|
مقاله های علمـــــــی درباره مدیـــــریت و آمــــــوزش و پـــــــرورش
|
مراحل رشد شناختی
ژان پياژه
1. مـــــرحله اول حسي ـ حركتي : Sensorie Motor Stage
2. مــــرحله دوم پيش عملياتــــي Preopertional Stage
3. مرحله سوم مرحله عمليات عيني يا ملموس Converte Operation Stage
4. مرحله چهارم مرحله عمليات انتزاعي يا صوري : Forma Operation Stage
نظريه رشد شناختی
ژان پیاژه
پياژه از جمله روان شناسان بوده كه اعتقاد به وجود مراحل گوناگون در فرايند رشد دارد و هر مرحله را از نظر ساختار شناختي متمايز از مراحل ديگر در نظر مي گيرد نتايج عمده كه پياژه بر اساس آن نظره خود را شكل داده است بيشتر از طريق مصاحبه باليني با كودكان بوده و از طريق پرسش و پاسخهايي كه كودكان مطرح مي كردند نظريه اش مشخص شده است نظريه پياژه بر اساس يك سري اصول و قواعد ايجاد شده است.
روانشناسی رشد
( قسمت دوم )
انـسـان داراى ابـعـاد و جـنـبـه هـاى مـتـفـاوتـى اسـت. اگـر چـه در عـمـل، مـا بـا انـسـانِ يـكـپـارچه و غير قابل تفكيك مواجه هستيم، اما ضرورتهاى خاص مطالعه و سهولت آن و تمركز در تحقيقات ايجاب مى كند كه اين ابعاد متفاوت به صورت جداگانه مورد مـلاحظه قرار گيرد. بررسى كامل رشد هر يك از اين ابعاد نيازمند فرصت مستقلى است. لذا در ايـنـجـا، بـه طور خلاصه، تنها ابعاد كلى رشد ذكر مى شوند و ضمن آن، به نظرياتى كه درباره هر يك از اين ابعاد مطرح است اشاره اى خواهد شد.
روانشناسى رشد
( قسمت اول )
يـكـى از مـبـاحـث مـهـم روانشـنـاسـى، مطالعه رشد روانى است؛ زيرا رفتار و ويژگيهاى شـخـصـيـتـى بـزرگسالان تحت تاءثير رويدادهايى است كه در نخستين سالهاى زندگى براى آنـهـا اتـفـاق مـى افتد. روان شناسان مى گويند: كودكى، پدر انسان است اين سخن، نشان دهنده پيوستگى عميقِ بين دوران كودكى و بزرگسالى است. بنابراين، براى درك فرايندهاى روانـى بـزرگـسـالان يـعـنـى امورى مثل انگيزه ها، هيجانها، ادراك و تفكر، شيوه هاى رفتارى و مـانـنـد آنـهـا بـايـد بـدانـيـم سـرچـشـمـه ايـن فـرايـنـدهـا از كـجـاسـت، چـگـونـه شكل مى گيرند و با گذشت زمان، چگونه تحول پيدا مى كنند.عـلى رغـم آنكه تفاوتهاى فردى بين افراد بسيار مشهود است، روان شناسان غالباً ميزان رشد مـتـوسـط و يـا نـوعـى را مـورد مـطـالعـه قـرار مـى دهـنـد؛ يـعـنـى بـه دنـبال الگوهايى هستند كه به طور معمول ؛ بر مردم حاكمند، هر چند به طور خاص، در برخى افراد، ويژگيها و اختصاصاتى هم مشاهده مى شود.
چگونه از کلاس درس بهره بيشتری ببريم؟
جواد عبدا... پور
معيارهاي زيادي براي سنجش موفقيت دانشجويان وجود دارد. يکي از اين معيارها، آموختن مهارتهاي يادگيري و گوش دادن فعال است. چند راهکار زير براي بهبود مهارتهاي يادگيري و گوش دادن فعالانه در کلاس درس است:
۱- در همه کلاسها حاضر شويد. حضور شما در کلاس براي يادگيري بسيار حائز اهميت است. خواندن جزوات و يادداشتهاي ديگر دانشجويان کافي نيست. در واقع آنچه همکلاسي شما نوشته است، برداشت و تفسير خود اوست و نه عين گفته استاد و شما نيز دوباره با خواندن اين برداشتها، تفسير و برداشتي متفاوت از آنها خواهيد داشت. گوش دادن به تدريس استاد درکلاس، بيشتر مواقع موثرتر از خواندن جزوه و يا حتي کتاب است.
۲- با ذهنـــي باز و روشن در کلاس حاضر شويد. درباره استادان خود قضاوتي منصفانه داشته باشيد. به آنها و به توانايي هايشان اعتماد کنيد. همه مردم دچار اشتباه مي شوند و اساتيد شما هم خارج از اين اصل نيستند. اگــــر با بخش يا بخشهايي از گفته ها و عقايد استــــــاد خود موافق نيستيد، پيشداوري نکنيد. مطمئنا استاد از شنيدن نظر شما خوشحال خواهد شد. در گفتن عقـــايد و نظـــرات خود تـــرديد نکنيد. نگفتن ايده و نظـــرتان فقط يادگيــــري خود شما را با مشکل مواجه مي کند.
۳- با آمادگي قبلي سر کلاس برويد. حتما تکاليف خود را انجام دهيد و با مطالعه کافي در کلاس حاضر شويد. هميشه سعي کنيد دقيقا بفهميد تکليف خواسته شده چيست و در غير اين صورت از استاد کمک بگيريد. سعي کنيد اندکي زودتر در کلاس حاضر شويد و در خصوص تکاليف بحث و گفتگو کنيد و از نظرات ديگران نيز آگاه شويد.
۴- محــل نشستن شما در کلاس درس در مـــوفقيت شما بسیار تاثيـــر گـــذار است. در جايي که مي بينيد و ديده مي شويد، بنشينيد. رديفهـــاي جلــو و وسط بهتـــر از آخــــر کـــلاس است.
۵- مهارت گوش دادن فعال را با تمرين بهبود بخشيد. بيشتر به استاد توجه کنيد تا به دانشجويان و بکوشيد عوامل مزاحم و مخل توجه را از بين ببريد. احتمالا يادداشت برداري کنيد. در اين مواقع سعي کنيد علاوه بر نکات برجسته به مثالها و نوشته هاي روي تخته نيز توجه کافي داشته باشيد.
۶- شرکت فعالانه در فعاليتهاي کلاسي بسيار مهم است. تلاش کنيد با تمرين، اين مهم را انجام دهيد. اين موضوع به شما کمک ميکند تا بتوانيد همه جزئيات بحث را به خاطر بسپاريد. در مواردي که سوالي پرسيده ميشود، سعي کنيد با بلند کردن دست يا حتي صداي خود، نظرتان را به گوش ديگران برسانيد. همچنين سوال کنيد تا مجهولات ذهني شما درباره موضوع بحث روشن تر شود. اين موضوع يادگيري بهتر شما را موجب ميشود.
آزمون سنجش خلاقيت تورنس
قــــاســـم آزاد
پرسشنامهاي را كه در پيش رو داريد حاوي 60 سؤال است كه هر سؤال مشتمل بر سه گزينه يا پاسخ ميباشد.
لطفاً هر يك از سؤالات را با دقت مطالعه نموده، سپس يكي از پاسخهاي ارائه شده در زير هر سؤال را با علامت ( * ) انتخاب نماييد. بديهي است اظهار نظر واقعي و دقيق شما مد نظر ميباشد.
آزمونگــــر پس از اداي جملات بالا براي دستيابـــي به نتيجه آزمون بايد به ازاي هر پاسخ به پاسخ ( الف ) صفــر امتياز پاسخ ( ب ) يـــك امتياز و پاسخ ( ج ) دو امتياز بدهد.
جـــــــدول نــــــرم آزمــــــون تــــــورنس:
ميــزان خــلاقيت امتيـــاز
خلاقـــيت بسيـــار زياد : از 120 الـــي 100
خلاقيــــت زيـــاد : از 100 الـــي 85
متـــوسط : از 85 الــي 75
خلاقيت كـــم : از 75 الــــي 50
خلاقـــيت بسيار كـــم: از 50 الـــي پايين
پــــــــــرسشنامـــــه
كـــــلاس:
ســــن:
نــــام و نـــام خانــــوادگـــي:
تعداد خواهــــران:
تعـداد بــــــرادران:
چندمين فـــرزند خانــــواده خود هستيد؟
تحصيـــلات پـــدر:
شغل پـــدر:
تحصيلات مــــادر:
شغل مـــادر:
1- وقتي با يك مساله خيلي مشكلي روبرو ميشويد معمولاً چه ميكنيد؟
الف- گـــريه ميكنم، چون فكر نميكنم بتوانم مسأله را حل كنم.
ب- گريه نمـــيكنم، اما ناراحت ميشوم.
ج- سعي ميكنم راه مناسبي بـــراي حل مسأله بيابم.
2- اگر سرگرم ساختن وسيلهاي باشيد، ناگهان دريابيد قطعه مهمي از آن گم كردهايد، چه ميكنيد؟
الف- كار ار متوقف ميكنم.
ب- سعي ميكنم قطعه گم شده را پيدا كنم و اگر نتوانم آن را پيدا كنم كار را متوقف ميكنم.
ج- قطعة گم شده را پيدا ميكنم و اگر نتوانم آن را پيدا كنم به جاي آن قطعة ديگر ميسازم.
3- وقتي در مكاني عمومي هستيد، آيا سعي ميكنيد حدس بزنيد افرادي كه دور شما هستند دربارة چه چيزي بحث ميكنند؟
الف- هرگز علاقهمند نيستم حدس بزنم ديگران درباره من چه چيزي بحث ميكنند.
ب- گاهي دوست دارم حدس بزنم ديگران درباره من چه چيزي بحث ميكنند.
ج- هميشه دوست دارم حدس بزنم ديگران درباره من چه چيزي بحث ميكنند.
4- آيا از حل مسائل دشــــوار لذت ميبريد؟
الف- خيــــــــر، از حل مسائل دشوار لذت نميبرم.
ب- به ندرت از حل مسائل دشوار لذت ميبرم.
ج- اغلب از حل مسائل دشوار لذت ميبرم.
5- اگر عضو گروهي باشيد كه بايد مسألهاي را با همكاري حل كنند، چه ميكنيد؟
الف- خودم كاري نميكنم و ميگذارم ديگر اعضاي گروه مسأله را حل كنند.
ب- گاهي در آنچه گروه انجام ميدهد، شركت ميكنم.
ج- به طور فعال در آنچه گروه انجام ميدهد، شركت ميكنم.
6- وقتــــي كه با مسأله تازهاي روبرو ميشويد معمولاً چه ميكنيد؟
الف- از كسي ميخواهم آن را برايم حل كند.
ب- سعي ميكنم با كمك كسي ديگر آن را حل كنم.
ج- سعي ميكنم اطلاعات بيشتري بدست آورم تا بتوانم خودم آن را حل كنم.
7- اگــــر درگير حل مسألة مشكل رياضــــي باشيد، چه ميكنيد؟
الف- از معلــــم يا شخصـــــي ميخواهم به من كمك كند.
ب- يك كتاب رياضـــي مــربوط به مسأله را ميخوانم.
ج- از منابعي كه در دستـــرس دارم استفاده ميكنم.
8- وقتي در گروهي براي حل مسألهاي كار ميكنيد، اعضاي گروه چگونه از نظرات مبتكرانه شما استقبال ميكنند؟
الف- به ندرت از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
ب- گاهي از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
ج- اغلب از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
9- وقتي با مشكلي غير عادي مواجه ميشويد، معمولاً آن را چگونه رفع ميكنيد؟
الف- اغلب از كســـي كمك ميگيـــــرم.
ب- قبل از اينكه از كسي كمك گيرم مدت كوتاهي تلاش ميكنم تا خودم آن را حل كنم.
ج- مدتي بسيار طولانــــي تلاش ميكنم تا خودم آنرا حل كنم.
10- آيا به نظــــر ديگــــران شما سؤالات مشكلـــي طـــرح ميكنيد؟
الف- خيــــر، اين طور فكـــــر نميكنم.
ب- گاهـــي اين طور فكر مــي كنم.
ج- اغلب اين طــور فكر ميكنند.
11- آيا معمولاً دوست داريد به كارهـــاي تازه دست بــــزنيد؟
الف- معمولاً به كـــارهاي تازه دست نمــــيزنم.
ب- گاهــــي به كارهاي تازه دست ميزنم.
ج- اغلب به كارهاي تازه دست ميزنم.
12- وقتـــــي با مسأله پيچيدهاي روبهرو ميشويد، چه مـــيكنيد؟
الف- سعــــي ميكنم خود را درگيـــر حل آن نكنم.
ب- ممكـــن است زمان كوتاهــــي براي حل آن تلاش كنم.
ج- زماني بسيار طولانـــي براي حل آن تلاش ميكنم.
13- آيا از تجـــارب تازه لذت مـــــيبريد؟
الف- از تجارب تازه لذت نمـــيبرم.
ب- گاهــــي از تجارب تازه لذت ميبرم.
ج- از تجارب تازه لذت نمـــيبرم.
14- وقتي در موقعيتي قـــــرار ميگيريد كه از عهدة آن برنميآييد.
الف- اغلب به ديگــــران متوسل ميشوم.
ب- گاهي به ديگران متــــــوسل ميشوم.
ج- معمولاً تــــرجيح ميدهم به خودم متكــــي باشم.
15- به آنچه مستقلاً انجام مــــيدهيد، چقــــدر اطمينان داريد؟
الف- به آنچه خـــودم مستقلاً انجام ميدهم اطمينان زيادي ندارم.
ب- به آنچه خــودم مستقلاً انجام ميدهم تا حدودي اطمينان دارم.
ج- به آنچه خودم مستقلاً انجام مـــيدهم اطمينان زيادي دارم.
16- آيا از انــــجام آزمايشهاي علمـــــي لذت ميبريد؟
الف- از انجام آزمايش لذت نمــــيبرم.
ب- از انجام آزمايش تا حــــدودي لذت ميبرم.
ج- از انجام آزمايش خيلـــي لذت ميبرم.
17- آيا هــــرگـــــز به رويا فـــــرو ميرويد؟
الف- خيــــر، من به رويا فرو نميروم.
ب- گاهي، اگـــــر وقت داشته باشم به رويا فرو ميروم.
ج- اغلب اگـــــر وقت داشته باشم به رويا فــــرو ميروم.
18- در بيان مطالب خود با چه سهولتـــي از كلمات استفاده ميكنيد؟
الف- معمـــــولاً اشكـــــــال دارم.
ب- گاهـــــــي اشكــال دارم.
ج- به ندرت اشكـال دارم.
19- بيان شمـــــا تا چه اندازه خــــــوب است؟
الف- مطالبم را به خوبي بيان نمـــــيكنم.
ب- گاهــــي مطالبم را به خوبي بيان ميكنم.
ج- اغلب مطالبــــم را به خوبـــــــي بيان مــيكنم.
20- نــــوشتن شما تا چه اندازه خــــوب است؟
الف- در نوشتن نظـــــراتم اشكال دارم.
ب- شايد بتوانـــــــم نظراتم را بنويسم.
ج- كاملاً ميتوانــــم نظراتم را بنويسم.
21- اگر عدهاي از افراد به نحوي غير منتظره از شما بخواهند بيش از پنج دقيقه دربارة موضوعي صحبت كنيد تا چه اندازه از عده اين كار برخواهيد آمد؟
الف- از عهدهاش بر نخواهم آمد زيرا براي آن آمادگــــي نداشتهام.
ب- نهايت سعي خود را خواهــــم كرد تا از عهده آن بر ايم.
ج- به خوبـــي از عهده آن بر خواهــــم آمد.
22- براي توصيف چيزي با چه سهولتي به كلمات دست پيدا ميكنيد؟
الف- معمــــولاً اين كار برايم دشـــوار است.
ب- گاهــي اين كار بــرايم آسان است.
ج- اغلب اين كار برايم آسان است.
23- آيا به شغلي علاقه داريد كه مستلزم فراهم ساختن انديشههاي بسيار باشد؟
الف- علاقـــــهمند نخواهم بود.
ب- شايد علاقــــهمند باشــــم.
ج- هميشه علاقــــهمند خــــواهم بود.
۲۴- براي بيان يك انديشه با چه سهولتي به كلمات مترادف دست پيدا ميكنيد؟
الف- معمولاً اين كار برايـــــم دشـــــواراست.
ب- گاهي اين كار بــــرايم آســـان است.
ج- اغلب اين كار برايم آسـان است.
25- اگر به ناچار در مسابقهاي شركت كنيد كه در آن بايد تا حد امكان كلمههاي بسياري را كه با حرف « ج » شروع ميشوند بيان نماييد. تا چه اندازه از عهدة اين كار برميآييد؟
الف- چند از عهدة اين كار برنمـــيآيم.
ب- تا اندازهاي از عهدة اين كار برنمــــيآيم.
ج- در حد خيلي زيادي از عهدة اين كار برمـــيآيم.
26- اگر از شما خواسته شود در مسابقهاي شركت كنيد كه در آن بايد چيزهاي متعلق به يك طبقه معين مانند غذاها يا گياهان را نام ببريد تا چه اندازهاي از عهده اين كار برميآييد؟
الف- چند از عهــــدة اين كار برنميآيم.
ب- تا اندازهاي از عهدة اين كار برنمـــــيآيم.
ج- در حد خيلي زيادي از عهدة اين كار برمـــيآيم.
27- چند جمله ميتوانيد بنويسيد كه همة آنها با كلمة « همه » شروع شود؟
الف- ميتوانــــم فقط چند تا بنويسم.
ب- ميتوانم تعــــدادي بنويسم.
ج- ميتوانم تعداد زيادي بنـــــويسم.
28- آيا ميتوانيد غير از كاربرد معمولي اشياء موارد استفاده ممكن ديگري نيز براي آنها پيدا كنيد؟
الف-اين كار بـــــرايم خيلي دشوار است.
ب- شايد بتوانم چند مورد استفاده ديگـــــر پيدا كنم.
ج- ميتوانـــم موارد استفادة بسياري پيدا كنم.
29- نوشتن تعداد زيادي داستان تازه چقد برايتان آسان است؟
الف- اين كار برايـــــم دشــوار است.
ب- ميتوانم چند داسـتان بنويسم.
ج- ميتوانم داستــــانهاي بسيار بنويسم.
30- كداميك از موارد زير برايتان آسانترين است؟
الف- حفظ يك شعـــــر ده بيتي.
ب- تفسير يك شـــــعر ده بيتي.
ج- سرودن يك شعــــر ده بيتي.
31- اگر از شما خواسته شود تا مقالهاي براي روزنامه دربارة جامعة خود بنويسيد، ترجيح ميدهيد درباره كداميك از موارد زير بنوسيد؟
الف- آنچه را كه پيش از آن دربارة جامعهام نوشته شده است خلاصه ميكنم.
ب- بر آنچه كه پيش از آن دربارة جامعهام نوشته شده است اطلاعات ديگري ميافزايم.
ج- پس از مطالعه مطالبي كه پيش از آن دربارة جامعهام نوشته شده است به نوشتن مقالة خود اقدام ميكنم.
32- از كدام مورد زير بيشترين لذت را ميبريد؟
الف- از مطالـــعه كتابهاي معـــــروف لذب ميبرم.
ب- از مطالعه كتابهاي معروف و نوشتن چند كتاب توسط خودم لذت ميبرم.
ج- از نوشتن كتابهاي خـــــودم لذت ميبرم.
33- در طراحي اسباببازيهاي جديد براي كودكان موفق ميشويد؟
الف- چندان مـــــــوفق نخواهم بود.
ب- شايد بتوانم چند طـرح ارائه كنم.
ج- ميتوانم طــــــرحهاي بسياري ارائه كنم.
34- اگر به جاي معلم به كلاس كودكستاني برويد و طرح درس نداشته باشيد تا چه اندازه از عهدة آن برميآييد؟
الف- شكست خواهــــــم خورد.
ب- مشكل خواهــم داشت.
ج- موفق خواهــم شد.
35- نوشتن مترادفهاي بسيار براي كلمه «سريع» چقدر برايتان آسان است؟
الف- اين كار بــــــرايم خيلي دشوار است.
ب- اين كار تا اندازهاي برايم دشوار است.
ج- اين كار بــــرايم آسان است.
36- فرض كنيم همه راههاي معمولي براي گرم كردن غذا را از دست دادهايم، تهية فهرستي طولاني از راههاي ديگر براي گرم كردن غذا چقدر برايتان آسان است؟
الف- اين كار بـــــرايم خيلي دشوار است.
ب- اين كار تا اندازهاي برايم دشوار است.
ج- اين كار بـــرايم آسان است.
37- اگر ناچار به ايراد سخنراني باشيد تا چه اندازه از عهدة آن بر ميآييد؟
الف- به طور كامل از روي يادداشتهايم مــــــيخوانم.
ب- بيشتــــر از روي يادداشتهايـم مــــيخوانم.
ج- گاهــي به يادداشتهايـم نگاه ميكنم.
38- اگر با گروهي از دوستانتان بايد و آنان از شما بخواهند درباره چيزي كه در آن تجربه داريد يك ساعت صحبت كنيد چه كار ميكنيد؟
الف- سعي ميكنم از صحبت كــــردن دربارة آن خودداري كنم.
ب- ميتوانم فكـــــــر كنم و چيزهاي بگويم.
ج- ميتوانم مدتي طولانـــــي دربارة آن صحبت كنم.
39- آيا هـــرگــــز به شغلي علاقهمنديد كه مستلــــزم ســر هم كردن داستان در مقــابل شنــــوندگان باشد؟
الف- علاقهمنــــــد نيستم.
ب- شايد علاقهمند باشم.
ج- علاقهمنـــد هستم.
40- وقتي ناچار باشيد با كسي كه فارسي خوب بلد نيست ارتباط برقرار كنيد يافتن راههاي سادهتر براي بيان مطالب خود به فارسي تا چه اندازه برايتان آسان است؟
الف- معمولاً اين كار بــــــــرايم دشوار است.
ب- گاهــــي اين كار برايم دشـوار است.
ج- اغلب اين كار بـرايم آسان است.
41- چقدر از ساختن چيزهاي جديد لذت ميبريد؟
الف- معمولاً از ساختن چيـــــــــزهاي جديد لذت ميبرم.
ب- گاهي از ساختن چيـــــزهاي جديد لذت مـيبرم.
ج- اغلب از ساختن چيـزهاي جديد لذت ميبرم.
42- با افرادي كه به سختي متقاعد ميشوند چگونه برخورد ميكنيد؟
الف- در يافتــــن دلايل متقاعد كننده اشكال دارم.
ب- سعــــي ميكنم براي متقاعد كردن آنها دلايل مختلف بيابم.
ج- براي متقاعد كردن آنان دلايل بسيار مــــييابم.
43- وقتي ميخواهيد كار پيچيدهاي را انجام دهيد، معمولاً كدام روش را بر ميگزينيد؟
الف- روشــــــــي واحد مييابم.
ب- شايد بتـــوانم چند روش بيــابم.
ج- ميتوانم روشهاي متنوعــــــي بيابم.
44- چه نوع كاري را بيشتر دوست داريد؟
الف- كاري كه تقريباً همة مـــراحل آن از پيش مشخص و معين شده باشد.
ب- كاري را كه بخشي از آن از پيش مشخص شده و بخشي از آن نيازمند به ابتكار باشد.
ج- كاري را كه بيشتر مـــــراحل آن نيازمند ابتكار باشد.
45- آيا توضيح دلايل رفتار پيچيده مانند رفتار يك كودك نابهنجار براي شما دشوار است؟
الف- توضيح رفــــتار پيچيده براي من خيلي دشوار است.
ب- ميتوانم تــــوضيحات كلي ارائه دهم.
ج- ميتوانم تـــــوضيحات بسياري ارائه دهم.
46- اگر به يك گردهمايي دعوت شويد تا مسايل جامعه خود را مورد بحث قرار دهيد، تهية فهرستي طولاني از مسايل آن چقدر برايتان دشوار است؟
الف- خيلــــي دشـوار است.
ب- تا حــــدي دشــــــــوار است.
ج- چنـــــــدان هـــــــــم دشوار نيست.
47- اگر از شما دعوت شود تا به انجمن شهر به منظور دريافت كمك مالي پيشنهادهايي ارائه دهيد تا چه اندازه از عهدة اين كار بر ميآييد؟
الف- ارائه پيشنهادهايــــي فراتر از آنچه شــواري شهر قبلاً در نظر گـــرفته است برايم دشوار است.
ب- ميتوانم تعداد اندكي پيشنهاد فــراتر از آنچه قبلاً شوراي شهر در نظــر گرفته است ارائه دهم.
ج- مـــيتوانم پيشنهادهاي زيادي فراتر از آنچه قبلاً شوراي شــــهر در نظر گرفته است ارائه دهم.
48- آيا ميتوانيد به يك معلم كلاس اول كمك كنيد تا راههاي گوناگون بسياري براي آموزش اعداد بيابد، به طوري كه به فراگيري اعداد علاقهمند شوند؟
الف- خيـــــر، نميتوانم اين كار را انجام دهـــم.
ب- شايد بتوانم چند راه معـــدود ارائه دهم.
ج- بله مـــيتوانم راههاي گــــوناگون بسياري ارائه دهم.
49- كمك فكري به مدرسهاي با امكانات محدود، براي دستيابي به راههايي جهت تأمين امكانات ورزشي و سرگرميها چقدر براي شما آسان است؟
الف- خيلــي دشوار است.
ب- مــــيتوانم راههاي جديدي ارائه دهم.
ج- ميتوانم راه هاي بسيــاري ارائه دهم.
50- وقتي حادثة غير عادلانه براي شما رخ ميدهد، آيا سعي ميكنيد به عوامل مختلفي كه احتمالاً در آن دخالت داشتهاند پيببريد؟
الف- سعــــي نميكنم.
ب- گاهي سعـــي ميكنم.
ج- معمولاً سعــــي ميكنــــــم.
51- وقتي حادثة عجيبي رخ ميدهد، معمولاً چه ميكنيد؟
الف- به آن توجه نمـــيكنم.
ب- به جستجوي برخي از علل اصلـــي آن ميپردازم.
ج- به جستجـــوي همة علل ممكن ميپردازم.
52- وقتي به چيزي علاقهمند ميشويد، چقدر به جزئيات آن توجه ميكنيد؟
الف- زياد به جزئيات تــــوجه نمــــيكنم.
ب- به جزئيات كلـي آن توجه ميكنم.
ج- به همه جــــزئيات آن توجه ميكنم.
53- وقتي كه به آواز گوش ميكنيد، چقدر به محتواي آن توجه ميكنيد؟
الف- هــــرگـــــز توجه نميكنم.
ب- گاهـــي تـــوجه ميكنم.
ج- خيلــي توجه ميكنم.
54- وقتي به يك اثر هنري نگاه ميكنيد آيا به آنچه كه هنرمند سعي دارد بگويد توجه ميكنيد؟
الف- به آنچه هنرمند سعي دارد بگويد، نميانديشم.
ب- گاهي اوقات به آنچه كه هنرمند سعي دارد بگويد، ميانديشم.
ج- اغلب به آنچه كه هنرمند سعي دارد بگويد، ميانديشم.
55- وقتي يك نمايش بدون كلام (پانتوميم) تماشا ميكنيد، چه واكنشي نشان ميدهيد؟
الف- فقط براي لذت بردن تماشا ميكنم.
ب- آن را تماشــا ميكنـــم و سعي ميكنم پيام عمومي آن را درك كنم.
ج- آن را تماشا ميكنم و سعــي ميكنم همة پيام آن را درك كنم.
56- پس از تماشاي فيليم كه شما را تحت تأثير قرار داده است، معمولاً چه ميكنيد؟
الف- به كار بعــدي خود ميپردازم.
ب- شايد دربارة يك جنبه از فيلم با ديگــران صحبت كنم.
ج- دربارة حوادث فيلم فكــر ميكنم و دربارة آنها با ديگران صحبت ميكنم.
57- وقتي نامهاي مينويسيد، معمولاً چه مطالبي در آن ميگنجانيد؟
الف- دربارة چيزهايي مينويسم كه ديگران به دانستن آن نيازمندند.
ب- دربارة مهمتـــرين حوادث مينويسم.
ج- دربارة جزئيات زندگــــي خودم مينويسم.
58- وقتي كه كتابي را مي خوانيد، آيا آنچه را ميخوانيد در ذهن خود مجسم ميكنيد؟
الف- آنچه را مــيخوانم در ذهن خود مجسم نميكنم.
ب- آنچه را ميخوانم گاهـــي در ذهن خود مجسم ميكنم.
ج- همه آنچه را كه ميخوانم مجســم ميكنم.
59- در آنچه كه انجام ميدهيد از چه مقدار پيچيدگي لذت ميبريد؟
الف- از انجام امـــور ساده و سر راست لذت ميبرم.
ب- از انجام امـــور زندگي پيچيده لذت مــيبرم.
ج- از انجام امـور بسيار پيچيده لذت ميبرم.
60- چقدر به جزئيات كاري كه انجام ميدهيد، ميپردازيد؟
الف- به ندرت به جزئيات مـــيپـــــردازم.
ب- گاهـــي به جزئيات ميپــــردازم.
ج- اغلب به جزئيات ميپـــردازم.
هوش هيجانی را بشناسيم
دكتــــر مجيد بـــركتين
يكي از پديدههايي كه در دهه اخير مورد استقبال زيادي قرار داشته است، پديده هوش هيجاني بوده است، كه دليل اين امر توانايي فرضي هوش هيجاني بالاتر در حل بهتر مسائل، كاستن از ميزان تعارضات بين آنچه كه انسان احساس ميكند با آنچه كه فكر ميكند يا همان تقابل قديمي «عقل» و «دل» و مشاهده زندگي شاد و موفقيتآميز كساني بوده كه از تحصيلات عالي برخوردار نيستند ولي به دليل هوش هيجاني بالا به اين خوشبختي دست يافتهاند. پژوهشهاي متعددي نشان داده كه هوش هيجاني ميتواند سبب افزايش ميزان سلامتي، رفاه، ثروت، موفقيت و عشق و شادي گردد.
مــــولفههای هــــــوش هيجانـــــی
هرچند هوش هيجاني با هوش شناختي IQ ارتباط دارد ولي از لحاظ مفهوم نظري و عملكرد، كاملا با آن تفاوت دارد. مولفههاي هوش هيجاني به قرار زير است:
همانگونه كه از اجزاء هوش هيجاني مشخص ميگردد،اين مفهوم ميتواند زمينه ساز پيشرفت شغلي، رضايت در روابط فردي و... باشد كه در اين مقاله به ارتباط EQ با پيشرفت تحصيلي در سطوح بالاتر ميپردازيم.
در تعيين سهم عوامل مربوط به موفقيت تحصيلي تنها 20% به IQ اختصاص يافته است كه اين ميزان براي دانشجوياني كه در مقاطع بالاي تحصيلي قرار داشته و رشته تحصيلي خوبي نيز دارند، حتي به مقادير پايينتري نيز تنزل مييابد. پس نقش عوامل انگيزشي، هيجاني و بين فردي در پيشرفت تحصيلي در اين گروه از دانشجويان كه همگي از هوش عملكردي بالايي برخوردارند بسيار مهم خواهد بود.
نكته حائز اهميت ديگر آن است كه اصولاً هوش شناختي يا IQ را نميتوان چندان تغيير داد ولي هوش هيجاني EQ قابل تغيير، اصلاح و ارتقاء ميباشد. پس شناخت EQ يك استفاده كاربردي نيز خواهد داشت.
پژوهشهاي اخير نشان داده است كه بر خلاف نظر اغلب فلاسفه و روانشناسان شناخت وعاطفه مستقل از يكديگر نيستند. تجارب عاطفي ما به نحوي با ذخيرهسازي و بازيابي اطلاعات پيرامون ما مربوط است. حالات خلقي ما تاثير عميقي بر اطلاعاتي كه به ذهن ميسپاريم يا مورد توجه قرار ميدهيم و شيوهاي كه به موقعيتهاي اجتماعي واكنش نشان ميدهيم، دارد در نتيجه به عنوان يك اصل كلي در اين ديدگاه ميتوان گفت:
عاطفــه خوب ـــــــــــــــ تفكــر خوب
هنگامي كه احساس خوبي داريم، دنيا را با عينك خوش بيني ميبينيم و بر عكس. عملكرد عاطفي بر كاركرد عصبي ـ روانشناختي فرد نيز تاثير ميگذارد. وقتي خوش خلق هستيم، خاطرات خوب را به ياد ميآوريم و وقتي افسرده هستيم خاطرات بد اتوماتيكوار به ذهن وارد ميشوند.
هر چقدر هوش عاطفي فردي بالاتر باشد، به نقش و تاثير عواطف بر كنشها و رفتارهايش آگاهتر است و سعي ميكند متناسب با موقعيت بهترين عاطفه را در خود ايجاد كند تا بهترين نوع تفكر و حل مسئله را انجام دهد. فردي كه EQ بالا دارد ميداند كه چگونه تاثير منفي هيجانات را بر تفكر خود اصلاح نمايد.
امروزه بين يادگيري، امتحان دادن و نمره گرفتن با آنچه كه لازمه زندگي مدرن و روابط پيچيده بين فردي كنوني است، تفاوت زيادي قايل شدهاند. همه ما انسانهايي را ميشناسيم كه در ظاهر از تحصيلات بالايي برخوردارند و نمرات درخشاني گرفتهاند ولي در عمل و صحنه اجتماع ومسئوليت، بسيار شكننده و داراي زندگي نه چندان خوب و حتي گاه بسيار ملالت بار هستند. واقعيت هوش هيجاني و مولفههاي آن در اين زمينه نيز ميتواند پاسخگوي بسياري از چراها باشد، مثل اينكه چرا يك مهندس تحصيل كرده نميتواند با همسر خود زندگي شادمانهاي داشته باشد؟ چرا يك شاگرد اول دانشگاه نميتواند در كنكور كارشناسي ارشد موفق شود؟
نتيجــــــه گيــــــــــــــری:
هوش هيجاني به عنوان يك پديده مورد توجه نه تنها حاوي جنبه تئوريك روانشناختي است، بلكه در ميدان عمل با ارتقاء آن ميتوان براي بسياري از مشكلات نهفته زندگي پاسخهاي مناسبي يافت. امروزه مقالات، كتابها وگارگاههاي آموزشي متعددي در رابطه با EQ تدوين ميگردند كه همگي تلاشي است بر نشان دادن راهكارهاي نو در مقابله با مشكلات فردي و بين فردي در جوامع پيچيده كنونی.
|
مراحل رشد اخلاقی
ژان پياژه | ||||
|
همزماني كه مردم در تواناييهاي شناختي خود رشد ميكنند، فهم آنها از مسائل اخلاقي نيز پيچيده تر ميشود. كودكان كم سن و سال نسبت به كودكان بزرگتر و بزرگسالان پافشاري بيشتري در ديدگاه خود نسبت به قانون صحيح و غلط خود دارند.
اخلاق خود مدار (بـزرگترها) اخلاق ديگـــر مدار (كوچكتـــرها) بر پايه روابطي متقابل و دو سويه در بين افراد خود مدار كه معتقدند همه مردم با هم برابرند. به اين مرحله، نسبي گرايي اخلاقي هم گويند: قوانين محصول توافق دو طرف است، راه براي مذاكره دوباره باز و هر چيز با توافق شخصي مشروعيت مييابد، قوانين وسيلهاي جهت كارهاي مشاركتي و احترام متقابل است. كار نادرست بسته به نيت فرد عمل كننده است، كار درست بر يعني رفتار يكسان در برابر نيازهاي افراد، تنبيه متناسب با لغزش انجام شده است. روابط بر پايه اجبار است: مثل، اطاعت كامل كودك از دستورات. به اين مرحله، واقع گرايي اخلاقي هم اطلاق ميشود: قوانين غير قابل تغييرند، يك قدرت خارجي وجود دارد، هيچ گفتگويي جايز نيست، كار درست اطاعت محض از قوانين و بزرگترها است. كار بر اساس نتيجه عمل قضاوت ميشود. كار درست آن است كه مورد قبول بزرگسال باشد، تنبيه سخت و استبدادي نمادي از عدالت است. تنبيه نتيجه قطعي سرپيچي است. |
|
مراحل رشد اجتماعی شخصيتی
اریک اريكسون
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از ديدگاه اريك اريكسون به موازات اينكه مردم رشد ميكنند با بحرانيهاي رواني ـ اجتماعي رو به رو ميشوند كه شخصيت آنها را شكل مي دهد. هر بحران بر جنبه خاصي از شخصيت متمركز است و شامل روابط انسان با ديگر مردم ميشود.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||