تبليغاتX
گـــــــروه آمـــوزش و پــــرورش
مقاله های علمـــــــی درباره مدیـــــریت و آمــــــوزش و پـــــــرورش

 چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

بهارک طالب لو

کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

   معلم پژوهنده  

 

 

 


معلم پژوهنده به هر معلم يا دست‌اندركار آموزش و پرورش گفته مي‌شود كه به نحوي با مسائل آموزش و پرورش سروكار دارد و علاقه‌مند است براي بهسازي و اصلاح وضعيت نامطلوب به اقدام‌هاي علمي (اقدام پژوهي) دست بزند تا نتيجه آن منجر به تغيير و اصلاح وضعيت گردد. 
در طول هفت‌سال برگزاري برنامه معلم پژوهنده تلاش مسئولان و دست‌اندركاران براين بوده است كه ضرورت و اهميت فلسفه و روش اقدام‌پژوهي را به آگاهي معلمان و ديگر كاركنان آموزش و پرورش كشور برسانند و اقداماتي از قبيل انتشار انتشار فراخوان، تدوين و انتشار جزوه‌هاي علمي و نشر خبرنامه ويژه معلمان پژوهنده، هماهنگي و همكاري در برگزاري همايش‌هاي گوناگون در استان‌هايي سراسر كشور، تأليف كتاب ويژه اقدام پژوهي، برگزاري كلاس‌هاي آموزش ضمن خدمت براي معلمان علاقه‌مند و فعاليت‌هاي تبليغي و ترويجي انجام گرفته است كه در استقبال گسترده فرهنگيان مؤثر بوده است. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 ویژگی های معلم در قرن 21

  

صدیقه هوشیار

کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب

 

در فضای آموزشی قرن 21 مقوله های سرعت، دقت، مهارت و اطلاعات و فناوری های نوین مطرح است. در این فضا، کلاس درس، تحت عنوان سلف سرویس عمومی و مدرسه، تحت عنوان جمهوری دانش نام می گیرد که از استانداردهایی خاص پیروی می کنند که باید در به کارگیری آنها دقت های لازم اجرائی ویژه لحاظ گردد. لذا وجود خصوصیات و شرایط لازم در فرایند یاددهی ـ یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران می باشد، طبق استاندارد سازی یعنی تعیین آنچه که باید انجام شود و اجرای آن، باید به بهترین وجه ترسیم شود. در این فضای آموزشی عقیده بر این است که به منظور تدوین استانداردها بالاخص در یک کلاس و فضای آموزشی باید برنامه و نیازهای فراگیران لحاظ گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 پنج نگرش معلمان اثربخش

  

بونی گورنئو از دانشگاه داكوتای شمالی

ترجمه: اسماعيل سليمی ساعتلو

 

  

تصور مي­شود مسئوليت آماده­سازي معلمان بر عهده­ برنامه­هاي تربيت معلم در نهاد­هاي آموزش عالي است. اگرچه امروزه دانشجويان دوره ليسانس مقدمتا در يك دوره­ تدريس ثبت نام مي­كنند آنها پيش از اين حداقل در چهارده سال دوره­ تحصيل خود، معلمان زيادي را تجربه كرده­اند. پس از اينكه اين دانشجويان به اين ذخيره از فرصتهاي آموزشي دست يافتند، آنها مي­توانند به عنوان منابع معتبر در شناخت نگرشها و كنشهايي كه به وسيله معلمان اثربخششان در كلاسهاي سابق اعمال مي­شدند به خدمت گرفته شوند. هنگامي كه از معلمان كارآموز يا داوطلبان معلمي پرسش ميشود، "چرا شما مي خواهيد معلم شويد؟" عموما پاسخ اين است: "من مي­خواهم اين توانايي را داشته باشم تا تفاوت مثبت در زندگي دانش آموزانم ايجاد كنم." بسياري از داوطلبان معلمي ادامه ميدهند به گفتن اينكه آنها مي­خواهند معلم اثربخشي باشند بهتر از معلماني كه خودشان آنها را تجربه كرده­اند.

 

منبع: وبلاگ معلم و جامعه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 نقش معلم در آموزش مبتنی بر کامپیوتر

 

 

در مدارس و آموزشگاه ها، معلم يكي از مهمترين فاكتورهاي موفقيت محسوب مي شود. تا جائي كه بسياري از آموزشگاه ها حاضرند مبالغ كلاني بپردازند تا نام يك معلم معروف را در فهرست مدرسانشان داشته باشند، و البته ساختار معلم مدار آموزش سنتي نيز همين را مي طلبد. در سيستم آموزشي كه بار اصلي آموزش تقريبا بر عهده يك مولفه است، طبيعي است كه هر تغيري در آن مولفه، تغير در كل كيفيت آموزش را به همراه دارد. باور عمومي اين است كه با روي آوردن به ابزارهاي جديد آموزشي و مشخصا آموزش مبتني بر كامپيوتر( نرم افزار هاي آموزشي، آموزش آنلاين و ... ‌)، نقش مدرس كمرنگ خواهد شد. البته اين باوري است كاملا منطقي و پذيرفتني. اما ميزان اين كمرنگ شدن مهم است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 تعليم و تربيت برتر

 

 

ترجمه سها دادمند

 

شايد يكي از شاخص‌ترين تفاوت‌هاي تعليم و تربيت در گذشته و حال، لزوم توجه آموزگاران به مشكلات متعدد تعليم و تربيتي دانش‌آموزان باشد، كه اين امر ناشي از درگيري دانش‌آموزان امروزي با نابساماني متعدد، اعم از آموزشي و پرورشي است. در نگاهي كلي مي‌توان مشكلات آموزشي ـ پرورشي كودكان و نوجوانان را از مواردي چون ناتواني در فراگيري آموزش‌ها تا انواع نابساماني‌هاي روحي- رواني دانست، كه به اين ترتيب جاي بحثي نمي‌ماند كه آموزگاران موظف‌اند بخشي از نيازهاي اين دانش‌آموزان را پاسخ گويند. از نگاهي ديگر اگر آموزگاران نخواهند تا نتوانند نابساماني ذهني ـ جسمي دانش‌آموزان‌شان را برطرف كنند، بي‌ترديد دانش‌آموزان به دليل درگيري‌هاي ذهني‌شان آنچه را كه آموزش داده مي‌شود، فرا نمي‌گيرند.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 نقش مهم تربيتی نخستين برخوردهای معلم

 

ابراهيم فهلی

يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت معلم چگونگي برخورد او با دانش آموزان در اولين روزهاي حضور در كلاس است. متاسفانه اين عامل مهم در مدارس مورد غفلت قرار مي گيرد و گاهي مشاهده مي شوند كه ديدگاه برخي همكاران آن است كه در همان روزهاي اول به گونه اي با دانش آموزان برخورد كنند كه تا آخر آنها را به سر براهي بكشانند. و صدالبته نيت اين افراد آن است كه با ايجاد اين فضاي به ظاهر آرام بتوانند به دانش آموزان خدمت كنند. ولي متاسفانه نتيجه اي كه عايد مي شود بر خلاف آنچه مي پندارند موجب پيچيده تر شدن اوضاع مي شود. واقعيت اين است كه يكي از زمينه هاي آموزش و پرورش موفق آن است كه معلم در ديدگاه دانش آموزان به عنوان چهره اي محبوب و دوست داشتني جلوه كند كه دانش آموزان با داشتن يك ارتباط عاطفي مثبت بتوانند با اعتماد به او به مدرسه و درس علاقمند شوند. اولين شرط داشتن ارتباط هاي مثبت آن است كه معلم و دانش آموز نسبت به همديگر سابقه ذهني منفي نداشته باشند. در اين روند اولين روزهاي مدرسه نقشي تعيين كننده دارد، در ذهن دانش آموزان همانند ديگر انسانها در اولين برخورد با معلم برداشت نسبتا پايداري به وجود مي آيد. اگر در همان روزهاي اول مدرسه در ذهن دانش آموزان نسبت به معلم گره منفي ايجاد شود اين عامل ذهنيت آنها را نسبت به معلم و تدابير تربيتي او بشدت تحت تاثير قرار مي دهد و تا آخر سال تلاشهاي معلم را بي ثمر ميكند.

 

كوهن (1973) در مورد تاثيرات اوليه برخورد معلم با شاگردان در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه تاثيرات اوليه برخورد معلم با دانش آموزان به گونه اي پايدار تا آخر سال حفظ مي شود. او در اين پژوهش دريافت كه ديدگاه دانش آموزان نسبت به معلم در دو، سه جلسه اول شكل مي گيرد و از آن پس به ندرت تغيير مي يابد. ميزان همبستگي اين تاثير اوليه بين ارزشيابي اول كه بعد از دومين جلسه درس انجام گرفته در مقايسه با نتايج ارزشيابي دوم كه در آخر ترم تحصيلي ا نجام شده 85 درصد بوده است. نكته جالب تري كه كوهن در اين تحقيق به آن دست يافت آن بود كه علاوه بر تاثيرات اوليه روش كار و برخورد معلم بر طرز فكر دانش آموزان، اغلب دانش آموزان پيش از ثبت نام و با اطلاع از حضور معلم خاص در كلاس از طريق ديگر دانش آموزان و ساير منابع درباره آن معلم اطلاعاتي را كسب مي كنند و همين عامل باعث مي شود كه خيلي زود نسبت به آن معلم و درس او طرز فكر ثابتي در آنان ايجاد شود. اين طرز فكر تقريباً تا پايان سال بدون تغيير باقي مي ماند. پس معلم موفق كسي است كه در روزهاي اول حضور در مدرسه با ايجاد محيط عاطفي مثبت و حمايت كننده و ارائه تصويري مثبت از خود و درسي كه بايد ارائه بدهد دانش آموزان را نسبت به خويشتن و موضوع تدريس خود علاقمند كند و آنگاه در اين زمينه مثبت به ارائه مطلب بپردازد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 چه چیز از ما یک معلم خوب می‌سازد؟

 

ترجمه: ساناز فرهنگی

 

 

من ده سال است که درس می‌دهم. در طی این مدت در مدارس دولتی، دانشگاه ها، دبستان های خاص، مدارس سواد آموزی و بازآموزی بزرگسالان کار کرده ام. کوچکترین شاگردم یک دختر 6 ساله و بزرگترین آنها یک مهاجر جامائیکایی، یک مادر بزرگ 63 ساله بود که تازه می‌خواست سواد یاد بگیرد. من حتی به بچه های معلول هم درس داده ام. گستردگی تجربیاتم زندگی معلمی ام را غنی کرده است اما مرا از لذت همکارانم محروم کرده است: این احساس که وارد کلاس تازه ای در ترم جدید می‌شوم و می‌دانم بچه‌ها چه می‌خواهند و بهترین راه دادن آن به بچه‌ها چیست. منظورم این نیست که بدون هیچ دیدگاه و ایده ای و کورکورانه به کلاس می‌روم. در اغلب موارد وقت کافی برای جمع آوری محتوای مناسب و چیزی که بچه‌ها با آن کار کنند را دارم. اما آن چیزی که ندارم حس همانندی ای است که به معلمی دست می‌دهد که سالها در یک کلاس و یک پایه با همان درس‌ها کار می‌کنند. من فکر نمی کنم چیزی که در ترم قبل مفید بوده، این ترم هم به درد بخورد.


به خاطر وضعیت دایماً در حال تغییرم، من وقت زیادی را به فکر کردن درباره هنر و عمل معلمی، جدا از محتوای تدریس، سن بچه ها، اندازه کلاس یا برنامه آموزشی، تخصیص داده ام. هر جا که می‌روم معلم های نمونه ای را می‌بینم که دلم می‌خواهد بدانم چرا آنها اینقدر خوب هستند و چیزی که کشف کرده ام شباهت ذاتی ای معلم های خوب به هم، بدون توجه به تفاوتهای بنیادی ای مثل سبک، شخصیت، اهداف و الگوهای برهم کنش آنها با دانش آموزان است. من تا آنجا پیش می‌روم که بگویم شباهت های معلم های خوب با هم ( در هر مقطع و برنامه ای ) بیش از آن چیزهای مشترکی است که با سایر همکارانشان در موفقیت های مشابه دارند. برای فهمیدن جمله پر ادعای بالا، سعی کنید این تمرین را انجام بدهید. آرام بنشینید، چشم هایتان را ببندید، و سه تن از بهترین معلمانی را که تا به حال داشته اید، در نظر بیاورید. سعی کنید به خاطر بیاورید که آنها چگونه بودند، چه شکلی بودند، چطور حرف می‌زدند و رفتار می‌کردند، کلاس و دفتر کارشان چه شکلی بود و به عنوان دانش آموز چه احساسی را به شما انتقال می‌دادند. وقتی از تصویر هر کدام آنها راضی شدید، چشم هایتان را باز کنید و به این جملات پارکر پالمر فیلسوف و آموزگار فکر کنید: مسأله تدریس خوب، مسأله تکنیک نیست. من از دانش آموزان سراسر کشور خواسته ام که معلمان خوب خود را برای من توصیف کنند. بعضی از آنها معلمانی را توصیف کردند که دایم سخن رانی می‌کردند. بعضی آدمهایی را توصیف کردند که جز تسهیل کار گروهی کار دیگری نمی کردند و بعضی معلمانی مابین این دو را شرح می‌دادند. اما همه آنها افرادی را توصیف کردند که نوعی ظرفیت ارتباط داشتند، که خودشان را به دانش آموزان و دانش آموزان را به هم و همه را به موضوع تدریس ارتباط می‌دادند.


آیا معلمان محبوب شما هم همین وصف را دارند؟ وقتی درباره کیفیت تدریس کسی حرف می‌زنیم به جنبه هایی مانند تکنیک، محتوا و ارائه توجه داریم. ولی همه ما افرادی را می‌شناسیم که دانش بی اندازه دارند اما نمی توانند آن را منتقل کنند. افرادی که روی کاغذ طرح درس عالی ای دارند اما شاگردانشان بی حوصله و خسته می‌شوند. اگر صادق باشیم باید بگوییم که تدریس خوب کمتر به دانش و مهارت و بیشتر به رفتار ما نسبت به بچه ها، موضوع و کارمان ارتباط دارد. بقیه این مقاله به ویژگی های معلم خوب می‌پردازد. این یک تعریف جامع و کامل نیست و بسیاری از معلمان عالی فقط بعضی از این خصوصیات را دارند و بقیه آنها را با ارزش نمی دانند. این ویژگیها را باید مجموعه ای از ابزارهایی دانست که به معلمان اجازه میدهد در کلاس ارتباط را پدید بیاورند و نگه دارند.

 

معلمــــان خــــوب هـــدف دارند.
شما نمی توانید به معنای کلی خوب باشید، بلکه باید در چیزی یا کاری خوب باشید. به عنوان معلم معنایش این است که بدانید دانش آموزانتان چه انتظاری دارند، و برای رسیدن به این انتظارات برنامه ریزی کنید، شما هم درباره آنچه در کلاستان رخ می‌دهد، بر پایه اهدافی که می‌خواهید به آنها برسید، انتظاراتی دارید. اگر می‌خواهید بچه‌ها را برای اشتغال آماده کنید، از آنها وقت شناسی و توجه خوب انتظار دارید. اگر در یک کلاس کنکور تدریس می‌کنید، به توضیح شکل تست و کمک به بهبود مهارتهای امتحان دادن بچه‌ها وقت می‌گذرانید و اگر می‌خواهید شاگردانتان در خواندن کتاب بهتر و جدی تر بشوند باید در کلاس وقتی برای خواندن و منابع و کتابهای لازم اختصاص بدهید.

 

معلمـــان خوب منتظــــر موفقیت همه دانش آموزان هستند.
این پارادوکس بزرگ تدریس است. اگر ما خودارزیابی مان را کاملاً بر پایه موفقیت شاگردانمان قرار بدهیم، حتماً ناامید خواهیم شد. در همه سطوح، به خصوص در آموزش بزرگسالان، فاکتورهای زیادی در زندگی دانش آموزان وجود دارد که نمی گذارد معلم موفقیت همه را تضمین کند. در عین حال، اگر ما با دیدگاهی جبری، دانش آموزانمان را به رفتار "دست من که نیست" واگذار کنیم، بچه‌ها بی تعهدی ما را حس می‌کنند و ناامید می‌شوند. ولی ما می‌توانیم با یک سوال ساده محیط شادی را درست کنیم: آیا من همه کارهایی را که می‌توانستم در این کلاس، در این زمان، برای رسیدن به نیازهای همه بچه ها، برای رسیدن به همه موفقیت ممکن انجام بدهم، انجام داده ام؟ تا وقتی می‌توانید بگویید "بله" ، شما محیط موفقیت را فراهم کرده اید.

 

معلمـــان خــــوب می‌توانند با ابهــــام کنار بیایند.
یکی از بزرگترین چالشهای تدریس از نبود بازخورد آنی و دقیق سرچشمه می‌گیرد. دانش آموزی که امروز در حال سر تکان دادن و زیرلب زمزمه کردن درس جبر از کلاس می‌رود، ممکن است فردا بگوید که موفقیت عالی ای در ریاضی به دست آورده و از درس دیروزتان تشکر کند. راهی برای پیش بینی دقیق نتایج بلند مدت کارمان وجود ندارد. اما گر ما در انتخاب استراتژی و محتوا هدف داشته باشد، و سعی در موفقیت همه دانش آموزان بکنیم کمتر دچار غافلگیری خواهیم شد و به جای آن، روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم تمرکز خواهیم کرد و اعتماد خواهیم داشت که آمادگی با فکر و تأمل احتمالاً نتایج خوبی خواهد داشت نه نتایج بد.

 

معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه‌ها تغییر می‌کنند و منطبق می‌شوند.
آیا واقعاً می‌توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالیکه هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه‌ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می‌افتد خیلی خوب است، اما همه می‌دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه‌ها درس می‌دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می‌کنند.

 

معلمـــــان خـــوب متفکـــــر هستند.
این ویژگی شاید تنها خصوصیت مطمئن و مطلق تمام معلم های خوب است چون که بدون آن هیچ کدام از ویژگی هایی که گفتیم به رشد و بلوغ نمی رسد. معلم های خوب به طور عادی به کلاس شان، دانش آموزانشان، روش هایشان و محتوای تدریسشان فکر می‌کنند. آنها مقایسه می‌کنند و در تضاد بررسی می‌کنند، تمایزها و تشابه‌ها را ترمیم می‌کنند، دوره می‌کنند، حذف می‌کنند و ذخیره می‌کنند. عدم موفقیت در مشاهده آنچه در کلاس رخ می‌دهد ما را از تدریس و فرآیند یادگیری جدا می‌کند و اگر خودمان جدا باشیم، چطور می‌توانیم ارتباط پدید بیاوریم؟

 

معلمــــان خـــوب از ندانستن ناراحت نمــــی شوند.
اگر ما صادقانه و متفکرانه به آنچه در کلاس روی می‌دهد فکر کنیم، اغلب مشکلات و معماهایی را خواهیم یافت که نمی توانیم فوراً آنها را حل کنیم، سوالاتی که نمی توانیم پاسخ بدهیم. راینرماریاریکله در نامه هایش به یک شاعر جوان چنین نوشته است: "بکوش تا خود سوالات را دوست بداری چنانکه گویی آنها اتاقهایی با در بسته هستند یا کتابهایی که به زبانی بسیار غریبه نوشته شده اند. اکنون با سوالات بزی. شاید پس از این، روزی در آینده دور، اندک اندک و بدون توجه، بتوانی راهت را به سوی پاسخ زندگی کنی. " (1986 - صفحه 34 و 35) به همین ترتیب تدریس ما در صورتی سودمند است که بتوانیم اندکی با یک سوال زندگی کنیم، بیندیشیم و مشاهده کنیم و بگذاریم پاسخ سوال در جواب وضعیت خاصی که در آن هستیم، خود رشد می‌کند.

 

معلمـــان خوب الگـــوهای نقشـــی خوب دارند.
دوباره به سه معلم خوبتان فکر کنید. چطور نحوه تدریس خود شما، خودآگاه یا ناخود آگاه، توسط اعمال و رفتار آنها شکل گرفته است؟ به بدترین معلمی که داشتید فکر کنید. از چه چیزهایی مطلقاً پرهیز می‌کنید چون به یاد می‌آورید که چه اثر تخریب کننده ای بر شما و هم شاگردی هایتان داشته اند؟ ما تدریس را به تدریج یاد می‌گیریم و ایده‌ها و رفتارها را به آرامی از بسیاری از منابع جذب می‌کنیم. تا به حال چند فیلم دیده اید که شخصیت معلم در آنها حضور داشته است، و چطور این فیلم‌ها به شما الگو داده اند؟ ما همیشه از تأثیرات خوب و بد روی تدریسمان آگاه نیستیم. با اندیشیدن به الگوهای تدریس و نحوه گرفتنشان بهتر می‌توانیم با چالش های جدید تطبیق و تغییر کنیم.

 

معلمـــــان خوب از کارشان و دانش آموزانشان لذت مـــی‌برند.
این نکته بدیهی به نظر می‌رسد، اما به همین سادگی هم فراموش می‌شود. معلمانی که از کار و بچه‌ها لذت می‌برند با انگیزه اند، انرژی دارند و خلاق هستند. در نقطه مقابل لذت، بی حوصلگی است؛ وضعیتی که هیچ کس در آن جرقه ای از علاقه نمی یابد. توجه داشته باشید که لذت بردن از کار و لذت بردن از دانش آموزان دو چیز جداگانه است. تمرکز زیاد بر روی محتوا ممکن است به بچه‌ها حس بی ارتباطی، سوء تفاهیم یا جاماندگی بدهد. توجه بیش از حد روی دانش آموزان، بدون توجه به محتوا، باعث می‌شود دانش آموزان حس خوب و مفهوم شدن داشته باشند اما ممکن است کمکی به آنها در کسب اهداف آموزشی با سرعت مناسب نکند. به دست آوردن تعادل بین این دو نقطه حدی به زمان و توجه نیاز دارد و باید با دقت مشاده کنید با دقت ارزیابی کنید و روی یافته هایتان کار کنید. میل دارم با شعری از لائوتسه، حکیم چینی و صاحب کتاب تائوته چینگ نتیجه گیری کنم. من در تمام این سالها نسخه ای از آن را همراه خودم داشته ام و پیام آن را هم مفید و هم چالش برانگیز یافته ام. این شعر به ما یادآوری می‌کند که تدریس خوب وضعیتی ثابت و ایستا نیست بلکه فرآیندی دائمی است. ما هر روز برای معلم بهتر شدن فرصت داریم و معلم خوب آن کسی است که فرصت‌ها را از دست نداده است.

 

بعضـــی می‌گویند که تعلیم من بی معناست

ولی دیگــران آنرا بی فایده می‌دانند

اما برای آنان که به درون خود نگــریسته اند

این بی معنایی، معنایی کامل دارد

و برای آنها که به کارش گــرفته اند

این والایـــی ریشه هایـــی بس عمیـــق دارد

من تنها سه چیــز برای یاد دادن دارم

سادگــی، صبـــر، رحــم

با سادگــــی در اعمــال و افکـــار

تو به ســــرچشمه بودن برمیگــــــردی

با صبوری با دوست و دشمن

تو با بودن همه چیز هماهنگ میشوی

و با رحیم بودن نسبت به خودت

با هر آن چیز در جهان، آشتی می‌کنی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 ویژگیهای معلمان اثربخش

 

 

معلمان باید استانداردهایی برای موفقیت تعیین کنند و دانش آموزان را آگاه سازند که از همه آنها  انتظار می رود به این استانداردها دست یابند. این توصیه، دو موضوع بسیار با اهمیت را به یکدیگر  پیوند می دهد:

 

یکـی تعیین استانداردهای هدفمند، یعنی استانداردهای مهم، چالش برانگیز و قابل حصول و دیگــری انتقال انتظارات معلم به دانش آموز، یعنی انتظار دستیابی آنان به این استانداردها ، این توصیه از اینرو اهمیت دارد که علاوه بر پیشنهاد دستیابی به بعضی استانداردها ،پیشنهاداتی نیز برای اجتناب از استانداردهای دلخواه و ناپایدار ( هوس برانگیـز ) دارد. همچنین توصیه می کند، از استانداردهایی که برای دانش آموزان قابل حصول نیستند، دوری شود و از استانداردهایی که دانش آموزان بدون هیچ تلاشی میتوانند به آنها دست یابند نیز پرهیز شود و سرانجام این که نباید انتظارات زیادی از دانش آموزان به خصوص گروه های کوچکتر دانش آموزی داشت.

 

تشــویــق

دانش آموزان را باید به خاطر توجه و تلاشی که برای یادگیری می کنند، تشویق کرد. دانش آموزان، اغلب نه برای توجه و تلاش بیش تر ترغیب می شوند و نه به خاطر توجه و تلاشی که برای یادگیری می کنند، تشویق کرد. دانش آموزان اغلب نه برای توجه و تلاش بیشتر ترغیب می شوند و نه به خاطر توجه و تلاشی که برای یادگیری می کنند، پاداش می گیرند. تحسین ساده رفتارهای مطلوب،در بسیاری از موقعیتها و برای بسیاری از دانش آموزان موجب تحیر و شگفتی می شود. در صورت لزوم میتوان از تقویت کننده هایی همچون کربن ( token) که می توانند در ازای کالا یا خدمات معاوضه شوند و یا دادن وقت اضافی به دانش آموزان برای تمام کردن کاری که می خواهند انجام دهند، استفاده  کرد.

 

یــــــــــــــــــادآوری

باید به دانش آموزان کمک کرد تا راهبرد هایی را برای یادگیری اتخاذ کنند.به ویژه برای یادآوری آنچه تدریس شده است و به کارگیری آنچه یادگرفته اند.به دفعات به دانش آموزان گفته می شود که چه چیزهایی را باید یاد بگیرند و برای یاد گرفتن ، لازم است چه چیزهایی را بدانند یا انجام دهند. حتی  ممکن است به آنها گفته شود که چرا مجبورند بعضی چیزها را یاد بگیرند.در حالیکه اغلب ،چگونه یاد گرفتن به آنها  آموخته نمی شود.

 

راهبردهای زیر از جمله راهبردهایی هستند که می توان آنها را به دانش آموزان  آموخت:

۱. راهبردهای تمرین ذهنی ( rehearsal  ) :

یعنی به طور فعال برشمردن یا نام بردن چیزهایی که قرار  است یاد گرفته شوند.

۲. راهبردهای تشــریحی ( elaboration strategies ) :

روش های افزودن یا بسط دادن آنچه قرار است آموخته شود.

۳. راهبردهای سازمانــی ( organizational strategies) :

شیوه های قرار دادن آنچه یاد گرفته می شود ، در چارچوبی بزرگ تر.

۴. راهبــــردهای پایشــی ( monitoring strategies ): 

طریقه های رسیدگی به پیشرفت خود در جهت یادگیــری.

معلمان کارا باید بتوانند، زمینه همه یا هریک از راهبردها را برای دانش آموزان فراهم آورند.

 

نگه داشتــــــن دانش آمـــــوز در فضای یادگیــــــری

معلمان باید موقعیت هایی را در کلاس به وجود آورند که باعث حفظ و نگهداری ( holding  power ) دانش آموزان در فضای یادگیری شوند. چنین موقعیت هایی این امکان را فراهم می سازند که دانش آموزان به طور پیوسته در فرآیند یادگیری درگیر شوند و این درگیری تداوم یابد. به عبارت دیگر ، این موقعیت ها ، قدرت نگاه داری و حفظ توجه و درگیری دانش آموزان را از مزاحمت ها و عوامل پرت کننده حواس حفظ می کنند. در این موقعیتها، دانش آموزان به طور مداوم در یادگیری خویش مشارکت می کنند و نیازی نیست که برای آموزش، منتظر مساعدت دیگران بمانند. چنین موقعیت هایی متضمن فعالیت هایی هستند که از طریق آنها دانش آموزان می توانند، چیزهایی بسازند یا انجام دهند. به این طریق است که دانش آموزان به طور فعال درگیر یادگیری می شوند.

 

جلب تــوجه

در جریان ارائه مطالب، معلمان باید از راهکارهایی که توجه دانش آموزان را جلب و آنها را درگیر یادگیری می کنند، بهره بگیرند. معلمانی که در پی بهبود کارایی خود هستند، می توانند از راهکارهای متعددی استفاده کنند.آنها می توانند سوال هایی بپرسند و تکالیف کوتاهی بدهند برای اینکه شاگردانشان درباره آنچه ارائه می شود، فکر کنند. در این مورد می توان به استفاده از تمرین های محاسبات ذهنی ( emental  computation  exercises  ) در کلاس های ریاضی و همچنین طرح سوال هایی که پاسخ آماده ندارند و سوال هایی که ایجاب می کنند دانش آموزان عقیده ای را بیان کنند و از آن دفاع نمایند ،اشاره کرد. پاسخ به اینگونه سوالها معمولا مستلزم آن است که دانش آموزان به جای اتکاء به پاسخ های برنامه ریزی شده و طوطی وار ،درباره آنها فکر کنند .گاهی معلمان می توانند از دانش آموزان درباره پاسخی که دانش آموز دیگری داده است، سوال کنند.در این صورت، دانش آموزان باید از آنچه در کلاس مورد بحث قرار گرفته است ،آگاه شوند و هر لحظه، آماده مشارکت در گفت و شنود کلاس باشند.

 

حـــرکت در بین دانش آمــوزان

در جریان انجام تکلیف های انفرادی، معلمان باید بین دانش آموزان حرکت کنند و بر کار آنها نظارت  داشته باشند. این توصیه به دو منظور صورت می گیرد، اول اینکه حضور فیزیکی معلم در کنار دانش آموزان، دقت و توجه  آنها را به تکلیفی که در دست دارند ، افزایش می دهد. دوم که مهمتر از اولی است، این است که معلم با نظارت بر کار دانش آموزان می تواند در صورت نیاز مساعدت های لازم را به آنها بکند.

 

محبـت به دانش آموزان

معلمان باید علاقه و محبت خود را هم به صورت کلامی و هم از طریق ابزارهای غیر کلامی چون: توجه تمام و کمال به دانش آموزان، حفظ و تداوم ارتباط چشمی با آنان، لبخند زدن و ایماء و اشاره نشان دهند.

ما اغلب فراموش می کنیم که اکثر دانش آموزان برای معلمانی که برای آنها محبت می کنند و معلمانی که آنها را مورد احترام قرار می دهند، هر کاری را انجام می دهند. در بیشتر موارد، دانش آموزان حاضرند هر کاری کنند تا تایید چنین معلمانی را به دست آورند. آشکار است که معلمان باید در ابراز علاقه و محبت خویش نسبت به دانش آموزان صادق باشند وگرنه، احترام آنان نزد دانش آموزانی که ریاکاری و دورنگی می بییند، رو به افــول می گذارد.

 

 منبـع: مقاله ویژگیهای معلمان اثربخش، دکتـر علی رووف، روزنامه  همشهری.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط فاطمــــــه اسلامیــــــه  | 

 

 

 ویژگیهای معلم کارآمد

 

 

 

معلمي شغل مهمي است كه ضرورت آن بر كسي پوشيده نمي باشد .اين ضرورت از نظر  مولفين، عمدتا شكل دهي تجربياتي است كه منجر به تغييرات مطلوب رفتاري در دانش  آموختگان مي شود .بخاطر همين ضرورت آشكار است كه نقش معلم جنبه نهادي پيدا  كرده و بسياري از  گروههاي اجتماعي و افراد و دانشجويان و دانش آموختگان مختلف ،انتظارات كلي مشخصي از آنچه كه يك معلم هست و  بايد باشد دارند .اما به نظر مي  رسد انتظارات كلي مورد نظر در عمل دچار مشكل مي گردند. زيرا همه ما در طول حيات  تحصيلي يا حرفه اي خود با معلمان و اساتيدي مواجه شده ايم كه از آنها با كلمات خوب  يا بد ياد كرده ايم! بنابراين يك سوال اساسي پيش مي  آيد  كه  آيا اين دو معلم با يكديگر اصولا يكسان  هستند يا  اينكه  تفاوتي  بين  آنها وجود دارد؟

 

آيا  همه  معلمان باهوش و كارآمد  هستند؟ آيا  مي  توان  ملاكهايي  براي  شايستگي يك  معلم  تصور  كرد يا اينكه معلمان  همگي  يكسانند و  ملاك  مشخصي  براي  شايستگي يكي  بر ديگري  وجود  ندارد؟آيا  ذاتا  برخي  از افراد  معلم  به  دنيا  مي آيند يا  معلمي حرفه  اي  است  كه  بعضي  ها آنرا  بهتر  ياد  مي  گيرند؟ اين سوالات ،مطالب مهم و حياتي مي باشند كه مي بايست به آنها پاسخهاي دقيق داد. بطور كلي تحقيقات اخير نشان داده كه هوش و شخصيت معلم در مقايسه با توان  عملي و كاربردي او در كلاس درس از اهميت كمتري برخوردار است .به عقيده  برونينگ و گلاور(1375)، اين  تحقيقات ،بسياري از مهارتهايي را كه موجب تفاوت كيفي تدريس مي شود مشخص ساخته اند.

 

به  عقيده  مك دانلد  معلمان خوب  قادرند  يادگيري   دانش  آموزان  را  افزايش  داده  و  از  طريق  پاداش  دادن  به  دانش  آموزان  و  دادن  امكانات  بيشتر  بريا  آموختن  ،سطح  انگيزه  آنها  را  بالا  ببرند. به  عقيده  برونينگ  و  گلاور ،در  كنار  نقش  هاي مورد  نظر ، معلمان  خوب  كه  از  آنها  به  نام  معلمان  كارآمد  نام  مي  بريم ،قادرند قدرت  تفكر  دانش  آموزان  را  پرورش  داده ،رشد  او  را  تسهيل  سازند  و  به  خوبي  از  عهده  اداره  كلاس  برآيند .به  منظور  بررسي  ويژگيهاي مورد  نظر  شايد  صلاح  باشد  آنها  را  با  تعمق  بيشتري  بنگريم .

 

زيرا  چناچه  فونتانا   تصريح نموده  عليرغم  پژوهشهاي  انجام  شده  در  خصوص  ويژگيهاي  معلمان  كارآمد  و  موفق ،هنوز  يافته  ها  و  اطلاعات اندكي  موجود  است .اين  مسئله  البته  تعجب  آور نيست  زيرا  عوامل  زيادي  در  بيرون  از  معلم  وجود  دارند  كه  وضعيت  را  پيچيده  مي  سازند،مانند : سن ،توانايي  و  زمينه  هاي  اجتماعي ،اقتصادي ،دانش آموزان ،موضوع  تدريس ،محيط مدرسه و... به  عقيده  فونتانا  آنچه   براي يك  معلم  به  صورت  مجموعه  اي  از  شرايط  عمل  مي  كند  مي  تواند  براي  معلم   ديگر  يا  همان  معلم  در  شرايط  ديگر ،كارايي  نداشته  باشد .

 

با  اين حال خصوصيات و كيفيات مهم و مشخصي وجود دارد كه مي توانيم در مورد آنها  بحث نموده و به تعميم هايي دست بزنيم .اين كيفيات عبارتند از :

 

۱- تـــوانايــي جذب دانش آموزان و دانشجــــويان : 

به عقيده  دكتر سيف ،يكي از ويژگيهاي معلمان كارآمد جذب شاگردان به جلسات  درس  و  ادامه  شركت آنان در  فعاليتهاي يادگيري مي باشد. به  عقيده  برونينگ  و  گلاور ،معلمان كارآمد قادرند آنچه  را  دانش  آموزان  ايشان  بايد  فرا گيرند به آنها منتقل سازند. آنها سازمان  يافته  تر  عمل  كرده  و  شاگردان  خود  را  خيلي  روشن توجيه  نموده  به  نحوي كه شاگردان  آنها  م ي دانند چه  كاري  را  بايد  انجام  دهند. توانايي انتقال  اهداف  درس  به  دانش  آموزان ،تاثيرات  عميقي  بر  آمادگي دانش  آموزان  براي  شركت  در كلاس ، بر كار  ايشان  در كلاس  و  نيز مطالعاتي  كه  بايد   انجام  دهند دارد . معلمان  با كفايت  مي  دانند  كه  براي  هر دانش  آموزي  درس را بايد از  كجا شروع  كرد  و  هر  جا  كه  لازم  آيد  به آموزش انفرادي روي مي  آورند  و سرعت تدريس را  متناسب با پيشرفت دانش آموزان تنظيم مي كنند، به همين دليل همه دانش آموزان، چون  مطالب  با  مهارتهاي  متفاوت  ايشان  تناسب  دارد،به  فعاليت برانگيخته مي شوند.

 

۲- پــــرورش مهــــارتهاي فكـــــري : 

به  عقيده  برونينگ  و گلاور  ،شايد  بتوان  هدف  تعليم  و  تربيت  را پرورش  قوه تفكر  دانش  آموزان   دانست  و  چون  يادگيري  معنا  دار،به  ويژه  براي  رشد  قواي  فكري  دانش  آموزان  با  اهميت  مي  باشد ،معلمان   موفق مي  توانند  فعاليتهاي  آموزشي را  معنا دار سازند.بدين  منظور  يك  معلم  كارآمد  يادگيري  جديد  دانش  آموزان را  طوري  هدايت  مي كند  كه  با  دانش  قبلي  آنها  همساني  داشته  باشد  تا  دانش  آموزان  بتوانند دانش   جديد  را به  نحوي   منطقي  در حافظه  خود  سازمان  دهند.زيرا  يادگيري  مداوم  محتاج  سازماندهي  منطقي  مطلب  با  يكديگر  است.

 

۳- يادگيـــــري و ارزيابـــــي آن :

يكي ديگر  از خصوصيات  يك  معلم  كارآمد  توجه  به  پيشرفت  تحصيلي  شاگردان  و  ارزيابي  يادگيري  آنها مي  باشد.مطابق  با  آنچه  گفته  شد  تدريس  خوب  با  دقت  و  وسواسي  در خور  توجه  ارزيابي  مي  شود ،به  شكلي  كه  دايما  مي  توان  تغييرات  لازم  را  در آن  صورت  داد. در  اين  وضعيت  دانش  آموزان  در مورد  يادگيري  خود  فيدبك  سريع  و  مطلوبي  دريافت مي  كنند.به  عقيده  برونينگ و گلاور  ،معلمان كارآمد  از  مهارتهاي  لازم  براي  ارزيابي  دانش  آموزان  برخوردار  بوده   و  قادرند   ميزان   يادگيري  ايشان   را  تعيين  كنند . و وسايل  اندازه  گيري  و  ارزيابي  بطور  عمده  عبارتند  از  امتحانات  كلاسي ،تكاليف  درسي  ،پروژه  هاي  تحقيقاتي  و  آزمون هاي   استاندارد  شده. اطلاعات بدست  آمده   از ابزار  ها  و  وسايل  بالا  معلمان  خوب  را  كمك  مي  كند تا  روش   تدريس  خود  را  تنظيم  كنند. يادگيري  دانش  لآموزان  با  دريافت  پسخوراند(فيدبك ) ناشي  از ارزيابي  دقيق ،تسهيل  مي گردد.

 

۴- يادگيــــــــري  مــــــــداوم : 

به  نظر  مي رسد مي  توان  بهترين  معلمان  را كساني دانست  كه  اوقات  خود  را  صرف  يادگيري  مي  كنند.به  نظر مي  رسد  متاسفانه برخي  از  معلمان  با  شروع  تدريس ،يادگيري را متوقف مي سازند  و  به  جزوه هايي كه  روزگاري  تهيه  كرده  اند  بسنده مي  سازند.به  همين  دليل  جهان  در حال  تغيير از كنار  آنها  مي گذرد و  به  سرعت  ايشان  را در  وضعيتي  قرار  مي  دهد  كه  ديگر  آمادگي  تدريس كارآمد  را  ندارند .يك  معلم  كارآمد معمولا  تحولات  مربوط  به  رشته  خود  را  تعقيب  مي  كند و  دائما  مهارتهاي  خويش  را  بهبود  مي بخشد .آنها  همواره  در  حال آموختن  هستند. به  عبارتي  ديگر  آنها دائما  در حال شاگردي  كردن  هستند.

 

۵- اداره كــــــــــلاس :

معلمان كارآمد معمولا داراي كلاسي مطلوب ،منسجم و پربار هستند.معلمان كارآمد  نسبت به آنچه در كلاس ايشان  اتفاق مي  افتد  بسيار حساس  هستند و  قادرند  مشكلات  را  رفع  كنند.اين  معلمان  اغلب  توجه  كافي  به  شاگردان  داشته  و حساس  اند كه  به  همه  افراد  فرصتها  و  كمك  مساوي   داده  شود .از اين  نظر  معلمان  خوب ،راحت  و  قابل اعتماد  و  اطمينان  جلوه  مي  كنند. اينان  معلماني  صبور  و  بردبارند و  الگويي  عالي  از اجراي  نقش خود هستند. آنها  به  موقعيت  دانش آموزان توجه كرده و  به  عقيده  گينات  نسبت  به  دانش آموزان  توجه و مراقبت  نشان  داده  و  به  شاگردان  كمك  مي كنند  تا  فراگيرند  كه چگونه  مي  توان با ديگران همكاري جمعي داشت و در  عين  حال  خوشحال  و مفيد  بود .آنها  محيطي  ايجاد  مي كنند لذت بخش شادي آفرين  كه  در  آن  شوخي  و  تفريح  مشترك  مرزهاي  ميان معلم  و  كلاس را  تقليل  داده  و  به  شرطي كه  در  آن زياده  روي  نشود  به  كلاس  كمك  مي  كند  كه  معلم  را  بيشتر  به  صورت  يك  دوست  و همراه  تصور  كنند. همين  نحو ،آمادگي  همكاري  با  دوستان  در كلاس  افزايش  يافته  و  بدين  ترتيب  تعداد  حوادثي  كه  به  مشكلات  موجود  در كنترل كلاس مي  انجامد ،تقليل مي  يابد.

 

۶- آخرين  ويژگــــي  معلمان كارآمد رفتارهاي  كلاســــي  معلمان  است.

به عقيده بسياري از پژوهشگران آموزشي،همبستگي معناداري بين بعضي  از  رفتارهاي  معلمان و پيشرفت تحصيلي شاگردان آنها وجود دارد.دكتر سيف به نقل از رونشناين و  فرست ( Rasenshine   & Furst ) ،هشت متغير آموزشي يا رفتار كلاسي معلمان را كه با  يادگيري شاگردان رابطه و همبستگي معني دار نشان  داده اند معرفي كرده  اند.اين  متغيرها عبارتند از :

  • روشنــــي توضيحات معلــــم در كــــلاس.
  • انعطاف پذيري در روش آمــــوزش.
  • اشتياق در كار،شامل تحرك در كلاس،حركات سرو دست و نوسان صدا .
  • احساس مسووليت در عمل،شامل تاكيد بر يادگير ي و  فعاليت شاگردان .
  • فرصت يادگيري دادن به شاگردان براي  يادگيري  مطالب تا  سرحد  تسلط.
  • استفاده از عقايد شاگــــردان ، شامل تشويق شاگــــردان به اظهار نظــر و تاييد نظــــريات آنها.
  •  استفاده از مطالب سازمان دهنده شامل مــــرور كردن مطالب و ايجاد ارتباط مطالب درسي با يكديگـــــر.
  • طـــــرح سوالهاي داراي سطوح مختلف، از جمله سوالهايـــي كه با چه ،كجا، چــرا و  چگونه شــــروع مي شود.

مطابق تحقيقات به  عمل آمده به نظر  مي رسد كه مهمترين متغير  آموزشي معلم كه  بيشترين همبستگي را با يادگيري شاگردان دارد روشني توضيحات و مطالبي است كه  معلم در آموزش خود در اختيار شاگردان قرار مي دهد.

 

 فاطمــــه اسلامیــــــه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط امیر حسین محمد داودی  |