكدان، قاشق، دوچرخه استكان، بشقاب ،ميخ و تخته، آش ودوات وغيره محدود مي شوند و هيچ پيوندي ازجنبه موضوعي باهم ندارند. تغييرازاين زاويه است كه نقش زن راعوض مي كند. اما بازهم نقص به اين محدود نمي شود. در ميكرو ساختار اول كتاب ، يعني لوح هاي آموزشي ، اولين لوح كه درضمن جذابترين آن ها است، ماجراي جنگ و گريز گربه وسگ آمده است . تصوركنيد، روز اول درس براي كودك ايراني، به جاي اينكه تامين كننده امنيت رواني او باشد ، كودكي كه براي اولين بارازخانواده جداشده ، اين درس به تشديد اضطراب او منجرمي شود و تاثير بدي درذهن او در تبيين مدرسه و مفهوم زندگي مي گذارد. درحالي كه اين لوح ها به جاي آن زن تشت دردست و يا اين سگ وگربه، بايد جايگاه محوري مادر را با داستان هاي لطيف واقعي واستعاري مثل پيوند مادر و كودك واقعي يا مثلا" آهوي مادر و بچه اش به نمايش بگذارد و تاكيد بر نقش كنشگرانه مادر باشد، تا كودك احساس كند كه مادر در همه حال او را تنها نمي گذارد. چنين تغييري مستلزم داشتن فلسفه مشخص براي تغيير كتاب درسي است. يا در ميكرو ساختارمياني يا تنه اصلي كتاب كه حروف آموزي است، كتاب ازجنبه كنش شناسي بسيار بي تحرك است. هيجان ايجاد نمي كنند،براي همين انگيزه لازم سوادآموزي براي كودك ايجادنمي شود. درس ها در پيوند داستاني نيست و يا اين كه اصلا"داستاني نيست . زبان ادبي در درس ها مطلقا" وجود ندارد. چه كساني مي خواهند اين همه مشكلات را جمع كند؟


اما از جنبه تصويرسازي، شانس بزرگ آموزش پرورش، حضورتصويرگر برجسته اي چون فرشيدمثقالي بود كه عليرغم كار سنگين به خاطرعشق به همه كودكان ايراني تصميم گرفت دراين پروژه شركت كند. اما متاسفانه مسولان سازمان كتاب درسي درتمام مدت يك ونيم ساله اي كه ايشان باآنها ازجان و دل همكاري كرد، شايد متوجه نبودند كسي در كنار ميزباآنها مي نشيند كه امروز در جهان تصويرگري صاحب نام و تجربه بسياراست . او درچند فرمت جديدي كه ازكارارائه داد، ظرفيت تغييرتصويرهاي كتاب رابه بهترين صورت به نمايش گذاشت و راه جايگزيني تصويرهاي تخيلي وشاداب رابا تصويرهايي كه بسيارتيره، عبوس و بي تحرك است، نشان داد. تصويرهايي كه البته تا حدود زيادي واقعگرايانه است بايد با تغييرات اساسي ديگراز واقعگرايي به فانتزي گرايش پيداكند تا براي كودكان جذاب شود. آيادرك اين موضوع براي مسولان وجود دارد؟ آيا آن ها مي دانند كه ضرورت وجودي فانتزي و فضاي تخيلي در كتاب تا چه اندازه است ؟ ماندن درفضاي واقعگرايانه، ارائه همين فضاي عبوسي است كه مادرآن زندگي مي كنيم. و اين البته براي كودك به هيچ وجه جذاب نيست.

 

روانشناسی کودک

 

 به بچه‌ها کمک کنیم تا خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند

 

نوشته: روبین سیلبی

تـــــرجمه: ساناز فـــرهنگـــی

 

 

در کـــلاس محیطـــی حمـــایت کننده به وجــود بیاوریــــم.

برای ایجاد اعتماد به نفس ریاضی در بچه‌ها سعی کنید جو کلاس به جای "رقابتی" ، "حمایتی" باشد. یک راه خوبش این است که از بچه‌ها بخواهید در گروههای کوچک و با همکاری روی حل یک مسأله ولی با استراتژیهای متفاوت کار کنند. مثلاً در هر گروه یک دانش آموز می‌تواند از مکعب های بازی استفاده کند، یکی دیگر نمودار بکشد و دیگری از محاسبات جبری استفاده کند. نفر چهارم هم می‌تواند تمام مراحل حل را بنویسد. درعین حال بچه‌ها را تشویق کنید به طور منظم از همدیگر کمک و راهنمایی بگیرند و مدام منتظر شما نباشند تا کمکشان کنید. این جمله را در کلاس مد کنید که "قبل از من، از سه نفر دیگر بپرس!" این پیغام ساده به دانش آموزان یادآوری می‌کند که آنها دانش لازم برای کمک کردن به هم را دارند و به آنها می‌گوید: بچه‌ها - و نه فقط معلمها - می‌توانند درست جواب بدهند!" وقتی بچه‌ها شروع به همکاری و پاسخ دادن به سوالات هم می‌شوند، در معرض انواع زیادی از فرآیندهای حل مسأله قرار می‌گیرند. بالاتر از این در کلاس جو اعتماد، همکاری و مشارکت به وجود می‌آید و تمام اینها برای بالا بردن سطح اعتماد به نفس و کارایی زمان امتحان کودکان، موثر است.

 

استقلال دانش آمـــوز را تشــویق کنید.

بیشتر کردن آگاهی دانش آموزان از خودشان به عنوان یادگیرنده های توانا و مستقل قدمی در جهت موفقیت در امتحان است. اینکار را با در دسترس قرار دادن تمام منابع درسی شروع کنید. به بچه‌ها یاد بدهید که ابزارها (لغتنامه، ماشین حساب، وسایل کمک درسی ) به همه تعلق دارند و باید در زمان لازم مصرف شوند. به این ترتیب به بچه‌ها اجازه میدهید بفهمند که شما مطمئنید آنها میتوانند مساله را حل کنند و منابع مورد نیازشان را فراهم بیاورند. استراترژی دوم این است که به بچه‌ها دوره کردن آنچه قبلاً می‌دانسته اند را یاد بدهید. مثلاً به آنها نشان بدهید چطور" با استفاده از کتاب درسی به دالان حافظه شان سفر کنند". اینکار به خصوص وقتی با موضوعات درسی جدیدی دست به گریبانند، مفید واقع می‌شود. مثلاً اگر تفریق اعداد بزرگ ایجاد مشکل کرده است، از بچه‌ها بخواهید صفحاتی را پیدا کنند که برای اولین بار تفریق دو رقمی در آنجا تدریس شده است. شما می‌خواهید بچه‌ها را تشویق که به تدریج این کار به عقب برگشتن را خودشان انجام دهند. این عمل بچه‌ها را به یاد موفقیتهای گذشته شان در یاد گرفتن می‌اندازد و معلومات گذشته و جدید را به نحوی به هم وصل می‌کند.

 

تفکــــر روشـــن و واضـــح را به بار بیاورید.

وقتی مسایل کلامی و بیانی را حل می‌کنید، به بچه‌ها جرأت بدهید تا ایده هایشان را به روشنی ( اول شفاهی و بعد کتبی ) بیان کنند. این فعالیت مهمی است و کمک می‌کنند مهارتهای تفکر بحرانی دانش آموزان گسترش پیدا کند. علاوه بر این آنها کم کم زبان و ساختار سوالات را تشخیص می‌دهند و با آنچه به موفقیت می‌رساندشان آشنا می‌شوند. این رویه قدم به قدم را امتحان کنید:

 

قــــدم اول: فکـــــر کنید

از بچه‌ها بخواهید در سکوت به راهی که برای حل مسأله دارند فکر کنند، بعد استراتژی هایشان را برای پیدا کردن راه حل در گروه به بحث بگذارند. از آنها بخواهید از اعداد در استراتژیهایشان استفاده نکنند. این کار باعث می‌شود به جای حل یک مسأله خاص، روی فرآیند حل مسأله تمرکز کنند.


قـــــدم دوم: بنــــویسیــــد

بعد از انجام قدم اول از بچه‌ها بخواهید بطور فردی یا دو نفری با توضیح دادن مراحل کارشان شرحی درباره درستی جوابشان بنویسند. مطمئن شوید که بچه های ما میفهمند از آنها میخواهید که به محاسباتی که انجام داده اند، رجوع کنند.

 

قـــــدم ســــوم: ارزیابــــی کنیـــد

نمونه جوابها را در کلاس ارائه و درباره شان بحث کنید. به جای اینکه خودتان مساله را ارائه کنید، بچه‌ها را تشویق کنید خودشان معیاری درست کنند که بتوانند نشان بدهند عناصر در جواب کامل کدام‌ها هستند. این فرآیند فهم بچه‌ها را از یک جواب قوی و موفق زیاد می‌کند.


به بچــــه‌ها واژگـــــان ریاضــــی بدهید

بچه‌ها برای اینکه بتوانند واقعاً ترمینولوژی ریاضی را بفهمند و به خاطر بسپارند احتیاج دارند تا با کلمات مهم حل مساله آشنا شوند و آنها واژگان را درونی کنند. برای همین در کلاستان اصطلاحات ریاضی را به گوش همه برسانید. مثلاً با دانش آموزانتان یک دیوار کلاس را به لغات ریاضی اختصاص بدهید. با جلو رفتن درس ها، کلمه های جدید را به دیوار را به دیوار اضافه کنید و به این شکل دایره المعارفی از کلمات مورد نیازتان درست کنید. یا در شروع هر فصل از بچه‌ها بخواهید با همکاری هم فهرستی از اصطلاحات درست کنند و با نقاشی آنها را نشان بدهند. این قبیل کارها هم به استقلال و هم به دیکته بچه‌ها کمک خواهد کرد و وقتی زمان امتحان برسد، بچه های شما همه این کلمات را صدها بار قبل از این دیده اند!


به بچه‌هـــا مثالهــــای خــــوب بدهید

وقتی به بچه‌ها می‌گوییم جواب این مساله را بنویسید، معمولاً همیشه توضیحاتی ناکافی یا حتی نامربوط می‌نویسند که نشان گر میزان معلوماتشان نیست. در بسیاری از موارد، آنها اصلاً نمی دانند یک جواب خوب چه شکلی است و شامل چه چیزهایی است. برای امتحان هم که شده از دانش آموزان بخواهید یک برگه ارزیابی را به عنوان راهنمای نوشتن یا ابزار "خود ارزیابی" استفاده کنند. مثلاً یک چنین برگه ای در درس ریاضیات شامل این سوالات است:


• آیا راه حل درست است؟
• آیا به سوال مطرح شده به روشنی و تکمیل پاسخ داده شده است؟
• آیا از اصطلاحات ریاضی مناسب استفاده شده است؟
• آیا راه حل، قدم به قدم توضیح داده شده است؟
• آیا درستی پاسخ با استفاده از "کنترل محاسباتی"، تخمین یا استدلال منطقی امتحان شده است؟

با استفاده از برگه ارزشیابی، بچه‌ها بهتر می‌فهمند که جواب خوب چه اجزایی دارد و بهتر می‌توانند به هنگام امتحان از این دانش استفاده کنند.


در بــــرابــــر اصــــرار به کمک مقاومت کنید

گاهـــی اوقات وقتی دانش آموزی دفترچه به دست میزتان می‌آید، مقاومت در برابر اصرارش به حل کردن یا درست کردن جواب بسیار مشکل است. اغلب اوقات ما بار مسئولیت خودمان، یادگیری بچه‌ها را به دوش می‌کشیم. به این ترتیب آنها در مهارتهایشان خود را به ما متکی و بی اطمینان به نفس می‌یابند. اما وقتی به آنها کمک می‌کنند استفاده از دانش خود و منابع موجود را یاد بگیرند، به آنها فرصت به خود بالیدن در کارشان اهدا می‌کنیم. هر چه کلاستان یاد بگیرد بیشتر به خود متکی باشد، می‌بینیید که بیشتر بچه‌ها را به سوی منابع و دیوار لغات می‌فرستید، کمتر به آنها می‌گویید با مسأله چه کار کنند و از شنیدن ایده هایشان شادتر می‌شوید. به زودی آنها اعتماد به نفس بهتری می‌یابند و حتی در امتحانات سخت توانایی و جرات لازم برای کسب بهترین نتیجه‌ها را دارند.