ويژگيها و مشخصات‌ مديران‌ خلاق‌ و مبتكر

محمد كوهيان‌ - برق‌ منطقه‌اي‌ باختر

مديران‌ خلاق‌ و مبتكر، مديراني‌هستند كه‌ از ابتكار، اعتماد به‌ نفس‌،تمركز ذهني‌، انعطاف‌پذيري‌ و...برخوردارند.
اين‌ گروه‌ از مديران‌ تمايل‌ به‌همرنگي‌ و همگوني‌ داشته‌ و دچارعادت‌ زدگي‌ نبوده‌ و از انتقاد وشكست‌پذيري‌ نمي‌ترسند. آنان‌ به‌خود و جامعه‌ نگاه‌ منفي‌ ندارند زيرامنفي‌ گري‌ خود به‌ خود مانع‌ رشد،پيشرفت‌، خلاقيت‌ و كارايي‌ و...مي‌شود. در اين‌ مقاله‌ كه‌ از سوي‌ روابطعمومي‌ برق‌ منطقه‌اي‌ باختر ارسال‌شده‌ ضمن‌ ارايه‌ تعاريفي‌ از مديريت‌،ابتكار و خلاقيت‌، ويژگيهاي‌ مديران‌خلاق‌ و مبتكر مدنظر قرار مي‌گيرد
در ابتدا بايد بپرسيم‌ مديريت‌ چيست‌؟
كريتنر Kreitnerدر كتاب‌ خودتحت‌ عنوان‌ >مديريت‌: فرايندي‌ براي‌ حل‌مسايل‌<، مديريت‌ را چنين‌ تعريف‌ كرده‌است‌: مديريت‌ عبارت‌ است‌ از فرايندي‌براي‌ حل‌ مسايل‌ مربوط به‌ تامين‌ هدفهاي‌سازماني‌ به‌ نحو مطلوب‌ از طريق‌ استفاده‌موثر و كارآمد از منابع‌ كمياب‌ در محيطي‌كه‌ در حال‌ تغيير است‌. اين‌ تعريف‌ مسايل‌جامعي‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌ و مسلمٹبراي‌ حل‌ مسايل‌ سازمان‌ نمي‌شود تنها به‌اين‌ تعريف‌ عمل‌ كرد لذا براي‌ نتيجه‌ دادن‌اين‌ تعريف‌ بايد از ابتكار و خلاقيت‌ نيزبهره‌مند شد زيرا بارها ديده‌ شده‌ با وجود دراختيار داشتن‌ تمامي‌ امكانات‌ سازمان‌براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌، يك‌ خلاء و يا به‌اصطلاح‌ گرهي‌ در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مانع‌شده‌ و تنها با يك‌ ذهن‌ خلاق‌ و مديريت‌مبتكر گره‌ گشوده‌ مي‌شود. هر گاه‌ بحث‌درخصوص‌ مديريت‌ و مديران‌ پيش‌ مي‌آيدذهنها به‌ سمت‌ تعريف‌ كليشه‌اي‌ زيرمعطوف‌ مي‌شود.
مديريت‌ يعني‌، برنامه‌ريزي‌،سازماندهي‌، رهبري‌ و هدايت‌ سازماني‌ ودر آخر نظارت‌ و ارزشيابي‌. آيا مي‌توان‌ باموارد مزبور به‌ اهداف‌ سازمان‌ دست‌ پيداكرد و به‌ نتيجه‌ دلخواه‌ رسيد. مسلمٹمواردي‌ پيش‌ خواهد آمد كه‌ جز با ابتكار وخلاقيت‌ مدير حل‌ نخواهد شد.
در اواسط دهه‌ ‌ 60 يك‌ شركت‌ به‌ نام‌(Wonder tech) كه‌ سازنده‌ تجهيزات‌الكترونيكي‌ با فن‌آوري‌ در سطح‌ عالي‌ بود ومحصولي‌ بديع‌ و يگانه‌ در بازار (يكنوع‌جديد از كامپيوتر) عرضه‌ مي‌كرد فعاليت‌خود را آغاز كرد. شركت‌ واندرتچ‌(Wonder tech) به‌ اين‌ ترتيب‌ جايگاه‌محكمي‌ در بازار بدست‌ آورد و اين‌ شرايطرا مديون‌ مديران‌ و مهندسان‌ خلاق‌ خودبود.
بنابراين‌ خلاقيت‌ در بيشتر موارد به‌صورت‌ پنهان‌ و جهشي‌ عمل‌ مي‌كند و درمواقع‌ بحراني‌ بسيار مفيد و كاراست‌. لذامديران‌ خلاق‌ و مبتكر مي‌توانند با ارايه‌راهكارهاي‌ جديد و خلاقانه‌ مسيري‌ را كه‌هيچگاه‌ ديده‌ نشده‌ پيش‌ روي‌ سازمان‌گذاشته‌ و مشكلات‌ را حل‌ كنند.
ابتكار و خلاقيت‌ چيست‌؟
ابتكار نوع‌ خاصي‌ از عمل‌ است‌ و فردمبتكر بي‌ آنكه‌ طبق‌ دستوري‌ رفتار كرده‌باشد مي‌تواند، كارهاي‌ ارزشمندي‌ ارايه‌دهد. افراد مبتكر و خلاق‌ گويي‌ قبلا به‌ كاردعوت‌ شده‌اند.
ابتكار و خلاقيت‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نيازعاليه‌ بشري‌ در تمام‌ ابعاد زندگي‌ او مطرح‌است‌ و عبارت‌ است‌ از: تحولات‌ دامنه‌ دار وجهشي‌ در فكر و انديشه‌ انسان‌، بطوريكه‌داراي‌ توانايي‌ تركيب‌ عوامل‌ قبلي‌ باروشهاي‌ جديد است‌.
نوآوري‌ و خلاقيت‌ بيشتر يك‌ فعاليت‌فكري‌ و ذهني‌ است‌ و به‌ معناي‌ توانايي‌تركيب‌ ايده‌ها در يك‌ روش‌ منحصر به‌ فرديا ايجاد پيوستگي‌ بين‌ ايده‌هاست‌.
مهارت‌ و توانايي‌ در به‌ كار بردن‌خلاقيت‌، ظرفيت‌ استقامت‌ و صبر راافزايش‌ مي‌دهد و اين‌ مساله‌ باعث‌ مي‌شودكه‌ مفهوم‌ شكست‌ در مديريت‌ تغيير كند.شكست‌ به‌ سادگي‌ نمايانگر فاصله‌هايي‌بين‌ آرمان‌ها و واقعيت‌ها است‌. شكست‌فرصتي‌ براي‌ فراگيري‌ واقعيت‌ موجود ودرك‌ صحيح‌ و دقيق‌ آن‌ است‌ كه‌ مي‌توانداستراتژي‌هايي‌ را كه‌ طبق‌ برنامه‌پيش‌بيني‌ شده‌ عمل‌ نكرده‌اند، تصحيح‌كند و آرمان‌ را دقيق‌تر و مشخص‌تر تعريف‌كند. اين‌ را بدانيم‌ كه‌ شكستها، ابدٹنمايانگر ضعف‌ و يا كم‌ ارزشي‌ افكار وتوانايي‌ ما نيستند. انسان‌ موجودي‌ پيچيده‌است‌ و به‌ سادگي‌ نمي‌توان‌ رفتار و منش‌ اورا تحليل‌ كرد. او در عين‌ حال‌ كه‌ از تغييرمي‌هراسد، آنرا نيز دنبال‌ مي‌كند.
مهارت‌ و توانايي‌ استفاده‌ از خلاقيت‌اساسٹ وضعيت‌ ما را نسبت‌ به‌ واقعيتهاي‌موجود تغيير مي‌دهد. بطوريكه‌ وضعيت‌موجود را نه‌ تنها دشمن‌ بلكه‌ دوست‌ خود به‌شمار مي‌آوريم‌. نگاهي‌ هوشمندانه‌ و دقيق‌به‌ واقعيتهاي‌ موجود بسيار اهميت‌ دارد وانسان‌ بايد تصويري‌ شفاف‌ و واضح‌ ازآرمانهاي‌ خود داشته‌ باشد.

ويژگيهاي‌ مدير خلاق‌
مديران‌ از نظر خلاقيت‌ متفاوت‌اند.مدير خلاق‌ كسي‌ است‌ كه‌ هر مساله‌ را ازديدگاههاي‌ گوناگون‌ بررسي‌ مي‌كند، اومعمولا نسبت‌ به‌ وضعيت‌ موجود احساس‌نارضايتي‌ مي‌كند، يا به‌ طور كلي‌ معتقداست‌ كه‌ روشهاي‌ جاري‌ انجام‌ كار رامي‌توان‌ بهبود بخشيد. ويژگيهاي‌ زير را درمدير خلاق‌ مي‌توان‌ يافت‌‌:
-1 او، مسايل‌ و وضعيت‌هايي‌ را مي‌بيندكه‌ قبلا مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ است‌ وفكرهاي‌ بكري‌ را ارايه‌ مي‌دهد.
-2 ايده‌ها و تجربيات‌ حاصل‌ از منابع‌گوناگون‌ را بهم‌ ربط داده‌ و آنها را بر مبناي‌مزيتشان‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهد.
-3 معمولا چندين‌ راه‌ و روش‌ براي‌ حل‌ هرموضوع‌ معين‌ كرده‌ و به‌ عبارتي‌ داراي‌سلاست‌ فكر است‌‌.
-4 نسبت‌ به‌ پيش‌ فرضهاي‌ قبلي‌ ترديدمي‌كند، محدود به‌ رسم‌ و عادت‌ نمي‌شود به‌عبارت‌ ديگر استقلال‌ فكري‌ دارد. يعني‌ضمن‌ قبول‌ روشهاي‌ قبلي‌ هميشه‌ در ذهن‌خود اين‌ موضوع‌ را مطرح‌ مي‌كند كه‌ علاوه‌بر روشهاي‌ موجود، روشهاي‌ ديگري‌ نيزوجود دارد.
-5 به‌ طور سريع‌ از نيروهاي‌ احساسي‌،ذهني‌ و بينشي‌ مدد مي‌گيرد و آنها را مورداستفاده‌ قرار مي‌دهد و به‌ ربط بين‌موضوعات‌ مي‌پردازد.
-6 در فكر و عمل‌ از انعطاف‌ بالايي‌برخوردار است‌. منظور از انعطاف‌ فكري‌ آن‌است‌ كه‌ اگر فكر و انديشه‌اي‌ بهتر از فكرخود ديد، آن‌ را مي‌پذيرد.
-7 مديران‌ خلاق‌، انسانها هدفمندي‌هستند، يعني‌ براساس‌ تصادف‌ و اتفاق‌زندگي‌ نمي‌كنند.

خصوصيات‌ كلي‌ مديران‌ خلاق‌
مدير خلاق‌ داراي‌ خصوصيات‌ زير است‌‌:
-1 تيز هوش‌تر از ديگران‌ است‌‌.
-2 علاقه‌ او به‌ مسايل‌ علمي‌، هنري‌،فرهنگي‌ و اجتماعي‌ بيشتر و دامنه‌اطلاعات‌ او در اين‌ زمينه‌ وسيع‌تر است‌‌.
-3 درباره‌ مسايل‌ انتزاعي‌، در مقايسه‌ بامسايل‌ عيني‌ و ملموس‌، بهتر و عميق‌ترمي‌انديشد.
-4 بيشتر به‌ ارتباط موضوعات‌ نسبت‌ به‌هم‌ توجه‌ مي‌كند.
-5 در مقايسه‌ با افراد تيزهوش‌ كه‌ تفكرهمگرايي‌ دارند، در افكار و تخيلات‌ خودبيشتر غوطه‌ ور است‌‌.
-6 نسبت‌ به‌ مسايل‌ اجتماعي‌ و سياسي‌حساس‌ است‌ و هميشه‌ وضعيت‌ فعلي‌ خودرا زير سوال‌ برده‌ و به‌ فكر بهبود آن‌ است‌‌.
-7 از آن‌ دسته‌ از معيارها، رسوم‌ وارزشهاي‌ اجتماعي‌، كه‌ به‌ نظر قابل‌ قبول‌نيستند، كمتر پيروي‌ مي‌كند و بيشتر متكي‌به‌ قضاوت‌ شخصي‌ خودش‌ است‌ هر چندكه‌ به‌ فكر بهبود اين‌ انديشه‌ها است‌‌.
-8 انعطاف‌پذير و بيانش‌ داراي‌ طنز است‌‌.
-9 دوست‌ دارد در مباحثه‌ عقيده‌ خود رابيان‌ كند، ولي‌ اصراري‌ به‌ تحميل‌ عقايدخود ندارد.
-10 علاوه‌ به‌ سوال‌ كردن‌ دارد و بسياركنجكاو است‌‌.
-11 محافظ كار نيست‌ و بيشتر خطرمي‌كند.
-12 خود خواه‌ نيست‌‌.
-13 به‌ سرنوشت‌ ديگران‌ اهميت‌ مي‌دهد.
-14 استقلال‌ طلب‌ است‌ و دوست‌ ندارد ازراه‌ و روش‌ ديگران‌ پيروي‌ كند.
-15 ثبات‌ عاطفي‌ بيشتري‌ دارد.
-16 شخصيت‌ او رشد يافته‌تر است‌ واختلال‌ كمتري‌ دارد.
-17 اعتماد به‌ نفس‌ خوبي‌ دارد و در مقابل‌ناكامي‌ها كمتر دلسرد و مايوس‌ مي‌شود.
-18 بر غرايز خود تسلط بيشتري‌ دارد.
-19 نسبت‌ به‌ زندگي‌ خود و ديگران‌احساس‌ مسووليت‌ مي‌كند و معتقد است‌ كه‌در زندگي‌ رسالتي‌ به‌ عهده‌ او گذاشته‌ شده‌است‌‌.
-20 در فكر و عمل‌ از اصالت‌ و نوآوري‌بيشتري‌ برخوردار است‌.
البته‌ خلاقيت‌ و خصوصياتي‌ كه‌ بيان‌كرديم‌ لازم‌ و ملزوم‌ يا علت‌ و معلول‌يكديگرند.

مراحل‌ خلاقيت‌
براي‌ ايجاد خلاقيت‌ و اجرا ونتيجه‌گيري‌ از آن‌ مراحلي‌ بايد طي‌ شود كه‌بدون‌ گذراندن‌ اين‌ مراحل‌ چيزي‌ به‌ نام‌خلاقيت‌ پديد نخواهد آمد. عده‌اي‌ خلاقيت‌را شامل‌ چهار مرحله‌ زير مي‌دانند كه‌عبارتند از:
الف‌ - دوره‌ آمادگي‌
در اين‌ دوره‌، ابتدا شخص‌ در موردموضوع‌ يا مساله‌ مورد نظرش‌ به‌جست‌وجوي‌ اطلاعات‌ مي‌پردازد و سعي‌مي‌كند موضوع‌ را به‌ خوبي‌ بشكافد تا ريشه‌آن‌ را در يابد. همچنين‌ سعي‌ مي‌كند پيش‌فرضهاي‌ ذهني‌ درست‌ و غلط درباره‌موضوع‌ را شناسايي‌ كرده‌ تا در نهايت‌ به‌ايده‌هاي‌ مختلفي‌ دست‌ يابد. هر چند كه‌بايد بينش‌ مناسبي‌ نسبت‌ به‌ فكر جديدداشته‌ باشد و نسبت‌ به‌ موضوع‌ حساس‌باشد.
ب‌ - دوره‌ خواب‌ (پرورش‌)
چنانچه‌ مدير بعد از دوره‌ اول‌ به‌نتيجه‌ نرسيده‌ بعد از مدتي‌ دچار دلسردي‌،نااميدي‌، عصبانيت‌ و احتمالا شك‌ نسبت‌به‌ تواناييهاي‌ خود مي‌شود. لذا در اين‌هنگام‌ است‌ كه‌ كار متوقف‌ مي‌شود، حتي‌براي‌ ساعتي‌ يا هفته‌اي‌ و بلكه‌ ماهها وسالها، در اين‌ دوران‌ در واقع‌ در هيچ‌لحظه‌اي‌ كار متوقف‌ نمي‌شود بلكه‌ موضوع‌به‌ ضمير ناخودآگاه‌ سپرده‌ شده‌ و هر لحظه‌ممكن‌ است‌ مدير به‌ راه‌ حلي‌ دست‌ يابد.
مي‌توان‌ گفت‌ اين‌ دوران‌ ماننددوراني‌ است‌ كه‌ تخم‌ مرغ‌ زير بال‌ و پر مرغ‌در حال‌ رشد و پرورش‌ است‌.
ج‌ - دوره‌ بصيرت‌ (روشني‌)
بعد از سپردن‌ موضوع‌ به‌ ضميرناخودآگاه‌، مدير بايد حواس‌ خود را با امواج‌و فركانسهاي‌ ارسالي‌ از آن‌ منبع‌ لايزال‌ وپرقدرت‌ تنظيم‌ و در واقع‌ چشم‌ به‌ راه‌ وگوش‌ به‌ زنگ‌ باشد تا اشاره‌هاي‌ رسيده‌ راجذب‌، ثبت‌ و درك‌ كند. در اين‌ مرحله‌ است‌كه‌ مدير در يك‌ لحظه‌ متوجه‌ راه‌ حل‌مي‌شود.
د - دوره‌ آزمايش‌ و ارزش‌گذاري‌
راه‌ حلي‌ كه‌ در مرحله‌ سوم‌ به‌ ذهن‌مدير رسيده‌ در واقع‌ راه‌ حل‌ كلي‌ است‌ كه‌لازم‌ است‌ ابتدا آزمايش‌ و سپس‌ مطابق‌وضع‌ مورد نياز، شكل‌ داده‌ شود و نهايتٹكاربردهاي‌ مختلف‌ آن‌ مشخص‌ گردد.
بسياري‌ از مديران‌ منفعل‌ اصرار دارندقبل‌ از آنكه‌ اقدامي‌ صورت‌ دهند، آنقدرصبر كنند تا شرايطي‌ مطلوب‌ و صد در صددلخواه‌ فراهم‌ آيد. دستيابي‌ به‌ كمال‌ مطلق‌بسيار مطلوب‌ است‌، ولي‌ چيزي‌ كه‌ ساخته‌يا طراحي‌ شده‌ دست‌ انسان‌ باشد به‌ هيچ‌وجه‌ كامل‌ نبوده‌ و نمي‌تواند باشد، پس‌ ازانتظار براي‌ فراهم‌ آمدن‌ شرايط ايده‌ آل‌،انتظاري‌ است‌ كه‌ تا ابد به‌ درازا مي‌كشد ودر اصل‌ انتظار بيهوده‌اي‌ خواهد بود.
در اينجا دو نكته‌ وجود دارد كه‌ به‌مديريت‌ كمك‌ مي‌كند از اشتباه‌هاي‌فاحشي‌ كه‌ معلول‌ انتظارات‌ براي‌ رسيدن‌به‌ شرايط ايده‌ آل‌ است‌، پرهيز كند:
الف‌ - هيچ‌ وقت‌ مشكلات‌ و موانع‌ آينده‌ رااز نظر دور نكنيد. هر اقدام‌ تهورآميز،خطرات‌، ناملايمات‌ و آينده‌ نامعلوم‌ به‌همراه‌ دارد.
ب‌ - آماده‌ باشيد كه‌ موانع‌ و مشكلات‌ را درحين‌ بروز رفع‌ كنيد.
هنر انسان‌ موفق‌ اين‌ نيست‌ كه‌ بتوانداحتمال‌ وقوع‌ همه‌ مشكلات‌ را بدهد و خودرا آماده‌ رفع‌ آنان‌ بسازد، بلكه‌ هنر آنست‌ كه‌بتواند راه‌ حلي‌ در حين‌ مواجه‌ شدن‌ با آنهانيز بيابد.
دل‌ را به‌ دريا بزنيد چون‌ مانمي‌توانيم‌ خود را در برابر تمام‌ مشكلات‌ ومسايل‌ بيمه‌ كنيم‌.

منابع‌‌:
-1 سازمان‌ و مديريت‌: تاليف‌ دكتر مهدي‌ايران‌ نژاد پاريزي‌ و ساسان‌ گهر
-2 استفاده‌ از دوره‌هاي‌ طرح‌ رشد و ارتقاءدوره‌ مديريت‌ عمومي‌
-3 تكنولوژي‌ و مهندسي‌ فكر اثر: دكترمحمد علي‌ حقيقي
بر گرفته از وب سایت:http://news.tavanir.org